الهام ربیعیزاده
سیاست پیش از آنکه موضوع دانش هایی چون سیاست مدن یا حکمت عملی یا حکمت مدنی یا علم سیاست قرار گیرد یک نوع خط مشی ، شیوه سلوک ، کنش ، رفتار ، فعل ، حالت و گاه فن و یا نوعی هنر است . براین اساس نوع جهت گیری و هدفی که سیاست در راستای آن هدف و جهت تحقق می یابد ، رنگ و ماهیت خاصی به خود می گیرد.
امام خمینی بر اساس نگرش خود نسبت به جهان هستی و جایگاه انسان در آن و نقشی که به او محول شده و هدفی که سیاست دارد سیاست را 5 دسته تقسیم می کند.
1- سیاست شیطانی
2- سیاست حیوانی
3- سیاست الهی
4- سیاست عمومی
5- سیاست روحانی
الف- سیاست شیطانی یا سیاست فاسد
منظور از سیاست شیطانی ، کنش یا رفتاری در حوزه امور عمومی است که دارای چند ویژگی اساسی است که عبارتند از :
الف) دروغگویی و عدم صداقت در گفتار و رفتار
ب) فریب و حیله و نیرنگ و سلطه بر مردم از طریق فریب و تزویر
ج) هوای نفس و امیال فردی و مادی
در این مورد امام چنین می گویند:
“مرحوم آقای کاشانی- رحمه الله - را که تبعید کرده بودند به خرم آباد و محبوس کرده بودند و در قلعه فلک افلاک. مرحوم حاج آقا روح الله گفتند که من از این رئیس ارتش که در آنجا بود خواهش کردم که من را ببرد خدمت مرحوم آقای کاشانی قبول کرد... آن شخص شروع کرد صحبت کردن و رو کرد به آقای کاشانی که آقا شما چرا خودتان را به زحمت انداختید؟ آخر شما چرا در سیاست دخالت می کنید. سیاست شان شما نیست . آقای کاشانی فرمودند: اگر من دخالت نکنم کی دخالت بکند ؟”
امام با این بیانات می خواهد صحبت کند از2 نوع سیاست ، سیاستی که نباید در آن دخالت کرد که همان سیاست شیطانی است و سیاستی که باید در آن دخالت کرد و گرنه سایرین می آیند و آن را خراب می کنند .
حال ببینیم شرایط و ویژگی های سیاست شیطانی از نظر امام چیست؟
امام در جایی دیگر چنین فرمودند: “..... آمد یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را بیاورم ، گفت آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن ، خدعه ، فریب ، نیرنگ ، خلاصه پدر سوختگی است ......... گفتم ما از اول وارد این سیاست که شما می گویید نبوده ایم.”
همچنین در عبارت دیگری این گونه می فرمایند :
“یک قصه هم خودم دارم . وقتی که ما در حبس بودیم و بنا بود که حالادیگر از حبس بیرون بیاییم و برویم قیطریه و در حصر باشیم ، آن رئیس امنیت آن وقت ... گفت که : آقا سیاست عبارت است از دروغگویی است ، عبارت از خدعه است، عبارت است از فریب است . عبارت است از پدر سوختگی این را بگذارید برای ما و من گفتم این سیاست مال شماست..... البته سیاست به آن معنایی که اینها می گویند که دروغگویی، چپاول مردم و با حیله و تزویر و سایر چیزها تسلط بر اموال و نفوس مردم ، این سیاست هیچ ربطی به سیاست ندارد، این سیاست شیطانی است.”
در نظر امام خمینی سیاستی که در آن خدعه و دروغ و فریبکاری ، نیرنگ و چپاول مردم و تزویر و تسلط به اموال و نفوس مردم باشد و مادیات و منفعت طلبی از ارکان اصلی آن باشد و در آن منافع عمومی و فضایل راه نداشته باشد سیاست شیطانی محسوب می شود.
ب- سیاست حیوانی یا سیاست این جهانی
این سیاست از نظر امام یک سیاستی است که در آن خدعه و نیرنگ و فریب و تزویر و منافع خصوصی موجود نیست؛ امام در بیان این سیاست می فرماید:
“ما اگر فرض کنیم که یک فردی هم پیدا شود که سیاست صحیح را اجرا کند نه به آن معنای شیطانی فاسدش، یک حکومتی ، یک رئیس جمهوری ، یک دولتی سیاست صحیح را هم اجرا کند و به خیر و صلاح ملت باشد، این سیاست یک بعد از سیاسی است که برای انبیاء بوده است و برای اولیاء و حال برای علمای اسلام.”
بنابراین نگاه تک بعدی به انسان ، دید انسان در قالب حیوان است ، چه حیوان اگر تحت تربیت قرار دیگر باز هم حیوان است ، تنها بهتر و خوب تر رشد می کند ، مثلازودتر چاق می شود یا بیشتر شیر می دهد یا برای بارکشی و سواری آماده تر ، قوی تر می گردد ، فقط بر جنبه حیوان بودن او چیزی اضافه می گردد. اگر به انسان نیز نگاه مادی شود بعد حیوانی او مورد توجه قرار می گیرد ، بهتر و خوب تر یا به روش صحیح زندگانی می کند و بعد مادی وجود او رشد می یابد و فقط استعداد های مادی اش شکوفا می شود . سیاستی که در این مسیر تحقق می یابد. به تعبیر امام خمینی ، سیاست صحیح است ولی مطلوب ما نیست . چرا ؟ زیرا انسان و جامعه با تک بعدی بودن و مادی محض بهبود پیدا نمی کند ، انسان یک بعد ندارد انسان فقط یک حیوانی نیست که خوردن و خوراک همه شئون او باشد.
بنابراین امام قائل به این امر هستند که انسان دارای2 بعد مادی و معنوی است و سیاست اگر فقط متوجه بعد مادی انسان باشد اصلامطلوب نیست به طوری که در مقام انسان می فرمایند:
”بدان که انسان اعجوبه ای است دارای دو نشئه و2 عالم : نشئه ظاهره ملکیه دنیویه که آن بدن اوست و نشئه غیبیه ملکوتیه که از عالم دیگر است و نفس او که از عالم غیب و ملکوت است و دارای مقامات درجاتی است و... و از برای هر یک از مقامات و درجات آن جنودی است رحمانی و عقلانی و ... و جنودی است شیطانی و جهلانی و ... و هیمشه بین این دو لشکر جدال و نزاع است . ، انسان میدان جنگ این 2 طایفه است.”
پس به طور کلی می توان گفت که امام ویژگی سیاست حیوانی را
1- عاری بودن از فریب ، دروغ و خدعه
2- رعایت مصالح و خیر عمومی
3- تمرکز بر تامین رفاه مادی
4- عاری بودن از مسائل معنوی، می داند.
ج- سیاست الهی یا سیاست اسلامی
امام در این زمینه اعتقاد دارند که اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه بسط عدالت فردی ، اجتماعی و منع فساد و فحشا و انواع کجروی ها و تامین آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خود کفایی... بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه آن به موازین عقل و عدل و انصاف باشد.
پس با توجه به بیانات امام خمینی متوجه می شویم که معیار های سیاست الهی اسلامی امام شامل موارد زیر می باشد:
1 - حکمفرمایی عدل و انصاف
2 - جلوگیری از ظلم و ستم و حکومت جائرانه
3 - محو و منع فساد و فحشاء
4 - تامین آزادی
5 - توسل به استقلال
6 - توجه به هر2 بعد مادی و معنوی انسان
7 - انسانی بودن آن
8 - عاری بودن از خدعه و نیرنگ و فریب
9 - پرهیز از سلطه و استثمار مردم
10 - عام و فراگیری آن
11- توجه به اوامر الهی و قوانین شرع
12- تامین سعادت دنیا و آخرت.
13- محترم دانستن و توجه به روح بلند انسان.
14- تامین رفاه و امکانات لازم برای همه مردم و محرومان
چنین سیاستی را امام این گونه می داند:
“سیاست این است که .. همانی که در قرآن صراط مستقیم گفته می شود .... که صراط مستقیمی که از اینجا شروع و به آخرت ختم می شود.”
در نگاه امام خمینی این سیاست الهی را فقط پیامبر و امامان و تابعان این2 گروه و متعهدان به اسلام می توانند اجرا کنند.
دیگران این سیاست را نمی توانند اداره کنند. این مختص به انبیا و اولیا است و به تبع آنها به علمای بیدار اسلام و هر ملتی علمای بیدارش در زمان آن ملت نبی شان بوده است.
پس این سیاست الهی در جهت تربیت و اصلاح و هدایت انسانها گام برمی دارد و به منافع مادی و معنوی انسان توجه دارد و چون الهی است باید اداره آن توسط کسانی صورت بگیرد که ماموران الهی هستند و اگر آنها نبودند کسانی بالاخره باید هدایت را بر عهده بگیرند و آن دانشمندان بیدار هستند و اگر نشد نوبت متعهدان به اسلام است که حکومت کنند ... علماء مرتبه شان بالاتر از این است که داخل بشوند در امور اجرایی لکن در وقتی که افرادی باشند که آن افراد ، متعهد به اسلام باشند و بتوانند کارها را روی موازین اسلامی اجرا کند ، نه اینکه اگر هیچ کس هم نباشد ... مسئله این است که اگر سیاستمدارانی باشند که همان معنایی را که مسلمین می خواهند ولو درهمین یک بعدش ولو در همین بعد دنیایی اش ، آنها طوری سیاست را انجام بدهند که ، استقلالمان و آزادیمان محفوظ بماند و ما به طرف شرق یا به طرف غرب کشیده نشویم.
البته آنها بکنند هیچ مانعی ندارد و علما همه می روند وقتی دیدند اینها هستند می روند و مشغول کارهای خودشان می شوند که آن هم سیاست است منتها سیاست روحانی.
د- سیاست عمومی: اداره و تدبیر امور عامه و تامین منافع مردم است.
هـ سیاست روحانی
اگر چه روحانیون به عنوان مجموعه متکمل امور دین بایستی به دستیابی قدرت سیاسی نظر داشته باشد. لیکن در حاشیه نیز می تواند نقش آموزش ، هدایت و اصلاح حاکمان سیاسی و نهادهای اجتماعی را ایفا کند و زمامداران حکومتی را به پذیرش موازین و قواعد الهی وا دارد.
“و علما ... وقتی دیدند کهآنها هستند می روند و مشغول کارهای خودشان می شوند که آن هم سیاست است منتها روحانی.”
در نگاه امام خمینی(ره)، سیاست الهی را فقط پیامبر و امامان و علمای بیدار و متعهدان به اسلام می توانند اجرا کنند.