تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۲۵۰۲۶

صفحه شطرنج سه قطبی


مایکل کلر / استاد صلح و امنیت جهانی در کالج Hampshire و نویسنده کتاب «نفت و خون»
ترجمه: آزاده افتخاری
برای ماه ها، رسانه ها و نخبگان سیاستگزار آمریکایی «بحران ایران» را کشمکشی دوسویه میان واشینگتن و تهران به تصویر می کشیدند که در آن قدرت های اروپایی و البته روسیه و چین ایفا گر نقش های حاشیه ای بودند. بدون تردید جورج بوش و محمود احمدی نژاد روسای جمهوری آمریکا و ایران، که با ایراد سخنرانی های آتشین علیه یکدیگر سعی در جلب حمایت مردم کشورهایشان را دارند، قهرمانان این داستان به شمار می آیند. اما با مطالعه دقیق تحولات اخیر در عرصه دیپلماسی بین المللی پیرامون بحران ایران، می توان دریافت که جدال بی امان دیگری جریان دارد و آن رقابت سه قطبی میان ایالات متحده، روسیه و چین برای سیطره بر منطقه دریای خزر/ خلیج فارس و منابع انرژی عظیم آن است. زمانی که موضوع «استراتژی بزرگ» به میان می آید، مقامات عالی رتبه دولت بوش از استیلای کشورشان بر صفحه شطرنج بین المللی با کوچک جلوه دادن نفوذ بازیگران بزرگ دیگر نظیر روسیه و چین سخن می گویند. این رقابت ژئوپولتیکی کلاسیک از اوایل سال ۲۰۰۱ میلادی با بی اعتبار خواندن معاهده موشک های آنتی بالستیکی آمریکا- روسیه آغاز شد.
پس از حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر آمریکا نشانه های اولیه خصومت ورزی با هدف ترغیب روسیه و چین به فعالیت در جبهه مبارزه با تروریسم فرونشانده شد، اما طی ماه های اخیر الگوی کلاسیک صفحه شطرنج سیاست های «قدرت بزرگ» بار دیگر به سوی انحصار تفکر استراتژیک در واشینگتن حرکت می کند.
 حرکت شوالیه‌ها در خلیج فارس
یکی از اهداف کلیدی استراتژی آمریکا اطمینان از سلطه ایالات متحده- و نه هیچ کشور دیگری- بر منابع انرژی خلیج فارس و دیگر نقاط نفت خیز آسیا است. اکنون به مدد بوش، دکترین کارتر در سال های ۱۹۸۰ تا دریای خزر، عواقب افزایش بهای نفت و تحلیل منابع منطقه بسط یافته است و کاخ سفید به منظور اطمینان از نفوذ آمریکا در خزر پایگاه های نظامی در این منطقه ایجاد کرده است. باید گفت که ایران در صفحه شطرنج سه قطبی قدرت های بزرگ جایگاه حساسی را به خود اختصاص داده است. به لحاظ جغرافیایی، ایران تنها کشوری است که به طور همزمان به خلیج فارس و دریای خزر متصل است و از این طریق نقشی پراهمیت در منابع انرژی این دو منطقه ایفا می کند. علاوه بر این کنترل تنگه هرمز- تنها راه آبی خلیج فارس به اقیانوس هند که یک چهارم نفت تولیدی جهان به طور روزانه از آن عبور می کند- را به عهده دارد. در نتیجه اگر آمریکا تحریم های اقتصادی علیه ایران را لغو کند، می توان از محدوده ارضی این کشور به عنوان بهترین راه برای انتقال نفت و گاز کشورهای حوزه خزر به بازار های جهانی ازجمله اروپا و ژاپن استفاده کرد. ایران به عنوان پرجمعیت ترین و صنعتی ترین کشور شیعه در منطقه خلیج فارس، همواره نقشی اساسی در امور منطقه ای ایفا کرده است و توان نظامی این کشور در سطح قابل قبولی قرار دارد. به نحوی که در صورت تجهیز ایران به کلاهک هسته ای حضور نظامی نیروهای آمریکایی در منطقه با چالش های جدی مواجه خواهد شد. به همین دلیل است که آمریکا پیش از هر کشور دیگری با توسعه برنامه های هسته ای ایران مخالفت می کند و این در حالی است که روسیه و چین به اندازه واشینگتن نگران نیستند. تحلیلگران می گویند: هرچند منابع نفتی و گازی ایران کمتر از عربستان سعودی و روسیه است ولی هیچ کدام از این کشورها به اندازه ایران به طور همزمان منابع عظیم نفت و گاز را در اختیار ندارند. بسیاری از کشورها شامل چین، هند، ژاپن و کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم اکنون به منابع نفتی ایران وابسته اند و مذاکرات برای توسعه و بهره برداری از میادین گازی ایران ادامه دارد. کارشناسان این نکته را یادآوری می کنند که ایران تنها منبع عظیم انرژی نیست اما در زمره معدود کشورهایی قرار دارد که در صورت سرمایه گذاری و بهینه سازی زیرساخت نفتی می تواند طی سال های آینده بر حجم تولیدات خود بیفزاید. آنها می گویند پس از سقوط دولت دکتر محمد مصدق شرکت های نفتی آمریکایی برای مدتی در صنعت نفت ایران جولان دادند. اما همزمان با انقلاب اسلامی این شرکت ها از ایران بیرون رانده شدند و جای تردیدی وجود ندارد که آنها به بازگشت علاقه مند هستند، اما خصومت ورزی واشینگتن با تهران راه ورود آنها به ایران را سد می کند. این درحالی است که جای خالی آمریکایی ها با حضور پرتعداد شرکت های چینی پر شده است. چین که پس از آمریکا بزرگترین مصرف کننده انرژی در جهان به شمار می آید قراردادهای کلان و درازمدتی با ایران منعقد کرده است. از سوی دیگر با وجود آنکه روسیه بر خلاف چین در نفت و گاز غوطه ور است با نفوذ آمریکا در ایران مخالفت می کند و نمی خواهد به هیچ قیمتی از قراردادهای عظیم خود با ایران در زمینه تکنولوژی هسته ای صرف نظر کند. بنابراین منافع آمریکا، روسیه و چین در ایران پایدار و دائمی است و از نقطه نظر ژئوپولتیکی موفقیت در رقابتی که هدف آن ایران است بزرگترین پیروزی در صفحه شطرنج جهانی به شمار می آید. با وجود تلاش های دولت بوش برای فشار بر ایران، مسکو و پکن از هر آنچه که در چنته دارند برای مقابله با هرگونه پیروزی ژئوپولتیکی آمریکا در ایران و آسیای میانه استفاده می کنند، اما در عین حال می کوشند از به خطر افتادن روابط با آمریکا و تنش در روابط اقتصادی با ایالات متحده جلوگیری کنند. در مقابل واشینگتن نیز با توجه به ضعف آشکار در عراق و اکراه متحدان اروپایی، روسیه و چین از پیوستن به جبهه فشار به ایران می کوشد به تلاش های دیپلماتیک با هدف فیصله موضوع هسته ای ایران فرصت بیشتری بدهد.
 چه کسی مات می شود؟
برای تمام طرف ها بحران هسته ای بخشی از یک کشمکش ژئوپولتیکی بزرگتر است. برای مثال روسیه و چین می کوشند از طریق سازمان همکاری شانگهای (SCO) با نفوذ آمریکا در آسیای میانه مقابله کنند و دعوت از ایران برای عضویت ناظر در این سازمان نیز از جمله اقداماتی بود که خشم واشینگتن را به دنبال داشت. در مقابل ایالات متحده نیز در تلاش است متحدان خود در آسیای جنوبی - شامل هند- را علیه ایران به خط کند. سفر اخیر مقامات سیا (CIA) به ترکیه نیز با هدف ترغیب مقامات این کشور به همراهی با سیاست های آمریکا علیه ایران انجام گرفت. با وجود تاکید بر دیپلماسی، طرفین بر این نکته اذعان دارند که شرایط کنونی نمی تواند تا ابد ادامه پیدا کند.
برای مقامات عالی رتبه دولت بوش که همچنان رویای هژمونی جهانی انرژی را در سر می پرورانند شرایط دشواری پیش رو است و در عین حال امکان عکس العمل ها همچنان تحلیل می رود. تمایل آنها برای تاکتیک های بازدارنده اروپا، چین و روسیه کمتر از سازش ناپذیری ایرانیان نیست و بیشتر هم نخواهد بود و از سوی دیگر نفوذ روسیه و چین در ایران به اندازه کافی قدرتمند نیست. اما اگر تهران طی ماه های آینده با درخواست آمریکا برای توقف کامل فعالیت های غنی سازی موافقت نکند ایالات متحده بی تردید بر اعمال تحریم های بین المللی پافشاری خواهد کرد و در صورت مخالفت روسیه و چین اقدامات بعدی آمریکا بهترین کابوس پکن و مسکو خواهد بود. کارشناسان سیاسی این نکته را یادآوری می کنند که پراهمیت ترین جدال، کشمکشی است که از نظرها دور می ماند و آن تضعیف واشینگتن در مقابل مسکو و پکن در رقابت برای نفوذ جهانی و سلطه گری در زمینه انرژی است. در این شرایط ایران یک میدان نبرد برای مسابقه ای بزرگتر، طولانی تر و حساس تر خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات