تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۲۵۰۴۱
در گفت‌وگو با دکتر بیگدلی بررسی شد

طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا

کریم جعفری مقدمه: طرح موسوم به «خاورمیانه بزرگ » که توسط کارشناسان سازمان های پژوهشی آمریکا تدوین و مورد تایید دولت آن کشور قرار گرفته ، در برگیرنده ابعاد و اهداف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی در قبال کشورهای خاورمیانه به ویژه کشورهای عربی این منطقه است .گفته شده که آمار و ارقام یادشده در این طرح مبتنی بر گزارش ارائه شده توسط کارشناسان و صاحب نظران عرب است که در گزارش توسعه انسانی سال 2003 میلادی سازمان ملل مورد استناد قرار گرفته است .این طرح که با موافقت ها و مخالفت های چندی از طرف مقامات و مردم کشورهای منطقه روبه رو شد، موضوع گفت وگوی ما با دکتر علی بیگدلی استاد دانشگاه شهید بهشتی بود. این گفت وگو که با مشارکت دانشجویان حاضر در کلاس درس همراه بود در پی می آید:

* تعریف شما از خاورمیانه بزرگ چیست و محدوده خاورمیانه بزرگ تا کجا است؟
** در دوره دوم ریاست جمهوری جورج بوش بحث خاورمیانه بزرگ مطرح شد که اگر ما یک مربع مستطیلی را در نظر بگیریم چهار ضلع این مربع ، ضلع اول آن در منطقه قفقاز است به دلیل اهمیت نفتی منطقه آذربایجان و کشیدن خطوط لوله نفتی با کو - جیهان ، خود آذربایجان هم ، منطقه ای حساس و از لحاظ امنیتی مهم به شمار می رود، ضلع دوم این مربع در آسیای مرکزی هست به دلیل این که این منطقه براساس مطالعات زمین شناسی یکی از غنی ترین مناطق نفت و گاز جهان است ، چیزی در حدود 90 میلیارد بشکه ذخیره نفتی شناخته شده در قرقیزستان وجود دارد، از نظر امنیتی هم دارای اهمیت بالایی است مثل لولایی روسیه ، چین ، هند و ایران را به هم متصل می کند، به همین دلیل سرمایه گذاری های سخاوتمندانه ای از طرف اسرائیل و آمریکا در این منطقه صورت گرفته ، خیلی ها احتمال می دهند که مستشاران اسرائیلی و آمریکایی مشغول مدرنیزاسیون ارتش این کشورها هستند، البته این دور از چشم روسیه نخواهد بود، باتوجه به این که آسیای مرکزی در کانون کشورهای اتمی این منطقه قرار گرفته ، روسیه ، چین ، هند و پاکستان . دو زاویه جنوبی این مربع یکی در نقطه جنوبی خلیج فارس است که همه کشورهای حوزه خلیج فارس را دربر می‌گیرد، بزرگ ترین کشورهای صادرکننده نفت اپک در این منطقه قرار گرفته اند، از جهت اهمیت نفت بالاترین رتبه امنیتی دردنیا را دارد، منطقه از نظر حساسیت مذهبی و بنابر نظر کارشناسان آمریکایی مهم ترین منطقه تولیدکننده اندیشه تروریستی است ، منطقه مذهبی - اسلامی می باشد که می تواند روی عملکرد جامعه غربی تاثیرگذارد، ضلع چهارم این مربع تا شمال آفریقا می رود، مصر را دربرگرفته نظارتی هم بر کشورهای شمالی آفریقا دارد.
این ترسیم عمومی از خاورمیانه بزرگ آمریکا است .
* جناب دکتر، نظریه ای وجود دارد مبنی بر این که آمریکا در استراتژی های قرن بیستم خود دو خط را مد نظر قرار داده است ، یک خط از دریای سیاه شروع و به آسیای مرکزی و چین ختم می شود- خط شمالی - یک خط نیز از تنگه باب المندب شروع و به تنگه مالا ختم می گردد- خط جنوبی - شما این تعریف را چگونه ارزیابی می کنید، اصولا آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ دنبال چه اهدافی است؟
** ضلع جنوبی را من تا نقطه های انتهایی خلیج فارس آوردم که شاید سودان را هم دربرگیرد و شاید نقطه قرمز آمریکا منطقه سودان باشد، اتصال و ارتباطی که سودان با این منطقه ، به خصوص ایران دارد، منتهی آن چیزی که اهمیت دارد این است که آمریکا در این مربع مستطیل خاورمیانه بزرگ به دنبال چه اهدافی است و چه منافعی را در این منطقه جست وجو می کند، من چهار الی پنج هدف عمده برای آمریکا در نظر گرفته ام ، یکی تضمین امنیت اسرائیل است که در صدر استراتژی خاورمیانه بزرگ آمریکا است ، به دلیل این که اسرائیل از ادامه وضع کنونی خسته شده ، در اسرائیل مهاجرت معکوسی در حال شکل گیری است ، سرمایه داران اسرائیلی ترجیح می دهند که به آمریکا و اروپای غربی مهاجرت کنند. سطح سرمایه گذاری خارجی در اسرائیل به سرعت کاهش پیدا کرده و نسل جدید اسرائیل به راحتی حاضر نیست خودش را در حالت آماده باش نگه دارد، به همین دلیل اسرائیل سعی می کند از قطب نظامی به قطب صنعتی پا گذارد، براساس تعاریف بسیار از جهانی شدن ، دیگر تعریفی از کاربری اسلحه و نظامی گری وجود ندارد، دنیا به سمت کاربری ابزارهای فرهنگی و اقتصادی حرکت می کند. بنابراین اسرائیل باید به سمت تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی حرکت کند. اگر این امر صورت گیرد، اسرائیل می تواند در حدود 260 میلیون بازار کشورهای عرب را تغذیه کند، که چگونگی آن جزو بحث ما نیست.
استراتژی دوم آمریکا تضمین صدور نفت است ، که باز برای آمریکا خیلی اهمیت دارد، آمریکایی ها در تلاشند که با تسلط بر بازار نفت روی کشورهای رقیب خودش مانند چین ، ژاپن ، اتحادیه اروپا و کانادا اثر بگذارد، که جزو کشورهای عمده مصرف کننده نفت هستند و اگر آمریکا بتواند بر منطقه خاورمیانه بزرگ - باتوجه به این که بیش از 70 درصد از ذخایر شناخته شده نفت در این منطقه قرار دارد- مسلط شود، می تواند با استفاده از نفت بر روی این کشورها تاثیرشایانی بگذارد. مساله بعدی این است که اگر آمریکا بخواهد به این اهداف برسد باید بر روی هدف سومی سرمایه گذاری کند که دموکراتیزه کردن منطقه می باشد، در این منطقه که تفکر اسلامی رایج است ، بنیاد تفکر اسلامی با بنیاد تفکر غربی ، تعارض سنتی و قدیمی دارد، حال اگر این تفکر سنتی و این نگرش هایی که در منطقه خاورمیانه نسبت به غرب به خصوص آمریکا وجود دارد به همین شکل پیش برود، آمریکا نخواهد توانست بر این منطقه تسلط پیدا کند. چنانکه یک سناتور آمریکایی چندی پیش اعلام کرد محافل مذهبی که در عربستان با حضور یک ملای دینی و عده ای شاگرد تشکیل می شود و طی آن معارف اسلامی تدریس می شود، ناخواسته تبلیغات غربی را به شاگردان می آموزد که این تبلیغات مبانی انگیزه های تروریستی می شود. بنابراین آمریکا باید دست به فعالیت های فرهنگی بزند که این فعالیت ها تا حدودی هم آغاز شده است ، ولی هدف اولیه این است که در خاورمیانه یک موج دمکراتیزاسیون به وجود بیاید، شکل حکومت ها در طرح آمریکا مطرح نیست ، آمریکا به نوع حکومت ها توجهی ندارد بلکه به عملکرد حکومت ها توجه دارد، این حکومت ها باید به سمت پذیرش یک نوع تفکر لیبرالیستی و پذیرش دموکراسی و قبول حداقلی حقوق بشر پیش بروند، که شواهد و نمونه های آن را به خصوص در کشورهای حوزه خلیج فارس می توان پیدا کرد.
در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز کارکرد فرهنگی آمریکا تاثیرگذاری بیشتری داشته است ، چراکه این کشورها به مدت هفتاد سال تحت سلطه یک تفکر غربی بوده اند.
هدف چهارم ، مبارزه با مفهوم تروریسم است . گذشته از آن که برخی از نظریه پردازان بر این عقیده اند که پدیده تروریسم یک پدیده متمرکز دولتی است که حضور آمریکایی ها این پدیده را به وجود آورد این مساله باعث ساخته شدن یک دشمن فرضی بر آمریکا شده است که در پناه این دشمن فرضی آمریکا بتواند در این منطقه که زمینه های بروز آن هم وجود دارد، نقش بیشتر و فعال تری ایفا کند. مساله پنجم غیر اتمی شدن منطقه است . بسیاری از کشورهای منطقه در حال حرکت کردن به سمت اتمی شدن هستند، مصر، عربستان ، سوریه و ایران . اتمی شدن این کشورها می تواند بیشترین خطر را برای آمریکا داشته باشد، چراکه کشورهای اسلامی از جنس جامعه غرب نیستند، عمده ترین مشکل جوامع اسلامی با غرب هم همین است . البته باید پاکستان را مستثنی کرد چراکه این کشور با وجود آن که جزو ان . پی . تی هم نیست باز خطری برای غرب ندارد، چراکه رهبری آن به آمریکا وابسته و نظامی است .
* در مورد دموکراتیزاسیون منطقه خاورمیانه با تعارضی آشکار روبرو هستیم ، حکومتهای اردن و مصر به عنوان متحدهای آمریکا در منطقه عملا دارای عملکرد دموکراتیک نیستند که تحولات چند وقت اخیر این دو کشور نیز این امر را ثابت کرده ، نظر شما در این موردچیست؟
** شاید در چند کشور منطقه این امر مشهود است که ما شاهد پیروزی جناح های دینی سنتی هستیم . در مصر اخوان المسلمین به پیروزی رسیدند، در فلسطین حماس به پیروزی رسید و در ایران هم جناح آقای احمدی نژاد که باید گفت به بسیج تعلق دارد. به این ترتیب جناح های مذهبی ستیزه گر نسبت به غرب به قدرت رسید، کما این که در عراق نیز شیعیان به قدرت رسیدند، اگر ما این چهار منطقه را در نظر بگیریم ، این چهار عنصر پیروز در این چهار منطقه کسانی بودند که همیشه در حاشیه قدرت بودند و هنوز در کانون قدرت قرارنگرفته بودند، ورود اینها به حوزه قدرت استراتژی نوینی است که اینها در کانون قدرت اگر بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند، موفق خواهند بود، در غیر این صورت با شکست مواجه شده و به ناچار باید عقب نشینی کنند. در نظر بگیرید که از سال 1928 که حسن البنا موسس و رهبر اخوان المسلمین ترور شد، اخوان المسلمین همیشه در حساس ترین کشور مسلمان در حاشیه قرار گرفته بود و مدعی بود که اگر در کانون قدرت قرار بگیرد، می تواند مصر را گلستان کند، در حال حاضر اعضای اخوان سهم بیشتری را در قدرت به خود اختصاص داده اند، ولی هیچ نشانه ای از بهبود شرایط نیست ، حماس تا زمانی که در حاشیه قدرت بود فکر می کرد اگر در مسند قدرت قرار گیرد فلسطین را به یک نوع رهایی خواهد رساند، ولی چنان که می بینیم دچار مشکلات فراوانی شده است . اما من تصور می کنم با ورود این نیروها به کانون قدرت اینها ناچار می شوند به سمت گرایش های غربی بروند، مانند آقای احمدی نژاد که پس از بیست و هفت سال به جورج بوش نامه می نویسد، این اهمیت بسیار زیادی دارد ، آقای احمدی نژاد به عنوان یک بسیجی به خود این اجازه را داد و این توان را در خودش دید که نخستین باب دیالوگ را با آمریکایی ها باز کند، این نشان دهنده حرکت جامعه ما به سمت یک گفت وگو با دشمن است ، در حال حاضر آقای احمدی نژاد اعلام کرده که ما بدون هیچ پیش شرطی ، حاضریم با آمریکا صحبت کنیم . آقای خالد مشعل سفری از عربستان سعودی به ترکیه می کند و در فرودگاه آنکارا به خبرنگاری می گوید که امیدواریم روزی حکومتی شبیه حکومت شما داشته باشیم . منظور وی حکومت لائیک است ، سفر آقای مشعل سفری بسیار حساب شده بود، ایشان به ایران می آیند به عربستان سعودی و مصر می رود به ترکیه و روسیه هم سفر می کند و این یک ترکیب جالبی در کنار هم به وجود می آورد و این نشان دهنده این است که منطقه باید به سمت حدی از دمکراتیزاسیون پیش رود، با وجود این که این امر زمان زیادی می طلبد اما باید گفت استارت این حرکت در تمام کشورهای اسلامی منطقه زده شده است .
* مساله اسرائیل هسته ای در خاورمیانه عاری از این گونه تسلیحات به کجا می انجامد؟
** اسرائیل به عنوان یک موجودیت اتمی قدرتمندی در این منطقه قرار گرفته است . اسرائیل حاضر نیست به اعتماد داشتن قدرت اتمی در میان جمعی از دشمنانش قرار بگیرد. اسرائیل ترجیح می دهد در برابر حفظ موجودیت خودش با تمام دشمنانش صلح کند ولی به جای استفاده از بمب اتم ، از بازارهای عرب استفاده کند. به نظر می رسد عصر تفکر نظامی به پایان برسد، غربی ها تا زمانی که بتوانند از راه مذاکره و دیپلماسی گره از کار خود بگشایند دست به هفت تیر نخواهند برد. نمونه آشکار آن مذاکرات سی و هشت ماهه در مورد پرونده هسته ای ایران است که آمریکا هم از آن حمایت می کند، این نشان دهنده آن است که آمریکا نمی تواند بار سنگین جنگ را بردوش بکشد، افکار عمومی مردم آمریکا هم این اجازه را نخواهد داد.
* در طرح خاورمیانه بزرگ مساله ای به نام قومیت های مطرح است به نظر شما تا چه اندازه ممکن است جغرافیای خاورمیانه شکسته و کشورهای جدیدی از قلب آنها برآید؟
** تصور من این است که آمریکایی ها به دنبال تجزیه خاورمیانه نیستند. حداقل در شرایط فعلی این گونه است ، چرا؟ به دلیل این که آمریکا توانسته بر قومیت های این منطقه یک نوع تسلط دوستانه پیدا کند. اساس تفکر آمریکا در شرایط فعلی این نیست که نقشه جغرافیای سیاسی خاورمیانه را به هم بزند و از درون این به هم ریختگی کشورهای جدیدی بیرون بیاید.
* آیا آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ خود می تواند گروه های مسلح و جنبش های مقاومت در منطقه را تحت تسلط خودش در بیاورد؟ باتوجه به این که این نیروها در کشورهای مختلف منطقه پراکنده اند.
** قبل از پاسخ به این سوال من توضیحی در مورد عراق بدهم ؛ آن هم مساله محاکمه صدام است تاخیر در محاکمه صدام که آمریکایی ها نیز به نوعی در آن دخیل هستند و در برگزاری آن سنگ اندازی می کنند، مهم ترین تهدید در عراق به شمار می رود. وجود صدام به عنوان یک نیروی متخاصم نسبت به کشورهای منطقه و نگهداری او ضریب امنیتی عراق را کاهش داده است . بقای صدام می تواند هم خطری برای ما و هم خطری برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس باشد. اما در مورد نیروهای مقاومت و گروه های مسلح باید گفت ؛ تداوم وجود این گروه ها و عملیات توسط آنها به خصوص در عراق به نفع آمریکا است و ماندگاری آمریکا را توجیه می کند، در خاورمیانه ما چهار کانون بحران داریم ، افغانستان ، ایران ، عراق و فلسطین که باید همه با هم حل شوند هیچکدام به تنهایی نمی توانند حل شوند به همین دلیل هیچ یک مجزای از هم نیستند، این خیلی مساله مهمی است ، بنابراین نیروهای مقاومت در این منطقه تابع یک متغیرهای دیگری هستند، این بدین معنی است که خودشان آن استقلال لازم را ندارند، بلکه تابع کانون های دیگری هستند که تاثیرپذیری از آن ، جریان های کلان تری را پذیرا هستند، به عنوان مثال اگر مشکل میان ایران و آمریکا به هر نحو حل شود، بدون شک بر آرایش سیاسی منطقه تاثیر می گذارد.
* مساله دیگری که در خاورمیانه بزرگ مطرح می شود، مقاومت کشورهای منطقه در برابر آن است که به عنوان مثال شورای همکاری خلیج فارس چندی پیش اعلام کرد که در حال رایزنی برای عضویت یمن در این شورا است ، مطلب دوم فشارهای آمریکا بر دولت سوریه پس از ماجرای ترور رفیق حریری است ، این کشور به همراه فرانسه با تصویب قطعنامه ای در شورای امنیت تلاش کردند سوریه را به نوعی وادار به تسلیم کنند، اما ما دیدیم که در همین زمان عربستان و مصر وارد صحنه شدند و مانع از انجام این کار گردیدند، سوال اول ؛ چرا عربستان و مصر از سوریه در برابر آمریکا و فرانسه به شدت حمایت می کنند؟ سوال دوم ؛ چرا یمن وارد شورای همکاری خلیج فارس می شود؟
** باید با دید وسیع تری به قضیه نگاه کرد، سوریه به عنوان کشوری که مستعمره فرانسه بوده هنوز هم از روابط نزدیکی با این کشور برخوردار است و سیستم های امنیتی سوریه طراحی فرانسوی ها است ، بنابراین فرانسه به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اروپا، این اتحادیه را همراه خود می کند و این اتحادیه در برابر آمریکا آن چنان منفعل نیست که آمریکا هر کاری بخواهد، انجام دهد به عنوان شاهد بایددر نظر داشت یکی از دلایلی که مذاکرات ، با آمریکا و متحدانش این اندازه طولانی شد،نقش واسطه اتحادیه اروپا بوده است اتحادیه اروپا دوست ندارد ایران دچار سرنوشت عراق شده و خیلی راحت به دست آمریکایی ها بیفتد، بنابراین مساله مصر و عربستان سعودی در برابر با مساله سوریه ، فقط چهره ظاهری قضایا است من تصور می کنم فشارهای اتحادیه اروپا، به خصوص فرانسه به عنوان یکی از سه قدرت اصلی اتحادیه اروپا نیست سوریه از این کشور در برابر آمریکا حمایت می کند...
اما جناب دکتر، فرانسه در تصویب قطعنامه 1559 برعلیه سوریه نقش اصلی و پیشنهاد دهنده را ایفا کرد و در آمریکا نیز از موضع این کشور دفاع کرد، عبدالحلیم خدام معاون مستعفی رئیس جمهور سوریه ، هم اکنون در پاریس به سر می برد و نیروهای امنیتی فرانسه از وی مراقبت می کنند به نظر می رسد در اینجا مساله دیگری وجود دارد، اگرکمی به گذشته بازگردیم ، عربستان وقتی عراق را به عنوان یک متحد دشمن که در برابر قدرت رو به فزونی ایران در خط مقدم حاضر بود، از دست داد یعنی به طور کلی اعراب ، عراق را از دست دادند و نیروهای طرفدار ایران وارد عراق شده و قدرت را به دست گرفتند، به قول سعودالفیصل وزیر امور خارجه عربستان ، چیزی که ایران نتوانست در طول هشت سال و پس از گذشت 25 سال از انقلاب خود، آن را بدست بیاورد، آمریکایی ها یک شبه ، دو دستی تقدیم ایران کردند، حال با این توضیح به نظر می رسد دلیل اصلی مخالفت مصر و عربستان با فشارهای آمریکا این بود که این دو کشور می ترسیدند که سوریه نیز سرنوشت عراق را پیدا کند و به نوعی در جبهه سست اعراب شکاف بیشتری ایجاد شود...
نتیجه همان می شود، اگر قرار بود که سوریه همانند عراق راحت به دست آمریکا بیفتد، باز همان معنا را پیدا می کرد. صحبت من سر این است که عربستان سعودی و مصر توانایی این را ندارند که جلوی آمریکا را برای فشار بر سوریه بگیرند، قطعا باید یک نیروی قوی تری در برابر آمریکا قرار بگیرد...
این که شما می گویید فرانسه نقش پیشنهاد دهنده قطعنامه را داشت و فشارهایی هم وارد کرد، این می تواند قابل قبول باشد، برای این که امتیازات بیشتری بگیرند، شما مطمئن باشید همان کاری که فرانسوی هادر مراکش در مقابل آمریکایی ها کردند، همین کار را هم در سوریه کردند، فرانسوی ها به هیچ وجه اجازه نخواهند داد پای آمریکا در مستعمرات سابق فرانسه باز شود، فرانسه کشوری قدرتمند است و نوعی کینه هم نسبت به آمریکایی ها دارند. به نظر من استدلالی هم که شما بیان کردید درست است ، به دنبال بلعیدن عراق توسط آمریکا حالا نمی خواهیم شاهد بلعیدن سوریه هم توسط آمریکا باشیم ، که این به نفع ایران هم تمام نمی شود.
* شورای همکاری و ورود یمن را چگونه می بینید؟
** مدت ها پیش این صحبت وجود داشته و آمریکایی ها هم دارند از این قضیه حمایت می کنند و قطعا هم یمن عضو این شورا خواهد شد. یکی از دلایل که از دلایل ظاهری قضیه هم است ، این که یمن با ما روابط نزدیکی دارد، در دوره جنگ تمام کشورهای عرب به نوعی یا روابطشان را با ایران قطع کردند یا این که روابطشان را محدود کردند، تنها کشوری که با ما ارتباط داشت یمن بود- و سوریه به خاطر دشمنی با عراق - این سنتی در سیاست است که وقتی گروهی از کشورهای هم پیمان روابطشان را با کشوری قطع می کنند در میان آنها یک کشور روابطش را حفظ می کند؛ در دوره ای که شوروی روابطش با اسرائیل را قطع کرده بود، تنها کشور اقماری شوروی که این روابط را قطع نکرد آلبانی بود، به هر حال اگر یمن به عضویت شورای همکاری دربیاید، فضا بر ایران در منطقه خلیج فارس تنگ تر خواهد شد و تصور من همین است که این یک نفر دوست خارج از شورا - که گاهی با ما مذاکراتی دارد - تابعی از سیاست های کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس گردد.
* برخی کارشناسان نظریه ای را در رابطه با اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا مطرح می کنند، آن هم رسیدن به مرزهای زمینی با چین در افغانستان است . این کارشناسان بر این عقیده اند دو حلقه ایران و سوریه باید به جمع عراق و افغانستان بپیوندند تا آمریکا بتواند خط دریای مدیترانه - آسیای مرکزی - و چین و شبه قاره را تکمیل کند، نظر شما در مورد این نظریه چیست؟
** تسخیر افغانستان کاملا با نظریه بالا همخوان است ، چراکه افغانستان جایگاه مهمی دارد. چند سال پیش پوتین سفری داشت به هند و آنجا پیشنهاد ایجاد اتحادیه سه گانه میان چین ، هند و روسیه را مطرح کرد که از شرکای قدیمی هستند، اگر چنین اتفاقی می افتاد ، می توانست منجر به ایجاد بلوک قدرتمندی شود که بالغ بر نیمی از جمعیت جهان را در اختیار خود دارد، از نظر اتمی قوی هستند. از نظر انرژی روسیه تعهد کرد که تمام گاز و نفت آنها را تامین کند و برای این که این کار صورت نگیرد (که در صورت انجام می توانست علاوه بر منافع آمریکا، منافع اتحادیه اروپا را هم دچار چالش کند) آمریکا اقدام به اشغال افغانستان کرد. افغانستان در کانون کشورهای اتمی منطقه قراردارد، این کشور در حساس ترین منطقه دنیا قرار گرفته است ، چهار کشور قدرتمند اتمی دور آن نشسته اند که در صورت تسلط کامل آمریکا بر آن ، توانسته امتیاز بسیار بزرگی را به دست بیاورد که به دست آورد، بنابراین آمریکا می تواند به عنوان یک ناظر هم بر روسیه ، هم بر چین ، هم بر هند و هم بر پاکستان این نظارت را داشته باشد. مطمئن باشید که در آینده ای نه چندان دور افغانستان به عنوان یک پایگاه قدرتمند آمریکا در منطقه خواهد شد. سفر چندی پیش جورج بوش به هندوستان و دادن امتیاز ساخت سایت های اتمی این بود که هند را از بستر چین و روسیه جدا کند.
در مورد سوریه باز هم عرض می کنم که اتحادیه اروپا برخلاف آنچه من و شما ناظر آن هستیم که در سیاست های عمومی آمریکا از این کشور پیروی یا دنباله روی کنند،ولی به این معنا نیست که هر تصمیمی اگر بگیرد، آن تصمیم را تایید کند، تسلط آمریکا بر سوریه و ایران امری محال می نماید. این نقشه مورد اشاره شما - مدیترانه تا چین - تحققش تا اندازه زیادی غیرممکن به نظر می رسد. این گونه نیست که آمریکایی ها به دنبال تحقق نظام تک قطبی خود بتوانند خیلی راحت به آن دست یابند. به طور قطع به یقین اتحادیه اروپا در برابر هرگونه اقدام آمریکا که ایران و سوریه را نیز به دامان آن کشور بکشاند به شدت مقاومت خواهد کرد.
* خاورمیانه بزرگ به کجا خواهد انجامید؟
** آمریکایی ها در خاورمیانه بزرگ تا کنون به منافعی دسترسی پیدا کرده اند، ممکن است به منافع بیشتری هم دست پیدا کنند. اما این را من با قطعیت عرض می کنم که آمریکا به همه اهداف خود در خاورمیانه بزرگ دسترسی پیدا نخواهد کرد.
* طرح خاورمیانه بزرگ جزو طرح های راهبردی آمریکا است ، اتحادیه اروپا تا چه اندازه این طرح را پذیرفته و برای آن ، چه پیش شرط هایی گذاشته است؟
** اتحادیه اروپا تا آنجا با آمریکا موافق است که کانون های تهدید منافع غرب به صورت عام باید از بین برود. اما آمریکا هم در این میان حاضر نیست میدان زیادی به اتحادیه اروپابدهد، آمریکا این اجازه را به اتحادیه اروپا داده که در دو مساله خود را درگیر کند، یکی پرونده هسته ای ایران و دیگری تحقق حقوق بشر، صلح خاورمیانه با من ، مبارزه با تروریسم با من ... اتحادیه آمریکا تا آن حدی با آمریکا موافق است که شرایط فرهنگی خاورمیانه بزرگ با الگوهای غربی تحقق پیدا کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات