هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق ایالات متحده، از جمله سیاستمداران آمریکایی است که نام وی با دیپلماسی ایالات متحده در جریان جنگ سرد در هم تنیده شده است. کیسینجر در نوشتار حاضر به بررسی پیروزی حماس و همزمان حذف شارون از صحنه سیاسی اسرائیل پرداخته و بر این باور است که سیر تحولات منطقه به گونهای است که در هیچ شرایطی امکان رها کردن گفتگو و تعامل وجود ندارد. کیسینجر که در امضای معاهده کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل و در نهایت شکسته شدن صفوف متحد اعراب در برابر اسرائیل نقشی کلیدی بر عهده داشت، معتقد است که صلحی مبتنی بر درک متقابل می تواند ثبات را به خاور میانه بازگرداند.
وزیر خارجه اسبق ایالات متحده معتقد است که دیپلماسی سنتی تنها در شرایطی میتواند به صورت موثر عمل کند که توافقی کلی بر سر اهداف وجود داشته باشد. این توافق کلی در شکل حداقلی خود میتواند به معنای به رسمیت شناختن حق حیات یکدیگر باشد. چنین توافقی تا پیش از توافق اسلوا عملاً وجود نداشت. اسرائیل هر نوع گفتگو و تعامل با ساف را غیر ممکن میدانست چرا که در منشور این سازمان، حذف اسرائیل به عنوان هدف اصلی ذکر شده بود. پس از اسلو اما اسرائیل حاضر به پذیرش گفتگو با ساف بر سر خودمختاری بود و هرگز استقلال را به عنوان موضوعی برای بحث انتخاب نکرد.
شارون اما پس از به قدرت رسیدن علی رغم تمامی مشارکتهای خود در اقدامات نظامی علیه فلسطینیان ظهور کشور و دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت شناخته بود. او حتی پیش از بستری شدن در بیمارستان و از دست دادن هوشیاری خود سعی داشت با عقب نشینی یکجانبه از برخی مناطق کرانه غربی و غزه این روند را تسریع کند.
کیسینجر در بخش دیگری از نوشتار خود با اشاره به مباحثی که هم اکنون در اردوگاه فلسطینیان وجود داشته مینویسد: در میان فلسطینیان دو دیدگاه وجود دارد، برخی خواهان نابودی قطعی و فوری اسرائیل هستند و جمعی معتقدند که نابودی اسرائیل باید به صورت مرحلهای شکل گرفته و در این میان مذاکرات به عنوان مرحلهای برای تجدید قوا و افزایش توان تلقی شود. در میان فلسطینیان، بسیار معدود هستند افرادی که به همزیستی دائمی میان دو طرف معتقدند. بدیهی است که در چنین شرایطی، امکان رسیدن به صلحی ثابت و پایدار که امکان تشکیل دولت و کشور فلسطین را فراهم کند، وجود نخواهد داشت.
وزیر اسبق خارجه آمریکا برای تغییر این روند و تبدیل نگاه خصمانه فلسطینیان رفع برخی موارد مورد اختلاف را ضروری دانسته و میگوید: مساله آوارگان از جمله موارد مبهم است. در توافق اسلو و راه حل عادلانه، واقع گرایانه، مناسب و مورد توافق طرفین ، تاکید شده بود. از نگاه فلسطینیان این عبارت به معنای بازگشت تمامی آوارگان به تمامی نقاط فلسطین «سابق»است در حالیکه اسرائیلیها تنها آنرا متناظر با اراضی تحت کنترل دولت خود گردان می دانند. مساله آورگان همچنان پس از گذشت بیش از یک دهه مانع اصلی توافق میان طرفین است.
طراح«کمپ دیوید» در ادامه مینویسد: پیروزی حماس نشان میدهد که فرایند صلح را با نگاه به واقعیات پیش برد، نه مفروضات. این پیروزی ثابت کرد انتظار آمریکا مبنی بر پیروزی میانهروها در هر انتخابات دموکراتیک کاملاً اشتباه است.
کیسینجر با اشاره به تحول صورت گرفته در شارون و تفکرات وی می نویسد: اگر شارون از تفکر اشغال کرانه غربی و غزه و تبدیل آن به شهرکهای بزرگ یهودی نشین به عقب نشینی رضایت داد حماس هم باید روند تکاملی مشابه را پشت سر بگذارد. شارون در نهایت دریافته بود که اشغال کرانه غربی با اهداف کلان اسرائیل هماهنگ نیست و بدین ترتیب به همراه جمعی از سیاستمداران قدیمی اسرائیلی به تشکیل و همزیستی دو کشور مستقل در کنار یکدیگر رضایت داده بود.
مشکل اورشلیم(بیت المقدس) و تلاش اسرائیل برای یهودی کردن بخشهای عرب نشین آن از دیگر موضوعاتی است که سیاستمدار سابق آمریکایی معتقد است با شکل گیری معاملهای میان طرفین قابل حل خواهد بود. کیسینجر میگوید: اسرائیل میتواند با تعویض و ارائه بخشهایی از اراضی خود در قبال مناطق پیرامونی و شرقی بیتالمقدس که در آن شهرکهای یهودی ایجاد کرده است، به نوعی توافق با فلسطینیان برسد. اراضی مورد معامله باید مناطقی باشند که دارای اکثریت ساکنان عرب باشند.
وزیر اسبق خارجه آمریکا در مورد حماس معتقد است که این جنبش در مقایسه با شارون کار دشوارتری را پیش رو دارد چرا که با توجه به دیدگاههای ایدئولوژیک حماس دست کشیدن از برخی اهداف چندان ساده نیست. از سوی دیگر سران حماس باید به این باور برسند که هیچ راهکار دیگری جز همزیستی با اسرائیل ممکن نیست. فلسطینیان باید به این باور برسند که با توجه به در هم آمیختگی امور روزانه اجتماعی آنها با اسرائیل و مواردی چون لزوم عبور و مرور آزادانه از مرزها، مجوز کار در اسرائیل، مشترک بودن سیستمهای آب رسانی و دهها مورد دیگر در نهایت مجبور به مذاکره با اسرائیل خواهند بود.
بدین ترتیب، تداوم حیات بدون مذاکره با اسرائیل امکان پذیر نیست. حماس با توجه به این واقعیات میتواند با میانجیگری سازمانهای بینالمللی، مذاکرات جدید را با اسرائل آغاز کرده و در این راه طرح آتش بس میان اسرائیل و سوریه را که در نهایت به همزیستی دو کشور منتهی شد، سرلوحه خود قرار دهد. رسیدن حماس به این نقطه، جدا از واقع گرایی رهبران آن، نیازمند مشارکت به میانه روی است که معمولاً ترجیح میدهند خود را از مسیر حوادث فلسطین دور نگاه دارند. جامعه جهانی باید خود را برای تثبیت آرامش و ثبات در منطقه آماده کند. دوری گزیدن از تعامل با طرفین به سود هیچ گروهی نخواهد بود.