سعدالله زارعی
نامه 21 ژنرال، دیپلمات و مقام آمریکایی خطاب به بوش مبنی بر اینکه دولت آمریکا باید فوری و بدون قید و شرط با مقامات ایران، سوریه و کره شمالی وارد گفتگو شود و از جنگی که علیه تأسیسات هسته ای ایران تدارک دیده است، دست بردارد، بسیار قابل تأمل است. در این نامه ژنرال «رابرت گارد» دستیار نظامی وزیر دفاع اسبق آمریکا، سرهنگ «جوزف هوار» رئیس مرکز فرماندهی ارتش آمریکا در سالهای 1370 تا 1373، مورتون هاپریسن مقام ارشد وزارت امور خارجه در دوران کلینتون به همراه 18 نفر دیگر از نظامیان و دیپلمات های اسبق آمریکا در نامه سرگشاده خود نوشته اند: «شکست اسرائیل از حزب الله احتمال عملیات نظامی آمریکا علیه ایران را افزایش داده است.»
ظاهر این نامه حکایت از آن دارد که چند مقام سابق نظامی و سیاسی آمریکا نسبت به عواقب جنگ علیه ایران به مقامات کنونی ایالات متحده هشدار داده اند ولی واقعیت این است که طرح موضوع حمله آمریکا به ایران پس از شکست فاحش و خوار کننده جبهه مشترک آمریکا، اسرائیل، اروپا، ارتجاع منطقه ای و بعضی از گروههای داخلی لبنان از حزب الله مشکوک به نظر می رسد.
این قلم پیش از وقوع جنگ اخیر که جنگ حق و باطل بود، حمله آمریکا به ایران طی 20 ماه باقی مانده به زمان آغاز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دور از انتظار نمی دانست و حتی در یکی دو یادداشت آن را مطرح کرد ولی اکنون این احتمال منتفی است چرا که پیروزی قاطع حزب الله بر دشمنان مختلف خود، امکان هر نوع اقدام آمریکا و هر قدرت دیگری علیه ایران را -حداقل در شرایط 2 تا 3 سال آینده غیر ممکن ساخته است.
آمریکا به خوبی می داند و به ناچار پذیرفته است که درگیری با ایران منطقه را به جهنم آمریکا تبدیل می کند. نتیجه مقاومت پیروز حزب الله در برابر دشمنان مختلف خود بیش از پیش در ایران باور پیروزی بر آمریکا را تقویت کرده است و حالا ایرانی ها کاملاً آماده اند و روش ضربه زدن به دشمن را خوب می دانند. اگر حزب الله لبنان در مرز 38 کیلومتری دشمن را به زانو درآورد ماحداقل 2000 کیلومتر مرز داریم و در هر کیلومتر آن دشمن ضربه پذیر که نیروهای انقلابی و مسلح هوادار ایران آنان را احاطه کرده اند، حضور دارند. آمریکا می داند که برای ایران و هواداران آن در کشورهای منطقه تارومار کردن حدود 200 هزار نیروی نظامی آمریکا که در منطقه حضور دارند بسیار آسانتر از قلع و قمع کردن نظامیان صهیونیستی در 38 کیلومتر مرز لبنان و فلسطین است. بنابراین پس از پایان موفقیت آمیز عملیات حزب الله علیه رژیم صهیونیستی هیچ تردیدی وجود ندارد که آمریکا فکر حمله به ایران را از سر بیرون کرده است. پس نظامیان و مقامات سابق آمریکا چه می گویند؟
به نظر می رسد نامه این 21 نفر یک سناریو داخلی و به سفارش کاخ سفید باشد چرا که از امری که وقوع آن محتمل نیست بعنوان امری که قطعاً واقع می شود خبر داده اند. نامه سرگشاده این 21 نفر به اظهارات پی در پی مقامات مختلف روسیه در حین جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزب الله شباهت دارد که هر وقت حزب الله به پیروزی نزدیکتر می شد، آنان به ایران و سوریه اندرز می دادند که آمریکا و اسرائیل سعی دارند، بحران را گسترش دهند و با این دو کشور درگیر شوند! بعداً که روسیه بطور کامل هم با پیش نویس تند قطعنامه و هم با قطعنامه تعدیل شده 1701 همراهی کرد مشخص شد اندرزهای آنان بخشی از برنامه آمریکا به قصد جدا کردن ایران و سوریه از حزب الله بوده است!
نامه سرگشاده 21 مقام آمریکایی در آستانه نهم شهریور ماه- پایان موعد شورای امنیت به ایران برای بازنگری در سیاست هسته ای آن- به احتمال زیاد از سوی مقامات دیگر سابق و کنونی آمریکا و نمایندگان مجلس این کشور- بخصوص نمایندگان سنا- تعقیب و تکرار می شود. اینها همه برای آن است که مقامات ایران گمان کنند هنوز برخورد با ایران در اولویت آمریکا قرار دارد.
با این وصف مقامات ایرانی- بخصوص آن دسته از دیپلمات های ما که با غرب سر و کار دارند- باید نشان دهند که خاورمیانه تغییر کرده است و غرب دیگر قادر نیست با ادبیات سلطه جویانه با کشورهای منطقه بخصوص با ایران سخن بگوید. دیپلمات ایرانی باید بداند در هیچ زمانی به اندازه امروز غرب در مواجهه با ایران و کشورهای همسو با آن در موضع ضعف نبوده است نباید هنوز هم گمان کرد که صدور یک قطعنامه ولو با اجماع هم همراه باشد، چیزی را دگرگون می کند.