جنگ هشت ساله ما دفاعی است مقدس از آرمانی باشکوه در قرن حاضر که مؤلفه های بسیاری آن را از سایر جنگ ها متمایز می کند. یکی از ابتکارات منحصر به فرد این جنگ هشت ساله، نوع وقایع نگاری آن است که با تلاش گروهی از جوانان این مرز و بوم گنجینه های گرانبهایی از تاریخ را برای کشورمان به ارمغان گذاشت.
محمد درودیان یکی از تلاشگران ثابت قدم در این عرصه است که مصاحبه زیر تا اندازه ای ما را با او و نظریاتش آشنا می کند. او در سال 1338 در تهران به دنیا آمد و دوران ابتدایی را در مدرسه مزینی گذراند، اما به دلیل وضعیت نامناسب مالی مجبور به کار و کسب درآمد شد و به همین دلیل مقطع راهنمایی را تا سال دوم در مدارس شبانه خواند. در سالهای 58- 57 که مصادف با پیروزی انقلاب بود و نیز در دوران دفاع مقدس تحصیلات خود را در فاصله بین رفت و آمدهای به جبهه به طور متفرقه ادامه داد.
وی تا قبل از سال 66 که در دانشگاه پذیرفته شد ،علاوه بر نوشتن مقالات و گزارش های متعدد ازسلسله عملیات نظامی کتاب های "خرمشهر در جنگ طولانی " و " خرمشهر تا فاو " را به رشته تحریر درآورد. با وجود قبولی در دانشگاه شهید بهشتی در سال 66 به دلیل حضور در جبههها در سال 1368 وارد دانشگاه شد و این دوره را با وقفه سه ترمی در سال 1371 به اتمام رساند و مدرک کارشناسی خود را در رشته تاریخ اخذ کرد. در این فاصله کتاب "از خونین شهر تا خرمشهر " را نوشت.
وی در این سالها مسئولیت های مختلفی را برعهده داشته و دارد که بعضی از این مسئولیتها عبارتند از:
"تأسیس تاریخ نگاری جنگ در سپاه
" طراحی و ساماندهی پروژه تدوین روزشمار جنگ ایران و عراق
" رئیس دفتر مطالعات و تحقیقات جنگ در ستاد کل نیروهای مسلح
"دبیر گروه تهدیدات و روشهای مقابله در مرکز تحقیقات راهبردی ستاد کل نیروهای مسلح
" مشاور وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
"دبیر معاونت دفاعی دبیرخانه شورای عالی امنیت
"سردبیر فصلنامه تخصصی جنگ ایران و عراق (نگین ایران)
محمد درودیان که از طرف دفتر سیاسی سپاه جهت ثبت، ضبط و گردآوری اسناد تاریخی وارد عرصه دفاع مقدس شد، پس از جنگ با استناد به اسناد جمع آوری شده و پژوهش های خود می رود تا به افق نظریه پردازی در جنگ ایران و عراق نزدیک شود. وی با دو مجموعه کتاب، شناخته و مشهور شد. نخستین مجموعه سیری در وقایع سیاسی، تاریخی و نظامی جنگ عراق با ایران بود که در شش جلد تدوین گردید و دومین مجموعه به نقد و بررسی شرایط مختلف جنگ از نظر سیاسی، تاریخی و نظامی پرداخت. در پرونده نویسندگی محمد درودیان، آثار زیر ثبت شده است:
الف: مجموعه پنج جلدی سیری در جنگ
1- خونین شهر تا خرمشهر
2- خرمشهر تا فاو
3- فاو تا شلمچه
4- شلمچه تا حلبچه
5- پایان جنگ
ب: مجموعه پنج جلدی نقد و بررسی جنگ
1- پرسشهای اساسی جنگ
2- اجتناب ناپذیری جنگ
3- علل تداوم جنگ
4- روند پایان جنگ
5- گزینههای راهبردی در جنگ
ج: سایر کتابها
- خرمشهر در جنگ طولانی
- آغاز تا پایان (این کتاب مستقل در واقع جلد ششم مجموعه سیری در جنگ است)
- نبرد در شرق بصره
- بازیابی ثبات
د: مقالات (بیش از 20 مقاله درباره جنگ ایران و عراق)در فصلنامههای نگین، سیاست دفاعی و کتاب مجموعه مقالات .
هـ: گفتوگوی اختصاصی درباره جنگ با فرماندهان و شخصیتهای سیاسی و خارجی که در مجله نگین چاپ یا در کتاب ها استفاده شده اند.
گفتوگوهای مختلف با درودیان، نشان داده است که او دغدغه پایداری برای کشف حقایق دوران دفاع مقدس دارد و هرچه پیش می رود و این دغدغه عمیقتر میشود، نیاز جامعه اطراف او به این ژرف نگری، واضحتر به نظر میرسد.
متن زیر بخش اول از یک مصاحبه سه قسمتی با آقای درودیان است که مروری دارد بر آشنایی با او و نظریاتش در سیر کلی آغاز تا پایان جنگ.
*فارس: به نظر شماچگونه می توان به سیر کلی جنگ و روایت آن در چارچوبی خاص و مدون پرداخت؟
**درودیان :اساساً از سه منظر و خواستگاه مختلف می توان به مقوله جنگ نگاه کرد و روایتهای مختلفی از جنگ بیان نمود. بطور طبیعی در درون هر کدام از روایتها، یک دسته عناصر و موضوعاتی مطرح است که هر کدام از اینها یک داستانی از جنگ را بیان میکند.
داستان، نه به معنی قصه که واقعیت بیرونی نداشته باشد بلکه به معنی یک مجموعهای که از یک نقطه شروع میشود و در یک مقطعی تمام میشود و عناصر و بازیگرانی دارد.
در برخورد با مسائل دفاع مقدس در جامعه عملاً سه نوع نگاه به جنگ وجود دارد که عبارتند از: رویکرد تاریخی، رویکرد ارزشی ـ معنوی و رویکرد سیاسی ـ انتقادی.
رویکرد اول با تاکید بر مسائل سیاسی ـ نظامی به روش توصیفی ـ تحلیلی است. ارتش و سپاه بطور خاص متولی این رویکرد هستند، یعنی آثاری که منتشر میکنند در واقع نماینده این رویکرد است. از جمله موضوعات مهم در این رویکرد، نقش نیروهای مسلح می باشد چرا که مسائل نظامی جنگ، جوهره و هسته اصلی این رویکرد است.
هنگامی که شما می خواهید هدف عملیاتی مثل کربلای5 را مطرح کنید هیچگاه نمیگوئید این عملیات صرفاً برای رضای خدا و یا اینکه چون یک عدهای میخواستند شهید بشوند انجام شده است بلکه هدف سیاسی آن را توضیح می دهید. جنگ هم در کلیتش و هم در اجزائش ناظر به اهداف سیاسی است، نتیجهاش هم ناظر بر اهداف سیاسی است. بنابراین جنگ عمیقاً در پیوست با سیاست است و کلیه تحلیلهای سیاسی و مجموعه سؤالات سیاسی در این دیدگاه می گنجد.
رویکرد دوم، رویکرد ارزشی ـ معنوی است. در رویکرد اول مسئله اساسی، جنگ با همان تعریف "ستیز سازماندهی شده با هدف کشتار " است ولی هنگامی که عنوان دفاع پیدا می کند، مقدس میشود و آن افراد، شهید محسوب می گردند. یعنی گاهی اوقات به دلیل انگیزهها و نیّت، معانی خاصی را بر جنگ حمل میکنیم و از آن تعبیر به دفاع مقدس میکنیم که در آنصورت با ماهیت جنگ آمریکا و عراق و یا جنگهای دیگر تفاوت پیدا میکند. در این نوع نگاه و رویکرد که از آن تعبیر به رویکرد ارزشی - معنوی می کنیم، انسان و تحولات روحی انسان موضوع اصلی است.
به نظر من متولی این رویکرد و از جمله کسانی که نقش اساسی در این زمینه داشته اند شهید سید مرتضی آوینی است که بنیانگذار این رویکرد می باشد. توجه داشته باشید که من بحث حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله) را نمیکنم بلکه بحث افراد و دستگاهها مطرح است چرا که در رابطه با این افراد باید جداگانه بحث شود.
من در مطالعاتی که انجام داده ام، مبانی نظری این رویکرد را در ساختار ذهنی شهید آوینی پیدا کردم. در همان متنها و مستندهایی که متأسفانه آنچنان به آنها توجه نمی شود. من معتقدم اگر کسی مبانی نظری شهید آوینی را ادارک کند به یک پویایی در فهم جنگ میرسد و هم افق میشود با خود شهید آوینی، بنابراین نباید رویکرد ارزشی ـ معنوی را صرفاً در خاطرات شهدا خلاصه کرد.
رویکرد سوم؛ رویکرد سیاسی ـ انتقادی است که محور اساسی آن نقد مدیریت و تصمیم گیری مسؤلین و فرماندهان جنگ در عرصه سیاسی و نظامی می باشد که توسط اپوزسیون یعنی کسانی که بیرون از نظام بودند مثل نهضت آزادی طرح شده است. بنابراین خواستگاه این پرسشها و ملاحظات، مسائل سیاسی بوده است و از زمان جنگ شروع شده است
نکته بسیار جالب اینکه، این گفتمان انتقادی جنگ که توسط اپوزسیون شکل داده می شود هیچ وقت در مناسبتهای جنگ مطرح نمی گردد بلکه بیشتر در مناسبتهای سیاسی مثل انتخابات مطرح می شود.
ولی ما شاهد مطرح شدن گفتمان هایی از این دست در میان عناصر نظام هم هستیم؟
درست است، اتفاقاتی که طی یک دهه گذشته در کشور افتاده موجب شده که در خواستگاه و عمق این مسائل یک جابجایی صورت بگیرد که موجب ارتباط و اختلاط بین دو رویکرد اول و سوم شود.
این اتفاق در حقیقت چرخش و انتقال گفتمان انتقادی از اپوزسیون خارج از نظام به درون میباشد که آغاز آن از مسأله ای است که بین آقایان محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی صورت گرفت.
یعنی اگر در گذشته، اپوزسیون این سؤالات انتقادی را تولید میکرد، اکنون این سؤالات از گفتمان بین آقای هاشمی و آقای رضایی تولید میشود.
در گذشته داستان این گونه بود که یک مجموعه منسجمی در نظام که جنگ را انجام داده بود (نظامیون) از مسائل جنگ دفاع میکردند و به سؤالات آن پاسخ می دادند. در عین حال یک جامعه رزمندگان و مردم هم وجود داشت که صرفاً از ساختار سیاسی کشور و انقلاب تبعیت کرده بودند و به جبهه رفته بودند و گروه سوم نیز اپوزسیون بود که مدیریت نظام را نقد میکرد. در مقابله با این اپوزسیون، جامعه رزمندگان و مردم با ساختار سیاسی و نظامی کشور متحد بودند لکن پس از مباحثی که بین آقایان سیاسی و فرماندهان نظامی جنگ در مورد نحوه مدیریت و پایان یافتن جنگ مطرح گردید، موجب شد که اولاً این ساختار منسجم و متحد به دو قسمت مجزا و بعضاً مخالف تبدیل شود یعنی سیاسیون و نظامیون، ثانیاً جامعه رزمندگانی که فکر میکردند در مورد جنگ بحثی بین مسئولین نبوده و در فرماندهی آن وحدت نظر وجود داشته است اکنون متعجب گشته و نسبت به خیلی از مسائل شک کرده اند.
بنابراین از این ناحیه یک احساس خوف و ترسی وجود دارد که سؤالات و انتقادات برخلاف گذشته که از طرف اپوزسیون بوده، اکنون از درون نظام برخواسته و از درون روایتهای موجود را مورد نقض و تردید قرار می دهد. با این ملاحظه ضروری به نظر می رسد که یک بار دیگر بیاییم این روایتها را بازسازی کنیم، تناقضات را برطرف کنیم و عناصر اصلی روایتها را ساماندهی کنیم.
به نظر می رسد شما در آثار و سخنرانی هایتان بیشتر بر رویکرد اول و سوم تکیه دارید، به عبارت دیگر می توان گفت رویکرد شما به جنگ رویکرد اول و سوم است، درست است؟
بله ؛ حوزه کار و فعالیت و تخصص و پژوهش های من این اقتضائات را دارد، ضمن اینکه فکر می کنم آسیب های این دو رویکرد کمتر است.
*فارس: به نظر شما بزرگترین آسیب رویکرد دوم ( ارزشی ـ معنوی) چیست؟
**درودیان: جنگ یعنی حماسه در حالیکه رویکرد ارزشی ـ معنوی فعلی به جنگ، حماسه در انسان بوجود نمیآورد بلکه انسان را به درون خودش میبرد. البته جنبههایی از جنگ این قابلیت را داشته است ولی همه جنگ که مناجات و روضه نبود. این نوع نگاه به جنگ موجب تحریف واقعیت جنگ در ذهن افراد جامعه شده است.
همان گونه که در رویکرد تاریخی، حوادث و اسناد تحریف می شوند یعنی تحریف تاریخی صورت می گیرد، در رویکرد ارزشی ـ معنوی نیز حقایق تحریف می شوند و تحریف معنایی صورت می گیرد.
جنگ حماسه است چرا که اگر حماسه نباشد از آن شهادت بیرون نمی آید. آیت الله جوادی آملی همین بحث را در مورد عاشورا مطرح میکنند و یک تقسیم بندی زیبا ارائه می دهند و میفرمایند: "دعای عرفه امام حسین(ع)، نماد عرفان است و عاشورا، نماد حماسه و مبارزه و هیچ عارفی نیست که اهل حماسه و مبارزه نباشد و هیچ مبارزی نیست که اهل عرفان نباشد " یعنی عرفان منهای حماسه و مبارزه را نفی میکنند.
اصل وجود روح مبارزه در حضرت امام(ره) به دلیل عرفان ایشان است. حضرت امام 8 روز بعد از شروع جنگ فرمودند: "اصل جنگ که واقع میشود ولو تحمیلی است این جنگ، لکن جنگ وقتی که واقع میشود، انسان از آن خستگی و از آن چیزهایی که انسان را سست میکند انسان را، از آن سستیها و خستگیها بیرون می آید و فعالیت میکند و جوهره انسان که باید همیشه فعال باشد، بروز میکند ... وقتی که جنگی در کار میآید و حماسهای وجود پیدا میکند و تاریک میشود شب و روشن میشود روز و توپ انداخته میشود و اینها، انسان را از آن حال خمودی و از آن حال سستی بیرون میکند و انسان آن واقع خودش را که فعال است و متحرک، آن واقع را بروز میدهد ".
حضرت امام(ره) معتقد هستند که جوهری در درون انسان وجود دارد که این جوهر بر اساس حماسه جنگ و تحرکی که ایجاد میشود بروز پیدا میکند. بنابراین خلاء گفتمان ارزشی ـ معنوی، حماسه است.
زائری که به زیارت شهدا می رود علاوه بر آن تاثیری که مکان بر او می گذارد و حالت معنوی به او می دهد نیازمند آن است که روح حماسه و مبازره نیز در درونش شکل بگیرد چرا که ما به این روح حماسه نیاز داریم چون در خطر جنگ دیگری هستیم بنابراین به حماسه بیشتر از روضه خواندن و فرو رفتن در خود نیازمندیم.
هنگامی که ما می خواهیم یک رویکرد معنوی را تبیین کنیم نباید آن بخش از زندگی انسانها که مربوط به واقعیتهای جبهه است را محو کنیم چرا که آرام آرام یک تصویری از آدمهای جنگ پیدا می شود که دیگر واقعیت بیرونی ندارند. یعنی خود رزمندهای که در آنجا بوده بگوید من نبودهام. اکنون به ندرت رزمنده ای پیدا میشود که فیلم های جنگی را تأیید کند.
جنگ یک زندگی بود و لیکن با یک معنایی درهم آمیخته شده بود به نظر من اگر ما بتوانیم این معنا را درست شهود کنیم و صحیح روایت کنیم، موجب می شود که با شنیدن نام جبهه و دیدن هر رزمنده ای، روح مبارزه و حماسه در انسان شعله ور شود همانطور که با شنیدن داستان امام حسین(ع) و کربلا میگوئیم کاش در کربلا بودیم و مبارزه می کردیم، نه اینکه ای کاش بودیم و به معنویت می رسیدیم. این احساس ناشی از وجه حماسه خواهی انسان است.
*فارس: به نظر شماپرسشهای اساسی و مهمی که می توان با طرح آنها به مطالعه تاریخ جنگ پرداخت چیست؟
** درودیان: به نظر من در مورد جنگ سه پرسش اساسی وجود دارد که نمیتوانیم بدون فهم و پاسخگویی به آنها تاریخ جنگ را توضیح دهیم . این سه پرسش عبارتند از:
1- آیا وقوع جنگ اجتناب ناپذیر بود؟
2- چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ ادامه پیدا کرد؟
3- چرا جنگ این گونه و به وسیله قطعنامه 598 تمام شد؟
باید توجه داشته باشید در مورد این سه پرسش یک ملاحظاتی وجود دارد. اول اینکه آیا اساساً این پرسشها درست است؟ یعنی ما می خواهیم پرسش را به پرسش بگذاریم که اگر این پرسشها درست باشند باید جواب بدهیم و از آن عبور کنیم و اگر غلط باشند مجدداً این سؤال مطرح میشود که نهایتاً پرسش درست و صحیح چیست؟
من معتقدم در بین این سه پرسش، سوال اول از همه مهمتر است چرا که اولاً اگر جنگی آغاز نمیشد ادامه و پایانی هم نداشت و لذا دو سوال دیگر اصلاً موضوعیت پیدا نمی کرد، ثانیاً آن چیزی که امکان دارد در کشور اتفاق بیافتد و ما اکنون در آستانه آن هستیم، مواجه شدن با یک جنگ دیگر است. دامنه جنگ بسیار گسترده است و به تعبیر مقام معظم رهبری یک گنج است و هیچ کس هم این مطلب را توضیح نداد که چرا جنگ، گنج است و با این گنج چه باید کرد و چگونه می توان از ظرفیتهای این جنگ برای بسیاری از نیازهای زندگی روزمره، برای ساختار سیاسی کشور، برای یک جنگ دیگر و برای سازماندهی مردم استفاده کرد. بنابراین اگر بناست که تجربه جنگ ایران و عراق، اتصال پیدا کند به نیازهای امروز و آینده، بیشترین اتصال را از منظر وقوع جنگ می توانیم داشته باشیم گرچه که گفته میشود هیچ جنگی قابل تکرار نیست ولی به هر جهت هر جنگی در اصولی ثابت و پایدار است، یعنی در عین حالی که در کلیت و تمامیت جنگ تکرار نمی شود ولی اصول ثابتی مثل هدف، تمرکز قوا و تمرکز نیرو دارد که در هر جنگی اتفاق میافتند.
اگر شما در اطلاعات و یا در محاسبات استراتژیکی و ارزیابی قدرت دشمن و وقوع جنگ اشتباه کنید ممکن است شکست بخورید که این مسأله در هر جنگی قابل تکرار است. بنابراین محور اصلی بحث ما، وقوع جنگ است.
با توجه به شرایط فعلی کشور ، تجربه جنگ ایران و عراق چه فایده ای برای ما دارد و آیا ما اصولاً این تجربیات را استخراج کرده ایم؟
نکته اساسی همین جاست ؛ که اگر ما از تجربیات قبلی استفاده نکنیم و دوباره همان اشتباهات گذشته را مرتکب شویم در آنصورت این احتمال وجود دارد که کشور دچار جنگ بشود در حالی که مسئله اصلی ما این است که نباید درگیر جنگ دیگری بشویم.
همان طور که اشاره کردم یکی از خلاءهای بزرگی که ما امروزه در بحث جنگ گذشته ایران و عراق دچارش هستیم این است که نگاه نظامی ـ استراتژیک به جنگ ایران و عراق وجود ندارد. این همان رویکرد چهارمی است که لازم است شکل بگیرد تا برپایه آن به مسئولین سیاسی ـ نظامی کشور کمک شود تا بتوانند بهتر تصمیمگیری کنند.
ویژه نامه فارس در هفته دفاع مقدس - 1387