تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۲۴۱۷۶

دشمن کیست و نشانه‌هایش چیست؟ (بخش دوم)


محمد ملک‌زاده
اکنون برای شناخت بهتر به برخی از ویژگی‌های دشمنان از زبان قرآن توجه می‌کنیم:
1- نیرنگ و حیله
در آیه 15 سوره طارق، دشمنان کسانی معرفی می‌شوند که پیوسته در حال حیله و نیرنگ می‌باشند: «کید» به معنای حیله و نیرنگ و فریب‌دادن است.(1) این واژه دو گونه استعمال نکوهیده و پسندیده دارد، هر چه استعمال آن در مذموم بیش‌تر است.(2) در قرآن این ویژگی به این دلیل به دشمنان اسناد داده می‌شود که آنان با انکار معاد و نادیده گرفتن حقایق سعی می‌کنند با حیله نور خدا را خاموش و دعوت پیامبر را باطل سازند.(3)
نکته قابل توجه در آیه فوق این است که کلمه «یکیدون» لفظ مضارع به کار رفته است و حکایت از این دارد که توطئه‌های دشمنان همواره استمرار و دوام دارد. پس اختصاص به صدر اسلا‌م نداشته و دائمی می‌باشد.
2- مکر
در آیه 30 سوره انفال خداوند با اشاره به تلا‌ش دشمنان برای نابودی رسول خدا(ص) می‌فرماید:
(به‌خاطر بیاور) هنگامی را که کافران نقشه می‌کشیدند که تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا (از مکه) خارج سازند، آن‌ها چاره می‌اندیشیدند (و تدبیر می‌کردند) و خداوند هم تدبیر می‌کرد و خدا بهترین چاره‌جویان است.
مراد از «مکر» خدعه و نیرنگ در خفا می‌باشد(4) این واژه نیز همانند «کید» بر دو نوع است: پسندیده و ناپسند. مکر پسندیده، مکری است که از آن کار خوبی منظور باشد؛ مانند مواردی که این صفت به خداوند نسبت داده می‌شود ولی مکر ناپسند به عکس آن می‌باشد. در تفسیر مجمع‌البحرین آمده است. اگر مکر به مردم نسبت داده شود، معنایش خدعه و نیرنگ است و چنان‌چه به خداوند منسوب گردد، به معنای کیفر و مجازات می‌باشد.(5)
3- گمراهی و انحراف از حق
در آیه 44 سوره نساء خداوند می‌فرماید:
«آیا ندیدی کسانی راه بهره‌ای از کتاب خدا به آن‌ها داده شده بود. گمراهی می‌خرند و می‌خواهند شما نیز گمراه شوید.»
«ضلا‌ل» به معنای انحراف از حق و در مقابل «هدایت» و «یافتن راه حق» می‌باشد(6) و در قرآن کریم به‌عنوان یکی از ویژگی‌های دشمنان جبهه حق معرفی شده است. از دیدگاه قرآن، عوامل متعددی باعث انحراف و گمراهی مردم از صراط حق می‌شود برخی از این عوامل عبارتند از:
1-3- شیطان؛ شیطان می‌خواهد آن‌ها را شدیداً گمراه کند.(7)
2- سردمداران باطل؛ و می‌گویند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنان ما را گمراه ساختند.(8)
3- گروهی از اهل کتاب؛ جمعی از اهل کتاب دوست داشتند که شما (مسلمین) را گمراه کنند.(9)
4- دین به دنیا فروشان؛ آن‌ها آیات خدا را به بهای کمی فروختند و مردم را از راه او بازداشتند.(10)
5- کافران هوسران؛ و هرگز نباید کسی که ایمان به قیامت ندارد و از هوس‌های خویش پیروی می‌کند، تو را از آن باز دارد که هلا‌ک خواهی شد.(11)
6- دنیاپرستان؛ کسانی که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و مردم را از راه خدا باز می‌دارند(12)
7-3- مستکبران؛ آن‌ها را می‌بینی از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می‌ورزند.(13)
4- کفر و شرک
ویژگی دیگری که قرآن کریم برای دشمنان برمی‌شمارد کفر و شرک است. کفر در لغت به معنای پوشش است به همین دلیل پوشاندن نعمت به سبب ترک شکرگزاری را کفران نعمت می‌گویند.(14) شهید مطهری در تبیین مفهوم کفر می‌فرماید در قرآن کریم هرجا «الذین کفروا» آمده، منظور کسانی است که حقیقت بر آن‌ها عرضه شده است و آنان در مقابل حقیقت عناد می‌ورزند.(15) بنابراین چنین افرادی یکی از دشمنان اصلی مسلمانان به‌شمار می‌آیند.
5- بازدارندگان از مسیر حق
یکی دیگر از ویژگی دشمنان، بازدارندگی از مسیر حق و حقیقت است؛ یعنی هر کس انسان را از مسیر حق بازدارد دشمن او به‌شمار می‌آید. قرآن کریم با برشمردن این ویژگی به‌عنوان یکی از ویژگی‌های اهل کتاب می‌فرماید:
«بگو ای اهل کتاب! چرا افرادی را که ا یمان آورده‌اند، از راه خدا بازمی‌دارید و می‌خواهید این راه را کج سازید؟(16)
واژه «صدّ» به معنای منع‌کردن و بازداشتن است.(17) و به این دلیل به‌عنوان یکی از ویژگی‌های دشمنان اسلا‌م شمرده شده است.
6- فریب‌کاری
یکی دیگر از ویژگی‌های دشمن، فریب‌کاری است که با واژه «خدع» در قرآن کریم در موارد متعدد استعمال شده است از جمله در سوره بقره آیه 2 خداوند می‌فرماید: «می‌خواهند خدا و مؤمنین را فریب دهند.»
اهل لغت «خدع» را به معنای فریب‌دادن و قصد بدی نسبت به دیگران داشتن به کار می‌برند به گونه‌ای که از دید طرف مقابل پنهان باشد.(18) به اعتقاد «ابن منظور» خدعه آن است که بر خلا‌ف آن‌چه که در نظر دارید مطلبی را اظهار نمایید.(19) خلیل نحوی نیز می‌گوید: «خدعه یعنی پنهان داشتن شیء».(20) مراغی نیز در تفسیر این آیه معتقد است: تعبیر به صیغه «مخادعه» برای مبالغه می‌باشد و یا بیانگر تکرار و دوام «خدعه» و نیرنگ منافقین نسبت به مؤمنین است.(21)
7. نفاق و دورنگی
درخصوص ویژگی نفاق پیش از این در بحث اقسام دشمنان مطالبی مطرح گردید و منافقان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دشمنان معرفی شدند در این بخش تأکید می‌گردد که این واژه به‌عنوان یکی از ویژگی‌های دشمن در قرآن کریم مورد توجه قرار رفته است. در آیات نخستین سوره منافقون این گروه به‌عنوان دشمنان واقعی مسلمانان که باید از آن‌ها حذر کرد، معرفی شده‌اند: «هنگامی که منافقان نزد تو آیند... دشمنان واقعی تو هستند از آنان برحذر باشید، خداوند آن‌ها را بکشد. چگونه از حق منحرف می‌شوند؟»(22)
باید توجه داشت که این ویژگی دشمنان، اختصاص به عصر پیامبر(ص) ندارد، بلکه در طول تاریخ جوامع اسلا‌می را تهدید می‌کرده است. به همین دلیل باید هشدارهای قرآن کریم و اهل بیت(ع) را نسبت به این گروه نه به‌عنوان یک مسأله تاریخی بلکه به‌عنوان یک موضوع مورد نیاز همیشگی مورد توجه قرار داد و از آن برای مبارزه با روح نفاق و چندرنگی در جوامع اسلا‌می الهام گرفت.
مصادیق دشمن
در بحث‌های گذشته به برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های دشمن در متون دینی اشاره شد. بدیهی است که آن ویژگی‌ها در هرجا مصداق پیدا کند به‌عنوان دشمن معرفی می‌شود در این قسمت به‌منظور تبیین بهتر بحث به اختصار برخی از مصادیق دشمن معرفی می‌شود:
1. نفس اماره
نفس اماره بخشی از جوهره وجودی انسان است که وی را به انجام کارهای ناپسند ترغیب می‌کند و از این‌رو به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دشمنان انسان به‌شمار می‌آید. برای مقابله با این دشمن در ابتدا لا‌زم است انسان خود را بشناسد. از دیدگاه آیات و روایات سعادت دو جهان یک انسان موحد در گرو شناخت نفس خویش است و به فرموده پیامبر(ص) هرکس خود را نشناسد پروردگار خود را نیز نخواهد شناخت و یا حضرت علی(ع) فرمودند: هرکس خود را بشناسد به نتیجه و غایت هر شناخت و دانشی دست یافته است.(23) هوای نفس یکی از کانال‌های ورود شیطان و بلکه مهم‌ترین آن برای فریب انسان است، از این‌رو اگر انسان آن‌را دردست بشناسد می‌تواند راه ورودی شیطان را مسدود نماید. به همین دلیل پیامبر اکرم(ص) آن را دشمن‌ترین دشمنان معرفی فرموده و جهاد بانفس را به جهاداکبر توصیف نموده‌اند.(24)
2. شیطان و ابلیس
در بحثهای پیشین گذشت که ابلیس نخستین موجودی است که دشمنی با انسان را آغاز کرد و بعد از خلقت انسان نیز سوگند یاد کرد که او را گمراه سازد. بنابراین شناخت این دشمن بزرگ نیز از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.
شیطان در لغت به هر موجود گستاخ و سرکشی گفته می‌شود.(25) به تعبیر دیگر شیطان مفهوم عامی است که شامل هر قدرت نابکار و سرکش -اعم از انس یا جن- می‌شود. ولی ابلیس مصداق خاصی دارد که البته به او نیز شیطان می‌گویند، چون مظهر فریب، اغوا و عامل فساد و انحراف انسان است.(26) مقصود از ابلیس همان موجود سرکشی است که از روی غرور، دستور خداوند را اطاعت نکرد و از سجده بر آدم روی برتافت.
در قرآن کریم از مهم‌ترین دشمنان انسان و از جمله موانع سعادت یک انسان موحد ،شیطان معرفی شده است. خداوند در سوره فاطر باصراحت می‌فرماید: «شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بدارید و با او دشمنی کنید.»(27) سؤال: چرا خداوند متعال شیطان را آفرید و فلسفه وجودی او چیست؟
این سؤال به‌طور کلی هم درخصوص شیطان و هم‌مطلق دشمنان ممکن است مطرح شود که اگر شیطان یا دشمن برای جامعه اسلا‌می مضر است و این‌گونه در روایات بر شناسایی دشمن و پرهیز و مقابله با آن سفارش‌شده پس حکمت وجود دشمنان چیست؟
در پاسخ به این سؤال ابتدا درخصوص ابلیس می‌گوییم که اولا‌ً: خداوند ابلیس را شیطان نیافرید. وی سال‌ها همنشین فرشتگان و مشغول عبادت بود اما برخلا‌ف فرشتگان از یک نوع آزادی عمل نیز برخوردار بود وی با سوءاستفاده از آزادی خود، بنای طغیان و سرکشی نهاد. بر این اساس ابلیس در آغاز پاک آفریده شد و انحرافش بر اثر خواست خودش بود. ثانیاً: از نظر سازمان آفرینش وجود شیطان برای افراد باایمان و انسان‌های طالب حقیقت نه تنها زیان‌بخش نیست، بلکه وسیله پیشرفت و تکامل آن‌ها هم به حساب می‌آید، زیرا پیشرفت و ترقی و تکامل همواره در میان تضادها و سختی‌ها صورت می‌گیرد.(28)
به‌طور کلی درخصوص مطلق دشمن هم باید گفت که ناسازگاری‌های اجتماعی و اختلا‌ف‌های فکری مایه پیشرفت و وسیله تکامل جامعه انسانی است. برچیدن تباین‌ها دستگاه طبیعت و نظام آفرینش را دست‌خوش اختلا‌ل می‌نماید و اساساً انسان در لا‌به‌لا‌ی این ناسازگاری‌ها رشد می‌کند و استحکام می‌یابد؛ مثلا‌ً نفس اماره در ساختار وجودی انسان مایه تکامل عقل و قوای روحانی و پرورش روح پرهیزگاری و حس خوش‌بینی است. بنابراین باید بر این نکته توجه داشت که در نظام خلقت آفرینش هیچ‌ موجود و آفریده‌ای بدون حکمت نیست و دشمنان گوناگون گرچه به‌عنوان یک ناسازگاری در نظام هستی تلقی می‌شوند، اما وجودشان ضروری است، عموم مردم به‌ویژه جوانان در جامعه اسلا‌می وظیفه دارند ضمن شناخت شیطان و آشنایی با ویژگی‌های او به مقابله با شیطان‌صفتان برخیزند تا قله‌های کمال و سعادت را فتح نمایند.
جوانان باید از دوستان شیطان‌صفت و هرکس که دارای ویژگی شیطان است پرهیز کنند. دوستانی که همانند شیطان، انسان را به انجام گناه وسوسه می‌کنند و اعمال ناپسند را توجیه و تزیین می‌نمایند، انسان را امر به فحشا می‌کنند. با وعده‌های دروغین آمال دور و دراز در نهاد انسان می‌کارند و... همگی از جمله احزاب و برادران شیطان به‌شمار می‌آیند و باید به مقابله با آنان برخاست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات