تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۲۴۱۰۰
نگاهی به مشکلات جنگ در سال 65

جنگ مسئله اول کشور نیست

مقدمه: آن چه می خوانید متن سخنرانی نماینده وزارت صنایع سنگین در میان جمعی از فرماندهان ارشد دفاع مقدس ، به سال 1365 می باشد .این بیانات که در پاسخ به گله گله مندی های فرماندهان سپاه می باشد نشاندهنده گوشه هایی از محدودیت های آن روزها برای تداوم جنگ تا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده آن است.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. من [...] هستم از وزارت صنایع سنگین، برای برادرانی که مرا نمی‌شناسندخود را معرفی کردم.
برادر علی شمخانی: اگر من مثالی زدم برادران آن را حمل بر وزارتخانه خود نگیرند.
نماینده وزارت صنایع :نه، بنده اصلا نمی‌خواهم جواب شما را بدهم. قبل از اینکه شما بخواهید فرمایش کنید من اجازه صحبت گرفته بودم که به بعد از صحبت شما موکول شد. به دلیل اینکه من خودم از بدو تاسیس وزارت صنایع سنگین، که در جنگ بوجود آمد، در این وزارتخانه بودم می‌شود گفت همواره این دردهائی که آقای شمخانی گفتند کما بیش از آنجا مطرح بوده و ما می‌دانستیم. منتهی هیچ وقت نمی‌دانستیم این درد را در صنعت چگونه درمان کنیم. دلیلش هم این است که ما در جنگ حضور نداریم. حضور ما در جنگ از طریق شماست و خواسته‌های شماست که ما پیاده می‌کنیم. این فرمایشاتی که بیان نمودید و سایر برادران در مقاطع دیگر (بدان اشاره)‌کرده‌اند را ما خود به آن اعتقاد داریم و کرارا گفته‌ایم، خود ما هم همین حرف‌هایی را که شما می‌زنید را می‌گوییم که آقا مردم هیچ فشاری روی ما ندارند که مثلا فرض کنید به ما تراکتور بدهید یا واگن یا نمی‌دانم فلان وسیله را، بسته به نیاز این طرف است (جبهه و مسئولین جنگ).
یک موقع هست که ما در کنار شما در جنگیم همان احساس شما را داریم و نیاز شما را دقیقا می‌دانیم لمس می‌کنیم و می‌شنویم مغر منفصل شما از نظر پشتیبانی که بتوانیم کار بکنیم و در کنار جنگ باشیم ولی در حال حاضر وزارتخانه‌های صنعتی و یا حداقل وزارت صنایع سنگین که از آن اطلاع دارم. چون بصورت مستمر در کنار شما نیستند فقط از کانال شما و احتمالا ارتش گاهی اوقات سفارش خاصی می‌آید آن سفارش را انجام می‌دهند. در رابطه با تشکیل این کمیته روز قبلش با برادرمان علیزاده کرارا تماس داشتیم و اعلام آمادگی کرده بودیم که آقا ما آماده‌ایم هر خط تولیدی را با توجه به نیاز جنگ عوض کنیم، هر کار جدیدی در جهت نیاز جنگ شروع کنیم ولیکن از این طرف که مغز خود جنگ بود به ما هیچگونه خط (مشی) مشخص داده نشد و من فکر می‌کنم در کنار دردهایی که شما و برادران دیگری که درگیر مستقیم جنگ هستید می‌فرمائید باید اجازه بدهید که این وزارتخانه‌ها به عنوان ستادهای پشتیبانی در کنار شما به عنوان مغز منفصل شما باشند که بتوانند از نظر پشیتبانی خودشان فکر کنند و کارخانه‌هایشان را برای نیازهای شما به هر صورتی که هست بسیج کنند یا در غیر این صورت شما باید خواسته‌تان را بگویید.
کراراً این را گفته‌ایم و الان هم می‌گوییم که آقا تمام سازنده‌های دنیا همانطور که حاضرند به شما، قاچاقی اسلحه بفروشند، همانطور نیز حاضرند تکنولوژی آن را بدهند و به مراتب هم آمده‌اند و پیشنهاد داده‌اند. همین الان این جزوه‌ای که جلوی من هست پیشنهاد (فروش) توپهای 170 است. یعنی حاضرند به راحتی بیایند این راه را در کشور ما پیاده کنند منتهی از این طرف هیچ خواسته مشخصی نیست؛ که آقا مثلاً برو فلان خط تولید را در کارخانه‌ات عوض کن و این را فعلاً به جایش انجام بده بعد اگر زمان صلح شد خودت یک فکری بکن که برای زمان صلح هم یک کار دیگری تولید در مملکت بشود و این شدنی است. همانطور که شما گفتید کشورهای محور و متفقین این کار را کرده‌اند. اگر ما بخواهیم یک چنین کاری بکنیم، نمی‌گوییم نمی‌شود، می‌گوییم به راحتی شدنی است. تمام کارخانجات سازنده خودرو و کارخانه‌های دیگر را می‌توان بسیج کرد حول ساخت خودروهای جنگ، اعم از تانک، نفربر کوچک و بزرگ. به طور مثال برای شما عرض می‌کنم کارخانه‌های سکه‌زنی در اروپای زمان جنگ جهانی دوم همه‌شان شدند کارخانه‌های تولیدکننده پوکه فشنگ و هنوز هم قالبهایشان را حفظ کرده‌اند یعنی من همین تابستان امسال یکی از همین کارخانه‌ها را بازدید کردیم، دیدم هنوز داشت فشنگ تولید می‌کرد، گفتم برای کجا می‌زنید گفت یک کشور خاص سفارش به ما داده است لذا یکی از پرسه‌هایمان را برای این کار گذاشته‌ایم.
پس این مثال نشان می‌دهد که این کار به راحتی شدنی است، منتهی یا باید بیاییم در کنار شما عمل کنیم که دقیقاً بدانیم نیاز شما چیست؟ که ما کراراً‌ گفته‌ایم الان هم در اینجا خدمت شما می‌گوییم که از سه سال پیش سازنده‌های هواپیما، نفربر، تانک و سلاحهای سنگین و سبک در اروپا پیشنهاداتی دادند که همینطور (راکد) مانده است.
ما هفته گذشته همراه آقای نبوی (وزیر صنایع سنگین) در آن طرف رودخانه اروند (فاو) پیش آقا رحیم بودیم. گفتند آقا ما لنگ یک‌سری ماشین‌آلات هستیم که اگرامروز برسد بهتر از این است که مثلاً فردا برسد. ما سریعاً آن را تدارک کردیم ولی حالا می‌بینیم مثل اینکه اصلاً تغییرات از آن طرف رودخانه به این طرف رودخانه یکدفعه جور دیگری می‌شود پس این نشان می‌دهد که ما در جنگ نیاز به یک سیستمی داریم که بتواند این امکانات را بسیج بکند. اگر قرار است اینطور باشد و چهار دفعه اینگونه عمل شود که مثلاً ایشان به من بگوید که آقا برو برای من فرض کن بیل و لودر آماده کن من می‌روم سریعاً آماده می‌کنم بعد از مدتی نیز بگویند که آقا حالا باشد بعد ببینم چه می‌شود. در اینجا من صراحتاً می‌گویم نوار هم ضبط می‌کند.
برادر شمخانی صحبت وی را قطع کرده می‌گوید: چه کسی گفته که حالا باشد بعد؟
نماینده وزارت صنایع :آن را بعداً اگر خواستید به خودتان می‌گویم.
برادر شمخانی: آخر بدبختی ،کار جنگ، کار حاشیه‌ای است، آخر باید آن را هم برویم توجیه کنیم که اینطوری نیست. دیشب ما بود. اصلاً من علت اینکه از آنجا به قرارگاه خاتم آمدم به این دلیل بود.
نماینده وزارت صنایع:آقا شمخانی من از همان هفته‌ای که آقا رحیم نیازها را گفتند، تهران که رسیدیم (بلافاصله به کارخانه‌ها دستور دادم) هیچیک اصلاً حق فروش لودر، بیل و کامیون را ندارید مال هر کسی است بگذارید باشد چونکه فردا می‌خواهیم اینها را بفرستیم جبهه؛ خب نشد امن وقتی نگاهی می‌کنم می‌بینم اگر یک مسئله به این سادگی یک دفعه این طرفی (منتفی یا معکوس) می‌شود بنابراین فردا اگر خط تولید فلان کارخانه را تغییر دهیم ممکن است همین بلا سرش بیاید به هر حال ما هم به چنین وسایلی نیاز داریم چون مال من که نیست.
بدون رودربایستی به شما بگویم، شما یک مهندس هستی، آمده‌ای در سپاه، من هم یک مهندس هستم که در صنعت کار می‌کنم. جفت‌مان هم برای این مملکت دلمان می‌سوزد. اینجور نیست که مثلاً بگوییم آقا ما آن طرف (پشت جبهه) نشسته‌ایم مثلاً «دلی دلی» می‌خوانیم و مثلاً فقط شما در جنگ هستید.
برادر شمخانی: خب بله، همینطور است.
نماینده وزارت صنایع:آآقا رحیم با بنده هم دانشکده بوده است. منتهی بنده چهار، پنج سال زودتر از ایشان فارغ‌التحصیل شدم. حالا ایشان آمده است در لباس در سپاه و جنگ ،مشغول خدمت است).ما آن طرف در محل دیگری هستیم در واقع همه ما مشغول انجام یک وظیفه هستیم. منتهی ما می‌بینیم چون سازماندهی مشخصی وجود ندارد نمی‌توانیم این امکانات را در خدمت جنگ بگذاریم. ما می‌گوییم آقایان! تهیه این امکانات به راحتی میسر است؛ زیرا همین دو سال و نیم پیش بود که در اروپا (شرکت یا فرد به خصوصی) به من پیشنهاد داد و گفت ما حاضریم همه این ابزارها و همه رینگ و پیستونهای تانک «لئوپارد» را به کارخانه شما بیاوریم و در آنجا پیاده کنیم ما آمدیم و در اینجا مطرح کردیم ولی گویا اصلاً هیچکس (از مسئولان جنگ به چنین مجموعه‌ای) نیاز نداشت من قبول دارم که شما (برادر علی شمخانی) می‌گویید آقا ما نباید این جنگ را تا رفع فتنه ادامه بدهیم باید باید یواش یواش دنبال کیفیت هم باشیم، دیگر نمی‌شود به کیفیت توجه نکرد اما ما سه سال پیش (تجربه ساختن) تانک را شروع کرده بودیم امروز حداقل یک ابوقراضه ساخته شده بود که لااقل (امروز) گلوله مستقیم روی اکثر بچه‌ها (ی رزمنده) اثر نداشت. ما می‌بینیم که از این (نوع اقدامات) احراز می‌شود یعنی شما یک دفعه از آن طرف پشت‌بام می‌افتید و یک دفعه هم از این طرف پشت بام ببخشید، شما که می‌گویم منظور شخص شما (برادر شمخانی) نیست؛ کل مجموعه را می‌گویم از یک طرف برادری می‌گوید که: «آقا اگر نفربری برای من بسازید که مثل یک جیب اتافنری نیز داشته باشد تا فقط بچه‌های مرا با کالیبر پنجاه نزنند، مسئله من فعلاً حل است. از سوی دیگر همان موقع برادری مطرح می‌کند که خیر آقا! ما نفربری می‌خواهیم که معادل ام - پی آمریکایی باشد در غیر اینصورت به دردمان نمی‌خورد.
برادر شمخانی:خوب این علت دارد. ‌آن نیاز مربوط به سه سال پیش بود امسال، سال 65 است یعنی سه سال از آن می‌گذرد. برادری که آن حرف را زد به این دلیل بود که آن زمان ام _ 113 در دپوهای ارتش خاک می‌خورد، (همان برادر) پانصد تایش را گرفت و موتور اتومبیل ولوو روی آنها گذاشت و به کارشنان گرفت. دیگر این عادت شد و وقتی یاد گرفت که آن را چگونه به کار بگیرد دیگر نیازی به آن جیپ‌ها نداشت.
منظور من از کار کمی، عدم بکارگیری کارها و ابزارهای کیفی نیست! منظورم این است که مثلا اگر قرار است تانک به کار بگیریم، صد دستگاه تانک هیچ اتفاقی و دگرگونی در جبهه‌های ما ایجاد نمی‌کند ما باید یک مرتبه دو هزار تانک را وارد عمل کنیم. و یا اگر قرار است هواپیما بسازیم باید به نحوی باشد که ما یک مرتبه بتوانیم مثلا پنج هزار فروند هواپیما بالای سر بغداد به پرواز در بیاوریم، حتی اگر این هواپیماها خیلی جزیی باشد. چون با سیستم موشکی عراق به هر حال صد تا، هزار تا از اینها (در وهله اول سقوط می‌کند اما) چهار هزار تای (باقیمانده خواهند توانست) اهداف خود را بزنند یعنی اگر قرار است (در جبهه‌ها) وسیله کیفی بکار بگیریم باید در سطح گسترده باشد که بتواند عراق را مغشوش بکند.طبیعتا اگر شما می‌خواستید سه سال پیش متناسب با زمان، نیازمندی‌مان را به ما می‌دادید، برایمان همین جیپ کافی بود ولی امروز، به ام _ 113 عادت کرده‌ایم سازمان گرفته‌ایم خوب هم به کار می‌گیریم دیگر آن (جیپ زرهی) به دردمان نمی‌خورد باید این نفربر آمریکایی باشد چون می‌توانیم بسازیم.
نماینده وزارت صنایع:حالا شما ام _ 113 را می‌خواهید یا خیر؟
برادر شمخانی: ما که، کتبا به شما اعلام کرده‌ایم، بله! می‌خواهیم.
نماینده وزارت صنایع: شما ام_ 113 را بخواهید ما با هر مقدوراتی باشد تهیه می‌کنیم.
برادر شمخانی: (این درخواست در نامه‌ای که به آقای علیزاده (داده‌ایم قید شده است)
برادر علیزاده:«قرار‌داد آن را با آقای مظلوم‌نیا بسته‌ایم
نماینده وزارت صنایع:: هنوز نبسته‌اید.
برادر علیزاده:بله بسته‌ایم، پیش‌نویس آن در دست ماست. (و نه سند قرارداد چون هنوز قرارداد بسته نشده است.)»
برادر شمخانی:بنابراین طبیعی است که خیلی از نیازمندی‌هایی که امروز اعلام می‌کنیم وقتی از جبهه فاو به جبهه دیگری رفتیم ( و جابجا شدیم نوع نیازهای ما فر می‌کند و دیگر) نیازمندی‌ جبهه فاو برای ما اساسی نیست. (البته این نیازها) امکانات محدودی است. ما امکانات گسترده از شما نخواسته‌ایم.
برادر علیزاده:چون حرف آقای شمخانی خیلی جالب است، بد نیست این نکته را اضافه کنم که ببینیم دید بچه‌ها فرماندهان و مسئولین جنگ د سپاه از آن زمان تاکنون چگونه تغییر کرده است.مثلا آقای چمران می‌گفتند که ما یک گلوله می‌خواهیم که چیزی بیندازیم داخل آن و به سمت دشمن پرتاب شود همین کافی است که این «تقی» کند (صدایی حاصل از انفجار تولید نماید) که در واقع تولید خمپاره‌انداز 120 با این دید کارش شروع شد به طوری که وقتی آخر سال قبل، اولین تولید صدتایی‌اش به جبهه رسید دیدیم کار به جایی رسیده است که بچه‌ها این را فقط با «تمپلو» (خمپاره‌انداز) اسرائیلی مقایسه می‌کنند. نه سوئدی را قبول دارند و نه اتریشی را، کره‌ای که اصلا رد است؛ فقط با خمپاره‌انداز اسرائیلی که بهترین و بهترین 120 دنیاست مقایسه می‌کنند و حاضر نیستند یک قدم عقب بروند.
آقای شمخانی! برادران از ما نفربری خواسته‌اند مثلا ام _ 113 آمریکایی (که اگر اول نباشد جزو) چهار، پنج نفربر (عالی) دنیاست یعنی ردخور ندارد می‌گویند نه اما فقط این را می‌خواهیم الان (رزمندگان ما از بین) چهار، پنج نوع نفربر چه غنیمی، چه نفربرهای ارتش، از هر کدام (بهترین قطعات آن را برای ساخت نفربر جدید می‌خواهند). مثلا مسئول زرهی سپاه آقای جعفری (مشخصات یک نفربر را که از ما خواسته چنین است): بدنه نفربر پی _ ام_ ا، شنی نفربر بی _ تی_ آر_ 60 (خشایار)، توربین آبی بی _ تی_ آر_‌50، دب عقب نفربر چینی، نفربر غنیمتی که امسال گرفته‌اند و درب عب آن در واقع درب مونتاژ شده تی _ 513 آمریکایی است. موتور و گیربکش ام _ 113 آمریایی بر جک ار_ پی _ جی 11 که پی _ تی _ آر_ 60 روی آن نصب شده باشد، داخل نفربر هم مشابه نفربر غنیمی‌ چینی و ارتفاعش هم مطابق پی _ ام _ پی _ 1 باشد.
برادر شمخانی:یعنی هم شرقی باشد و هم غربی ( خنده حضار).
برادر علیزاده: الان رزمندگان ما واقعا می‌خواهند که از بهترین سلاح ها برخوردار باشند. البته این را هم اضافه بکنم که خیلی از پروژه‌هایی که عقب مانده برای ما (گران تمام شد) و خیلی به ما فشار آمد و توی سر ما هم خورد (بر فرض مثال) ما بنا به دستور فراندهی پروژه گاری یا بولدوزرها را خیلی جدی شروع کردیم پس از مدتی از همه جا، حتی در هیات دولت آنقدر به حاج محسن (رفیقدوست) فشار آوردند که ایشان ما را توبیخ کردند. گفتیم آخر امر فرماندهی بوده است که این کار را کردیم (و از این بابت) خوشحال هستیم و به همین دلیل نیز ادامه خواهیم داد.
بالاخره از ده تا کار خوبی که (انجام) می‌شود، بخصوص در کارهای مربوط به جنگ که فشرده باید باشد، ممکن است خب یک کار، دو کار با اشکال مواجه شود، اما چرا فقط آن اشکالات عنوان می‌شود؟ (این سبب می‌شود که) روحیه طراح، سازنده، مامور خرید و پیگیری، در صنایع سنگین یا سبک، صنایع وزارت سپاه و در همه جا کشته شود یعنی این جوسازی‌ها و این تحریکات (در روحیه ما تاثیر منفی می‌گذارد، مسئولین هم نی‌ایستند تا دفاع کنند. به هر حال این بچه‌ها، بچه‌های جنگ هستند اگر کردند خوب کردند بالاخره (در بین) هست تا کار خوب آنها که به هر صورت انجام شده و تحویل داده‌اند (گیرم که) محاسبه دو کار اشکال داشته، (و ممکن است که) اصلا پروژه حذف شده باشد. من به عنوان جمعبندی این را می‌خواهم بگویم که این کارها را می‌شود کرد. منتهی امروز، برادران رزمنده ما ایده‌آل (فکر می‌کنند) در حاضر ما می‌خواهیم هواپیمایی را بسازیم، به حساب کپی کنیم، برای این کار رفتیم و گشتیم و با بچه‌های خودمان، با مدیران هوایی و .. هماهنگ کردیم. برادران رزمنده می‌گویند این سوئدی یا سوییسی است خوب نیست، یک نوع فرانسوی (خوب است) که این کار را انجام می‌دهد در دنیا بهترین نوع است. راست هم می‌گویند خودم قبول دارم (اما این برادران) اصلا حاضر نمی‌شوند مثلا از 100 درجه، 94 یا 96 (را بپذیرند) می‌گویند فقط ما همان 100 را می‌خواهیم و کپی همین بهترین نوع (را باید) برایمان بسازید.
اینکه برادران بهترین نوع را می‌خواهند خودش درد و مشکل ما است، ضمنا ما نمی‌گوییم نمی‌شود منتهی باید از بالا و مسئولین درجه اول کشور حمایت شود تا این جو و این محیط را آنها فراهم کنند. مثل (بسیج) نیروها (که مسئولین در هر فرصتی تبلیغ می‌کنند) و به همه جا می‌گویند، (همچنین باید) به بچه‌ها (برادران مسئول در صنایع اجازه برخورد با مسایل، جرات و جسارت منطقی داد نه اینکه (این روحیه را) از آنها سلب کنند. چون الان در مورد خیلی از بچه‌های انقلابی و فعال آنقدر حرف هست، و جوسازی می‌شود که آنها آرام، آرام در حال کناره‌گیری هستند به جای این برادران انقلابی افراد دیگری می‌آیند که به حساب منطقی‌تر و همچنین ترگل ورگل ترند (افرادی که تا به آنها دستور انجام کاری بدهی) می‌گویند: «7 سال دیگر، ما نمی‌توانیم، نمی‌شود» می‌گوئیم آقا! فلان کار را بکن، می‌گویند: «نه، چون ما شیریم، شیران علم (!)؛ خلاصه ما باید تسلیم آنها بشویم یعنی اگر این بچه‌های حزب‌اللهی بروند کنار، کسانی می‌آیند در راس کارها که ممکن است مملکت را به تسلیم بکشانند.
اینکه الان می‌گویند مثلا در مجلس جنگ وجود ندارند، مسئله جنگ اصلی نیست، بدین خاطر است که هر نماینده‌ای برای احداث و ساختن یک جاده دفاع می‌کند ولی با اینکه می‌بیند خیلی مردم به جنگ می‌روند، با کمال تعجب دیده می شود که آنها هیچگونه برخورد دسته‌جمعی با مسئله جنگ ندارند یعنی برخوردی که مثلا بیایند جلو ،بنشینند فکر کنند، کمیسیون، کمیسیون بشوند و جنگ بشود اولی، الان همین مسئله تشکیل سه نیرو در سپاه مطرح است.می‌بینیم که بیشترین فشار روی خود سپاه است زیرا جا می‌خواهد، مکان می‌خواهد، زمین می‌خواهد، محوطه می‌خواهد، بودجه خاصی می‌خواهد و حتی مسایل حقوقی دارد به نظر من باید (مسئولین) بیایند برخورد کنند و تشویق کنند این بچه‌های خسته را، که انشاءا... اینان هرچه بیشتر جذب کار شوند به قول آقای صفایی اگر کارخانه‌ها یا مسئولین‌شان کاری نکنند بالاخره وزراء که حداقل قرص هستند می‌آیند در کارخانه و به زور هم شده کار انجام می‌گیرد.
ویژه نامه فارس در هفته دفاع مقدس -1387

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات