تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۲۴۱۴۶
تام انگلهارت، مقاله‌نویس مشهور آمریکایی:

آمریکا از 1945 تاکنون در هیچ جنگی پیروز نشده است


به گزارش فارس به نقل از "خانه شفاف‌سازی اطلاعات " (Information Clearing House)، تام انگلهارت (Tom Engelhardt) در مقاله‌ای با اشاره به دورغ‌پردازی و بازی با کلمات از سوی مطبوعات طرفدار دولت آمریکا نوشت: نیویورک‌تایمز که نشریه‌ای طرفدار دولت است، هفته گذشته در اقدامی ‌که بازی با کلمات با هدف دفاع از دولت بود، یکی از مقاله‌های صفحه اول خود نوشته "اریک اشمیت " (Erick Schmitt) و "دیوید سنگر " (David Sanger) را این‌گونه تیتر زد که "اوباما در مورد افزایش تعداد سربازان در افغانستان، دچار شک و تردید است ".
انگلهارت با بیان این‌که "شک و تردید " نشانگر اختلاف عقیده در دولت آمریکاست، افزود: هفته پیش نیز تغییراتی در جایگاه‌های مقامات رده بالای دولتی که بیشتر از حزب جمهوری‌خواه بودند، صورت گرفت که این موضوع نیز دلیل دیگری بر اختلاف عقیده در میان سران واشنگتن است.
نویسنده این گزارش با اشاره به مقاله "جورج ویل " (George Will) مقاله‌نویس محافظه‌کار آمریکایی که به دولت اوباما توصیه کرده سربازان این کشور را از خاک افغانستان خارج کند، افزود: اکنون کشور ما دچار دو‌دستگی و اختلاف عمیق شده و خشم مردم از این جنگ‌های بیهوده، باعث شده که به افغانستان به چشم یک ویتنام دیگر بنگرند.
نویسنده با محکوم کردن نیویورک‌تایمز به خاطر کم‌اهمیت جلوه دادن شک و تردید دموکرات‌ها در تصمیم‌گیری برای بازگشت از افغانستان، از نوع گزارش نیویورک‌تایمز که تلاش می‌کرد این مسئله را نمونه‌ای عادی از جریان امور در واشنگتن قلمداد کند، انتقاد کرد.
وی به تقاضای "راس فاینگلد " (Ross Feingold) سناتور ایالت ویسکانسین از اوباما، برای تعیین جدول زمانی برای خروج سربازان آمریکایی از افغانستان اشاره کرد و نوشت: این دو مقاله‌نویس نیویورک‌تایمز، در نوشته خود بدون توجه به این تقاضای عمومی در آمریکا، صرفاً درباره سخنرانی "کارل لوین " (Carl Levin) سناتور ایالت میشیگان که رئیس کمیسیون خدمات نیروهای مسلح سناست، صحبت کرده‌اند و چنین وانمود کرده‌اند که وی تصمیم دارد راجع به ناصحیح بودن درخواست ژنرال "استنلی مک‌کریستال " (Stanley McChrystal) فرمانده ارتش آمریکا در افغانستان -که از اوباما خواسته بود تعداد سربازان آمریکایی در این کشور را از 15 هزار تا 45 هزار نفر افزایش دهد- سخنرانی کند.
نویسنده در واکنش به نوشته‌های این دو گزارشگر نیویورک‌تایمز، در مورد سناتور منتقد آمریکایی نوشت: اشمیت و سنگر با محکوم کردن لوین، او را به "بدتر کردن اوضاع آمریکا " متهم کرده و نوشتند: "وی به این بهانه که نیروهای آمریکایی باید در امر آموزش و تجهیز سربازهای افغان برای برقراری امنیت شتاب کنند، مخالف اعزام سربازان بیشتر به افغانستان شد ".
انگلهارت با تاکید بر این‌که این اختلاف‌نظرها بین درخواست مک‌کریستال برای اعزام سربازان بیشتر و پیشنهاد لوین برای عقب کشیدن سربازان از افغانستان در فصل پائیز شدیدتر نیز خواهد شد، افزود: البته فصل مشترک این مجادلات، "اعزام بیشتر سربازان " به افغانستان است چرا که حتی طبق گفته‌های لوین هم، گسترش برنامه آموزش افغان‌ها نیز نیازمند اعزام تعلیم‌دهندگان و مشاوران بیشتر به این کشور است. در هر حال، کسی به جنبه‌های دیگر این موضوع مانند دیدگاه منفی مردم نسبت به این جنگ‌ها و یا شکننده بودن ارتش ائتلافی به رهبری آمریکا توجهی نمی‌کند.
نویسنده در گزارش فوق با ابراز ناراحتی از این‌که در دولت آمریکا کسی به راه حل‌های جایگزین توجهی نمی‌کند، اظهار داشت: در حال حاضر، هر گزینه دیگری که با اعزام نیروی بیشتر مغایرت داشته باشد، نادیده گرفته می‌شود و این سیاست، جزیی از فرهنگ جنگ‌طلب دولت آمریکا است که به چنین گزینه‌هایی هیچ‌گونه توجه یا سرمایه‌گذاری نشود.
وی در ادامه به نقل از مقاله جورج ویل، به گفته‌های یک مقامات ارشد دولت آمریکا اشاره کرد و افزود: این مقام بلندپایه در دفاع از موضع دولت آمریکا، به روزنامه واشنگتن‌پست چنین گفت که "فکر نمی‌کنم تا چند ماه آینده هم، مقامات دولتی بتوانند نظرات شخصی مقاله‌نویسان را در جلسات مهم خود مورد بررسی قرار دهند چرا که در این جلسات می‌خواهیم به امور مهمتری بپردازیم؛ مثل بررسی این مسئله که تا به امروز چقدر موفق بوده‌ایم "!
اوباما بودجه نظامی‌ بیشتری از بوش از کنگره درخواست کرده است
انگلهارت در ادامه گزارش خود در پایگاه خبری "خانه شفاف‌سازی اطلاعات " افزود: از آنجا که ایالات متحده شبیه کشورهای نظامی‌گرا ‌نیست، برای مردم آمریکا دشوار است که بفهمند واشنگتن پایتخت جنگ و آمریکا کشور جنگ است. آمریکا تمام سیاره زمین را به پایگاه نظامی‌ خود تبدیل کرده و این کشور هر لحظه در یک گوشه جهان مشغول جنگ است. به همین ترتیب، برای مردم آمریکا عادی شده که هرگاه شکل‌های مختلف اعمال نیرو موثر واقع نشد همانند آنچه در افغانستان اتفاق افتاده، دولت این کشور اعمال نیرو را به صورت دیگر و تحت عنوان متفاوتی از سر بگیرد.
تحلیلگر "خانه شفاف‌سازی اطلاعات " با اشاره به این مسئله که رهبران اولیه آمریکا از آغاز تاسیس این کشور همواره رویای یک ارتش همیشه آماده را در سر‌ داشته‌اند، اضافه کرد: اگر آن‌ها صدها پایگاه جهانی، شبکه جاسوسان و مامورین ویژه، عملیات‌های نظارتی، بازجویان، مزدوران و همین‌طور بودجه تصاعدی پنتاگون را به همراه جنگ‌آفرینی‌های آن می‌دیدند، بی شک وحشت می‌کردند.
وی با طرح این سوال که "مردم آمریکا واقعاً در چه کشوری زندگی می‌کنند؟ "، چنین توضیح داد: کشوری که در آن "جامعه جاسوسی " Intelligence Community)، 16) شبکه جاسوسی مختلف از جمله سازمان جاسوسی نیروی هوایی، سازمان جاسوسی وزارت دفاع، اداره شناسایی ملی، سازمان امنیت ملی و بزرگترین آن‌ها سیا را در بر می‌گیرد، "جاسوسی " چه مفهومی ‌پیدا می‌کند؟ آیا این مسئله نتیجه‌ای به جز وجود 16 سازمان بوروکراتیک مختلف با بودجه‌ای بیش از 55 میلیارد دلار در سال 2009 دارد؟ قسمت اعظم این بودجه نصیب پنتاگون می‌شود و کسی این سوال را مطرح نمی‌کند که این همه جاسوسی برای چیست؟ آیا این موضوع به نظر هیچ‌کس غیرطبیعی نیست؟
به گفته انگلهارت، دولت بوش که به شدت به ارتش توجه داشت و برای پنتاگون از کنگره بودجه‌های هنگفت تقاضا می‌کرد، با دولتی جایگزین شده که رئیس‌جمهورش در دوران کاندیداتوری خود شعارهای ضد جنگ سر می‌داد و حالا بودجه‌ای هنگفت‌تر از دولت قبل برای پنتاگون از کنگره خواسته است!
این موضوع حکایت از آن دارد که این دولت هم همان راهی را در پیش گرفته که جورج بوش برگزید و هرگونه راهکار غیرنظامی‌ پیشنهادی در این دولت امکان اجرا نخواهد پذیرفت. دولت اوباما، با آن‌که سابقه 8 سال فاجعه و 2 جنگ نافرجام دولت بوش را پیش رو دارد، به جای محدود کردن ماموریت جهانی آمریکا، دامنه نیروهای مسلح این کشور را افزایش داده است.
پژوهشگر "خانه شفاف‌سازی اطلاعات " با اشاره به آمار 9.7% نرخ بیکاری و 16.8% نرخ مشاغل کاذب در آمریکا اظهار داشت: مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه 17 میلیون دلاری ساخت سربازخانه‌های سه طبقه دائمی ‌را در پایگاه هوایی "بگرام " افغانستان پرداخت می‌کنند. ضمن این که 220 میلیون دلار از پول مالیات‌دهندگان هم صرف بازسازی این پایگاه از جمله هزینه نیروگاه تصفیه آب، ساختمان مقر فرماندهی، جایگاه سوخت و نیروگاه تامین برق این پایگاه می‌شود. وضعیت مشابهی هم در مورد پایگاه "بلد " آمریکا در شمال عراق صادق است که 16 جاده اتوبوس‌رو، دو ایستگاه آتش‌نشانی، 2 نیروگاه تصفیه آب، 2 کارگاه فاضلاب، 2نیروگاه تامین برق، حتی یک کارگاه تولید آب معدنی و یک جایگاه غذای آماده دارد و وضعیت ترافیک هوایی این پایگاه نظامی گاهی با فرودگاه بین‌المللی "اوهیر " (O'Hare) شیکاگو قابل مقایسه است!
خروج آمریکا از عراق نیازمند خارج‌سازی 5/1 میلیون قطعه ادوات نظامی است!
انگلهارت ادامه داد: برنامه‌ای که طرح خروج قسمت اعظم نیروهای آمریکایی از عراق را در برمی‌گرفت، نیازمند خارج‌سازی یک و نیم میلیون قطعه تجهیزات نظامی ‌از این کشور است و این در حالی است که برنامه‌های مشابه خروج سربازان از آمریکا، به بستن قراردادهای میلیارد دلاری جدید برای تامین نیروهای امنیتی خصوصی در عراق توسط پنتاگون منجر شده است.
آمریکا، هواپیماهای جنگی فاقد سرنشین خود را شبانه‌روز بر فراز مناطق جنگی به پرواز در می‌آورد و "خلبانان " این هواپیماها از هزاران کیلومتر دورتر، هر لحظه آماده پرتاب موشک در این مناطق هستند و این موشک‌ها به جای هدف قرار دادن مقرهای طالبان، در عوض در مناطق روستایی کوهستانی "پشتون " (Pashtun) در مرز افغانستان و پاکستان فرود می‌آید. خلبانان آمریکایی با کنترل هواپیماهای بدون سرنشین از راه دور در افغانستان می‌جنگند در حالی که جسماً در پایگاه هوایی مستقر در حومه لاس‌وگاس هستند و پس از پایان ساعت کاری به منزل خود باز می‌گردند.
این نویسنده با اشاره به میلیاردها دلار پولی که پنتاگون صرف ساخت سلاح‌های جدید و پیشرفته می‌کند، افزود: اگر ساخت و توسعه چنین سلاح‌هایی برای امنیت مردم آمریکا است، پس چرا یکی از سودمندترین تجارت‌های آمریکا فروش همین سلاح‌های پیشرفته به سایر کشورهای جهان است؟ از مردم آمریکا کسی سوالی در این‌باره نمی‌پرسد و به همین دلیل است که هیچ‌گاه خبرهای مربوط به این فروشندگان تسلیحات عمده جهان، در صفحه نخست روزنامه‌های آمریکایی دیده نمی‌شود.
به گفته انگلهارت، اخیراً "تام شنکر " (Thom Shanker) خبرنگار نیویورک‌تایمز در پنتاگون، مقاله‌ای در یکی از صفحات میانی این نشریه با این عنوان به چاپ رساند که "با وجود رکود اقتصادی، آمریکا همچنان بزرگ‌ترین فروشنده تسلیحات جهان است. " این خبرنگار در توضیح این تیتر نوشته بود: "در بازار به شدت رقابت‌آمیز خرید و فروش اسلحه در جهان، کشورها از طریق فروش سلاح به دنبال کسب سود و هم‌چنین نفوذ سیاسی به ویژه به کشورهای در حال توسعه هستند ".
وی با بیان این‌که آمارهایی که او از گزارش کنگره ارائه داد، حکایت از چیز دیگری داشت، افزود: آمریکا با 37.8 میلیارد دلار فروش (با افزایش 12.4 میلیارد دلاری نسبت به سال 2007)، 68.4% بازار جهانی فروش اسلحه را در سال 2008 از آن خود کرد. در این بازار "به شدت رقابت‌آمیز "، ایتالیا فقط با 3.7 میلیارد دلار مقام دوم را داشت. در مورد فروش اسلحه به "کشورهای در حال توسعه "، آمریکا قراردادهایی به ارزش 29.6 میلیارد دلار به امضا رساند، یا به بیانی دیگر، به 70.1% خریداران بازار جهانی اسلحه فروخت. یعنی آمریکا با داشتن 70% بازار جهانی، موقعیتی انحصاری داشته است. با رکود صنعت خودروسازی این کشور، می‌توان گفت فروش تسلیحات نظامی ‌در کنار تولید فیلم‌های هالیوودی، در حال حاضر بیشترین منبع درآمد آمریکا را تشکیل می‌دهد!
نویسنده در ادامه گزارش خود در سایت "خانه شفاف‌سازی اطلاعات " با بیان این‌که بعضی از سربازان آمریکایی که امروزه در عراق و افغانستان کشته می‌شوند، فقط 20 سال دارند و این بدان معنی است که این افراد تنها مدتی قبل از آغاز جنگ اول عراق در سال 1990 به دنیا آمده‌اند، افزود: این جنگ همان جنگی است که در واقع هیچ‌گاه پایان نگرفت و هم‌چنان ادامه دارد و این یعنی بسیاری از این سربازان، تمام عمر خود را در دورانی سپری کرده‌اند که آمریکا در گوشه‌ای از دنیا به جنگ مشغول بوده است.
آمریکا از 1945 به این طرف در هیچ جنگی پیروز نشده است
انگلهارت با بیان این جمله که مردم آمریکا در کشور خود در صلح زندگی می‌کنند، در حالی که این کشور در واقع دوران جنگ را سپری می‌کند، افزود: برای آمریکایی‌ها، جنگ یعنی صلح و صلح یعنی جنگ؛ و این، زبان جدید مردم آمریکا است. بنابراین، هر راهکاری به جز جنگ، بر ضد صلح و امنیت این کشور است.
وی با تاکید بر این‌که این زبان جدید، نواقصی هم دارد، اظهار داشت: به عنوان مثال، این زبان فاقد کلمه‌ای تحت عنوان "پیروزی " است. برای مثال در جنگ اول خلیج فارس، گرچه آمریکا توانست با دولت صدام مقابله کند، اما هیچ پیروزی در کار نبود چرا که از پایان جنگ اول تا آغاز جنگ دوم تنها یک وقفه کوتاه وجود داشت آن را به یک مصیبت بیست ساله تبدیل کرد. بدون درنظر گرفتن پیروزی‌های ناچیز آمریکا بر کشورهای کوچک و بی‌دفاعی مثل جزیره گرانادا در حاشیه دریای کارائیب در سال 1983، یا پاناما در 1989، و با توجه به شکست آمریکا در جنگ‌های ویتنام و کره، می‌توان به این نتیجه رسید که آخرین پیروزی آمریکا در یک جنگ به سال 1945 یعنی زمان جنگ جهانی دوم باز می‌گردد.
این نویسنده با اشاره به آغاز "جنگ علیه تروریسم " از سوی جورج بوش و بی‌پایان خواندن جنگ‌های آمریکا تصریح کرد: نظام جنگی آمریکا، نمی‌تواند هیچ پایانی به خود بگیرد چرا که هرگونه پایانی برای آن، نه به منزله پیروزی، بلکه در واقع نوعی شکست است.
انگلهارت با بیان این‌که "امنیت " نیز به عنوان یکی دیگر از کلماتی که در زبان جدید آمریکا معنی حقیقی خود را از دست داده، اضافه کرد: امنیت در آمریکا از حالت "در امان بودن " به فرایندی پر سود تبدیل شده که هیچ‌گاه به هدف پایانی خود، یعنی تامین امنیت نمی‌رسد. مگر این‌که مردم آمریکا بخواهند با همین میزان امنیتی که دارند زندگی کنند یا از رسیدن به این فرایند بی‌پایان چشم‌پوشی کنند که در این صورت جنگ‌طلبی آمریکا و تامین امنیت این کشور به هر قیمت، معنی خود را از دست می‌دهد. با این توضیح، در آمریکا امنیت برابر با ناامنی است.
گزارش فوق با بیان این‌که "صلح " هم یکی دیگر از کلماتی است که معنایی دیگر به خود گرفته است، افزود: این کلمه، که همراه همیشگی جنگ و متضاد نظری آن است، معنی واقعی خود را گم کرده است. دیپلماسی، که از دیرباز با صلح در تعامل بوده، با این جنگ‌های بی‌سرانجام توسط پنتاگون محدود شده و کارآمدی خود را از دست داده است. دیپلماسی هم، مثل خود آمریکا نظامی شده و پشت استحکامات این کشور پنهان شده است. سفارت‌خانه‌های آمریکا به سنگر و مقرهای نظامی تبدیل شده که سیاست‌های جنگی دولت آمریکا را دنبال می‌کنند و مقامات رسمی این سفارت‌خانه‌ها به مناطق جنگی فرستاده می شوند تا امور "غیرنظامی " انجام دهند.
انگلهارت با اشاره به بی‌توجهی آمریکا نسبت به صلح حقیقی چنین افزود: برای آمریکا هیچ سود مالی در صلح وجود ندارد. به همین دلیل از تریلیون دلاری که آمریکا در جنگ سرمایه‌گذاری می‌کند، هیچ بودجه‌ای به صلح اختصاص نمی‌یابد. هیچ تفکری در این‌باره نمی‌شود و به هیچ راه‌حلی که جایگزین جنگ باشد، اعتباری تعلق نمی‌گیرد.
وی در پایان نتیجه‌گیری کرد: آمریکا باید سربازان خود را از کشورهایی که آن‌ها را به مناطق جنگی تبدیل کرده بیرون بکشد و ماموریت جهانی خود را خاتمه بدهد؛ صدها پایگاه نظامی خود را، که تنها 300 عدد از آن‌ها در عراق قرار دارد، تعطیل کند و سربازان آمریکایی را به خانه بازگرداند. مردم آمریکا در منازل خود می‌نشینند و تلویزیون تماشا می‌کنند یا خود را با رایانه سرگرم می‌کنند؛ ولی در واقع به سوی جنگ قدم برمی‌دارند و هر چند در صلح، ولی در وضعیت جنگی زندگی می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات