تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۲۳۹۰۶
پشت پرده یک شعار انحرافی:

چه کسانی و چرا می‌گفتند : «مرگ بر روسیه»

نویسنده: مهدی فیروزکوهی

قانون گریزی و هوچی گری، مشخصه بارز گروه های غوغا زیستی را تشکیل می دهد که حیات خود را در فضای غبارآلود و مبهم سیاسی تعریف می کنند. این گروه ها که در فرهنگ جامعه شناسی «گروه های فشار» خوانده می شوند حاضر به تمکین در برابر قانون نیستند و پذیرش سازوکارهای قانونی را، با نابودی خود، یکسان انگاشته از پذیرش هنجارهای رایج جامعه قانونی روی بر می تابند.
درایام اخیر خیابان های تهران هر از گاهی شاهد ظهور و بروز چنین پدیده هایی بود.
گروهی قانون شکن درصدد بودند تا به آنچه که از طریق شیوه های رایج دموکراسی و ابزارهای قانونی دست نیافته اند از طریق فشار از پائین در سطح خیابان های تهران برسند. چیزی که در این میان تعجب صاحبان خرد را برمی انگیزاند چرخش 180درجه ای مدعیان قانونگرایی دیروزی است که چنین بی محابا به تیشه زنی به ریشه باورهای سالیان پیش مشغول گشته اند! آنان که داعیه افراطی قانون و دموکراسی خواهی ایشان گوش فلک را پر کرده بود اینکه رویای فتح قانون را در سر می پرورانند!
در روزگاری نه چندان دور که پدرخوانده های جریان موسوم به دوم خرداد به تئوریزه کردن تئوری توسعه سیاسی درجامعه دینی ایران در روزنامه های زنجیره ای می پرداختند؛ آموزه های پروتستانیستی را با شدت هرچه تمام تر دنبال می نمودند. آنان در این راه، افراطی تر از «مارتین لوتر» به تشکیک در باورها و آموزه های دینی مردم ایران مشغول بودند تا حدی که هنجارهای رایج این مردم در تقلید از مراجع معظم تقلید را «رفتار میمون وار» خوانده و با بی شرمی هرچه تمامتر آیات قرآن را تحریف شده قلمداد نمودند! و درصحت آیات آن تشکیک نمودند. حتی تا بدانجا پیش رفتند که خواستار تغییر محتوای ادعیه و زیارات وارده از ناحیه معصومین علیهم السلام- بدلیل آنچه آن را خشونت زا بودن این ادعیه می خواندند- برآمدند. تعدد این موارد جسارت آمیز بحدی است که دراین مقال، مجال طرح آن نیست اما آنچه که مسلم است کارنامه قلم فرسایی های این جریان که گستاخانه، اعتقادات اصیل و حرکت آفرین تشیع و باورهای دینی مردم مومن ایران را آماج حملات ناجوانمردانه خود قرار داده بودند چنان تاریک است که با وجود گذشت چندین سال از طرح وثبت آن در تاریخ، تاکنون هیچ یک از سران خودخوانده دوم خردادی حاضر به پذیرش مسئولیت آن انتشارات نمی باشند. این نوشته بدنبال ارزشیابی رفتارهای بدور از منطق این جریان در طی سالیان استحاله طلبی نمی باشد اما حافظه تاریخی ملت انقلابی ایران نمی تواند تعارض بارز تظاهرهای کنونی شیوخ دوم خردادی را با عملکرد نیمه دوم دهه هفتاد برخی از همسنگرانشان رفع نماید.
با نگاهی گذرا به اتفاقات چهار ماهه اخیر تهران، متوجه تغییر فاز تدریجی در «لایه رفتاری» جریان استحاله طلب از دین ستیزی های مستترشان به نمایش ها و تظاهرهای دینی می باشیم بگونه ای که عقبه اجتماعی این جریان نیز هنوز نتوانسته است خود را بطور کامل با این چرخش تاکتیکی سرکردگان خود وفق دهد. از این منظر شاهد بروز بعضی از رفتارهای متناقض در بعضی از سمپات های یک جریان شناخته شده سیاسی هستیم. در راهپیمایی روز قدس امسال عده ای معدود- که با تحریک القائات چهل روزه رسانه های بیگانه، قدم در صفوف مردم قهرمان ایران نهاده بودند- امید داشتند که بتوانند این صحنه ملی را به صحنه سرسپردگی خود به دشمنان تاریخی قسم خورده ملت ایران تبدیل نمایند فتنه ای که با هوشیاری ستودنی مردم تهران در نطفه خفه شد.
این عده- که به نماز اولی ها معروف شدند!- پیش از این نیز با حضور تشکیلاتی در نماز جمعه دو ماه پیش تهران و با اقامه نماز نامزدی! آنهم با کفش، صحنه های خنده داری را خلق کرده بودند این بار با سیگارها و بطری های آبشان در آخرین جمعه ماه رمضان آبرویی دیگر از پدرخوانده های سیاسی خود بردند. امری که با تمام ریاکاری های سیاسی آنان در مواردی به خلق صحنه های عجیبی منجر می شد که با وجود شرم قلم از ذکر آنها، متأسفانه صحنه های همیشگی میتینگ های سیاسی سالیان اخیر یک جریان شناخته شده سیاسی را تشکیل می دهد. و ذکر آنها جز ترویج فحشا عاید نخواهد کرد. ذکر هنجارشکنی های این جماعت معلوم الحال در روز قدس امسال و روزه خواری های آشکار آنان در این مراسم عبادی- سیاسی به حدی گویا بود که نیازی به ارائه شاهد و بینه نمی باشد اما درعین حال اصرار ناشیانه این طیف، برای استفاده بعضی از فریب خوردگانشان از نمادهای دینی نظیر چادر وتسبیح (و حتی در برخی موارد جامه طلبگی) به شدت جلب توجه می نمود!! چیزی که بیش از همه یادآور این حدیث امیرالمؤمنین علی(ع) بود که: من یطلب العز یغیر حق یذل
هرکه از غیر راه حق به دنبال عزت باشد خوار گردد.
(کافی جلد 8 ص 2)
اما به راستی در پشت پرده شعار مرگ بر روسیه این جماعت چه می گذرد؟ آیا به واقع می توان پذیرفت که اعتراض حامیان نامزدهای شکست خورده انتخابات، صرفاً به خاطر ارسال پیام تبریک ساده ای بود که توسط رئیس جمهور روسیه برای رئیس جمهور منتخب مردم ایران فرستاده شده بود؟
برای پاسخ به این سؤال، قدری عمیق تر می شویم و با تأنی در سوابق تاریخی این رفتار در تاریخ ملت ایران متوجه حقیقتی می شویم که پرده از راز این شعار برمی دارد. در سالیان نه چندان دور، رژیم سفاک پهلوی که ید طولایی در سرکوب و کشتار مردم مسلمان و انقلابی ایران داشت برای توجیه جنایات خود علیه انقلابیون مسلمان ایران دست به جنایتی دیگر زده و مخالفان خود را به گرایش به حزب توده متهم می نمود. این حزب بدنام که در آن زمان به دلیل طرفداری از مشی مارکسیستی، در بین جوامع مسلمان و ازجمله مردم مؤمن و متدین ایران تشکیلاتی منفور بود اسم مستعاری شده بود برای خواندن مخالفان رژیم خونخوار پهلوی!
در آن زمان بیشترین بهره برداری از این واژه را خود شخص محمدرضای سفاک می کرد و با اطلاق عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه» به مخالفینش، رؤیای طرد انقلابیون از سوی مردم مسلمان ایران را درسر می پرورانید تا بتواند بستری برای سرکوب بی سروصدای آن مخالفان را فراهم کند. زهی خیال باطل! که هوشیاری مردم ولایتمدار ایران عزیز را نادیده گرفته بود و گمان می کرد که همه مردم ایران از فهم و شعور پائینی به اندازه خود وی برخوردارند. او که نمی توانست با حرکت توفنده ملت مقابله کند به شیوه های کثیف «دروغ واتهام» به حرکت دینی امت خداجوی ایران اسلامی روی آورده بود.
هم اینک از آن حوادث تاریخی قریب به نیم قرن می گذرد و درحالی که محمدرضای پهلوی به استحقاق جنایت ها و خیانت هایی که برای وطن کرده بود در خارج از وطن، رهسپار گور گردیده تا سزای اعمال ننگینش را در پیشگاه عدل الهی بدهد عده ای مفلوک سلطنت زده همان راه و روش آن «اسطوره استبداد و شقاوت» را درسر می پروراند.
هدف دیگری که رژیم پهلوی از انتساب مخالفینش به شوروی سابق دنبال می کرد همان هدفی است که امروزه نیز توسط «رهروان مسیر استبدادی وی» دنبال می شود.
آن هدف عبارت است از ایجاد توجیهی به ظاهر معقول برای جیره خواری و سرسپردگی آمریکا- بعنوان رقیب وقت شوروی- از سوی خودشان! اگر در آن دوران، این اتهام به مخالفان شاه، موجبات توجیه «سرسپردگی شرم آور به آمریکا و ژاندارم آن دولت در منطقه شدن» را برای محمدرضا فراهم آورد برای مزدوران امروزی آمریکا نیز افاقه خواهد کرد!. اتفاقا اینک نیز مزدوران داخلی آمریکایی بمنظور ایجاد سرپوش توجیهی برای اخذ جیره و مواجب از سوی آمریکا- به عنوان دشمن شماره یک ملل آزادیخواه جهان- درصدد برآمده اند تا در تقلیدی کورکورانه از محمدرضا منحوس و شاید به توصیه همان ارباب محمدرضا- آمریکا- مخالفان خود را به همدستی با روسیه متهم کنند!
واقعیت آن است که دولتمردان آمریکایی در دوراهی عجیبی گرفتارند از طرفی شعار تغییر داده و دم از گفتگو با ایران و بهینه سازی روابط می دهند و از طرف دیگر خواستار براندازی تنها نظام دینی موجود در جهان که ماهیت نظام سلطه را به چالش کشیده- می باشند. این دوراهی، همواره فراروی دولت های دموکرات آمریکا چه در سالهای آغازین انقلاب اسلامی و چه بعد از آن بوده است. در این تنگنای تئوریک، مقامات آمریکائی برای توجیه افکار عمومی خود نیز ناگزیرند در عین مراعات «ژست انساندوستانه» بنحوی از انحاء از مزدوران خود در داخل ایران حمایت کنند. در این میان، تأمل در مواضع اخیر دولتمردان آمریکایی که برای توجیه مالیات دهندگان کشورشان، مجبور به طرح برخی واقعیاتی شده اند که پیش از این هرگز چنین نمی کردند ما را به واقعیاتی رهنمون می سازد که توجه به آنها علت رفتارهای اخیر استحاله طلبان داخلی را روشن می سازد. واقعیت آن است که با شتاب روزافزونی که تحولات بین المللی به خود گرفته است معیارها و ابزارهای «قدرت و استیلا» که به آن هژمون گفته می شود؛ دچار تغییرات شگرفی شده است.
از جمله اینکه ابزار اعمال قدرت در جهان امروز، برخورداری از همراهی افکار عمومی و بویژه کسب حمایت افکار عمومی داخلی گردیده است. از اینرو دولتمردان تمامی جوامع سعی می کنند با استفاده از «قدرت نرم» خود به مهندسی مطلوب افکار عمومی به نفع خود مبادرت نمایند. در داخل آمریکا نیز مقامات آمریکایی مجبورند برای حفظ همراهی همین افکار داخلی با خودشان، هرازگاهی برخی مطالب را علیرغم میل باطنیشان و با وجود آنکه می دانند به ضرر مزدورانشان در داخل ایران تمام می شود را بر زبان بیاورند. چرا که در شرایط اخیر بحران اقتصادی آمریکا، دولتمردان آن کشور مجبورند برای مالیات دهندگان آمریکایی توجیهی برای هزینه کردن مبالغ کلانی که به مخالفان حکومت ایران می پردازد بتراشند. چندی پیش، وزیر خارجه دموکرات آمریکا در برابر فشارهای افراطیون کشورش برای کمک به اغتشاشگران ایرانی مجبور شد به حمایت صریح خود از سایت توئیتر در پوشش دادن و جهت دهی به آشوبگران اشاره کند و با آن از زیر فشارهای آنان بگریزد واقعیتی که صرفا بخشی از حقیقت را شامل می شد.
طبیعی است که دولتمردان آمریکایی که خوی استکباری آنها زبانزد عام و خاص است از براندازان مخملین ایرانی حمایت نمایند اما به نیکی می دانند که با آشکار کردن این حمایت لطمه سنگین حیثیتی به این مزدوران خود خواهند زد از اینرو با اشاره به این واقعیت، از ذکر کامل حمایت های بی شرمانه شان از اغتشاشگران خودداری می کنند. بدان امید که با عدم افشاء کمک هایشان، برای جیره خواران ایرانی خود مشکل آفرینی نکنند. واقعیتی که امروزه پس از گذشت چندین ماه از اغتشاشات خودنمایی کرده و در انبوه اعترافات متهمان این حوادث به چشم می خورد ابعاد پنهان ماجرای شعار «مرگ بر روسیه» را از سوی کسانی که حاضر به مرگ گفتن به رژیم صهیونیستی نیستند را روشنتر می نمایاند. این واقعیت بر این نکته تأکید می کند که از آنجاییکه بدلیل خوی استکبارستیزی مردم انقلابی ایران، با برملاشدن دخالت های آمریکا، انگلیس و فرانسه در اغتشاشات اخیر، اقبال مردمی از سران این اغتشاشات دشمن شاد کن روگردان خواهد شد و این مطلوب نظر دولتمردان ایالات متحده نیست. چرا که در غیر اینصورت باید هزینه سنگین از بین رفتن شبکه نفوذی های خود در بدنه حاکمیت ایران اسلامی را بپردازند که به هیچ عنوان برای هیئت حاکمه آمریکا پذیرفتنی نیست. از اینرو این دولت با واداشتن مزدوران خود در داخل ایران به سر دادن شعار مرگ بر روسیه بدنبال این هست که حکومت ایران را طرفدار رقیب سنتی آمریکا در روابط بین الملل- یعنی روسیه- معرفی کند تا پاسخگوی مالیات دهنده های آمریکایی برای هزینه های سنگینی باشد که از جیب آنها برای مشتی مزدور سرسپرده خرج می شود. در واقع در این استدلال آمریکایی، گزاره انتساب مخالفان داخلی حکومت ایران به مخالفت با روسیه، نقش ویژه ای ایفا می کند.
اگرچه هوشیاری توده غالب ملت آگاه ایران و بویژه مردم همیشه در صحنه تهران در پرهیز از این دام آمریکائی و ناهمراهی با جماعت اندک معارضین داخلی که رؤیای قلب ماهیت راهپیمایی روز قدس امسال را داشتند این توطئه را خنثی کرد اما بایستی بگوش باشیم که در فضای سیاسی، شکست خوردگان سیاسی نیز امکان رجوع دوباره را دارند. و این چیزی است که از آن به عنوان «ارتجاع واقعی» یادمی شود. بگوش باشیم و از درس های گرانقیمت حوادث اخیر که با هزینه های سنگینی برای نظام عایدمان شد درس بگیریم و دوست و دشمنی را که در «روز حادثه» شناخته ایم به فراموشی نسپاریمشان!
سران استکباری عالم و ایادی داخلی آنها بخوبی می دانند که از دیدگاه انقلابیون اصیل ایران اسلامی، هر دولتی که ماهیت استکباری داشته باشد خواه آمریکا باشد یا خواه روسیه، منفور و مطرود است. و این واقعیتی است که حضرت امام(رض) در کوران درگیری های داخلی اوائل انقلاب و سال های سختی که بواسطه جنگ تحمیل شده نیابتی از سوی جبهه استکبار، توسط صدام بعثی پیش روی ما قرار داشت فرمودند:
«آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از انگلیس بدتر و انگلیس از هر دو بدتر» از اینرو انقلابیون ایران عزیز و هر انسان وطندوست و آزاده ای در جهان خواهان برخورد با خائنینی است که با هر توجیهی به دامن مطرودین امام راحل عظیم الشأن پناه برده اند و لانه در حفره استکبار نموده اند. در این راه هیچ تفاوتی مابین جیره خواران غرب با مزدوران استکبار شرق قائل نیست. این همان درس بزرگ استقلال ملت ایران است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات