تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۲۳۹۹۲

عملیات خیبر و بدر آغاز جهش در مهندسی جنگ

سردار احمدی میانجی

بعد از اینکه بنی صدر از فرماندهی کل قوا عزل شد و از ایران فرار کرد، نیروهای انقلاب کار را به دست گرفتند، ابتدا محاصرة آبادان شکسته و بعد بُستان آزاد شد سپس طی عملیات فتح المبین، سال 60 درمنطقة دزفول و شوش، رزمندگان منطقة بزرگی از سرزمین های ما را در قسمت شمالی آزاد کردند. یک ماه بعد در عملیات بیت المقدس از اهواز تا خرمشهر نیز آزاد شد.
سپس عملیات رمضان در ایستگاه حسینیه رخ داد اما با موفقیت مواجه نشد زیرا دشمن با پشتیبانی استکبار جهانی، طرح مثلثی ها را با کمک اسرائیل و کارشناسان مختلف آمریکائی و روسی به اجرا در می آورد.
تا اینجا نقش مهندسی جنگ ما در حد سنگر زدن بود، حتی زدن خاکریزبه مرورمعنا پیدا کرد. قبل از انقلاب در آئین نامه های ارتش، مهندسی چیزی فرعی بود و الان هم مهندسی بخشی از پشتیبانی و لُجستیک می باشد، البته بعد از جنگ در نیروی زمینی تحولاتی به وجود آمد و به تبع اتفاقاتی که رخ داد سازمانی را به نام "تحول مهندسی " راه اندازی نمودند.
اگر اکنون هم به نیروی دریایی یا هوایی ارتش بروید می بنید که در حد نگهداری است و کارهای جزئی پشتیبانی وجود دارد لذا در ابتدای جنگ مهندسی معنای به آن صورت نداشت و کم کم از سنگرسازی و خاکریز زدن و... شروع شد تا در بحث عملیات وارد شد و گروه تخریب و... به وجود آمدند.
در عملیات فتح المبین کار جدیدی در مهندسی صورت گرفت و آن این بود که برای حمله و غافلگیری دشمن حدود 10 لشکر نیاز بود اما ما 7 لشکر بیشتر نداشتیم برای همین از نقش مهندسی استفاده کردیم.
سردار محسن رضائی می گوید: به آقای غلامعلی رشید (مسئول اطلاعات دزفول) گفتم که زندانی های قاچاقچی داریم یا نه؟ گفت: بله، گفتم: چند نفر از این قاچاقچی ها را بیاورید، قاچاقچی ها را به منطقه آوردیم و از آنها پرسیدیم: شما برای قاچاق چگونه به عراق می رفتید؟ آنها تنگة دلیجان را نشان دادند و ما توسط قاچاقچی ها به شناسایی پرداختیم و به جای 10 لشکر با 7 لشکر دشمن را غافلگیر کردیم و در نتیجه عملیات فتح المبین با موفقیت انجام شد.
نقش مهندسی به ساخت سنگر و خاکریز و تخریب ارتباط می یابد و به تاکتیک هم نیاز دارد. بعد از این، نقش مهندسی روزبه روز بیشتر می شد خصوصاً بعد ازآنکه در عملیات رمضان دشمن طرح مثلثی ها و موانع را ایجاد نمود، مهندسی نقش خود را پیدا کرد. بعد از عملیات رمضان، عملیات های پراکنده ای انجام گرفت؛ عملیات والفجر مقدماتی را در فکه داشتیم. در بهمن و فروردین سال 61 عملیات های والفجر 1 را داشتیم که عمدتاً به اندازه رمضان است اما باز هم موفقیت های بزرگی در اندازه فتح المبین و بیت المقدس نداشتیم. باید از نقاط قوت و ضعف دشمن استفاده می کردیم، نقاط قوت دشمن زرهی و تجهیزات و نیروی هوایی بود، نقاط ضعف دشمن هم باید شناسایی می شد تا بتوان برنامه ریزی نمود.
نقش مهندسی در عملیات خیبر
حدود 30 در 90 کیلومتر از طلائیه تا چذابه باتلاق و نیزار است، عمق آب از نقطه صفر شروع می شد و حداکثر تا 2 متر می رسید، بعد هم نیزار شروع می شد که 6 کیلومتر آب و 6 کیلومتر نیزار بود.
ارتفاع نیزارها را تا 6 متربود؛ بعد از مطالعاتی که کردیم، فهمیدیم نی ها جزایری در حدود یک کیلومتر یا 2 کیلومتر را تشکیل داده اند. به لحاظ مهندسی به اندازه گیری پرداختیم و مقاومت نی ها را برای خم کردن به هنگام عبور بررسی کردیم اما دشمن به لحاظ ویژگی هایی که این منطقه داشت، فکر نمی کرد که کسی بتواند از اینجا عملیات کند، در جنگ های دنیا و دانشگاه های جنگ دنیا این گونه تدریس می شد که در جایی که مثل اروند یا هورالهویزه، آب است نمی توان عملیات کرد و اگر صورت بگیرد، یا شکست می خورد و یا اگر کاری هم بکند بعد از مدتی کوتاه مجبور به عقب نشینی می شود.
به همین علت برای عملیات خیبر این منطقه انتخاب شد و کار اطلاعات آن و مخفی انجام می شد. فقط چند نفر به اندازة تعداد انگشتان دست از این عملیات خبر داشتند، خود آقای رضائی روی این لجن زارها می رفتند و به بررسی می پرداختند.
مهندسی جنگ از چگونه سنگر زدن و خاکریز زدن و میادین مین و موانع شروع شد و به تاکتیک تبدیل گردید تا به این عملیات ها رسید. در این عملیات رشد مهندسی را می بینید از نیزارها تا جزایر مجنون 13 کیلومتر بود که باید پل زده می شد.
در برابر دشمنی که ماهواره و جاسوس و... داشت و از نظر اطلاعاتی پیشرفته بود باید چه می کردیم که کسی متوجه نشود؟ اولاً افراد کمی از این عملیات باخبر بودند و ما هم در عملیات والفجر 4 در مریوان وکرمانشاه بودیم و همزمان این نقشه ها در پایین دنبال می شد. در اینجا با رعایت مسائل حفاظتی باید 13کیلومتر پل می زدیم که در 2 جزیرة مجنون جنوبی حاجهمت و مهدی باکری شهید شدند و قبل از آن هم حمید باکری در جزیرة جنوبی مقاومت کرد و شهید شد.
عملیات از چند محور شروع می شد؛ یکی از محور بالا و محوری که به جزیرة مجنون جنوبی و شمالی وصل می شد، یکی هم محور طلائیه که اینها باید نهایتاً به هم ملحق می شدند.
رزمندگان از داخل کانال آب پیش می رفتند و در خاک عراق پیاده شدند، در آن جایی که خشکی، تمام نقطة قوت و زرهی دشمن بود، عملیات بسیار سخت می شد، دشمن پیش بینی کرده بود و حدود 400 تانک آنجا چیده بود، از طرف دیگر رزمندگان نتوانستند مسیر را باز کنند و مجبور به بازگشت شدند. حضرت امام فرمود: جزایر مجنون باید حفظ گردد.
جزایر مجنون، جزیره نیست بلکه منطقه ای داخل آب و نیزار است که چاه های نفت عراق در آن وجود دارد که اکنون شرکت های خارجی درچاه های نفت آن کار می کنند، آن موقع فرانسوی ها روی چاه های نفت آنجا کار می کردند و در آب جاده هایی هم زده بودند.
لشکر عاشورا، شهید باکری و لشکر 8 نجف اصفهان، شهید کاظمی در اینجا مقاومت کردند که پاتک دشمن شدیداً شروع شد. نوک جزیرة جنوبی مورد هجوم تانک ها قرار گرفته بو د به طوری که عراقی ها این جاده ها را شکستند و فشار بسیار زیادی وارد کردند؛ ما باید بولدوزر فراهم می کردیم تا جلوی آب را بگیرد. حمید باکری و همت دراینجا شهید شدند و رزمندگانی هم از 2 لشکری که مقاومت می کردند شهید و اسیر شدند. بالاخره جزیرة مجنون بعد از سه ماه مقاومت رزمندگان و پاتک هرشب دشمن تثبیت و حفظ گردید.
رشد و تحول دانش مهندسی
اما در مهندسی این عملیات تحول عجیبی به وجود آمد: اول اینکه در عملیات با تمام مشکلات که کسی نباید می فهمید، کارخانجات اراک و تهران تصمیم گرفتند این پل 13 کیلومتری را بسازند که معروف به پل خیبر شد که 13 کیلومتر طول داشت. ما تا آن موقع پل معروف "پی. ام. پی " می زدیم که ساخت روسیه است و بعداً خودمان در جنگ ساختیم بنابراین جنگ و مهندسی نقش متقابل ارائه کردند به طوریکه هم مهندسی به جنگ کمک بزرگی کرد، هم جنگ به رشد مهندسی چه از لحاظ نظامی و چه غیرنظامیکمک بسیار کرد.
هر قطعه از این پل 7 متر با 7 تن وزن و 8 متر عرض می باشد که در عرض 2 ساعت می شد روی رودخانه کارون زد و کامیون و تریلی و... با وزن 70-60 تن می توانستند از آن عبور کند. این پل ها برای کارون که عرض رودخانه 200 متر می باشد، مناسب است اما در اروند که عرضش حدود یک کیلومتر می باشد و سرعت آب 2 متر بر ثانیه است جواب نمی دهد. از قبل از انقلاب در ارتش پل های مذکور وجود داشت ولی ما نمی توانستیم آن ها را در منطقة هورالهویزه به کار ببریم چرا که پل 13 کیلومتری مورد نیاز بود.
پلی طراحی شد و کنار آن گوشواره مانندی بود که قابلیت باز و بسته شدن داشت. تولید این پل هم برای دشمن و هم خودی سؤال بود و حدود بیست روز طول کشید تا نصب شود زیرا شش کیلومتر اول که آب بود راحت بود اما شش کیلومتر دوم چون نیزار بود ابتدا باید با دستگاه های مختلف نیها را می بریدند سپس پل را نصب می کردند.
سنگر ما ابتدای پل بود که به آن سه راه شهداء می گفتند و زیرآتش توپخانه بود. روزها نمی گذاشتیم کسی از روی پل عبور کند چون هواپیماها شدیداً بمباران می کردند، یکی از برادران باوجود منع ما به نزدیک جزیره رفت اما هواپیماها بمباران کردند، او هم فکر کرد شیمیایی است و روی آب پرید اما راکت واقعی بود که نیروی انفجار در آن مانند تیر عمل می کند و خود آب پاهایش را قطع کرد اما از اول شب تا صبح (حدود چهارصد تویوتا در هر شب) برای پشتیبانی یگان ها سلاح و مهمات به جزایر مجنون می بردند.
اولین دستگاه سنگین سی و شش ساعت طول کشید تا از این پل عبور کند و به جزیرة مجنون برسد. ساخت پل خیبر در دنیا مانند یبازتاب گسترده ای داشت که این پل چگونه ساخته شده است؟
برادران جهادسازندگی که نقش بسیار عالی در مهندسی جنگ داشتند حدود سه ماه جاده ای، کنار پل زدند هواپیماهای عراقی مستقیماً روی دستگاه های مهندسی شلیک می کردند تا این جاده ساخته نشود هر شب در نوک جزیرة جنوبی پاتک و حمله بود تا جزیره را پس بگیرند و از طرف دیگر هلی کوپترهای عراقی دستگاه های مهندسی را می زدند تا جاده زده نشود اما وقتی جاده به همت بچه ها ساخته شد عراق دست از پاتک زدن برداشت و جزایر مجنون حفظ شد.
وقتی بچه ها آن جاده را زدند و به اهواز برگشتند نزدیک عید بود؛ مردم به راحتی زندگی می کردند و در پی خرید عید بودند اما به ما حالتی مانند اصحاب کهف که بعد از 300 سال وارد شهر شدند دست داد.
بعد از نصب جاده و پل امروزه جاده های بسیاری در جادة مجنون زده اند و عملاً آن را خشک کرده اند اما هنوز طرف عراق مانند زمان جنگ نی زار وآب است.
مهندسی جنگ در آب
اولین بحث برای ما در مهندسی این بود که چگونه در آب بجنگیم؟ بحث تحقیقات و مهندسی در جنگ به شدت شکل گرفت و بولدرزهایی ساخته شد که می توانند در آب حرکت کند برای عبور دادن دستگاه ها از باتلاق در دنیا روش های زیادی وجود دارد و ما به بچه ها گفتیم فکر کنید تا فرشی ارزان و سبک پیدا کنیم و از آن برای عبور از باتلاق استفاده کنیم. یکی از بچه ها گفت: کرکره های مغازه ها برای این کار مناسب است، برادران جهاد قطعات 30 سانتی آماده کردند که آنها را داخل هم می کردند تا در جاهای باتلاقی مورد استفاده قرار دهند. بعد فکر کردیم که چه کنیم.
روزی آقای رضائی در قرارگاه، بچه های جهاد دانشگاهی، جهادسازندگی و وزارت خانه ها را صدا زد و گفت: این قایق های موتوری که از خارج می خریم، پول هر کدام 10 هزار دلار است در گل گیر می کند و یا نی ها در پروانه قایق می رود و موتورها می سوزد، کاری کنید که بتوانیم از موتور پیکان استفاده کنیم.
ما قایق هایی از قاچاقچی ها گرفته بودیم به نام "ماترجت " که عین موتور جت بود و به جای اینکه سوخت و انرژی وارد آن شود و تبدیل به حرکت شود با موتور دیگری می چرخید و آب را از کف قایق می مکید و از انتهای قایق بیرون می داد یعنی در آب نه نی به آن گیر می کرد و نه گِل. کم کم آن را آزمایش کردیم و شروع به ساخت آن کردیم (با موتورهای قوی تر).
علاوه بر این کار، در آن سال60 چرخ تویوتا را شنی کردیم (که تازه سال گذشته شنیدم در ترکیه این کار را انجام داده اند)که باعث می شود راحت از هر محلی عبور کند چه در رمل و چه در آب.
بنابراین در عملیات خیبر و بدر مهندسی جنگ شکل و جهش خاصی گرفت و پرونده های بزرگی شروع شد.
بعد از جنگ پل های PMP را ساختیم که 3-2 تانک و یک بولدرز روی آن می گذاشتیم. موتورهای جت روی آن نصب کردیم و به راحتی از نی زارها عبور می دادیم. در سال 64 که ما "هاورکرافت " را آماده کردیم، حدود 30 سال از ساخت آن در دنیا می گذشت و هنوز هم جزء مسائل مهم نظامی و غیرنظامی است که می تواند تناژهای بسیار بالا را تحمل کند .
این کار که در دنیا جزء پیشرفته ترین صنایع است در حال حاضر درکشور خودمان هم طراحی و هم ساخته آن را می شود، نمونه های تولید شدة آن وجود دارد و معمولاً در نمایشگاه شیراز به نمایش در می آید. این کارها ادامه یافت و اکنون پروژه های دیدنی بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارد، از ساخت هواپیما تا صنایع نظامی.
بعد از جنگ نیز نقش مهندسی در سازندگی کشور حائز اهمیت است. همین حرکت ها و همین افراد که در جنگ از ساده ترین کارهایی شروع کردند (جاده زدن) امروزه بزرگترین بندرهای کشور را می سازند و طولانی ترین ومهم ترین خطوط انتقال آب، نفت، گاز و بزرگترین سدها و تونل ها را می سازند.
بچه های جنگ در حال ساخت تونلی به طول 30 کیلومتر از میدان آزادی تا سد امیرکبیر هستند که سال 70 از بالای شهر لواسانات شروع شد و همچنین برای چند شهر مثل خمین و گلپایگان و قم 40 کیلومتر از بالای رودخانة دز تونل زده می شود به گلپایگان. سد کارون و کرخه را نیز آنها ساخته اند و یا در حال ساخت بزرگترین بندرها در بندرعباس و عسلویه هستند و آخرین کاری که توسط برادران رزمنده و برادران جنگ در حال انجام آن هستند ساخت 2 پالایشگاه به قیمت 2 میلیارد است (فاز 15و16) است.
ویژه نامه فارس در هفته دفاع مقدس -1387

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات