تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۲۴۴۹۴

ارزیابی واکنش دفاعی ایران در آغاز جنگ تحمیلی


واکنش اولیه نظامی ایران در برابر عراق ، بیشتر ، حملات گسترده هوایی به شهرهای عراق در درگیری در دریا بود ، که در مقایسه با واکنش زمینی ، تا اندازه ای برجسته می نمود و این درک و تصور را به وجود می آورد ، که استراتژی جنگی ایران ، جنگ عمومی است . این باور اساسا متاثر از نحوه سازمان دهی حملات هوایی و دریایی ایران به مراکز استراتژیک عراق در 24 ساعت اول بود . در هر صورت ، واکنش اولیه ایران سبب شد ، کلیه تحلیل های موجود درباره ناتوانیی نظامی ایران تغییر کند .
نیروی زمینی به دلیل کاهش نیروی انسانی ، دچار ضعف و سستی بود و نظر به این که سر نوشت جنگ در زمین تعین می شود و نقطه برتری عراق نیز در جنگ زمینی بود ، لذا مرور هر چند اجمالی عملکرد نیروی زمینی ارتش در منطقه جنوب ، با استناد به گزارش منتشره از نیروی زمینی ارتش ، ضروری است .
بنابر گزارش های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ، تیپ 2 از لشکر 92 زرهی همراه با تیپ زرهی 37 شیراز در غرب رودخانه کرخه در مجموهع 7 روز مقاومت کردند . نیروهای تیپ 37 شیراز در این مقاومت نقش برجسته ای داشتند . به گونه ای که اسرای دشمن نیز به آن اعتراف کردند . تاخیر در انتقال لشکر 16 زرهی قزوین یکی از مسائل مهم در عدم مقابله موثر با پیشروی دشمن بود .
تیپ 3 از لشکر 92 که درمنطقه اله اکبر اسقرار داشت ، تنها یک روز در برابر دشمن مقاومت کرد و در روز دوم سازمان تیپ عملا متلاشی شد . افراد این تیپ در مجموع سه روز در پدافند فعال شرکت داشتند . پیشروی نیروهای دشمن در هفته اول جنگ به سمت اهواز که با شبیخون برادران سپاه به فرماندهی شهید غیور اصلی ، مجبور به عقب نشینی شده بودند، پس از متلاشی شدن سازمان این تیپ انجام گرفت .
تیپ یک از لشکر 92 زرهی در منطقه حسینیه ( کیلومتر 25 در شمال خرمشهر ) مستقر بود . گردان 151 دژ و همچنین نیروهای منطقه 3 دریایی خرمشهر نیز در این محور در منطقه ماموریتی خود استقرار داشتند . نیروهای دشمن در این محور با عبور از کیلومتر 25 حسینیه ، در روز سوم مهر، نیروهای خودی را عقب راندند و به این ترتیب ، خرمشهر از شمال محاصره شد . نیروهای دشمن همچنین از منطقه جنوب غربی به سمت اهواز پیشروی کردند که سر انجام در منطقه نورد متوقف شدند . بنا بر این گزارش ، یگانهای تحت امر لشکر 92 زرهی حداقل یک روز و حداکثر شش روز مقاومت کردند .
تلفی و درک نیروهای نظامی از اهداف دشمن ، در واکنش نیروهای ایران تاثیر تعیین کننده ای داشت ؛ فرمانده وقت نیروی زمینی بر این باور بود که هدف عراق تصرف گلوگاه خوزستان و استقرار در ارتفاعات شمال اندیمشک می باشد ، لذا تمام تلاش نیروهای خودی به حفظ گلوگاه معطوف شد . شهید سر لشکر فلاحی ، رئیس ستاد مشترک ارتش نیز اعتقاد داشت ، اهواز گلوگاه است و باید توان ارتش را برای حفظ آن متمرکز کرد . در این میان ، خرمشهر و آبادان تقریبا از دست رفته تصور می شد ، به ویژه این که نیروهای نظامی مشخصی جز گردان 151 دژ و دو گردان زرهی و مکانیزه برای دفاع از منطقه اختصاص نیافته بود .
این نوع برداشته ها نشان دهنده نداشتن تصوری مشخص و یکسان از اهداف و تلاش اصلی دشمن درجنوب بود که در نتیجه ، عدم اتخاذ تصمیم یکسان و واکنش مشخص برای رویارویی با دشمن را در پی داشت این وضعیت ، زمینه را برای تداوم پیشروی دشمن فراهم کرد . حال آن که در صورت درک اهداف و تلاش اصلی دشمن و عکس العمل مناسب ، امکان ممانعت از پیشروی دشمن بهتر از آنچه انجام شد ، امکان پذیر بود . در مجموع ، عدم آمادگی جنگی ایران به دلیل فقدان قرار گاه فرماندهی عملیات در مناطق مرزی و عدم اسقترار کلیه یگانهای نظامی در طول مرز ، کاملا آشکار بود . به عنوان مثال ایران هیچ گونه آرایش نظامی در مناطق بسیار حساس نزدیک خرمشهر و آبادان نداشت و حتی اعلامیه های نظامی عراق حاکی از این بود که ارتش عراق در یکی دو روز نخست جنگ با مقاومت چندانی رو به رو نشد . بنا بر این ، تمام شواهد نشان می داد ، این عراق بود که با آمادگی لازم و به کار گیری نیروهای نظامی ، تهاجم همه جانبه ای را علیه ایران سازمان داد ، در حالی که ایران حتی از آمادگی دفاعی کافی نیز برخوردار بود .
با این حال ، به نظر می رسد که آتش توپخانه و حملات هوایی نیروی هوایی ایران و نیز فعالیت هلی کوپترهای هوانیروز در پشتیبانی آتش و لجستیکی ، در مقایسه با تحرکات نیروی زمینی ارتس از برجستگی خاصی برخوردار بودند ، به گونه ای که علاوه بر اعتراف عراقیها رسانه های خارجی نیز بر این امر صحه گذاشتند . نیروی دریایی ارتش ایران نیز به لحاظ برتری بالایی که در برابر عراق داشت ، با تحرکات آفندی در دریا ، عملا عرصه دریا را برای نیروهای عراقی به شدت محدود کرد . به ویژه عراق به دلیل محدودیت سواحلش در خلیج فارس قادر به حضور فعال در دریا نبود . این که نیروهای عراقی در مناطق مرزی ایران موفق به پیشروی شدند ، نمایانگر وجود کاستی ها و نقص هایی در نیروی زمینی ارتش بود .
در اینجا به چند نمونه از این ضعف ها اشاره می شود :
یک- در گذشته ، استراتژی دفاعی ایران اساسا بر حمایت های نظامی ، لجستیکی و مشاوره ای آمریکاییها متکی بود به همین دلیل ، با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از مدار سیاست ها و منافع غرب و نیز مبارزه با آمریکا و همچنین تصفیه عناصر خائن در راس ارتش ، عملا استراتژی پیشین کار آمدی لازم را از دست داد و در این فاصله ( از پیروزی انقلاب تا آغاز جنگ ) ، استراتژی جدیدی نیز شکل نگرفت . این ضعف چنان اهمیتی داشت ، که نمی توان تاثیراتش را بر دست نیافتن تلاش های نظامی ایران به نتیجه ای مطلوب از جمله مقابله با پیشروی نیروهای عراقی نادیده گرفت .
افزایش حملات هواپیماهای ارتش ایران به خاک عراق ، به ویژه بغداد ، انعکاس وسیعی داشت ، ولی با توجه به پیشروی ستون های نظامی عراق در عمق سر زمین جمهوری اسلامی ، عملا بر پیشروی عراقی ها تاثیر نگذاشت . در واقع ، حملات هوایی ایران هیچ ارتباطی با مقابله در برابر پیشروی نیروهای زمینی عراق و پشتیبانی از مقاومت نیروهای خودی در زمین نداشت ، حال آن که در این زمینه ( با توجه به ضعف های اولیه نیروی هوایی ارتش عراق ) ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی می توانست تلفات بسیاری به نیروهای عراق در میدان های نبرد وارد سازد .
با آن که مدتها پیش بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا فعالیت می کرد و اطلاعات نسبتا فراوانی را احتمال تهاجم عراق در اختیار داشت ، اما اقدام مناسبی را در این زمینه انجام نداد . به همین دلیل با وجود آمادگی کشور برای مقابله و بسیج امکانات ، فرماندهی و مدیریت به نحو مناسبی اجرا نشد .
سرعت پیشروی اولیه عراقی ها در برخی از محورها ، نمایان گر عدم آمادگی برای مقابله با تهاجم دشمن بود، حال آن ارتش عراق هر گاه با اندکی مقاومت رو به رو می شد ، از شتاب و سرعت اولیه می کاست ، در این خصوص ، می توان از مقاومت تیپ 37 زرهی شیراز در محور فکه یاد کرد ، که به دلیل اهمیتش حتی دشمن زبان به اعتراف گشود .
پنج – ضعف آموزش نظامی و از هم پاشیدگی مدیریت کلان ارتش موجب شد ، که به تناسب امکانات و یگان های زرهی مستقر در منطقه جنوب کشور ، مانور زرهی مناسب در برابر دشمن انجام نشود . حتی بعدها نیز این ضعف ادامه داشت تا آنجا که ارتش قصد کرد با ستون کردن تانک روی جاده ماهشهر – آبادان ، در هوای روشن دست به عملیات بزند که کمترین نتیجه آن ، انهدام امکانات و تجهیزات نظامی بود !
شش- ناتوانی در اجرای اصول جنگ و روش های کلاسیک به هنگام مقاومت در برابر نیروهای عراقی و بعد ها در عملیات آفندی علیه ارتش عراق ، بخش دیگری از ضعف های ارتش بود که ناکامی هایی را در پی داشت .
هفتم- استقرار نیروهای دشمن در مواضع نامناسب و توجیه نبودن آنها به منطقه ، فرصت مناسبی را برای اجرای عملیات ایذایی در شب فراهم ساخته بود ؛ اما این امر به هیچ وجه مورد توجه نیروهای کلاسیک قرار نگرفت و بیشتر این عملیاتها را نیروهای مردمی و انقلابی اجرا می کردند . عدم رویارویی با دشمن به شیوه چریکی به این دلیل بود که در آیین نامه های ترجمه شده از منابع ارتش آمریکا ، چنین عملیاتهایی پیش بینی نشده بود و ارتش ایران نیز در این زمینه آموزش لازم را ندیده بود .
هشتم – کمبود نیرو و عدم سازمان دهی مناسب نیز به چشم می خورد ؛ ارتش نه تنها روند تحولات نظامی دشمن را پس از انقلاب به درستی مورد توجه قرار نداد ، بلکه توانایی لازم را نیز برای سازمان دهی نیروهای مردمی نداشت ، لذا پس از شروع جنگ ، نیروهای منقضی خدمت ، سالهای قبل جذب شدند و البته با این تعداد نیرو (80 هزار تن ) ، امکان سازماندهی پنج لشکر پیاده وجود داشت ، لیکن اقدام مناسبی در این زمینه انجام نگرفت و تنها نیروهای فداییان اسلام به فرماندهی شهید مجتبی هاشمی و نیروهای ستاد جنگ های نامنظم به فرماندهی شهید چمران که در آبادان و سوسنگرد ، اله اکبر و کرخه کور مستقر بودند ، از نظر لجستیک و فرماندهی تحت امر ارتش قرار گرفتند .
با این حال ، ایران در برخی زمینه ها از برتری قابل توجهی در برابر عراق برخوردار بود . مانند عمق استراتژیک شهرهای ایران ، وجود ارتش بزرگ و به جا مانده از قبل که به سیستم های تسلیحاتی مدرن مجهز بود ، وجود نیروهای مسلح نیمه آموزش دیده ، وجود شور انقلابی که در تقویت روحیه نیروهای نظامی ایران بسیار موثر بود ، در اختیار داشتن مقدار فراوانی تکنولوژی بسیار پیشرفته و وجود ذخائر نسبتا مناسب ارزی که با افزایش قیمت نفت تا اندازه ای بهبود یافته بود .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات