پرسشها و پیشداوریها
برپایه تبلیغات گسترده رسانه های غربی ،امروزه با شنیدن نام «اسلام »، بر ذهن بسیاری از شهروندان جوامع غربی پرسش ها و پیشداوری های از این دست نقش می بندد: اسلام دین جنگ است یا صلح؟ اسلام و مسلمانان چه نسبتی با ترور و عملیات انتحاری دارند؟ آیا اسلام ستم بر زنان و سرکوب دگراندیشان را روا می دارد؟ روشنگری و خردورزی چه جایگاهی در اسلام دارند؟ آیا اسلام با دمکراسی و مدرنیته در تضاد است ؟ علل دشمنی جهان اسلام با جهان غرب چیست و آیا این خصومت ابدی است؟ و سرانجام آنکه آیا دوران کنونی نقطه عطفی در تاریخ اسلام است و جوامع مسلمان اینک ، در آستانه هزاره سوم میلادی ، بر سر دوراهی قرار گرفته اند؟
به تازگی کتابی در آلمان با عنوان «جهان اسلام بر سر دو راهی » منتشر شده است که نویسندگان آن کوشیده اند تا در محدوده مقالاتی کوتاه ، شماری از چهره های سرشناس جهان اسلام و تنی چند از متفکران مسلمان را معرفی کنند و با انتقال چکیده ای از نظرات آنان به خوانندگان غربی ، برای برخی از این پرسش ها و پیشداوری ها پاسخ هایی بیابند.
کتاب به پنج فصل تقسیم شده است : 1- «چهره های اسلام اروپایی ». 2- «طرح های یک دمکراسی دینی ». 3- «امکانات و محدوده های اصلاح شریعت اسلام » 4- «فهم آیندگان از قرآن ». 5- «جنبش زنان مسلمان و فعالان حقوق بشر».
نویسندگان مقاله ها که اغلب روزنامه نگاران و شرق شناسان جوان آلمانی یا دانش آموختگان مسلمان دانشگاه های آلمان اند، با دیدی مثبت و نگاهی خوشبینانه به سراغ برخی از چهره های سرشناس و تاثیرگذار مسلمان رفته و کوشیده اند تا با کاوش در نقطه نظرات و دیدگاه های آنان ، تحولات فکری مسلمانان در دوران معاصر و گوناگونی دیدگاه ها و قرائت های متفاوتی که از اسلام و متن کتاب مقدس مسلمانان وجود دارد، نشان دهند. به گمان آنان چهره هایی چون «طارق رمضان »، «فتح ا... گولن »، «محمد شعراوی »، «یوسف قرضاوی »، «محمد شبستری »، «عبدالکریم سروش »، «محمدحسین فتح الله »، «نورخلیش مجید»، «خالد ابوالفضل »، «نصرحامد ابوزید»، «فرید اسحاق »، «جمال البناء» و «عبدلحکیم مراد» در شمار «اصلاح طلبان دینی لیبرال یا محافظه کار» جهان اسلام اند که در عین پایبندی به مبانی و ارزش های اسلام ، می کوشند تا میان ایمان و اعتقادات و سنت های دیرپای مسلمانان از یک سو و اصول دمکراسی و حقوق بشر و تحولات شتابناک جهان از سوی دیگر، تعامل و تعادل برقرار کنند.
بازگشت به ارزشهای اولیه
این چهره ها را شاید بتوان کمابیش زیر عنوان کلی «تحول طلبان مسلمان » جا داد. در حالی که «اصلاح طلب » نامیدن این افراد تنها به شرطی موجه است که برداشت ما از مفهوم «اصلاح » (قگ کظ ظگ ) به معنای امروزی و سکولار آن ، یعنی تصحیح و تغییر بنیادها و «نوآوری » به منظور جاگزین نمودن و تعویض تدریجی «نو» با «کهنه » نباشد. بلکه «اصلاح » به معنای اولیه آن یعنی «بازگشت » (ظگ ) به «صورت » (قگ کظ ) اصلی و ازلی دین اسلام و ارزش های اولیه آن در نظر گرفته شود.
فراموش نکنیم فراموش نکنیم که «حسن البناء»، بنیانگذار جنبش جمعیت اخوان المسلمین و «پدر معنوی اسلامگرایان »، وقتی لغت «اصلاح » را بر زبان آورد که خواهان احیاء شریعت اسلامی بود که به اعتقاد او باید جاگزین قوانین عرفی شود. افزون بر این ، نهضت اصلاح دین مسیحی (ق کغل ضقگ کظ ظگ ) نیز با شعار «بازگشت به سرچشمه مسیحیت » آغاز شد که البته در سیر تکاملی خود دستاوردهایی درخور به همراه داشت . بر این اساس شاید این سخن فرانسیس فوکویاما را بهتر بتوان دریافت ، آنجا که می گوید: «تنها از دل بنیادگرایی است که جنبشی اصلاحی در اسلام سر بر خواهد آورد».
جنبش زنان مسلمان و فعالان حقوق بشر
البته در این کتاب به نام کسانی نظیر «شیرین عبادی »، «بکر البقا»، «جیهان حلفاوی » و «نادیه یاسین » نیز برمی خوریم . اینان اما بیشتر جزو مدافعان حقوق اقلیت ها و طرفداران حقوق بشر و از فعالان جنبش زنان مسلمانند و در زمره «اصلاح طلبان » و متفکران مسلمان به شمار نمی آیند. با این همه ، شخصیتی چون شیرین عبادی ، گرچه خود را در شمار اندیشمندان اصلاح طلب مسلمان نمی داند، اما همواره بر نیاز به تفسیری تازه از اسلام که بر مبنای آن زمینه ی تحقق حقوق بشر و احقاق حقوق زنان فراهم آید، تاکید داشته است .
از دیگر چهره های طرفدار حقوق زنان ، جمال البناء، برادر کوچکتر حسن البناء بنیانگذار اخوان المسلمین مصر است که در دهه پنجاه میلادی ، مدت زمانی نیز ریاست انجمن دفاع از زندانیان سیاسی را در مصر به عهده داشت .
او که از منتقدان روحانیان سنی الازهر و از مخالفان تفسیرهای رسمی از قرآن است ، با استناد به نا صریح قرآن که می گوید: «ان اَکرمَکَم عندَالله اَتقکم » (همانا گرامی ترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست ) بر این باور پا می فشارد که خداوند در قرآن تفاوتی میان زن و مرد، دارا و ندار و میان نژاد و ملیت های گوناگون قائل نشده است . جمال البناء نه تنها با روحانیت اهل تسنن مخالف است ، بلکه با هر نهادی در جهان اسلام که مدعی انحصار تولیت دین و تفسیر رسمی متون دینی است ، سر ناسازگاری دارد.
چهرههای اسلام اروپایی
«چهره های اسلام اروپایی » عنوان فصل دیگری از کتاب است که به معرفی شخصیت هایی اختصاص یافته است که کمتر در کشورهای اسلامی شناخته شده اند و حوزه تاثیرگذاری آنان بیشتر در میان مسلمانان کشورهای اروپا یا آمریکای شمالی است . اینان که کمابیش از فرهنگ و مناسبات موجود در غرب شناخت کافی دارند، از روش ها و راه های ارتباطی مدرن در تبلیغ نظرات خود سود می جویند. این بخش از کتاب با معرفی «طارق رمضان »، یکی از نوادگان حسن البناء، آغاز می شود و با آشنایی با دیدگاه ها و فعالیت های «سهیب بن شیخ »، «بکر البقاء»، «فتح الله گولن » و «عبدلحکیم مراد» ادامه مییابد.
طارق رمضان در حال حاضر یکی از چهره های جنجال برانگیز در رسانه های غربی است و نظرات بحث انگیز و سخنان دوپهلوی او بازتاب هایی متفاوت در کشورهای مختلف در پی داشته است . او که اینک در سوئیس سکونت دارد، توانسته است برای طرح دیدگاه های خود به بهترین شکل از رسانه های مدرن سود جوید و توجه جوانان مسلمان شهرهای بزرگ اروپا را به خود جلب کند.
«سهیب بن شیخ »، مفتی شهر مارسی فرانسه نیز که دانش آموخته دانشگاه الازهر مصر است و دوره دکترای خود را در سوربن به پایان رسانده است ، گرچه توانسته است نظر نخبگان و رسانه های فرانسوی را به خود جلب کند، اما دیدگاه های لیبرال او و مخالفت آشکار با بنیادگرایی و هشدارهایش از به سیاست آلودن اسلام ، موجب کاهش محبوبیت او در میان اکثریت مسلمانان فرانسه شده است . رسانه ها از او به عنوان شخصیتی پرجذبه نام می برند که با صراحت به مخالفت با اسلامگرایان تندرو و طرفداران تروریسم برخاسته و معتقد است که شریعت اسلام با «جمهوریت » و «مدرنیته » سازگاری دارد.
او از میان برداشتن تبعیضات و به رسمیت شناختن فرهنگ اسلامی از سوی دولت فرانسه را تنها راهکار جلوگیری از گسترش افراط گرایی در میان جوانان مسلمان می داند. بن شیخ رویدادهای فلسطین ، بوسنی ، چچن ، افغانستان و عراق را عامل تحقیر و سرخوردگی مسلمانان و یکی از علل اصلی گسترش افراط گرایی در میان مسلمان می داند.
آموزش و اتکا به اخلاق اسلامی
محمد فتح الله گولن ، خطیب مسلمان ترک که فعالیت های خود را در دهه پنجاه میلادی آغاز کرد و با کمک مقامات رسمی و با پشتیبانی دولت ترکیه در دهه هشتاد به آن شدت بخشید، توانسته است با پیوند ناسیونالیسم ترک با اسلام هواداران بسیاری گرد آورد. او که موثسس یکی از بزرگترین و گسترده ترین نهادهای آموزشی در ترکیه است ، حوزه فعالیت خود را به کشورهای غربی نیر گسترش داده است . افزون بر نزدیک به یکصد و پنجاه مدرسه خصوصی و کلاس های آمادگی دانشگاهی و خوابگاه دانشجویی در ترکیه ، در بسیاری از شهرهای آلمان نیز کلاس های کمک درسی برای دانش آموزان ترک ساکن آلمان تاسیس کرده است . گولن روزنامه ای نیز به زبان ترکی به نام «زمان » منتشر می کند.
فتح الله گولن آموزش مدرن و اتکا به اخلاق و ارزش های اسلامی را چالش بزرگ مسلمانان در هزاره جدید می داند. او در نوشته های خود می کوشد تا به پرسش هایی پاسخ گوید که برای حفظ هویت نسل جوان مسلمانان ترک که در کشورهای غربی زندگی می کنند، دارای اهمیت است .
ایجاد نهادهای آموزشی خصوصی و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی از یک سو و دیدگاه هایی او مبنی بر سازگاری ارزش های اسلام با لائیسیته (جدایی دین و دولت ) از سوی دیگر و همچنین مخالفت آشکار با اعمال خشونت آمیزی که به نام اسلام صورت می گیرد، از او چهره ای موافق با سیاست های دولت ترکیه و مطلوب ترک های مسلمانی ساخته است که می کوشند با حفظ هویت فرهنگی و دینی ، خود را آماده پذیرش اصول اولیه دمکراسی و ورود به اتحادیه کشورهای اروپایی می کنند.
امکانات و محدودیتهای اصلاح شریعت اسلام
این بخش به معرفی سه چهره کاملاص متفاوت از شخصیت های سرشناس و با نفوذ جهان اسلام می پردازد که در تالیفات خود کوشیده اند مرزها و محدودیت های تحول و اصلاح شریعت اسلام را ترسیم کنند: محمدحسین فضل الله ، یوسف قرضاوی و خالد ابوالفضل.
از سید محمدحسین فضل الله ، مرجع شیعیان لبنان ، در رسانه های غربی اغلب به عنوان «رهبر معنوی جنبش حزب الله لبنان » یاد می شود که به اقدامات و عملیات استشهادی گروه های اسلامی به دیده اغماض می نگرد. اما او در کنار چهره انقلابی ، فقیه ورزیده ای است که با قرائتی نو و تفسیرهای تازه از قرآن کوشیده است مفاهیم بنیادین و پویای قرآن را استخراج کند. او معتقد است که از متن کتاب مقدس قواعد بسیاری می توان استخراج نمود که زندگی مسلمانان امروز را بهبود بخشد. محمدحسین فضل الله ، برای مثال دیدگاه آن گروه از مسلمانان را که بر نامشروع بودن دموکراسی و انتخابات تاکید دارند، ناروا می داند و این دو را در تقابل با اصول و مبانی اسلام نمی داند. او تا آنجا پیش می رود که نظام حزبی در آمریکای شمالی را دمکراتیک و درخور تحسین می خواند.
سید فضل الله نظراتی بر خلاف فتوای مشهور علمای شیعه و سنی درباره تامین نیاز جنسی زنان ، اجازه خروج از خانه و سفر و اعمال خشونت علیه آنان دارد. او با توجه به آیاتی چون «هوَ اجتباکم وَ ما جَعَلَ عَلَیکم فی الدّین من حَرَج » (او شما را برگزید و برایتان در دین هیچ تنگنایی پدید نیاورد) چنین نتیجه می گیرد که چه تنگنا و فشاری بالاتر از این که زنی در اوج سرزندگی و بالندگی ، با مردی ازدواج کند که او را یکسره از ضروریات زندگی زناشویی بازدارد.
«حکومت دینی» و «حکومت اسلامی»
اگر در اسلام نیز منصبی همطراز پاپ اعظم کاتولیک ها جهان وجود می داشت ، شاید یوسف قرضاوی یکی از مستعدترین شخصیت ها برای احراز این مقام می بود. این روحانی مصری الاصل اهل سنت و مفتی بزرگ قطر که ریاست «اتحادیه جهانی علمای مسلمان » را به عهده دارد، در حال حاضر سرشناس ترین عالم اهل سنت در حقوق اسلام است . گستره تالیفات او تقریباص تمام مسائل مهم و مورد توجه مسلمانان معاصر را در برمی گیرد.
«حلال و حرام در اسلام »، «دیدگاه های فقهی معاصر» «بیداری اسلامی و بحران هویت »، «جهانی شدن و نظریه پایان تاریخ و برخورد تمدن ها» و «قدس ، آرمان هر مسلمان » از جمله عناوین آثار مکتوب او به شمار می روند.
قرضاوی در مورد «حکومت دینی » و «حکومت اسلامی » و تفاوت و نسبت این دو نظراتی جالب و درخور تامل دارد. او معتقد است که بر مبنای راه نمودها و با توجه به تاریخ اسلام ، «حکومت اسلامی » حکومتی است مدنی که تسلط و کسب قدرت در آن بر اساس «شورا و بیعت » و اصل انتخاب است . رهبر یا رئیس جمهور نیز در آن نمود وکیل و کارگزار امت را دارند. امت مظهر و نماینده چنین حکومتی است و می تواند و محق است که تصمیمات و افعال رهبر را زیر نظر و نظارت داشته باشد و به او امر و نهی کند. اگر هم رهبر و رئیس حکومت به کژراهه و خطا رفت ، امت حق دارد از راه هایی مسالمت آمیز و در صورت نیاز با انقلاب او را برکنار کند.
«حکومت دینی » اما همان «تئوکراسی » است که در قرون وسطی برپا شده بود و روحانیان مسیحی در آن زمام امور را در دست داشتند. روحانیونی که خود و افعال و اعمال خود را «به نام خدا» و به عنوان «نمایندگان خدا بر روی زمین » بر جان و مال مردم تحمیل می کردند. آنان به مردم این نظر را تلقین کرده بودند که هر آنچه روحانیان در زمین روا بشمارند، خداوند هم در آسمان آن را تایید می کند. قضاوی سپس نتیجه می گیرد که چنین حکومتی هیچ نسبتی با اسلام ندارد و به هیچ وجه مورد تایید قرآن نیست . در اسلام قشری به نام روحانیان دینی سراغ نداریم . در اسلام علمای دین داریم که آنان نیز هرگز صاحب اختیار و اندیشه مردم و مالک مال و جان آنان نیستند و در حقوق و امتیازات با مردم عادی فرقی ندارند. چرا که هر کس با تلاش و تحصیل و تحقیق می تواند به جایگاه علمای دین دست یابد.
تساهل در اسلام
خالد ابوالفضل ، استاد مصری تبار حقوق دانشگاه کالیفرنیا و کارشناس حقوق اسلام ، شخصیتی علمی و دانشگاهی و در عین حال از چهره های جنجالی و بحث انگیز رسانه های آمریکا در سال های اخیر است . او که در این میان تابعیت آمریکایی را پذیرفته است ، درست سه روز پس از رویداد یازده سپتامبر سال 2001 میلادی ، با انتشار مقاله معروف و جنجالی خود در روزنامه «لس آنجلس تایمز» با عنوان «بر سر تساهل و مدارای اسلامی چه آمده است *» توجه افکار عمومی را به خود جلب نمود.
کتاب «تساهل در اسلام » یکی از مشهورترین آثار اوست که به زبان فارسی نیز ترجمه و منتشر شده است . خالد ابوالفضل در این کتاب می کوشد تا از زمینه اجتماعی و تاریخی متن قرآن ، اصول جهانشمول آن را کشف و تعهد اخلاقی اسلام را اثبات کند. او در تفسیرهای خود بر سنت تساهل و مدارا در اسلام تاکید دارد. خالد ابوالفضل در وجود آیات قرآن که در آن انسان ها در رفتار با غیر مسلمانان به بخشش ، مهربانی و عدالت فراخواند شده اند، دلیلی محکم بر تاکید کتاب مقدس مسلمانان بر ماهیت متکثر جامعه بشری می بیند.
او در رساله «جایگاه تساهل در اسلام » نیز خاطر نشان می کند که تمدن اسلامی ، فرقه های نامتساهل و افراطی را به طور سنتی به حاشیه رانده است . با این همه ، استدلال می کند که به سبب سوءاستفاده گروه های افراطی از نمادهای اسلامی و نیز رکود در حیات مدنی و زندگی اقتصادی جوامع اسلامی ، در حال حاضر اسلام با بحران مرجعیت دینی روبروست .
خالد ابوالفضل معتقد است که دموکراسی با تعیین حق بیان ، حق تشکیل انجمن وحق رای برای همگان ، بیشترین قابلیت را برای ترغیب عدالت و حمایت از شان انسانی داراست ؛ بی آنکه خداوند را مسوول بی عدالتی های بشر یا کوچک شمردن متقابل انسان ها بداند. یکی از ایده های بنیادین در قرآن این است که خداوند با قرار دادن تمام آدمیان به عنوان نایب خود بر روی زمین ، به تمام بشریت نوعی الوهیت اعطا کرده است .
او در مقاله «اسلام و چالش دموکراسی » سپس چنین نتیجه می گیرد: بدون تردید، نایب خداوند نمی تواند کمال قضاوت و اراده او را داشته باشد. بنابراین ، دموکراسی قانونمند، در یک سند قانونی ، به خطا در قضاوت ، وسوسه ها و رذیلت های مرتبط با خطاپذیری انسان از طریق پاس داشتن برخی معیارهای اخلاقی که بیانگر شان افراد است اذعان می کند. دموکراسی به طور قطع متضمن عدالت نیست اما شالوده ای برای طلب عدالت و تحقق مسئولیت بنیادینی که از سوی خداوند برای هر یک از ما مقرر شده است ، بنا می نهد.
نتیجه کلی
چهره هایی که در این کتاب با نظرات آنان آشنا می شویم ، از کشورهای مصر، ترکیه ، ایران ، سوریه ، لبنان ، مراکش ، قطر، اندونزی و آفریقای جنوبی برخاسته و برخی نیز در اروپا و آمریکای شمالی ساکن اند. تاملی کوتاه در اندیشه های این شخصیت ها و نیز نگاهی گذرا بر سلوک و سابقه آنان کافی است تا آشکارا به تفاوت های اساسی در دیدگاه ها و نظرات آنان پی برد.
از این رهگذر شاید بتوان به وضوح مشاهده کرد که به دست دادن قرائتی واحد از قرآن و یافتن روشی یکتا و برداشتی یگانه از دیانت اسلام میسر نیست و هر کس از ظن خود در این وادی طی طریق می کند و پایبند ایمان و اعتقادات خویش است . یعنی در واقع آنچه تاکنون دین اسلام را از خطر تبدیل شدن به ایدئولوژی مصون داشته است .