تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۲۴۰۱۴

بررسی ابعاد تهاجم عراق


از اوایل سال 1358 و با روی کار‌آمدن صدام حسین در عراق، تحولاتی علیه جمهوری اسلامی آغاز گردید که جملگی در جهت کسب آمادگی‌های لازم برای مبادرت به یک جنگ گسترده علیه ایران بود. عراق ابتدا فعالیت‌های خود را مخفیانه طرح‌ریزی و به اجرا درآورد و علاوه بر تحرکاتی که در مرزهای خود با ایران داشت، اقدامات گسترده‌ای در داخل ایران از جمله پشتیبانی از نیروهای ضدانقلاب داخلی در کردستان و خوزستان را در پیش گرفت.
اگرچه سرمایه‌گذاری عراق در کردستان ایران گسترده بود لیکن بغداد برای ضد انقلاب خوزستان، اهمیت بیشتری قائل بود. روابط گسترده عراق با گروهکها و شیوخ قبایل مختلف خوزستان در استراتژی برنامه‌های عراق از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. استراک زبان مردم این منطقه به مستمسک مناسبی برای طرح جدایی خوزستان از ایران تبدیل شد. از این رو این کشور ضمن برقراری ارتباطات گسترده با سران قبایل مختلف عرب، به آموزش، تسلیح و تحریک آنان در جهت راه‌اندازی درگیری‌های منطقه‌ای و به وجود آوردن زمینه جداسازی خوزستان استفاده ک ند.
با گذشت زمان مواضع عراق نسبت به جمهوری اسلامی تند و علنی‌تر گردید. صدام حسین برای اولین بار در تاریخ 18 فروردین 1358، همزمان باقطع رابطه ایران و آمریکا اعلام داشت ایران باید از سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی خارج شود. چندی بعد وی در یک سخنرانی تأکید کرد که عراق آماده است با توسل به زور تمام اختلافات خود با ایران را حل کند.
متعاقب این موضع‌گیریها، تحرکات مرزی ارتش عراق نیز افزایش می یابد که به طور اجمال به شرح زیر است:
- استقرار و جابه جایی تجهیزات زرهی
- تقویت پاسگاه‌های مرزی
- حفر سنگر و ایجاد مواضع
- فعالیت‌های مهندسی و احداث جاده
- تحرکات و جابه جایی نیرو
- نصب سنگرهای بتونی
- استقرار توپخانه در نزدیکی مرز
- تقویت نیرو در طول نوار مرزی
- انجام عملیات شناسایی و عکسبرداری
- انجام تجاوزات هوایی، تیراندازی با سلاح‌های سبک و سنگین به داخل خاک ایران و آغاز درگیری‌های مرزی و اعزام مأمورین گشتی.
تقویت و افزایش توان و سازمان رزم ارتش عراق از جمله اقدامات رژیم بعث در جهت کسب آمادگی بود که دارای اهمیت ویژه و در خور توجه است. در این جهت که آنجا که منافع استکبار جهانی نیز اقتضاء می کرد با انعقاد قراردادهای نظامی- تسلیحاتی ارتش عراق به برخی سلاح‌های جدید و پیشرفته نیز دست یافت. این ارتش در بعد سازمان رزم هم به طور گسترده اقدام به تغییر و تحولات کیفی کرد و به افزایش دوره‌های آموزشی، ارتقای کیفیت و کمیت آن و در نتیجه تقویت کادر نظامی و فراخوانی و افزایش نیرو پرداخت به طوری که در مدت کمی نیروی زمینی این کشور از 175000 نفر (کادر) به 195 تا 220 هزار نفر رسید و تعداد یگانها اعم از تیپ و لشکر گسترش یافت.
در مجموع ارتش عراق در قالب 3 سپاه با استعداد 12 لشکر (5لشکر پیاده، 5 لشکر زرهی و 2 لشکر مکانیزه) و 15 تیپ مستقل 10 تیپ پیاده، یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و 3 تیپ نیروی مخصوص برای آغاز جنگ آماده شد. طبق یک برآورد تخمینی ارتش عراق به 600 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی مجهز بود که با حدود 366 فروند هواپیمای جنگنده و 400هلیکوپتر، پشتیبانی می‌شد.
عراق همزمان با آمادگی در مرز و ایجاد درگیری‌های متوالی و همچنین فراهم کردن شرایط سیاسی، سرانجام درتاریخ 20/6/59 در جمع وزرای خارجه کشورهای عربی، ضمن درخواست کمک و یاری از آنان اعلام کرد که: "خاکمان را از ایران بازپس می‌گیریم ".
و در تاریخ 27/6/59 تنها 3 روز قبل از آغاز رسمی جنگ قرارداد تعیین حدود مرزی دولتی ایران وعراق را که به نام قرارداد "1975 الجزایر " معروف است ملغی و در روز 31 شهریور 1359 تهاجم گسترده خود را از هوا، زمین و دریا به داخل خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.
اهداف و مانور ارتش عراق
گذشته از تلاقی منافع عراق و استکبار جهانی در تحمیل جنگ همه جانبه به جمهوری اسلامی آن کشور به دلیل اختلافات دیرینه اش با ایران اهداف ذیل را در این جنگ دنبال می کرد:
1- اصلاح قرارداد الجزایر و بدست آوردن کنترل کامل اروند رود. عراق پس از عقد قرارداد 1975 همواره معتقد بود که قرارداد یاد شده به نفع ایران تنظیم شده و با اعمال فشار به عراق به امضا رسیده است. بنابراین حاکمیت بر اروندرود یا شط العرب را حق مسلم خود می‌دانست.
موقعیت جغرافیایی عراق به گونه‌ای است که دسترسی و تردد این کشور به خلیج فارس که امری حیاتی برای اقتصاد عراق می باشد با مشکلات و محدودیت‌هایی رو به روست. از این رو داشتن آزادی عمل در رودخانه اروند به ویژه در استفاده از بنادر مهمی چون بصره برای آن اهمیت استراتژیک داشته و دارد. البته عراق علاوه بر ادعای فوق، مدعی مالکیت اراضی دیگر از جمله جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی بود که عمدتا به دلیل تسلط بیشتر بر خلیج فارس در دستور کار قرار داشت.
2- هدف عمده دیگر عراق در حمله به ایران، عمق بخشیدن به مرزهای شرقی این کشور بود. اساسا یکی از مسائل مهم که بیشتر رنگ نظامی داشته و همواره به عنوان تهدیدی جدی علیه عراق محسوب می‌شده، موقعیت جغرافیایی آن به ویژه در سرزمین‌های شرقی بوده است. نقشه جغرافیایی عراق به گونه است که عموم مراکز حیاتی آن اعم از بصره به عنوان مرکز اقتصادی، بغداد مرکز سیاسی و کرکوک از حیث نفت، در فاصله‌ای حداکثر 100 تا 150 کیلومتر از مرزهای شرقی( ایران) فاصله دارند که با هر حرکت نظامی ایران می‌تواند آنها را به مخاطره اندازد. بر این اساس عمق بخشیدن به سرزمین‌های شرقی و ایجاد تأمین برای مراکزی چون بصره، بغداد و کرکوک از اهداف دیرینه عراق بوده است.
3- نابودی قدرت نظامی جمهوری اسلامی هدف دیگر عراق در جنگ بود. ارتش شاهنشاهی ایران به دلیل ایفای نقش ژاندارمری در منطقه با پشتوانه آمریکا از توانایی بالایی چه از جهت کیفی و چه از لحاظ تجهیزات و امکانات برخوردار بود و همواره به عنوان قدرتمندترین نیروی نظامی منطقه محسوب می‌شد. این توانایی و امکانات پس از اینکه در اختیار انقلاب اسلامی قرار گرفت می‌توانست منافع ابرقدرتها در منطقه رابه مخاطره اندازد. از این رو با توجه به تحولاتی که در نتیجه بروز انقلاب اسلامی در ارتش ایران به وقوع پیوسته بود، موقعیت مناسبی فراهم شد تا با شروع جنگی فراگیر، قدرت نظامی ایران به حداقل ممکن خود برسد.
4- تصرف یا آزادسازی استان خوزستان یکی دیگر از مطامع دولت عراق محسوب می‌شد. استان خوزستان از جهات مختلفی برای عراق حائز اهمیت است. نخست آنکه اکثریت مردم استان را عرب زبانان تشکیل می‌دهند. به دلیل همین مشابهت، عراق در نظر داشت با القاء افکار پان عربیسم و جذب مردم موجبات جدایی خوزستان را فراهم سازد.
همین تصور موجب شده بود تا طراحان نظامی عراق برای همراهی و کمک مردم منطقه در مرحله اشغال جایگاه ویژه‌ای قائل شوند. به نظر آنان تنها مردم مسلح منطقه می‌توانستند ارتش عراق را در مرحله اشغال یاری کنند که حضور مسلحانه مردم موجب می شد تا اشغال خوزستان رنگ آزادسازی بگیرد. از سوی دیگر خوزستان به دلیل وجود مراکز اقتصادی و نفتی، همچنین موقعیت جغرافیایی، اهمیت زیادی داشت. عراق می‌توانست با تصرف این استان ضمن حل بزرگترین مشکل خود در دسترسی به خلیج فارس صاحب مخازن و منابع سرشار نفت شود. تسلط عراق بر خوزستان این کشور را در خلیج فارس مسلط ساخته و با یک پیروزی مهم از حیث جغرافیایی نظامی، قدرت خود را به کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس مسلط می‌ساخت.
همچنین تصرف خوزستان به موازات اهمیتی که برای اشغال کننده داشت ضربات مهلک و سختی را متوجه جمهوری اسلامی کرده و از جهت اقتصادی و سیاسی این جمهوری نوپا را به شدت تضعیف می‌کرد که خود در واقع از اهداف مهم عراق به شمار می‌رود.
در کنار علل چهارگانه فوق که در مجموع اهداف نظامی حمله عراق به خاک جمهوری اسلامی محسوب می‌شود دلایل سیاسی بیشماری نیز در تهاجم عراق علیه انقلاب اسلامی مفروض است که به اختصار ذکر می‌شود:
1- ممانعت از صدور انقلاب اسلامی و حفظ یکپارچگی کشور عراق با توجه به گرایشات عمیق شیعیان این کشور به ایران اسلامی
2- به دست آوردن موقعیت مناسب برای رهبری جهان عرب و ژاندارمری منطقه
3- تضعیف جمهوری اسلامی که در نهایت منجر به سقوط این نظام نوپای انقلابی گردد.
محورهای هجوم
ارتش عراق برای آغاز تهاجم به جمهوری اسلامی متناسب با اهداف و بررسی و تحلیل عواملی چون موقعیت جغرافیایی نوار مرزی و اولویت بندی اهداف ارضی مانور گسترد‌ه‌ای را تدارک دیده بود. مرز ایران و عراق در طراحی مانور به بخش‌های مشخصی به قرار ذیل تقسیم شده بود:
1- جبهه جنوب: خرمشهر تا دهلران
2- جبهه میانی: مهران تا جنوب دربندیخان
3- جبهه شمالی: دربندیخان تا اشنویه
جبهه جنوب: باتوجه به نکاتی که ذکر شد از اهمیت خاصی برای عراق برخوردار بود و به عنوان هدف اصلی تلاش قوای بعثت به شمار می رفت. این بخش اهداف مهمی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، دزفول و اندیمشک را در برمی‌گرفت.
جبهه میانی: شامل منطقه‌ای با وسعت استان‌های ایلام و کرمانشاه بود. این جبهه و به ویژه محور قصر شیرین، جایگاه خاصی را در تفکر نظامی کلاسیک دارد چرا که همواره به عنوان معبر وصولی حرکت ارتش عراق به سمت کرمانشاه و بالعکس ارتش ایران به سمت بغداد مورد نظر بوده است.
بر این اساس دشمن اهداف مهمی را در این منطقه دنبال می‌کرد. چنانچه احتمال پیشروی ارتش عراق را به سمت کرمانشاه به عنوان یک هدف ضعیف منظور کنیم قدر مسلم هدف اصلی شمن در این محور دستیابی به خط دفاعی مطمئن جهت حفاظت از بغداد در قبال واکنش احتمالی نیروهای خودی بوده است.
بنابراین عراق برای دو هدف مهم، یکی عمق بخشیدن به نوار مرزی و تسلط بر نقاط حساس و دیگری حضور قدرتمندانه در جهت تامین بغداد،‌ ناگزیر به صرف بخشی از توان ارتش خود در جبهه میانی بوده است.
جبهه شمالی: در این مخور دشمن با دو مشکل اساسی روبرو بود که در مجموع آن را وادار می‌کرد تا بخشی دریکر،‌ هر چند اندک از توان و نیروی خود را مصرف این جبهه کند. ضرورت تامین شهر کرکوک یکی از دو معضل مورد اشاره است. این شهر بدلیل موقعیت جغرافیایی و داشتن مراکز، منابع و تاسیسات مهم نفتی حائز اهمیت است، بویژه پیش بینی عواقب ناشی از آغاز جنگ و احتمال از کار افتادن بنادر مهمی چون بصره، فاو و ام القصر و قطع صدور نفت از طریق جنوب،‌اهمیت شهر کرکوک را بعنوان مجرای اصلی صدور نفت عراق بیشتر می‌کرد.
مانع دوم وجود اکراد معارضی بود که بطور طبیعی مشکلاتی را برای رژیم عراق در منطقه کردستان فراهم می‌کردند. بر این اساس ضرورت داشت تا با صرف نیرو تعرضات آنان تحت کنترل درآید.
علی رغم مشکلات فوق،‌دشمن بعثی از نیروهای کرد ضد انقلاب در این منطقه استفاده می‌کرد و تا حدودی ضعف توان خود را در کنترل معارضین عراقی و ممانعت از تحرکات نظامی ایران جبران می ساخت. به هر حال در کنار استفاده از اکراد ضد انقلاب ضروری بود تا بخشی دیگر از نیروهای خود را از توان اصلی جدا ساخته و ضمن کنترل معارضین عراقی،‌مانع از هرگونه عکس العملی از سوی نیروهای انقلابی ایران گردد.
طرح مانور
طرح مانور ارتش عراق در حمله سراسری به مرزهای جمهوری اسلامی ، مبتنی بر ارزیابی فوق الذکر از مناطق عملیاتی و بر این اساس جزئیات مانور برای هر یک از یگانهای عملی کننده تدوین گردید و سپس یگانها با ابلاغ ماموریتهای محوله در سراسر مرز صف آرایی کردند.
جبهه جنوب
بر اساس طرح مانور ،‌جبهه جنوب برعهده سپاه سوم عراق قرار گرفت. این سپاه لشکری‌های 1 و 5 مکانیزه و 9 زرهی را در اختیار داشت که برای شروع عملیات،‌لشکر 3 و 10 زرهی و همچنین تیپ 33 نیروی مخصوص که قبلا در سازمان نیروی دریایی عراق بود را نیز تحت امر خود گرفت. محورهای پیش بینی شده حرکت نیروها از سوی طراحان جنگی عراق (بر اساس اصول جنگ کلاسیک)‌بر راهها و معابر وصولی قرار داشت که به طور طبیعی به دشمن روش خاصی از مانور را دیکته می‌کرد. که از مشخصات بارز آن استفاده از جاده به منظور تردد وسایل زرهی و پشتیبانی از تک بود. بر همین اساس،‌سپاه سوم عراق نیز متناسب با معابر موجود در جبهه‌ةای جنوب و توان تحت اختیار مانور خود را به شرح زیر طراحی کرد:
1- محور تنومه، شلمچه، خرمشهر:
هدف اصلی دشمن در این محور محاصره شهر خرمشهر، عبور از رودخانه کارون و محاصره و اشغال کامل شهر آبادان بود.
2- محور نشوه،‌جفیر،‌اهواز:
هدف اصلی در این محور حرکت به سمت اهواز بود.
این دو محور ابتدا به لشکر 5 مکانیزه واگذار شد تا حداکثر با 4 تیپ با محاصره خرمشهر،‌ عبور از کاروان و محاصره شهر آبادان و پاکسازی منطقه وسیعی از جنوب اهواز، خود را به اهواز رسانده وبا لشکر 9 زرهی الحاق نماید.
3- محور عماره،‌ چزابه،‌بستان، سوسنگرد:
محور یاد شده از مهمترین معابر وصولی به سمت مرکز استان خوزستان یعنی اهواز به شمار می‌رفت. بدین لحاظ لشکر 9 زرهی موظف گردید ضمن تصرف شهرهای بستان،‌سوسنگرد،‌حمیدیه خود را به اهواز رسانده و در آنجا با دیگر یگانهایی که از جنوب و شمال به این نقطه می رسیدند، الحاق حاصل کند.
4- محور فکه، شوش ، دزفول:
پیشروی در این محور به دلیل گستردگی زمین و عمق اهداف به دو لشکر 1 مکانیزه و 10 زرهی واگذار شد که هر دو بایستی از معابر فکه و اطراف آن وارد شوند.
لشکر 1 ماموریت داشت تا پس از عبور از فکه به سمت رودخانه کرخه و شوش تک کند و ضمن پشت سر گذاشتن رودخانه و قطع جاده اهواز - اندیمشک،‌محاصره اهواز را از مسیر شمال و دزفول را از مسیر جنوب کامل کند.
لشکر 10 نیز ماموریت داشت تا پس از پشت سر گذاشتن مرز بین‌المللی در محور پاسگاه‌های شرهانی و بجلیه با دو فلش به حرکت خود ادامه دهد. با فلش اول به پاکسازی عین خودش و دشت عباس بپردازند و سپس حرکت را به دو سمت پل نادری بر رودخانه کرخه ادامه داده و با عبور از آن دزفول را محاصره نماید و با فلش دوم دهلران را تسخیر کند.
سپاه سوم علاوه بر یگانهای عمل کننده فوق که هر یک قرار بود در مراحل اولیه وارد عمل شوند،‌لشکر 3 زرهی و تیپ 33 نیروی مخصوص را نیز در اختیار داشت تا در صورت لزوم وارد عمل کند.
جبهه میانی
سپاه دوم عراق فرماندهی و هدایت عملیات در این جبهه را بر عهده داشت. بر اساس ماموریت و اهمیت محور، لشکرهای 6 و 12 زرهی 4،8،2 پیاده و تیپ 32 نیروی مخصوص در اختیار این سپاه قرار گرفت.
در این جبهه نیز متناسب با اصول نظامی کلاسیک حاکم بر ارتش مجهز عراق، محورهای عملیاتی مشخص و برای هر یک اهدافی تعیین گردید. همانگونه که ذکر شد در این جبهه هدف عمده،‌تصرف بخشی از خاک جمهوری اسلامی بود که با تسلط نیروهای عراق به این مناطق امکان هرگونه عکس‌العمل و احتمال حرکت از سوی رزمندگان اسلام به سمت بغداد از میان می‌رفت و به تعبیری با تامین بغداد اهداف اصلی در جنوب راحت‌تر دنبال می‌شد.
برای تامین این منظور پاتاق در عمق 50 کیلومتری خاک جمهوری اسلامی به عنوان نقطه‌ای کلیدی و سوق‌الجیشی در نظر گرفته شده بود. دشمن از شمال تا پل دو آب شامل ارتفاعات دالاهو و شاه نشین و از سمت جنوب تا ارتفاعات مهم کاسه‌گران گسترش می‌یافت. بر این اساس اهداف ذیل در دستور کار قرار گرفت.
1-محور قصر شیرین ، سرپل ذهاب، پاتاق:
تصرف این محور بعنوان مهمترین بخش عملیات توسط 3 لشکر زیر انجام می‌شد:
لکشر 6 زرهی مستقیما از محور قصر شیرین اقدام و پیشروی می‌‌کرد که ضمن تصرف شهر مامور بود به سمت سرپل ذهاب و گردانه پاتاق پیشروی کند. لشکر 6 از دو جناح توسط لشکر 4 و 8 پیاده حمایت می‌شد لشکر 8 در شمال قصر شیرین با هدف تصرف دشت ذهاب و شهر سرپل و لشکر 4 نیز در جنوب قصر شیرین ، به سمت گیلان‌غرب جناح راست را تامین می‌کرد.
2- محور مندلی ، سومار ، نفت شهر:
این ماموریت به لشکر 12 زرهی واگذار شده بود
3- محور مهران:
که برعهده لشکر 2 پیاده بود
جبهه شمالی
مسئولیت این جبهه برعهده سپاه یکم عراق بود که دولشکر 11 و 7 پیاده را تحت امر داشت. لیکن به دلیل نیاز جبهه‌های دیگر،‌دو لشکر یاد شده در سایر محورها به کار گرفته شدند.
سپاه یک ماموریت داشت تا ضمن حفاظت از منطقه و کنترل معارضین عراقی،‌ نیروهای ضد انقلاب را در ضربه زدن هب جمهوری اسلامی ایران هماهنگ،‌ تجهیز و تقویت کند و در صورت لزوم نیز برخی ارتفاعات را به تصرف درآورد. این سپاه علی رغم اهداف محوله عملا نقش احتیاط نیروی زمینی ارتش عراق را برعهده داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات