تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۲۴۱۴۸
بررسى سیاست‏هاى آمریکا در قبال ایران و جنگ تحمیلى

براندازى با پروژه جنگ تحمیلى


صادق سلیمى‌بنى
علاوه بر عراق، ایالات متحده نیز به‏طور رسمى وارد صحنه درگیرى با ایران گردید . چنان‏که در هفدهم مرداد ماه 1366 ه . ش (8 اوت 1987 م)، هواپیماى جنگنده "تام کت F14 " نیروى دریایى امریکا، دو موشک به سوى هواپیماى جت ایرانى شلیک کرد، اما در عمل، هر دو موشک به خطا رفت .
در 31 شهریور ماه سال 1359 ه . ش (22 سپتامبر 1980 م)، ارتش بعث عراق از زمین، هوا و دریا، بر جمهورى اسلامى ایران حمله‏ور شد و نظام نوپاى ایران، ناخواسته در طولانى‏ترین و نابرابرترین نبرد قرن بیستم درگیر شد .
مقاطع مختلف جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و دفاع مقدس هشت‏ساله مردم را مى‏توان از زوایاى مختلف به مراحل گوناگونى تقسیم کرد . از یک نگاه، براى پى بردن به مواضع سران کاخ سفید در قبال پدیده جنگ، به عنوان یکى از حربه‏هاى براندازى نظام جمهورى اسلامى، مواضع آنها را مى‏توان در سه مرحله زیر لایه‏بندى کرد:
1. مرحله سد در مقابل پیشروى عراق
قبل از شروع جنگ تحمیلى، دست اندر کاران سیاست‏خارجى ایالات متحده، سران حزب بعث عراق را براى حمله به ایران تشویق و ترغیب مى‏نمودند، اما در این مرحله که از مهرماه 1359 ه . ش (سپتامبر 1980 م) شروع و تا مهرماه 1360 ادامه داشت . هر چه زمان به پیش مى‏رفت، موضع کاخ سفید در حمایت از عراق شفاف‏تر و آشکارتر مى‏گشت; به عنوان نمونه کارتر رئیس جمهور وقت امریکا در تاریخ 16 مهر 1359 ه . ش اعلام کرد:
"چنانچه جنگ ایران و عراق توسعه یابد و میانجى‏گرى‏هاى فعلى تاثیرى نداشته باشد، کشورهاى متحد امریکا در خلیج فارس، باید جانب عراق را گرفته، از کمک مادى و معنوى به آن دریغ نورزند . " (1)
2 . مرحله آغاز و استمرار تهاجمات گسترده ایران علیه عراق
این مرحله که از مهرماه 1360 (سپتامبر 1981 م)، با انجام عملیات‏هاى بزرگ نظیر شکست‏حصر آبادان در عملیات "ثامن‏الائمه‏ " ، آزادسازى مناطق رقابیه و حومه شوش در عملیات "فتح المبین‏ " ، و بازپس‏گیرى خرمشهر در عملیات "بیت‏المقدس‏ " شروع شد، تا پس از عملیات "والفجر ده‏ " در سال 1366 ه . ش که در شهر حلبچه عراق انجام شد، ادامه داشت . نقطه عطف این مرحله، فتح شهر بندرى خرمشهر، توسط نیروهاى ایرانى بود که ماهیت جنگ را از نظر سیاسى و نظامى به نفع جمهورى اسلامى تغییر داد .
پس از فتح خرمشهر، به رغم پشتیبانى آشکار و تجهیز تسلیحاتى و اطلاعاتى گسترده ارتش عراق از سوى امریکا، شهر بندرى فاو عراق، در سال 1364 ه . ش (1985 م) به تصرف رزمندگان اسلام درآمد .
به دنبال پیروزى قواى ایران در تصرف فاو و ارتقاى سطح توانمندى یگان‏هاى نظامى جمهورى اسلامى، امریکایى‏ها ضمن خالفت‏شدید با موفقیت و پیروزى ایران، به منظور رفع تهدید از رژیم صهیونیستى اسرائیل، به طور صریح خواستار تضعیف قدرت عراق و ناکامى آن در جریان جنگ گردیدند
در این مرحله، عمده‏ترین واقعه‏اى که در رفتار امریکا در قبال جنگ تحمیلى جلوه‏گر شد، واقعه‏اى بنام "ایران گیت‏ " و "ماجراى مک فارلین‏ " بود . ایالات متحده ضمن اعمال فشار براى کنترل و مهار ایران، به منظور ممانعت از گسترش توان آن و براى به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق و پایان بخشیدن به آن پس از فتح فاو در سال 1364 ه . ش، سیاست نزدیکى و حل و فصل مناسبات خود با ایران را در پیش گرفت .
با افشاى سفر مک فارلین، رییس شوراى امنیت ملى ریگان رئیس جمهور وقت امریکا به ایران در آبان ماه 1365 ه . ش (نوامبر 1986 م)، این نقشه امریکایى‏ها با شکست مواجه شد . به دنبال فاش شدن رسوایى ایران گیت و بى اعتمادى عراق نسبت‏به امریکا، واشنگتن اقدامات خصمانه خود علیه تهران را افزایش داد که در مرحله بعد مورد بررسى قرار مى‏گیرد .
3 . مرحله رویارویى عراق و آمریکا با جمهورى اسلامى
این مرحله، پس از رسوایى مک فارلین آغاز شد و تا زمان پذیرش قطع‏نامه 598 شوراى امنیت‏سازمان ملل از سوى عراق، در 18 مرداد ماه سال 1367 ه . ش (9 اوت 1988 م) ادامه داشت .
تلخى رسوایى مک فارلین و پیامدهاى آن سبب گردید امریکا آن‏چنان رفتار خشمگین و عصبى‏اى در قبال انقلاب اسلامى بروز دهد که با به‏کارگیرى تمامى امکانات بالفعل داخلى و خارجى، و ائتلاف قدرت‏هاى بین‏المللى، از طریق دخالت مستقیم نظامى در شامگاه جنگ، فشار مطلق را بر جمهورى اسلامى وارد نماید .
گسترش دامنه جنگ، همراه با تزلزل سیاست‏خارجى ایالات متحده پس از افشاى ماجراى مک فارلین، وضعیت دشوارى را فراروى این کشور قرار داد . پایان بخشیدن به جنگ، براساس تلاش‏ها و ابتکار عمل امریکا، تنها عاملى بود که مى‏توانست جراحات وارده بر سیاست‏خارجى این کشور را ترمیم کند . تحقق این امر نیز به سادگى امکان‏پذیر نبود، زیرا برخوردارى تهران از وقعیت‏برتر از یک سو و بى‏اعتمادى بغداد نسبت‏به ماهیت تلاش‏هاى واشنگتن از دیگر سو، مانع از موفقیت این کشور دراین امر مى‏شد . (2)
واشنگتن، پس از واقعه مک فارلین، در آغاز ضمن تغییر موضع آشکارتر به سود عراق، تدابیرى را به‏منظور افزایش فشار بر ایران اتخاذ کرد . در واقع کسب اعتماد مجدد متحدین امریکا در منطقه و عراق با فشار مستمر به ایران عملى مى‏شد . در این راستا، بنابر اطلاعات و شواهد موجود، حملات گسترده عراق به مراکز صنعتى و اقتصادى ایران، در این مقطع با چراغ سبز امریکا و حمایت و هدایت اطلاعاتى این کشور انجام گرفت . براى نمونه در پى بمباران "نیروگاه نکا " در آذر ماه 1365 ه . ش (دسامبر 1986 م)، "ساندى تلگراف‏ " به نقل از دیپلمات‏هاى مستقر در بغداد نوشت:
"کمک اطلاعاتى امریکابه عراق، این کشور را قادر ساخت تا به‏تاسیسات اقتصادى ایران و نیروگاه نکا ضربه وارد کند " . (3)
در اثر تهاجمات هوایى گسترده عراق به مراکز صنعتى و اقتصادى ایران و به موازات آن تهدید شرکت‏هاى خارجى صادر کننده نفت علیه آن، و نیز کاهش قیمت نفت‏به کمتر از ده دلار، وضعیت اقتصادى ایران رو به وخامت گذاشت . (4)
در خطوط عملیاتى نبرد، على‏رغم آنکه امکان پیروزى قواى ایران در عملیات "کربلاى 4 " در سوم دى ماه 1365 ه . ش (نیمه دوم دسامبر 1986 م)، با افشاى عملیات براساس اطلاعات امریکا از میان رفت، و عراقى‏ها به‏خاطر واگذارى اطلاعات به این کشور براى مقابله با تهاجم ایران، از ایالات متحده تشکر کردند، اما با پیروزى ایران در عملیات "کربلاى 5 " در نوزدهم دى‏ماه 1365 ه . ش (نیمه اول ژانویه 1986 م)، موازنه قدرت به‏سود جمهورى اسلامى تثبیت‏شد . این عملیات موجب‏شد که دولت ریگان، "استراتژى صلح‏ " را به‏طور جدى دنبال نماید . "واین برگر " وزیر دفاع وقت امریکا درآن هنگام بالحنى تهدیدآمیز چنین گفت:
"امریکا نمى‏خواهد که ایران در جنگ با عراق پیروز شود . ما کاملا آماده‏ایم براى رفت و آمد دریایى و تضمین آزادى کشتیرانى در تنگه هرمز، آنچه‏را که لازم‏است انجام دهیم . " (5)
بر این اساس، کاخ سفید به منظور کسب ابتکار عمل در جنگ، دو اقدام اساسى را در دستور کار خود قرار داد: (6)
1 . گسترش حضور در خلیج فارس و اسکورت نفت‏کش‏ها .
2 . رهبرى تلاش بین‏المللى براى تصویب قطعنامه 598 در شوراى امنیت‏سازمان ملل .
پس از آنکه تعادل قواى طرفین درگیر در جنگ، به دنبال واقعه مک فارلین و انجام عملیات کربلاى 5 به شدت به نفع ایران ثبیت‏شد، کشورهاى غربى و شوروى سابق نیز در برنامه‏هاى استراتژیک خود تجدید نظر کرده و بر دامنه حمایت‏هاى خود از عراق افزودند .
نتیجه قهرى این امر، بغداد را قادر ساخت تا با هدف "بین‏المللى کردن‏ " جنگ و فلج کردن بیش از پیش اقتصاد تهران، علاوه بر مورد هدف قرار دادن اغلب مراکز صنعتى و اقتصادى ایران، حمله به نفت‏کش‏ها و پایانه‏هاى نفتى آن در خلیج‏فارس را به بالاترین سطح خود برساند .
این در حالى بود که ایران به دلیل برترى نظامى در جبهه زمینى و عدم تمایل به گشایش جبهه جدید، و همچنین نیاز شدید به صدور نفت در خلیج‏فارس، هیچ‏گونه تمایلى به گسترش جنگ در دریا نداشت . لذا براى مقابله با تشدید حملات عراق، سیاست "امنیت در خلیج فارس براى همه یا هیچ کس‏ " را در پیش گرفت . برآیند استراتژى مقابله به مثل جدید ایران، گسترش دامنه درگیرى به کشورهاى منطقه از طریق برخورد نفت‏کش‏ها با مین، حملات قایق‏هاى تندرو و استفاده از موشک‏هاى "کرم‏ابریشم‏ " بود . (7)
در این هنگام، امریکا براى اعمال فشار و خنثى‏سازى اقدامات ایران، ضمن قبول درخواست عاجزانه کویت‏براى به اهتزاز درآوردن پرچم امریکا بر فراز نفت‏کش‏ها و اسکورت نفت‏کش‏هاى آن کشور، با گسترش حضور و لشکرکشى خود در خلیج فارس، زمینه‏هاى برخورد عملى با جمهورى اسلامى را فراهم ساخت .
علاوه بر این، ایالات متحده در این هنگام، ضمن بهره‏گیرى از تمامى امکانات داخلى و بین‏المللى، از طریق رایزنى‏هاى پى در پى و ایجاد اتحاد، ائتلاف و همکارى نظامى قدرت‏هاى غربى، لشکرکشى بى‏سابقه جهانى را براى افزایش فشار بر ایران به مورد اجرا گذاشت . چنانکه کشورهاى "انگلستان‏ " ، "فرانسه‏ " ، "ایتالیا " و "بلژیک‏ " به بهانه اسکورت نفت‏کش‏ها و کشتى‏هاى تجارى، علاوه بر کشتى‏ها و ناوهاى جنگى قبلى خود، ناوها، مین‏روب‏ها و کشتى‏هاى لجستیکى و پشتیبانى دیگرى را نیز به خلیج فارس اعزام نمودند .
به دنبال تکمیل پروژه بین‏المللى کردن لشکرکشى دریایى به خلیج فارس، کشورهاى غربى "انگلستان‏ " و "فرانسه‏ " به‏منظور ابراز ارادت و هماهنگى نسبت‏به راس هرم سرمایه‏دارى جهانى و وارد ساختن فشارهاى دیپلماتیک روانى بر جمهورى اسلامى، به‏ترتیب در ماه‏هاى خرداد و تیر سال 1366ه . ش (ژوئن و ژولاى 1987م)، با احضار و اخراج دیپلمات‏هاى ایرانى، "جنگ سفارت‏خانه‏ها " را به راه انداختند، تا اندازه‏اى که در نتیجه این جنگ، روابط ایران و فرانسه قطع و روابط انگلستان با ایران تا آستانه قطع روابط پیش رفت .
حجت‏الاسلام هاشمى رفسنجانى در آن مقطع، در تحلیل این شکل از فشار چنین گفت: "جنگ روانى سفارت‏خانه‏ها، از بحران خلیج فارس جدا نیست . " (8)
واشنگتن به موازات این اقدامات، با تحریک و حمایت از "عربستان سعودى‏ " ، به‏منظور شکستن ابهت ایران در نزد کشورهاى منطقه، واقعه تلخ "قتل عام حجاج ایرانى‏ " را در دهم مرداد ماه سال 1366 ه . ش (اول اوت 1987 م)، در پرونده سیاه تحریکات مداخله‏آمیز خود ثبت کرد . هفته‏نامه "العمل الاسلامى‏ " ، چاپ پاریس در این رابطه نوشت:
"هلى‏کوپترى که بر فراز تظاهرات عظیم برائت پرواز مى‏کرد، حامل گروهى از عناصر بلندپایه نظامى عربستان و یک ژنرال امریکایى بوده است . او به احتمال قوى وابسته نظامى‏امریکا در ریاض بودکه فرماندهى اکیپ را، در طرح‏ریزى و اداره عملیات یورش و قتل‏عام حجاج به‏عهده داشت . این هلى‏کوپتر دستورات فهد [شاه‏عربستان] را از جده به نیروهاى مسلح منتقل مى‏کرد . " (9)
علاوه بر مورد اخیر، دستگاه سیاست‏خارجى امریکا، پس از رایزنى‏هاى گسترده در سازمان ملل، "قطعنامه 598 شوراى امنیت (10) " را در تاریخ 30 تیر 1366 ه . ش (20 ژوئیه 1987 م) به اتفاق آرا به تصویب رساند . واشنگتن براى اعمال فشار بر تهران، "طرح تحریم تسلیحاتى‏ " را به‏عنوان ابزار ضمانت اجرایى قطعنامه 598، تسلیم شوراى امنیت کرد . "واین برگر " وزیر دفاع دولت ریگان در مورد هدف این طرح گفت:
"در صورتى که قطعنامه تحریم تسلیحاتى اجرا شود، ریشه توانایى ایران براى ادامه جنگ، به سرعت‏خشک مى‏شود و در واقع ریشه موجودیت ایران به صورت یک ملت نیز به خشکى مى‏گراید " . (11)
شوروى سابق، در ابتدا ضمن مخالفت‏با طرح تحریم تسلیحاتى ایران، از دبیر کل سازمان ملل درخواست نمود تا تلاش جدى‏ترى براى اجراى قطعنامه به‏عمل آورد . پس از تعلل روس‏ها در به تصویب رسانیدن طرح تحریم تسلیحاتى ایران، ایالات متحده براى جلب نظر شوروى آمادگى خود را براى حل بحران افغانستان که مسکو در آن زمان در باتلاق آن فرو رفته بود، اعلام کرد .
پس از آنکه مسکو امتیاز مورد نظر خود را از واشنگتن گرفت، توافق پنج عضو دائمى شوراى امنیت، در مورد پیش‏نویس قطعنامه تحریم تسلیحاتى ایران، در تاریخ 1/11/1366 ه . ش (20 ژانویه 1988 م) نیز حاصل شد . بدین ترتیب راه براى واشنگتن براى وارد ساختن فشار بر تهران، به‏منظور پذیرش قطعنامه 598 هموار شد .
با این همه شمارش معکوس دخالت‏هاى نظامى ایالات متحده در خلیج فارس و رویارویى مستقیم قواى امریکا با جمهورى اسلامى، از زمان تصویب قطعنامه 598 آغاز شده بود . در این مرحله، علاوه بر عراق، ایالات متحده نیز به‏طور رسمى وارد صحنه درگیرى با ایران گردید . چنان‏که در هفدهم مرداد ماه 1366 ه . ش (8 اوت 1987 م)، هواپیماى جنگنده "تام کت F14 " نیروى دریایى امریکا، دو موشک به سوى هواپیماى جت ایرانى شلیک کرد، اما در عمل، هر دو موشک به خطا رفت . در ادامه این روند، با برخورد نفش‏کش عظیم‏الجثه امریکایى "تکزاکو کایبین‏ " با مین، به فاصله دو روز بعد از این واقعه و نیز اصابت‏یک فروند موشک کرم ابریشم (سیلک ورم) به جنوب کویت (12) ، در 13 شهریور سال 1366 ه . ش (4 سپتامبر 1987 م)، تاثیر بازدارندگى حضور نیروهاى امریکا در برابر ایران خدشه‏دار شد .
در استمرار برخورد خصمانه واشنگتن با تهران، براساس دستور سیاست‏گذاران خارجى امریکا، به‏منظور کسب پرستیژ و نیز جبران خسارت وارده بر اعتبار خود، در تاریخ 30 شهریور سال 1366 ه . ش (21 سپتامبر 1987 م)، دو فروند از هلى‏کوپترهاى نیروى دریایى این کشور که از روى کشتى "فرانگلین چارت‏ " به پرواز درآمده بودند، کشتى "ایران اجر " ، متعلق به نیروى دریایى ارتش جمهورى اسلامى ایران را، به اتهام مین‏گذارى، بدون هیچ‏گونه هشدار قبلى مورد حمله قرار دادند .
براساس بیانیه "پنتاگون‏ " وزارت دفاع امریکا، در این حادثه چهار خدمه کشتى ایرانى شهید و چهارتن دیگر زخمى و ده ملوان دیگر این کشتى، به‏عنوان گروگان به ناو فرماندهى "لاسال‏ " منتقل شدند . ریگان رئیس‏جمهور وقت امریکا، ضمن اعتراف به‏اینکه شخصا دستور حمله به کشتى ایرانى را صادر کرده است، از آن به‏عنوان یک اقدام تدافعى نام برد و اضافه کرد که نگران تهدیدهاى انتقام‏جویانه ایران نیست . (13)
متعاقب این اقدامات، قواى ایالات متحده با حمله به پنج قایق گشتى نیروى دریایى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، در تاریخ 16 مهر ماه سال 1366 ه . ش (8 اکتبر 1987م)، سه فروند از آنها را غرق کردند که در پاسخ به آن، ایران یک فروند هلى‏کوپتر امریکایى را سرنگون کرد . (14)
یک هفته پس از درگیرى نیروى دریایى سپاه با هلى‏کوپتر امریکایى، در تاریخ 23 مهرماه سال 1366، نفت‏کش بزرگ امریکا به نام "سانگارى‏ " ، در حالى که در سواحل کویت لنگر انداخته بود، مورد اصابت‏یک فروند موشک کرم ابریشم ایران قرار گرفت . رادیو تهران طى یک هشدار تهدیدآمیز موضع جمهورى اسلامى را اینگونه اعلام کرد:
"خلیج فارس، یا جایى امن براى همه خواهد بود و یا هیچ کس . ما به امریکا و متحدانش مى‏گوییم که با پرداختن مجدد به تجربه‏اى که از قبل شناخته شده است، اشتباه مى‏کنند . " (15)
چهار روز پس از این واقعه، در نهایت پس از بحث‏ها و تحقیقات فراوان در بین هیات حاکمه واشنگتن و تصمیم‏گیرى آنها، در تاریخ 27/7/1366 ه . ش (19 اکتبر 1987 م) دو سکوى نفتى "رشادت‏ " و "رسالت‏ " ایران را مورد حمله قرار دادند . کمتر از 3 ساعت پس از این حمله، سخنگوى کاخ سفید با قرائت‏بیانیه رئیس جمهور، پذیرش مسئولیت این حمله از جانب ریگان را اعلام کرد:
"اقدام علیه سکوى نظامى! [نفتى] ایران پس از مشورت با رهبران کنگره و کشورهاى دوست صورت گرفت ... ایالات متحده علاقه‏اى به رویارویى نظامى با ایران ندارد، اما دولت ایران به هیچ وجه نباید، در عزم و توانایى ما براى حفظ کشتى‏هاى امریکا و منافع کشور در برابر حملات بى‏دلیل در شبهه باشد . " (16)
اراده و توانایى ایران براى مقابله به مثل، کاخ سفید را از گرفتار شدن در یک درگیرى تدریجى بازمى‏داشت . همچنان‏که "واین برگر " وزیر دفاع امریکا دراین مقطع چنین گفت:
"این اقدام در پاسخ به حمله ایران به نفت کش امریکایى بوده است و ما خواهان رویارویى بیشتر با ایران نیستیم، ولى آماده رویارویى با هرگونه اقدام نظامى ایران با واکنشى شدیدتر هستیم . ماپرونده این موضوع را فعلا خاتمه یافته تلقى‏مى‏کنیم . " (17)
به تلافى تجاوز امریکا به سکوهاى نفتى ایران، سه روز بعد در تاریخ 30 مهرماه سال 1366 ه . ش (23 اکتبر 1987 م)، با شلیک یک موشک کرم ابریشم، بخشى از پایانه نفتى کویت در پانزده کیلومترى شرق "بندرالاحمدى‏ " (18) مورد هدف قرار گرفت . ریگان پس از این اقدام ایران، با چرخشى محتاطانه و 180 درجه‏اى، به درگیرى ایران و امریکا در منطقه خلیج فارس به‏صورت موقت‏خاتمه داد:
"ما گفته‏ایم، در صورتى که مورد حمله واقع شویم، از خود دفاع خواهیم کرد ... آنچه که مسلم است، جنگى در بین نیست و کسى نیز نباید دچار وحشت‏شود " (19)
سخنگوى وزارت خارجه امریکا نیز با اعلام سیاست کشور متبوعش، مبنى بر عدم اقدام نظامى براى حمایت از کویت و تنها گذاشتن این کشور در بحران حمله موشکى به بندر الاحمدى، بر ضریب مهار موقت درگیرى میان ایران و امریکا افزود . وى موضع کشورش را چنین تشریح کرد:
"حمله به‏طور آشکار علیه کویت صورت گرفته است، دولت کویت مختار است در مورد این عمل پاسخ دهد " (20)
ریگان، پس از آنکه تلاش‏هاى سیاسى، نظامى خود براى کسب ابتکار عمل در جنگ را بى‏اثر یافت، با صدور بیانیه‏اى در 5 آبان سال 1366 (26 اکتبر 1987 م)، تحریم تجارى اقتصادى ایران را اعلام کرد:
"اجازه بدهید بر این نکته تاکید کنم که ما فقط پس از تلاش‏هاى مکرر و ناموفق براى کاهش بحران با ایران و در پاسخ به ادامه و افزایش اقدامات جنگ‏جویانه حکومت ایران، دست‏به این تحریم اقتصادى زدیم ... این تحریم‏ها نتیجه مستقیم اقدامات دولت ایران از جمله حملات این کشور علیه نیروها [ى نظامى] و کشتى‏هاى تجارى امریکا، امتناع این کشور از اجراى قطعنامه 598 شوراى امنیت‏سازمان ملل، ادامه تجاوزات این کشور علیه کشورهاى بى‏طرف خلیج فارس، و کمک این کشور به تروریسم در آن منطقه و هر نقطه دیگر جهان است‏ " . (21)
اما دیرى نپایید که خویشتن‏دارى مقطعى و مهار موقتى درگیرى نظامى میان ایران و امریکا، با برخورد یکى از رزم‏ناوهاى امریکایى با مین در خلیج فارس، در تاریخ 25 فروردین سال 1367 ه . ش (14 آوریل 1988 م) بر هم خورد . چهار روز بعد از این واقعه در 29 فروردین سال 1367 ه . ش (18 آوریل 1988 م)، پرسنل نیروى دریایى ایالات متحده، به دو سکوى نفتى "رشادت‏ " و "سلمان‏ " حمله‏ور شدند . علاوه بر این، سه چاه نفتى ایران در نزدیکى جزیره "سیرى‏ " مورد هدف مهاجمین امریکایى قرار گرفت . چند ساعت پس از این حمله، به دنبال درگیرى تعدادى از قایق‏هاى توپ‏دار ایران با کشتى امریکایى "ویلى تاید " در سواحل امارت متحده، رزم‏ناوها و هواپیماهاى امریکایى ضمن وارد ساختن خسارات به یک حلقه چاه مشترک ایران و امارات، ناوچه‏هاى "جوشن‏ " ، "سهند " و "سبلان‏ " ایران را منهدم نمودند . (22)
در پى گسترش رفتار خصمانه و دخالت‏آمیز کاخ سفید علیه تهران، پنتاگون وزارت دفاع امریکا، در نیمه اردیبهشت ماه سال 1367 ه . ش (نیمه اول ماه مه 1988 م)، اعلام کرد که سیاست جدید کشورش مبنى بر گسترش حضور نظامى در خلیج فارس، به طور رسمى به مورد اجرا گذاشته شده است .
کمتر از دو ماه بعد از اعلام این استراتژى، در تاریخ دوازدهم تیر ماه 1367 ه . ش، ناو امریکایى "وینسنس‏ " ، هواپیماى مسافربرى "ایرباس‏ " ایران را با 290 سرنشین، بر فراز آب‏هاى خلیج فارس، مورد هدف قرار داد و در عمل جبهه دیگرى علیه ایران گشوده شد که درصدد وارد کردن فشار، محدود کردن پیروزى‏ها و شکست نظامى آن بود .
مقارن با گسترش بحران در خلیج فارس و تشدید درگیرى میان ایران و امریکا، عراق نیز با بهره‏گیرى از فرصت پیش آمده، از طریق وسعت‏بخشیدن به حملات زمینى و هوایى و به‏کارگیرى وسیع جنگ افزارهاى شیمیایى، و همچنین با حضور و پشتیبانى قواى نیروى دریایى امریکا مستقر در دهانه "اروندرود " ، در تاریخ 28 فروردین سال 1367 ه . ش (17 آوریل 1988)، شهر "فاو " را از رزمندگان ایران بازپس گرفته، و طى تحرکات بعدى، تمامى مواضع از دست رفته را از کنترل نیروهاى ایران خارج ساخت .
در چنین شرایطى، ایران با پى بردن به عمق توطئه‏ها و گستره عملکرد خصمانه واشنگتن، و براساس آنچه که "مصلحت نظام جمهورى اسلامى‏ " بود، در تاریخ 27 تیرماه 1367 ه . ش (18 جولاى 1988 م)، به طور رسمى، قطعنامه 598 شوراى امنیت‏سازمان ملل را پذیرفت که با این عمل، امیدهاى امریکا براى نابودى انقلاب اسلامى و اضمحلال نظام جمهورى اسلامى به یاس گشت . در واقع تدبیر رهبرى نظام جمهورى اسلامى در این مرحله، توانست فشار مطلقى که بعد از افشاى دیپلماسى "ایران گیت‏ " ، از سوى دستگاه سیاست‏خارجى کاخ سفید علیه ایران، اعمال مى‏شد را بى‏اثر سازد .
به رغم پذیرش قطعنامه از سوى تهران، بغداد براى بهره‏بردارى از فضاى پیش‏آمده، ضمن به‏کارگیرى 13 لشکر، طى دو مرحله مجزا، با حمله به مناطق شمال خرمشهر و جنوب اهواز، تلاش گسترده‏اى را جهت تصرف مجدد خرمشهر انجام داد که با حضور چشم‏گیر مردم ایران در جبهه‏ها و نبرد شدید یگان‏هاى سپاه پاسداران، از دسترسى به هدف ناکام ماند .
علاوه بر این، حمله سازمان مجاهدین خلق! (منافقین) نیز که با پشتیبانى ارتش عراق در شهرهاى "کرند غرب‏ " ، "اسلام‏آباد " و منطقه "حسن‏آباد " در "استان کرمانشاه‏ " آغاز شده بود، با مقاومت قواى ایران در "عملیات مرصاد " ، با شکست مواجه گردید .
در پى عکس‏العمل پرقدرت مردم سلحشور ایران، عراق نیز در 18 تیر سال 1367 ه . ش (9 اوت 1988 م) آتش‏بس را پذیرفت .
به این ترتیب، دفتر هشت‏سال دفاع مقدس جمهورى اسلامى بسته شد و نظام جمهورى اسلامى، با پشت‏سر گذاشتن بحران‏هاى پى در پى و مهار طولانى‏ترین و نابرابرترین جنگ قرن بیستم، اولین دهه از تکوین خود را سپرى ساخت .
ویژه نامه فارس در هفته دفاع مقدس شهریور - 1387

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات