محسن کاظمزاده
بهرهوری برای اولین بار در سال 1766 میلادی توسط کوتیرنی مطرح شد و در سال 1883 LITTRE بهرهوری را قدرت و توانایی تولید کردن بیان کرد. در سال 1900 ارلی بهرهوری را ارتباط این بازده و وسایل به کار رفته برای تولید این بازده عنوان کرد. باید توجه داشت که واژه بهرهوری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار، سرمایه و مواردی از این دست افزایش یافت. سرعت رشد صنایع به ویژه صنعت خودرو و توسعه آن در دهههای اخیر حاکی از آن است که کشورمان درحال گذر از یک اقتصاد نیمه صنعتی به یک اقتصاد صنعتی است. توجه به تولید و بهرهور بودن آن میتواند ضمن سرعت بخشیدن به رشد و توسعه صنعتی آن را در مسیری صحیح و اصولی هدایت کند. از این رو به آشنایی شرکتها با مفاهیم بهرهوری و راهکارهای افزایش آن تأکید میشود. بنابراین، میتوان گفت درجه توسعه یافتگی صنایع به میزان قابل توجهی به بهره گیری مطلوب و بهینه از منابع و امکانات تولید بستگی دارد. از این رو بهرهوری و افزایش مستمر آن در شرکتها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به این ترتیب مشخص میشود که برای رشد و توسعه صنایع میبایست به بهرهوری و افزایش مستمر آن در شرکتها توجه و اهمیت بیشتری داده شود.
بررسی شرکتها نشان میدهد که توجه به بهرهوری در شرکتهای مختلف به شکلهای متفاوتی صورت گرفته و میگیرد. البته با توجه به شرایط شرکتها و سیاستهای مدیریتی طبیعی است که به راههای مختلف و متناسب با وضعیت موجود میبایست اقدام کرد. به همین خاطر در این مقاله سعی بر آن شده است تا ضمن اشاره به مفاهیم اصلی بهرهوری، به رویکردها و راهکارهای مختلف افزایش بهرهوری پرداخته شود. بهرهوری مفهومی جامع و به معنای کارآیی و اثربخشی است. بهرهوری نگرشی واقعگرایانه به کار و زندگی و فرهنگی است که در آن انسان با فکر و هوشمندی، فعالیتهایش را با ارزشها و واقعیتها منطبق میسازد تا بهترین نتیجه را در جهت اهداف مادی و معنوی حاصل کند. امروزه با کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی، رقابت در صحنه جهانی ابعاد گستردهتری یافته و تلاش برای بهبود بهرهوری پایه اصلی این رقابت را تشکیل میدهد. ارتقای بهرهوری موجب پیشرفت و توسعه گردیده و کشورهای مختلف برای اشاعه نگرش بهرهوری و تعمیم به کارگیری فنون و روشهای اندازه گیری و بهبود بهرهوری سرمایه گذاری زیادی انجام میدهند. امروزه بهرهوری نوعی موتور توسعه اقتصادی به حساب میآید و مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه مانند کاهش تورم، افزایش سطح رفاه عمومی، افزایش سطح اشتغال، توان رقابت سیاسی و اقتصادی و... تأثیرات بهسزایی دارد.
تلاش برای بهبود و استفاده مؤثر و کارآمد از منابع گوناگون چون نیروی کار سرمایه، مواد، انرژی و اطلاعات، هدف تمامی مدیران سازمانهای اقتصادی و واحدهای تولیدی صنعتی و مؤسسات خدماتی میباشد. وجود ساختار سازمانی مناسب، روشهای اجرائی کارآمد، تجهیزات و ابزار کار سالم، فضای کار متعادل و از همه مهمتر نیروی انسان واجد صلاحیت و شایسته از ضروریاتی میباشند که برای نیل به بهرهوری مطلوب باید مورد توجه مدیران قرار گیرد. مشارکت کارکنان در امور و تلاشهای هوشیارانه و آگاهانه آنان همراه با انضباط کاری میتواند بر میزان بهرهوری و تعمیر برای بهبود بهرهوری به ویژه در یک محیط متلاطم و توام با ناامنی تاثیر گذارد. روح فرهنگ بهبود بهرهوری باید در کالبد سازمان دمیده شود که در آن میان نیروی انسانی هسته مرکزی را تشکیل میدهد. یکی از مهمترین اهداف در هر سازمان ارتقاء سطح بهرهوری آن است و با توجه به اینکه انسان در ایجاد بهرهوری نقشی محوری دارد درخواستهای او در سازمان اثری کلیدی بهجا میگذارد.
آنچه در سازمانها مزیت رقابتی ایجاد میکند، بهرهوری به معنای بکارگیری و ترکیب مؤثر منابع موجود در سازمان است. بهبود اثربخش بهرهوری همانند سایر مولفهها و فرآیندهای نرم افزاری سازمانی از الزامات کار سازمانی است که در ذات و خمیرمایه بهرهوری بهبود نهفته است و مشروعیت بهرهوری در بهبود و اصلاح آن. بهرهوری که یکی از مفاهیم اقتصاد است اینگونه تعریف میشود: «مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی و یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت». به دیگر سخن بهرهوری عبارت است از به دست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و... به منظور ارتقاء رفاه جامعه.
بهرهوری عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده از منابع، نیروی انسانی و تمهیدات به طریق علمی به منظور کاهش هزینهها و رضایت کارکنان، مدیران و مصرف کنندگان. تعاریف دیگر، بهرهوری نیروی انسانی را حداکثر استفاده مناسب از نیروی انسانی به منظور حرکت در جهت اهداف سازمان با کمترین زمان و حداقل هزینه داشته اند. براساس دیدگاه سازمان بهرهوری ملی ایران، بهرهوری یک نگرش عقلانی به کار و زندگی است. این مشابه یک فرهنگ بوده که هدف آن هوشمندانهتر کردن فعالیتها برای یک زندگی بهتر و متعالی است. عوامل بسیاری در تعریف و دیدگاههای مکاتب مختلف نسبت به بهرهوری موثرند. از گذشته بهرهوری مورد توجه صاحبنظران و محققان رشته هایی مانند اقتصاد روانشناسی صنعتی و سازمانی حسابداری؛ فیزیکدانان؛ مهندسان و مدیران بوده است.
درک دانش؛ تجربه؛ زمینهها و شرایط محیطی موجب تعریف و تفسیر آنها از بهرهوری به شیوههای مختلف گردیده است. درباره اینکه چگونه سازمان ها؛ گروه ها؛ انسان ها، ماشینها در محیطهای مختلف کار کنند و بهرهوری آنان چگونه باید سنجیده شود هر رشته اصول و بینش خاص خود را دارد. اهمیت مفاهیم مدیریت با توجه به سهم آنان در بهرهوری سازمانی است. مدیران باید در مورد بهرهوری در کوتاه مدت تصمیمگیری نمایند تا با مشکلات ناشی از عدم رشد بهرهوری مواجه نشوند بیشتر تعاریف بهرهوری شامل کارآیی؛ اثربخشی؛ سودآوری؛ کیفیت؛ نوآوری؛ کیفیت زندگی فردی و اجتماعی؛ فرهنگ و مانند آن است که توضیحات مختصری راجع به آنها داده میشود.
کارایی: درواقع نسبتی است که برخی از جنبههای عملکرد واحدها را با هزینه هایی که بر انجام آن عملکرد متحمل شده مقایسه میکند.
اثربخشی: به معنی هدایت منابع به سوی اهدافی که ارزشمندترند. برای مثال تمرکز روی نتایج؛ انجام کار صحیح در زمان صحیح؛ کسب اهداف کوتاه مدت و بلندمدت میباشد.
در این رابطه اثربخشی فردی را متغیرهای خروجی میدانند که برای سنجش افراد استفاده میشوند مانند انعطاف پذیری و اثربخشی سازمانی و توانایی سازمان در ارضای حداقل انتظارات ذی نفعها برای کسب اهداف کوتاه مدت و بلندمدت.
به طور کلی اثربخشی سازمانی دستیابی به اولویتها و اهداف چندگانه در چارچوب نظام ارزشی مشترک با فرهنگ سازمانی است به گونه ای که کسب اهداف از نظر هزینه و زمان بهینه باشد و رضایت خاطر ذی نفع هایی را که در جهت کسب اهداف تلاش میکنند را فراهم نماید.
سودآوری: طبق مدل تجزیه و تحلیل نسبتهای مالی دوپونت در واقع سود چگونگی بکارگیری داراییها و کسب منفعت حاصل از آن است.
کیفیت: سلاحی استراتژیک و رقابتی جهت تثبیت وضع فعلی و انجام فعالیتهای جدید به طوری که افزایش فروش در بازار را تسهیل میکند. کیفیت و بهرهوری قابل تفکیک نیستند و به موازات هم پیش میروند.
نوآوری: فرایند خلاقانه انتخاب و انطباق کالاها و خدمات؛ فرایندها؛ ساختارها و دیگر موارد برای پاسخگویی به فشارهای داخلی و خارجی و تقاضا و تغییرات محیط است. نوآوری ممکن است مبتنی بر کار فردی یا نیازهای سازمانی و یا نتیجه فشارهای محیطی مثل تشدید رقابت باشد. در این حالت کوششها به سوی تکمیل یا جایگزینی فرایندی که اکنون وجود دارد یا با تامین این حلقه مفقوده به سوی آن هدایت میشود معطوف است.
روش کمی بیان نوآوری: عبارت است از نسبت خروجی به ورودی مساوی با محصولات بازاریابی شده به ایدههای امکانپذیر (تعداد خلاقیتها).