"اسناد کرملین مربوط به اواخر دهه ١٩٨٠ به همراه یادداشتها، خاطرات، سوابق مذاکرات کمیته مرکزی حزب کمونیست (پولیت بورو) و مصاحبهها با حاضران کلیدی این جلسات، جزییات پیچیدهتری را دربارهی یکی از مهمترین نقطههای عطف جنگ سرد فاش میکند."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی واشنگتن پست ضمن انتشار مطلب فوق در گزارشی آورده است: این اسناد نشان میدهند که رویای رونالد ریگان، رییس جمهور اسبق آمریکا در مورد یک سپر دفاع موشکی جهانی، نیروی محرکه تغییر رقابت تسلیحاتی نبود، بلکه عامل تغییر میخاییل گورباچف، رهبر شوروی سابق بود. وی تصمیم گرفت که در زمینه دفاع موشکی با ریگان رقابت نکند و در همان زمان در حال یک تلاش شدید داخلی علیه مجموعه صنعتی - نظامی خود برای بازگرداندن ارتقاء تسلیحاتی جنگ سرد بود.
این روزنامه نوشته است: گورباچف به این نتیجه رسید که تاسیسات دفاعی پراکنده و نامنظم شوروی (ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی، نیروهای استراتژیک راکتی، نیروهای دفاع هوایی و تمام این نهادها، ادارات طراحی و کارخانههای حامی آنها)، یک بار عظیم بر دوش کشور است. به اعتقاد وی، هزینههای دفاعی، منابع مالی دیگر بخشهای اقتصادی را خشک میکرد.
واشنگتن پست میافزاید: تصمیم باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا برای لغو طرحهای استقرار یک سیستم دفاع موشکی دوربرد در شرق اروپا، آتش بحثهای مربوط به سیستمهای دفاع موشکی و امکان پذیری آنها مربوط به دوران ریگان - گورباچف و حتی قبلتر را شعلهور کرد.
ریگان رویای یک چتر جهانی مستقر در فضا را در سر داشت و سپر اروپا، زمینی و منطقهیی بود؛ ولی هر دو ایده یک مشکل مشترک داشتند: دقت. آیا امکان داشت که یک ناوگان موشکی را با یک ناوگان دیگر منهدم کرد و یا به عبارت دیگر یک گلوله را با گلولهی دیگری مورد اصابت قرار داد؟
در ادامه میخوانیم: جزییات تازهای از تلاشهای گورباچف علیه سپر دفاع موشکی ریگان از یادداشتهای داخلی و شخصی ویتالی کاتایف که به مدت بیش از ١٧ سال در دپارتمان دفاعی کمیتهی مرکزی حزب کمونیست شوروی سابق خدمت کرده است و زیر نظر مسوول صنعت دفاعی شوروی در کمیتهی مرکزی حزب کمونیست کار کرده، فاش شده است. یادداشتهای کاتایف نشان میدهند که در اوایل تابستان ١٩٨٥، تنها چند ماه پس از روی کار آمدن گورباچف به عنوان دبیر کل حزب کمونیست، مدیران، طراحان و سازندگان ماهوارهها، بوسترهای فضایی و لیزرها یک طرح جدید عظیم برای ساخت یک سیستم دفاع موشکی برای شوروی سابق ارایه کردند. این ایده مشابه آرزوهای رایگان بود و از این قرار بود که روسها نیز "جنگ ستارگان" خود را بسازند. رویای ریگان به جنگ ستارگان لقب گرفته است. اگر گورباچف ادامه میداد، باعث طولانی شدت رقابت تسلیحاتی و گسترش آن به فضای خارج میشد. کاتایف گفت، این طرحها شامل ١٣٧ پروژه طراحی و آزمایش، ٣٤ پروژه تحقیقات علمی و ١١٥ پروژه در زمینه علوم پایه بود. هزینهی این کار رقمی در حدود دهها میلیارد روبل تخمین زده شد.
در ادامهی این مطلب میخوانیم: این برنامهها با نامهای رمزی از جمله "فاندامنت -4" و "اونگا ای"، صفحات بسیاری از دفتر یادداشت کاتایف را به خود اختصاص دادند. در تابستان و اوایل پاییز ١٩٨٥، یوگنی ولیخوف، فیزیک دان روشن فکر روس، از گورباچف خواست که این کار را انجام ندهد. ولیخوف بر اساس تحقیقات قبلی، به این نتیجه رسیده بود که ایده ریگان کارآمد نخواهد بود. وی پیشنهاد کرد که گورباچف رویکرد متعارف جنگ سرد مبنی بر تقلید از آنچه که ریگان انجام میدهد را کنار بگذارد و در عوض خواستار آنچه که آن را یک پاسخ نامتقارن (کاری که پاسخ به اقدام ریگان باشد ولی شبیه آن نباشد) خواند، شد.
واشنگتن پست میافزاید: یک گزینه نامتقارن، انتقال هزاران کلاهک و موشک برای غلبه بر سپر آمریکا بود. برای از بین بردن چنین تهدیدی، یک سیستم دفاعی باید اهداف پر سرعت در حال حرکت را کامل و همزمان منهدم کند. گورباچف در نشست وین در نوامبر ١٩٨٥، به طور خاص به این پاسخ نامتقارن اشاره کرد و به ریگان گفت که اگر آمریکا طرح دفاع استراتژیک را دنبال کند، پاسخ شوروی متقارن نخواهد بود، بلکه "یک سیستم سادهتر و موثرتر" خواهد بود.
بیشک، رویای ریگان شوروی را گیج کرد. بنا بر خاطرات کاتایف، کارشناسان شوروی سابق اغلب در این فکر بودند که این کار برای چیست؟ متخصصان از خود میپرسیدند "آمریکاییها که به واقع بینی و عمل گرایی معروف هستند، به خاطر چه چیزی پول خود را صرف نمایشیترین پروژه تاریخ آمریکا میکنند، آنهم زمانی که خطرات فنی و اقتصادی یک سقوط بیش از تمام محدودیتها قابل تصور آن است؟"
این روزنامه در بخش دیگری از این گزارش نوشته است: در خاطرات کاتایف آمده است که شور و اشتیاق ریگان برای رویایش، متخصصان شوروی سابق را از همان ابتدا به فکر احتمال بلوف و کلک سیاسی انداخت. در همین حال، گورباچف اجازه داد از شدت سنگینی برخی از طرحهای طراحان ارتش شوروی کاسته شود. یکی از این طرحها، لیزر فضایی موسوم به Skif-DM، ملموسترین نتیجه تلاش طراحان شوروی برای ساخت یک "جنگ ستارگان شوروی" بود. در ساعت ٣٠/٩ صبح ١٥ مه ١٩٨٧ در قزاقستان، تقویت کننده فضایی غول پیکر شوروی که حامل یک کانتینر مرموز مشکی رنگ حاوی Skif-DM بود، با سر و صدای مهیبی به فضا پرتاب شد. این کانتینر پولیوس نام داشت. در حقیقت هیچ لیزری در کار نبود. Skif-DM یک نمونه بود تا جا را برای سلاحهای آینده نگه دارد. طراحان شوروی در این تکنولوژی مهارت پیدا نکرده بودند.
تقویت کننده Energia عملکرد بینقصی داشت. پولیوس (polyus) چهارصد و شصت ثانیه پس از پرتاب از Energia جدا شد. سپس مشکلی رخ داد. پولیوس قرار بود ١٨٠ درجه بچرخد و با روشن کردن موتورهایش به مدار بالاتری برود، ولی در عوض ٣٦٠ درجه چرخید، خاموش شد و مستقیما در اقیانوس آرام افتاد. تمام کارها در زمینه skif متوقف شد و گورباچف تلاشی برای احیای آنها نکرد.
واشنگتن پست در پایان چنین نتیجه گیری کرده است: یکی از بزرگترین موفقیتهای گورباچف در کارهایی بود که وی انجام نداد. از وی خواسته شد که جنگ ستارگان شوروی را با مجموعه نظامی و صنعتی بسازد، ولی وی این کار را نکرد. وی میتوانست برای ساخت یک نیروی تقابلی تلاش کند ولی این کاررا نکرد. در پایان، نظام شوروی سابق بدون اینکه هیچ یک از این دو ابر قدرت سلاحهای هستهیی را کنار بگذارند، سقوط کرد.