در تاریخ 4/10/58 کیهان در گمانهزنیهای خود در مورد کاندیداهای احتمالی از بنیصدر، قطبزاده، بازرگان و غلامحسین صدیق (از نیروهای جبهه ملی) به عنوان داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نام برد.
ابوالحسن بنیصدر وزیر اقتصاد و دارایی نیز در همین ایام به صورت تلویحی اعلام کرد که ظرف چند روز آینده، رسماً دست به فعالیت انتخاباتی خواهد زد.
سر انجام با داغ شدن بازار شعارهای انتخاباتی ، بنیصدر مهمترین برنامههای خود را وحدت ملی، بازسازی اقتصاد، امنیت و معنویت برشمرد.
در 25/10/58 احتمال کنارهگیری جلال الدین فارسی به خاطر شبهه قانون اساسی و ایرانی الاصل نبودن او مطرح شد. این مسئله حزب جمهوری را با وضعیت دشواری مواجه ساخت. از طرفی میدیدند که رقیب اصلی انتخاباتی آنان یعنی بنیصدر از حمایت گسترده ای برخوردار است و از سوی دیگر فکر نمیکردند بتوانند جایگزین مناسبی را برای فارسی انتخاب کنند.
بالاخره در 5/11/58 اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و مردم برای انتخاب رئیس قوه مجریه پای صندوقهای رأی رفتند و بنی صدر با 11 میلیون رأی به ریاست جمهوری رسید.
با انتخاب بنیصدر، فضای تأسفباری بر اردوی نیروهای خط امام آن دوره حاکم شد. نگرانیها وقتی دوچندان شد که دیدند بنیصدر با راهاندازی نهادی موسوم به "دفتر هماهنگیهای رئیسجمهوری "، قصد تسخیر مجلس را نیز دارد. بنابراین رقابتها از نو آغاز شد و کدورتی که بین جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به وجود آمده بود، به سرعت برطرف شد و نیروهای سیاسی مجدداً صفآرایی کردند.
در آستانه برگزاری نخستین دوره انتخابات مجلس، گروههای سیاسی با شور و هیجان وارد عرصه شدند و از همان ابتدا مشخص بود که رقابت اصلی میان حزب جمهوری اسلامی و دفتر همکاریهای مردم با رئیسجمهور خواهد بود.
بنیصدر بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به منظور تجدید این موفقیت، اقدامات چندی را برای جلب توجه مردم و کسب آرای آنان برای انتخابات و راهیابی نامزدهای مورد حمایت خود به مجلس آغاز کرد که تأسیس دفتر همکاریهای مردم با رئیسجمهوری از جمله این اقدامات بود.
به هر حال، انتخابات برگزار و حزب جمهوری اسلامی در تهران و دیگر شهرستانها موفق به کسب اکثریت آرا شده بود. این مساله نارضایتی رئیسجمهور و سازمان مجاهدین خلق و ملیگراها را در پی داشت. همگان میدانستند که چالش اصلی میان مجلس و رئیسجمهور بر سر انتخاب نخست وزیر خواهد بود. بنیصدر با رندی سعی در جلب نظر امام و بیت ایشان برای بهرهبرداریهای سیاسی داشت و به همین خاطر مرحوم حاج احمد خمینی را به عنوان نخستوزیر پیشنهاد کرد که مورد قبول امام واقع نشد. بنیصدر در اقدام بعدی، مصطفی میرسلیم، سرپرست شهربانی کل کشور و از اعضای حزب جمهوری اسلامی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرد که به رغم حدس و گمانهای اولیه مبنی بر موافقت اکثریت نمایندگان مجلس با میرسلیم، او هم موفق به کسب آرای لازم نشد.علیاکبر ولایتی دیگر نامزد پیشنهادی بنیصدر برای تصدی نخستوزیری بود که او نیز موفق به جلب نظر مجلس نشد.
در نهایت تصمیمگرفته شد تا کمیته منتخب نمایندگان و شورای انقلاب و رئیسجمهور برای تعیین نامزد نخست وزیر اقدام کنند و این کمیته در مورد محمدعلی رجایی به توافق رسید. از همان ابتدا بنیصدر با انتخاب وی به عنوان نامزد پیشنهادی برای نخستوزیر موافق نبود و حتی به رجایی لقب "خشک سر " داد.
جالب اینجاست که به رغم عدم عضویت محمدعلی رجایی در حزب جمهوری اسلامی، وی با آرای نسبتاً بالایی در مجلس موفق به کسب رأی اعتماد شد.
در این مقطع بنی صدر تلاش کرد تا ضمن در دست زمام امور و بی اثر کردن حرف نخست وزیر، دلائل ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی را متوجه کابینه محمد علی رجایی کند و از سوی دیگر در جبهههای جنگ از نیروهای بسیجی و سپاهی که جزو منتقدان فرماندهی او در جنگ بودند سلب اختیار کند.
به حر حال چرخ اجرایی اداره کشور به کندی در حال چرخش بود و نمایندگان مجلس برای اینکه روند امور برای پیشبرد اهداف کابینه دولت تسهیل شود، تصویب لایحه دوفوریتی تعیین سرپرست برای سه وزارتخانه امور اقتصادی و دارایی، امور خارجه و بازرگانی را در دستور کار قرار دادند. اما بنیصدریون در مجلس به تکاپو افتادند تا بر سر تصویب چنین لایحهای مانعتراشی کنند و به همین عده ای صحن علنی مجلس را ترک کردند که البته این تلاش ناکام ماند.
سرانجام اقدام نمایندگان مجلس در تصویب لایحه خشم بنیصدر را بر انگیخت. به طوریکه در غائله 14 اسفند ماه 1359 شدیدترین حملات را نثار مجلس و شورای انقلاب و حزب جمهوری اسلامی کرد. اجتماع مردم در این روز در دانشگاه تهران ـ همزمان با سالگرد تولد دکتر مصدق ـ به صحنه درگیری نیروهای موافق و مخالف وی مبدل شد.
بنیصدر در دفتر ریاست جمهوری خود طیف وسیعی از تحصیل کردگانی را گردهم آورد که اغلب وابسته به گروههای مخالف انقلاب بودند. این دفتر تحت نظارت دکتر رضا تقوی- از دیپلمات های وزارت امور خارجه حکومت پهلوی- افرادی را که به جبهه ملی، سازمان مجاهدین خلق، حزب رنجبران و دیگر گروهها و سازمانهای مخالف انقلاب وابسته بودند، گردهم آورد. علاوه بر این دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور به کانونی برای تحریک غیرمستقیم مردم علیه ارگانها و نهادهای برخاسته از انقلاب تبدیل شده بود. این عملکرد که جامعه ایران را در اولین سالهای پس از پیروزی انقلاب با موجی از بحران و تنش و درگیری مواجه کرده بود، همراه با عدم شایستگی و صلاحیت بنیصدر در مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح به ویژه در شرایط جنگی و همچنین حمایت صریح و علنی وی از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و نقش وی در میدان دادن به این سازمان در عرصه اجتماعی و سیاسی کشور، سبب شد تا امام خمینی روز 20 خرداد 1360 طی حکمی وی را از سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برکنار و برای حل اختلاف بین مسئولان نظام، دستور تشکیل کمیتهای را صادر کردند. در این کمیته، آیتالله مهدوی کنی، شیخ شهابالدین اشراقی از طرف بنیصدر و شیخ محمد یزدی از طرف حزب جمهوری اسلامی عضو بودند و مهدوی کنی در این هیأت به عنوان نماینده امام انتخاب شد. (صحیفه امام، ج 14، ص 248) بعد از بحث و بررسی فراوان بنا بر نظر هیأت، موارد تخلف رئیسجمهوری از وظایف قانونیش اعلام شد. (خاطرات آیتالله محمد یزدی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 506)
در نهایت با توجه به قانونشکنی و عدم التزام بنیصدر به مصوبات کمیته حل اختلاف، طرح بررسی عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور در دستور کار مجلس قرار گرفت. بنیصدر برای فرار از دستگیری از روز 25 خرداد به مخفیگاه رفت و در ایام اختفا، برای امام نامهای نوشته و ایشان را به رعایت قانون دعوت کرد.
انتشار اطلاعیهی تهدید آمیز سازمان مجاهدین خلق در 26 خرداد نشان میداد که این سازمان به منظور مقابله با تصمیم مجلس و امام درصدد اقدامی متقابل و خشونتآمیز است. در همین راستا در روز 30 خرداد تظاهراتی با حضور هواداران بنی صدر برگزار شد که به خشونت کشیده شد و عدهای از جمله عذرا حسینی همسر بنیصدر دستگیر شدند.سازمان مجاهدین بعدازظهر همان روز با بالا بردن عکسهای رجوی و تغییر شعار و توسل به قهر، فضای متشنجی را در کشور به وجود آورد.
روز 31 خرداد 1360، لایحه عدم کفایت سیاسی بنیصدر برای ادامه منصب ریاست جمهوری به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید. این لایحه 10 روز پس از صدور حکم حضرت امام مبنی بر برکناری بنیصدر از مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و 5 هفته قبل از فرار او و مسعود رجوی رئیس سازمان مجاهدین خلق از کشور صورت گرفت. بنیصدر روز چهارشنبه هفتم مرداد 1360 با یک فروند هواپیمای بوئینگ 707 به خلبانی سرهنگ معزی، خلبان ویژه شاه و با چهره مبدل به فرانسه گریخت .
تصویب لایحه عدم کفایت سیاسی بنیصدر توانست به حیات سیاسی، پرتشنج و ماجراجویانه اولین رئیس جمهور ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی که تنها 17 ماه به طول انجامید خاتمه دهد.
با این حال بنیصدر در فرانسه ـ محل اقامت فعلی خود ـ دست از فعالیت علیه جمهوری اسلامی بر نداشت. او که خود را رئیسجمهور قانونی میخواند و رأی مجلس را درباره عدم کفایت سیاسی کودتا میدانست از جمله کسانی بود که در تشکیلات شورای مقاومت به همراه مسعود رجوی و دیگر مخالفان نظام جمهوری جزو اعضای موثر و موسس بود؛ همان تشکلی که در تاریخ 27/4/60 تحت عنوان "میثاق " اعلام موجودیت کرد، اما از همان ابتدا مشخص بود که این جمع ناهمگون یارای تحمل یکدیگر را ندارد. چون اساساً با توجه به خصوصیت فردی عناصر عضو، هر یک نظر خود را در خصوص مسائل جاری صائب میدانست و بر رأی خود پای میفشرد. سرانجام این مسئله و عوامل دیگر کنارهگیری بنیصدر و جدایی او از رجوی در پی داشت.
خیانت های بنی صدر به ملت ایران
1- بنیصدرتحت پوشش سازمان سیا (اسم رمز: اس. دی. لور 1)
بنیصدریکی از افرادی است که به علت عملکرد موذیانه و ضدانقلابی خود، از همان آغاز، مورد توجه سازمان سیا قرار داشت. یکی از اسناد لانه جاسوسی، از اختلاف دو ضد انقلاب ـ نفوذ کرده در صفهای انقلابیون ـ یعنی امیرانتظام و بنیصدر حکایت دارد:
"میانهی انتظام با بنیصدر بد است. امیرانتظام گفت، بنیصدر مزاحمی است کهدائم حرف میزند و شکایت میکند، اما از مسؤولیت گریزان است. "
در جای دیگر، جاسوسان سفارت آمریکا شخصیت بنیصدر را چنین میدانند:
"او مردی است که میخواهد هدایت (رهبری) کند؛ ولی در واقع فقط حرفمیزند. او خشک و طفرهرو است و نفوذ مهمی در رژیم جدید دارد. به نظرمیرسد که وی مجموعهای از اضداد است. "
به عنوان نمونه معصومه ابتکار از دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی در این زمینه در کتاب "تسخیر " می نویسد: "یکی از این اسناد در مورد فردی بود که سازمان سیا از او با عنوان1 LURE. SD نام می برد. در دی ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئیس پایگاه سیا در تهران، هفت سند درباره این فرد پیدا کردیم. نخستین سند به تاریخ 27 جولای 1979 به گزارش های فردی به نام SD ROTTER که بعدها معلوم شد قشقایی است، مربوط می شد. وی مقامات سیا را به تماس با شخص دیگری با عنوان SD LURE ترغیب می کرد. در این سند شماره تلفن او ذکر شده بود. با کنترل این شماره تلفن متوجه شدیم متعلق به منزل جناب بنی صدر است! سند دیگر از او به عنوان یک منبع اطلاعاتی و بالقوه نام می برد. یکی از مأموران سیا با اسم رمز گای رادرفورد در پاریس تحت پوشش یک تاجر به او نزدیک شده بود. SD LURE موافقت کرد که دوباره در تهران با او ملاقات کند. "
در اسناد لانهی جاسوسی بنیصدر با اسم رمز SD LURE خطاب شدهاست.سازمان سیا برای نزدیک شدن به بنیصدر، از پوشش مسایل اقتصادی استفاده کرد و مأموری با اسم رمز راتر فورد ـ با اسم حقیقی ورنون کاسین ـ را که در مسایل اقتصادیتبحر داشت به عنوان یک تاجر مهم آمریکایی به وی معرفی نمود و بنیصدر درملاقاتهای اولیه، خواستار تداوم این دیدارها میشود. این اقدامات یک ماه قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی و در پاریس صورت میگیرد.
بنابر اعترافات یکی از گروگانها به نام تام آهرن ـ رئیس قرارگاه سیا در تهران ـ یکی ازجاسوسان سیا که خود را نمایندهی یک کمپانی تجاری معرفی کرده بود، در حوالی 29مرداد 1358، به تهران آمد و بین 3 تا 5 بار با بنیصدر ملاقات میکند. در آخرین جلسه، بنیصدر با پیشنهاد دریافت حقوق ماهیانه هزار دلار، به عنوان مشاور اقتصادی شرکتتجاری تحت پوشش سیا موافقت میکند.
آهرن در پاسخ به این سؤال دانشجویان که آیا بنیصدر میدانست طرف مقابل وی یک مأمور سیا است میگوید:
"قرار نبوده که به بنیصدر در این مرحله گفته شود، که طرف مقابل سیا میباشد،لذا به وی گفته نشده بود؛ اما یک مسأله بود که میتواند به وی این برداشت راداده باشد که عبارت است از: نحوهی پیشنهاد ماهیانه (دریافت) هزار دلار کهبدون انجام ترتیبات معمولی تجاری مورد پیشنهاد و توافق قرار گرفت ومیتوانست بیانگر آن باشد که مسأله به این سادگیها نیست. "
اما اسناد نیز دربردارندهی نکتههای جالبی است. بنیصدر در اولین ملاقات خود با این جاسوس چنین میگوید:
"دربارهی توانایی و قدرت خمینی مبالغه شده، خمینی قادر نیست کشور را بهتنهایی اداره کند و باید به دیگران تکیه کند. "
مأمور سیا برداشت خود را دربارهی این گفتهی بنیصدر چنین عنوان کرده است:
"این نظر تا حدی مطابق آن چیزی است که در پاریس گفت: "من به خمینیاحتیاج دارم، اما خمینی هم به من احتیاج دارد. " لحن این نظریه به نحوی بود کهانسان استنباط میکند که ل ـ 1 (بنیصدر) فکر میکند نسبت به آنچه از خمینیمیتوان انتظار داشت، محدودیتهایی وجود دارد. "
در سند دیگری که به بررسی نقاط مثبت و منفی شخصیت بنیصدر ـ از دیدجاسوس سیا ـ پرداخته میشود، چنین آمده است:
"نکات مثبت: 1ـ چون او یک توطئهگر (طراح) کهنه کار است، اگر احساس کندکه رژیم از اهداف انقلابی خود دور میشود، یا اینکه به نفع خودش خواهد بود،ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود نبیند. 2ـ گرچه اواحتمالاً در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارد، اما باید در نظر داشته باشد کهممکن است با یک تذکر کوتاه به خارج تبعید شود و در آن زمان میتواند ازکمک مالی ما استفاده نماید. 3ـ اگرچه او به خمینی احترام میگذارد، اما او رامصون از خطا نمیداند... 6ـ او جاهطلبی سیاسی دارد. نکات منفی:... 2ـ افشاشدن روابط مخفیانهاش با ما احتمالاً به زندگی حرفهای سیاسی فرد مزبورخاتمه خواهد داد. یقین است که او این نکته را از نظر دور نخواهد داشت.... ماهمچنان به استخدام ل ـ ا علاقهمند هستیم... "
ویژه نامه فارس برای هفته دفاع مقدس -1387 ادامه دارد ...