* به نظر شما در حال حاضر کمی صبر و تأمل بیش از حد برای محاکمه سران اغتشاشات صورت نگرفته است؟
** برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید ماهیت این ماجرا را مورد بررسی قرار دهیم و بعد به مسائل جانبی آن بپردازیم؛ ماهیت حادثه بعد از انتخابات 22 خرداد سال 88 در قبال یک دستاورد عظیمی که کمتر از انقلاب نبود، اتفاق افتاد. در واقع 30 سال جبهه استکبار و دشمنان انقلاب اسلامی تلاش کردند که دو رکن اصلی نظام ایران را یعنی جمهوریت و اسلامیت را مخدوش کرده و زیر سؤال ببرند و مردم را دلزده و مأیوس کنند.
تمام سرمایهگذاری آنها در 30 سال گذشته با حضور و مشارکت مردم نقش برآب شد و بدون اغراق میتوانیم بگوییم که مشارکت 85 درصدی مردم، مردمیترین نظام و انقلاب را در عرصه بینالمللی به نمایش گذاشت، 30 سال سرمایهگذاری گسترده برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی جواب منفی داد و مردم مشت محکمی را با مشارکت خود به یاوه گویان زدند و گویی انقلابی بزرگ را رقم زدند.
این حماسه بزرگ نشان داد که ملت ایران همچنان به راه و روش امام(ره) و سیره آن پیر فرزانه پایبند هستند و نسبت به مسؤولیتهای سیاسی و اجتماعی بصیر و در صحنه حضور دارند و مردم این حضور و مشارکت و این راه پر برکت را با بصیرت انتخاب کردند.
پاسخ 30 سال سرمایهگذاری برای ضربه زدن به این نظام وقتی به این صورت انجام شد جبهه استکبار را با یک شوک بزرگی مواجه کرد و آنها برای انتقام گرفتن از مردم مسلمان به هر روشی روی آوردند و با عملیات روانی گسترده سعی کردند هیجانات گسترده انتخاباتی را به سمت و سوی خواسته خود بکشانند و با فریب و نیرنگ بحث تقلب را مطرح کردند و از ظرفیت شخصیتهای داخلی و مؤثر سوء استفاده کردند؛ البته همراهی برخی از این افراد مؤثر داخلی توانست بسترهای لازم را برای دشمنان فراهم کند.
اگر ما عظمت حضور و مشارکت مردم را خوب متوجه شویم و میزان سرمایهگذاری استکبار را هم خوب تحلیل کنیم و ابعاد آن، روشن به مردم اعلام شود نقش بازیگران سیاسی و عناصر برجسته در درون نظام خود به خود روشن خواهد شد.
* به همین جهت از افرادی که میگویند نظام، امام (ره) و شهدا را قبول داریم سؤال اساسی میکنیم که چرا با اقدامات خود دشمنان امام(ره) را خوشحال کردید و یاران همیشگی امام(ره) و شهدا و ملت ایران را ناراحت و دلسرد کردید؟
** از طرف دیگر افرادی که با مواضع مختلف خود مقدمات تحریک عدهای برای به خیابان آمدن را فراهم کردند و در سایه این اقدامات ساختار شکنانه دست به آشوب و ناامنی زدند، باید پاسخگوی این وضعیت باشند.
خونهایی که ریخته شده، اموالی که تخریب شده و بالاتر از آن آبروی آسیب دیده نظام در صحنه بینالملل مواردی است که این افراد باید در رابطه با آنها پاسخگو باشند.
اما علاوه بر اینکه پاسخگو نبودند در یک رفتارغیرمنصفانه و ناجوانمردانه ابهامات را بیشتر کردند و نسبتها و تهمتهایی را به نظام وارد کردند که به هیچ وجه قابل بخشش نیست و تنها راه جبران این است که خودشان این آبروی آسیب دیده نظام را جبران کنند.
جای تأسف دارد یک فردی که دارای جایگاهها و مسؤولیتهای مختلفی در این نظام بوده فقط به خاطر نفرت از رقیب و یا کسب قدرت، اینگونه با آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی بازی کند.
بیش از اینکه موضوع جنبه رسیدگی قضایی و امنیتی داشته باشد بیشتر جنبه افکار عمومی و روشنگری دارد و رسالت رسانهها و روشنفکران و دانشگاهیان است که این رفتار قانون گریز و ساختارشکنانه را تبیین کنند و برای آگاهی افکار عمومی اقدامات مؤثری انجام دهند.
قبل از اینکه عوامل دخیل در این ماجرا در محاکم قضایی محاکمه شوند باید دربین افکار عمومی و روشنفکران جامعه محاکمه شوند؛ چرا که در ماجراهایی که منجر به فتنه در یک نظام میشود قبل از اقدامات قضایی باید در صدد روشنگری افکار عمومی باشیم.
* به نظر شما صبر و تحمل زیاد در برابر سران اغتشاشات باعث سوءاستفاده این افراد نمیشود؟
** قوه قضائیه برخورد خود را با برخی از اغتشاشگران انجام داده است و بدون شک در روزهای آینده هم، تعدادی از این عوامل به محکمه احضار میشوند، البته به طور قطعی در رأس این افراد آقای موسوی و کروبی و برخی مؤثرین هستند که باید پاسخگوی رفتارهای خود باشند.
اگر جمعی از کارشناسان و حقوقدانان فقط مواضع مکتوب این آقایان را مورد مطالعه قرار دهند متوجه خواهند شد که این مواضع از ابتدا پایه قانونی و عقلانی نداشته است.
در اینجا این سؤال به وجود میآید که چگونه این افراد که از ابتدا مواضعشان پایه قانونی نداشته و حداقلهای مسائل حقوقی در آنها رعایت نشده حاضر شدند دستاورد بزرگ ملت ایران را به چالش بکشانند.
* با توجه به اثبات بسیاری از ادعاهای دروغین، ارزیابی شما از بیان این نوع ادعاها در نظام و تبعات آن در جامعه چگونه است؟
** در مورد ادعاهای دروغینی که نسبت به نظام داده شده است مطالب زیادی گفته شد و متأسفانه مستندات جبهه استکبار هم همین ادعاها شد که فتنه استکبار جهانی با این ادعاها با شدت بیشتری، جنبه عملیاتی پیدا کرد.
ادعاهای دروغینی که از درون نظام، افرادی که مسؤولیت داشتند و یا نامزد انتخابات بودند مطرح کردند و نظام سلطه این مطالب را مورد استناد قرارداد، البته در جنگ نرم این سناریوها توسط نظام سلطه طراحی ولی از زبان افراد درود نظام بیان میشود که این از ویژگیهای یک جنگ نرم تمام عیار است.
اما متأسفانه این افراد بدون توجه، تحقیق و دقت به این موضوعات دامن زدند و مطالبی که به هیچ وجه واقعیت نداشت را مطرح کردند.
مطالبی مطرح شد که این نظام، 30 سال با آن مبارزه میکند، 30 سال است که نظام برای آزادی، استقلال و امنیت مبارزه کرده و در حقیقت وجه تمایز جمهوری اسلامی با نظامهای دیگر هم همین موارد است.
البته جمهوری اسلامی هرگز زیر بار این مسائل واهی و بیاساس نخواهد رفت چون با اساس و هویت خودش در تعارض است، البته این بدان معنی نیست که تخلفی هم صورت نگرفته است اما اصل نظام با اینگونه مسائل مبارزه کرده و هویت خود را در مبارزه با بیعدالتی و مبارزه با ظلم و تحقق آزادی و نفی دیکتاتوری شکل داده است.
حال چگونه ما حاضر میشویم یک موجود زندهای را که با این ویژگیها شکل گرفته ذبح کنیم و به افتضاح بکشانیم و هویتش را نابود کنیم.
اگر کمی دقت کنیم متوجه میشویم که در ابتدا این موضوعات و ادعاها از طریق نظام سلطه مطرح شده و بعدها به صورت گسترده توسط عناصر داخلی مطرح و مجدداً در یک سیکل مشخصی به آن دامن زده شده است و سعی کردند یک چهره ظالمی را از نظام جمهوری اسلامی نشان دهند.
مرور زمان نشان داد که این ادعاها ساخته و پرداخته دشمنان قسم خورده این نظام است و عدهای که مدعی وفاداری به این نظام هستند با ساده لوحی خودشان همراه و همسو با دشمنان نظام شدند.
* شما قبل از انتخابات نسبت به توطئه و نقشه جریان فتنه هشدار داده بودید. از دیدگاه شما نحوه برخورد با فتنهگران که دنبال آتش افروزی بودند چگونه بود؟
** در جریانات بعد از انتخابات 22 خرداد باید مسائل حادث شده و رسیدگی به آنها را با اولویتبندی مراتب انجام دهیم، مثلاً اگر خانوادهای همزمان دچار چند مشکل شود برای مثال بدهی و بیمار صعبالعلاج داشته باشد، دزدی به خانهاش بزند، یکی از فرزندان خانواده کار خلافی را انجام داده باشد و یک مرتبه خانه این خانواده دچار آتش سوزی شود که در اینجا چگونگی رسیدگی به همه این مشکلات مورد سؤال قرار میگیرد که باید اول کدام یک از این مشکلات پیش آمده را حل کرد. این یک بحث عقلانی است که همه مردم به خوبی آن را میفهمند که ابتدا باید آتش را خاموش کنیم. پس از انتخابات 22خرداد عدهای میخواستند آتشافروزی کنند و از همینرو همه ما باید بسیج شویم و این فتنه را کنترل و مهار کنیم و آن آتش را خاموش کنیم.
هیچ کس نمیگوید به آن اشکالات دیگر نپردازیم بلکه به اشکالات دیگر حتماً باید پرداخته شود ولی بموقعاش. اگر شما موقع خاموش کردن آتش سوزی بخواهید به مسأله دزدی، درمان فرد مصدوم و دنبال خلافکاری فرزندتان بروید مطمئناً اصل آتش هم خاموش نخواهد شد و کل خانه ویران خواهد شد. در اتفاقی که پس از انتخابات افتاد عدهای به دنبال آتش افروزی بودند و میخواستند با اصل نظام برخورد کنند از همین رو ما همه باید بسیج میشدیم تا آن را خاموش کنیم و در این جا باید با هر وسیله منطقی و معقولی این آتشافروزی را مهار میکردیم. اگر در لابهلای این حادثه یک کار خلافی صورت گرفته هیچ کس آن خلاف را نمیپسندد و تائید نمیکند بنابراین حتماً باید با آن آسیبها، ضعفها، خلافها و رفتارهای غیرقانونی برخورد شود و در موقع مناسب این کار صورت گیرد چنانچه الان همان کار دنبال میشود و همه دیدیم که مقام معظم رهبری هیأتی را برای رسیدگی به تخلفات صورت گرفته مامور کردند و این هیأت به موضوع رسیدگی کرد و با متخلفان برخورد شد و هنوز ادامه دارد. برای نمونه همان هیأتی که قضیه بازداشتگاه کهریزک را دنبال کرد و گزارشی ارائه داد که منجر به تعطیلی کهریزک و خلع مسؤولیت از مسؤولان امر و بعد هم محاکمه این افراد خواهد شد، نمونهای از برخورد با تخلفات بود.
از همان لحظات اول دنبال این بودیم که در کنار برخورد با اصل ماجرا نسبت به این مسائل اشکالدار و جانبی رسیدگی شود، این رسیدگی را هم در رابطه با کوی دانشگاه و هم در رابطه با کهریزک داشتیم که این را وظیفه خودمان میدانستیم و با قوت هم دنبال کردیم ولی نخواستیم آن را مسأله اصلی قرار دهیم در حالی که مسأله اصلی چیز دیگری بود و اما در این خصوص از بسیاری دوستانمان انتقاد داریم؛ چراکه اگر روز اول همه بسیج میشدیم و مسأله اصلی را مهار میکردیم دیگر مسائل جانبی هم اتفاق نمیافتاد، بنابراین عاملان اصلی پیدایش این حادثه و آن کسانی که عدهای از مردم را غیرقانونی به خیابانها کشاندند و زمینه را برای یک عده آشوبگر و اغتشاشگر ایجاد کردند که از این فرصتها سوء استفاده کرده و به ساختار شکنی و قانون شکنی اقدام کنند باید در قبال این حرکت خود پاسخگو باشند.
* به نظر شما نظام میتواند قبول کند که موسوی و کروبی باز هم فعالیت سیاسی در جامعه داشته باشند؟
** در مسائل انسانی و فنی یک «نظام نامههایی» داریم؛ به طور مثال در حوزه پزشکی سازمان نظام پزشکی وجود دارد که در این سازمانها ضوابط و استانداردهایی برای افراد تعیین میشود و چنانچه فردی این ضوابط و استانداردها را نداشته باشد به طور طبیعی فاقد صلاحیت لازم خواهد شد.
در حوزه سیاسی هم ضوابط و معیارهایی از نظر قانونی و افکارعمومی وجود دارد؛ زمانی که یک فرد یا جریان سیاسی برای ادامه حیات خود حاضر میشود دست به دیکتاتوری بزند و وحدت ملی را نادیده بگیرد و برای رسیدن به اهداف خود ملت را در مقابل همدیگر قرار دهد، امنیت ملی را مخدوش میکند؛ آیا این جریان یا عنصر سیاسی دیگر میتواند مدعی حیات سیاسی باشد. در واقع این جریانات و افراد با این اقدامات تیرخلاص را به خودش زده و دست به یک خودکشی سیاسی زدهاند.
* با توجه به سخنان و بیانیههایی که در رسانههای مختلف از آقایهاشمی منتشر میشود تعدادی از کارشناسان معتقدندکه رویکرد رئیس مجمع تشخیص مصلت نظام روز به روز در حال تغییر است. ارزیابی شما از سخنان آقای هاشمی در اجلاس خبرگان و بیانیههای اخیر وی چیست؟
** انتظارعمومی درجامعه این بود که همه نخبگان و همه افرادی که در وقایع پس از انتخابات اشتباه کردند به این اشتباهات پی برده و جبران مافات کنند و این انتظار بحقی است و ما از هر موضع و رفتار وعملکردی که باعث شود خطاکاران به مسیر انقلاب و مردم برگردند استقبال میکنیم و درمورد آقایهاشمی هم علائم و ویژگیهایی در روزهای گذشته مشاهده شده است که جای امیدواری دارد و این موضوع را به فال نیک میگیریم.
اما باید توجه داشت که آسیبهای گستردهای که به مردم وارد شده است باید جبران شود و اگر جبران نشود مردم به آسانی قانع نخواهند شد. البته ما حساب فرزندان و اطرافیان آقایهاشمی را از خودش جدا میدانیم. یکی از کارهای پسندیدهای که در زمان حضرت امام(ره) در بین مسؤولان کشور وجود داشت و قابل دفاع و حمایت ملت بود نحوه نگاه و برخورد امام(ره) با اطرافیان بود.
حضرت امام (ره)چنانچه خطا و اشتباهی در اطرافیان و نزدیکانشان مشاهده میکردند حاضر نمیشدند که به خاطر آسیب دیدن نظام از آنها حمایت کنند و خودشان آنها را به دست عدالت میسپردند.
پیشتاز این موضوع خود ایشان بودند که رفتارشان نسبت به سید حسین فرزند آقا مصطفی و برخورد امام(ره) با او نمونه این موضوع است و حضرت امام(ره) حاضر نشدند اشکالات و اشتباهاتش را متوجه نظام کنند.
یکی از نعمتهایی که خداوند به مردم در نظام عطا کرده همین موضوع است که از نعمت یک رهبر اسلامی و الهی و انقلابی برخوردار هستند و این ویژگی است که امکانات مالی و نزدیکان و بستگان نمیتواند بازدارنده از مسیر حق شود.
اگر به ماهیت و موقعیت رهبری در اسلام توجه داشته باشیم یکی از ویژگیها و شاخصههای اصلی رهبری، تقوا و نادیده گرفتن هوای نفس است که این از ویژگیهای ممتاز و انحصاری رهبر انقلاب اسلامی است.
این نوع رفتارها در سطوح پایینتری از مسؤولان ردههای مختلف هم مطرح بوده و انتظار عمومی هم در همین راستا است که رفتار و مواضع مسؤولان مختلف به رهبری نزدیکتر شود.
این رویکرد انتظارعمومی ملت است هر چند که زمان گذشته است اما به اعتقاد من مسؤولانی که فرزندانشان در وقایع بعد از انتخابات خطاهایی انجام دادهاند خودشان داوطلبان پیشتاز شوند و از دستگاه قضایی بخواهند که به رفتار آنها رسیدگی شود.
از طرف دیگر دستگاه قضایی باید با عدالت و براساس ضوابط قانونی به رفتارهای گذشته و حال آنها در نظام و عملکرد آنها نظارت کند که این زیبنده نظام مقدسی همچون جمهوری اسلامی است و با این کار بسیاری از معضلات اخلاقی مثل دروغ، تهمت و افترا از جامعه ریشهکن خواهد شد. امیدواریم همه مسؤولان به ویژه آقایهاشمی هم همین رویکرد را داشته باشند.
* با توجه به این نوع رویکرد در نظام اسلامی، فکر میکنید آقایهاشمی فرزندان خود را به دستگاه قضایی معرفی کند؟
** من امیدوارم که این موضوع اتفاق بیفتد؛ البته ما نمیخواهیم که بگوییم تهمتی ثابت شده است اما به این جهت که ابهامات زیادی در جامعه است همه باید کمک کنیم تا ابهامزدایی شود و صحنه شفاف گردد و اگر کسی بیگناه و بیاشکال است برای افکار عمومی مشخص گردد و اگر کسی هم خطا کار است محاکمه شود.
* رهبر انقلاب در چند سخنرانی اخیر به سکوت برخی از نخبگان در فتنهها اشاره داشتند؛ به نظر شما منظور مقام معظم رهبری از بیان این صحبت چه افرادی هستند؟
** فضای فتنه یعنی یک فضای غبارآلود و درهم ریختن مرزها و غیرشفاف شدن حق و باطل و وقتی که فضای جامعه به گونهای باشد که امکان تشخیص بین حق و باطل مشکل شود افرادی میتوانند این فضا را تغییر دهند و درجهت روشنگری افکار عمومی اقدامات مؤثری انجام دهند که دارای وجاهت و موقعیت مشخصی برای این کار هستند. چنانچه این افراد با سکوت و یا با علامتهایی که موجب تردید بیشتر در جامعه شود اقدام کنند در واقع به یک معنا با مواضع غیر شفاف منجر به ادامه فتنه میشوند. در حوادث بعد از انتخابات هم شاهد بودیم که افرادی با سکوت و مواضع «تردید آمیز» خود به ادامه این حوادث و فتنهها کمک کردند.
انتظار بحق ملت و امام و شهدا این است که در زمان فتنه نیروهایی که اعتباری دارند اعتبار خود را فدای انقلاب و نظام کنند و اگر چنین نشود پس در چه زمانی باید اعتبار خود را برای نظام بگذاریم؛ شهدا جان خود را برای این نظام و جانبازان سلامتی خود را برای دفاع از این نظام گذاشتهاند حال چه دلیل منطقی وجود دارد که من برای این نظام سرمایهگذاری و از آبروی خودم برای حفظ آبروی نظام گذشت نکنم؟
* چندی پیش مقام معظم رهبری در رابطه با وقوع جنگ نرم در جامعه هشدار داده بودند؛ به نظر شما دراین شرایط با توجه به این هشدار وظیفه نمایندگان و اقشار مختلف جامعه چیست؟
** قبل از پرداختن به این بحث باید به چند نکته توجه داشت؛ اول اینکه عملیات روانی و جنگ نرم پدیده جدیدی در کشور ما نیست و در تاریخ و فرهنگ کشور ما هم یک موضوع نوظهور نیست.
در تاریخ صدر اسلام هم سوابق قابل توجهی در این زمینه داریم؛ رفتارهای معاویه و عمرو عاص براساس جنگ نرم بوده است. در آن زمان کار به جایی رسید که وقتی حضرت علی(ع) به شهادت رسید بسیاری سؤال میکردند که حضرت علی(ع) نماز هم میخوانده، این نشاندهنده این موضوع است که در آن زمان هم عملیات و جنگ روانی و فضای تبلیغاتی توانسته بود بر ذهن و فکر مردم تأثیر داشته باشد.
شیوهها و تاکتیکهایی که معاویه و یارانش انجام دادند بسیار زیاد است البته در طول تاریخ هم این نوع مسائل بود اما در سالهای گذشته این موضوع ساماندهی شده و مورد آموزش قرار میگیرد.
پس این موضوع را میتوان در دو بعد مورد بررسی قرار داد؛ یک تاریخچه جنگهای روانی و دیگر شیوهها و الگوهای براندازی و تغییر است. در حال حاضر جبهه استکبار به علت شکستهایی که در جنگ سخت داشته مدلهای تغییر را از روش سخت و فیزیکی به روش نرم و عملیات روانی تغییر داده است.
یک نکته دیگر، پیچیدگی این نوع روش است چنانچه یک جریانی رفتار فیزیکی داشته باشد و یا دست به کودتای نظامی بزند برای اکثر مردم مشخص میشود که عدهای با توپ و تانک و ابزار فیزیکی برای براندازی نظام وارد میدان شدهاند و این موضوع به لحاظ عرف عمومی پذیرفته شده است که این افراد باید به اشد مجازات برسند.
اما زمانی که موضوع جنگ نرم مطرح میشود وضعیت بسیار تغییر میکند؛ چرا که در این نوع جنگ با انگیزهها و اعتقادات افراد و تحلیلها و جهتگیریها و راهبردها مواجه هستیم. جبهه نبرد در این موضع صفبندی نیست که دوست و دشمن از هم جدا شوند گاهی در درون یک خانواده این بحث مطرح میشود.
در نتیجه برخورد با مسأله جنگ نرم نیازمند به یک کار عمیق و ریشهای فرهنگی، اعتقادی و سیاسی دارد و نیاز به ایجاد بصیرت در بین روشنفکران دارد.
باید توجه داشت که همانطور که در جنگ سخت نقش یگانهای نظامی مؤثر است در عرصه جنگ نرم حضور نخبگان و افرادی که با فکر و اندیشه جامعه سر و کار دارند مانند معلمان، اساتید دانشجویان، نقش عمده و مؤثری است، از این جهت باید ساز و کارلازم را برای مقابله با این جبهه جدید را فراهم کنیم.
به برکت فرهنگ غنی اسلامی و رهنمودهای حضرت امام(ره) و نعمت پرفیض ولایت فقیه، توانستیم از این توطئه بزرگ بعد از انتخابات عبور کنیم اما باید ساز و کارهای لازم را برای بیمه کردن انقلاب فراهم کنیم. این یک عرصه جدید است که صدها شبکه ماهوارهای و اینترنتی وngoهای ساخته دست آمریکا و استعمار فعال بودند و بر روی آنها سرمایهگذاریها شده بود و کار به جایی رسید که فرماندهی لحظهای و میدانی صحنه توسط خبرگزاریها و شبکههای وابسته به امپراتوری خبری صهیونیستی اداره میشد و این معنا و مفهوم ظرفیت سازی بزرگ اجتماعی و سرمایهگذاری لازم را برای مقابله با این عرصه هشدار میدهد.
* رهبر انقلاب در زمینه جنگ نرم نگاه ویژهای به دانشگاه و دانشجویان داشتهاند، به نظر شما از همین روزهای اول بازگشایی مراکز آموزش عالی چه تدابیری برای مقابله با جنگ نرم باید اندیشیده شود و خود دانشجویان و جوانان در محیط دانشگاه نسبت به این تهدید چه وظایفی دارند؟
** ما معتقدیم انقلاب اسلامی معادلات سیاسی حاکم در جهان را بر هم زد و نظامی که در جهان تحت عنوان یک نظام دو قطبی بیش از صد سال شکل گرفته بود را بر هم زد و به ملتها پیام داد که راه نجات انسانها خروج از نظام سلطه و تن دادن به فرامین الهی و دستورات پیامبران است. این پیام برای بسیاری از قدرتهایی که به دنبال استعمار و چپاول ثروتهای مردم جهان هستند قابل قبول نیست و برای اینکه این موضوع به نسلهای مختلف به ویژه جوانان و دانشجویان منتقل نشود سرمایهگذاریهای کلانی انجام دادهاند.
چنانچه ما بتوانیم ماهیتاندیشه اسلامی را که نجات بخش برای انسانها و جوامع مختلف است و ماهیت نظام سلطه را خوب برای جوانان و مراکز علمی و دانشگاهی تبیین کنیم به صورت قطعی هیچ استاد و یا دانشجویی حاضر نخواهد بود که در صف نظام سلطه قرار بگیرد؛ مرز بندی که در نهایت موجب خواهد شد تا با بصیرت بیشتری حرکت انقلاب رو به جلو رود.
تمام تلاش دشمنان، جنگ نرم و عملیات روانی این است که نگذارند ماهیت این جریان به خوبی تبیین شود؛ چرا که اگر این ماهیت برای جوانان به روشنی تبیین و آگاهسازی شود بین جبهه حق و جبهه باطل، مرز بندی شفایی صورت میگیرد.
پس رسالت خواص و روشنفکران و نخبگان و اساتید این است که ماهیت جریان حق را خوب تبیین کنند و فصل تمایز آن را با جبهه ناحق و باطل مشخص کنند و اگر چنین شود هیچ مشکلی وجود ندارد.
و اگر مشاهده میکنیم که افرادی برای دانشگاهها و مراکز علمی ما خط و نشان میکشند به این خاطر است که فکر میکنند با بهکارگیری جنگ روانی میتوانند بر روی افکار جوانان تأثیر بگذارند و البته این یک خیال واهی است. ما در سالهای اول انقلاب هم با این مشکل مواجه بودیم؛ روزهای اول، گروههای سیاسی تحت عنوان دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق زنان و خلق به صحنه آمدند و تلاشهای مذبوحانه گستردهای را انجام دادند که ثابت کنند خط امام(ره) و انقلاب اسلامی حقوق افراد مختلف و اقشار اجتماع را زیر پا میگذارد. اگر سابقه این افراد را مورد بررسی قرار دهیم متوجه میشویم که این افراد همان کسانی هستند که به نام حقوق بشر، حقوق ملتها را نابود میکردند و به نام حقوق زن از زن به عنوان یک کالای تجاری استفاده میکردند و ماهیتی ضد عدالت و آزادی داشتهاند.
اگر در مقام تحلیل، تبیین و اطلاع رسانی، بتوانیم ماهیت این جریانات و افراد را برای جامعه روشن کنیم هیچ استاد یا دانشجو و نخبهای زیر بار این جریان نخواهد رفت.