نویسنده: بیرگیت سرحا / ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
بی تردید تحقق یک جهش اقتصادی بستگی کامل به ایجاد زیرساخت های مناسب و کوچک کردن غول بوروکراسی دارد. همین سه سال پیش بود که این به اصطلاح انقلابی مارکسیست اسلامی یعنی قذافی خبر از ایجاد یک «سرمایه داری مردمی» داد. بلافاصله پس از این مسئله «شکری غنیم» که یک اقتصاددان بود به نخست وزیری منصوب شد و او بود که صدها موسسه و بنگاه دولتی را به بخش خصوصی واگذار کرد و اقداماتی در جهت آزادسازی اقتصادی به عمل آورد. اما جالب آنکه پارلمان لیبی که طی سال تنها یک جلسه برگزار می کند، در بهار همان سال غنیم را خلع کرد، تنها به این دلیل که شاید اقدامات وی موجب گسترده تر شدن نیازها و خواست های اجتماعی شود! اما غنیم در پست جدید خود به عنوان رئیس شرکت قدرتمندNational Oil Corporation ، اصلاحات اقتصادی موردنظر خود حداقل در عرصه نفت را به اجرا در خواهد آورد. اما با همه اینها، بی تردید جهش و عزم جزم برای پیشرفت اقتصادی رابطه مستقیمی با مسائل سیاسی نیز دارد. تداوم کیش شخصیت در وجود معمر قذافی نشان از این دارد که او نیز همچون دیگر روسای دولت های عربی چندان رغبتی به آزادی های سیاسی ندارد. قذافی هنوز این آمادگی را ندارد تا از جایگاه ویژه خود در عرصه سیاسی صرف نظر کرده و کاهش اقتدار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در ارتباط با دخالت در زندگی خصوصی مردم را بپذیرد. به صورت رسمی، این به اصطلاح «کمیته خلقی» است که سمت و سوی سیاسی لیبی را در سراسر آن کشور معین می کند، اما در واقع این قذافی است که همه قدرت را در آن کشور در دست دارد. بنا به ارزیابی ها و گزارش های «سازمان دیده بان حقوق بشر» حقوق اساسی مردم لیبی توسط دولت این کشور نقض می شود و مطبوعات و دیگر رسانه ها تحت کنترل شدید دولت قرار دارند. البته در آخرین گزارش این سازمان در مورد لیبی که در اواخر سال گذشته انتشار یافت، آمده است که لیبی گام هایی مهم و اساسی را در جهت بهبود وضعیت حقوق بشر برمی دارد. از جمله این گام های اساسی و اصلاحی که البته توسط سیف الاسلام برداشته شده است می توان از انحلال دادگاه های مردمی که پیش از این وظیفه محاکمه مخالفان دولت را بر عهده داشت، یاد کرد. بدین ترتیب بیش از یکصد زندانی سیاسی نیز آزاد شده اند. اما هنوز هم قوانینی که آزادی بیان و فعالیت سیاسی را ممنوع می کند، به قوت خود باقی است و هنوز هم چند صد مخالف سیاسی دولت در زندان به سر می برند. و شاید به همین علت است که نیروهای مخالف دولت لیبی، تحسین و تمجید آمریکا از قذافی را مایه «ناامیدی آزادیخواهان عرب» می دانند. دگراندیشان لیبی از این مسئله وحشت دارند که شاید پیشوای این کشور از چهره جدید خود به عنوان دوست و همکار ایالات متحده، در جهت ادامه تحکیم و تثبیت قدرت مطلقه سیاسی خود استفاده کند. از قرار معلوم رهبر ۶۴ساله لیبی در حال حاضر شرایط را برای جانشین خود آماده می کند. هنوز معلوم نیست آیا سیف الاسلام هم درصدد ادامه راه پدر خود به عنوان دیکتاتوری خودکامه است یا نه. اما آنچه می توان با اطمینان از آن گفت این که دیگر نمی توان بیش از این در مقابل روند دگردیسی مقاومت کرد.