مصاحبه عبدالحلیم خدام زلزله جدیدی پدید آورده است. چند ماهی بود که خدام در پاریس به سر میبرد. واقعیت این است که تحولات سیاسی در سوریه پس از حافظ اسد با جراحیهای مهمی همراه بود. در همان هفته نخست پس از درگذشت حافظ اسد، نخست وزیر سوریه خودکشی کرد. وزیر تبلیغات و رادیو، تلویزیون ناپدید شد. و... پس از ترور رفیق حریری هم غازی کنعان، وزیر وقت کشور و مسئول امنیتی پرونده، لبنان خودکشی کرد. این موارد سرانجام با مصاحبه خدام عمق و بعد تازهای یافت. چنان که انتظار میرفت. بلافاصله پس از مصاحبه، خدام، خائن نسبت به کشور و حزب و ارزشهای انقلابی و ملی معرفی شد. از حزب بعث اخراج شد. جمعیتی که تلویزیون سوریه آنها را گروههای مردمی خواند، میخواستند قصر خدام را در بانیاس آتش بزنند، که پلیس مانع شد. وزیر دادگستری سوریه درخواست کرد که محاکمه خدام به اتهام خیانت عظمی بررسی شود. گویی فاصله خدام با همه این اتهامات فقط همان مصاحبه با شبکه العربیه بوده است. روزنامه الثوره هم خدام را عامل اجرای یک توطئه آمریکایی ـ اسراییلی خواند و...
این داستان سیاست در مشرق زمین است. اگر با قدرت بودی همه چیز هست. و اگر بر قدرت شدی همه بدیهای عالم در تو خلاصه میشود. نکته غریب این است که مطلقا اشارهای به اصل سخن خدام نمیشود. فقط مسابقه جدیدی است که همه میخواهند با سرعت برچسب تازهای به خدام بزنند. که بیش از سه دهه در زمان حافظ اسد، عملا نفر دوم سوریه و نیز مسئول پرونده لبنان بوده است. آن چه در سوریه پیش آمده است، دلیل روشنی است که چنانچه حکومتها از دموکراسی فاصله بگیرند، هزینههای سنگینی را باید تحمل کنند.