تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۲۵۳۸۳
نگاهی تحلیلی به تئاتر مذهبی در کشور

تئاتر مذهبی، فرم یا محتوا


 سیدجواد یگانه
هراز چند گاهی شاهد اجرای نمایش های مذهبی در سالن های تئاتر هستیم. اجراهایی که بیشتر مناسبتی است و نقدهایی را به همراه دارد. در هفته های گذشته شاهد اجرای بانوی بی نشان، زخم مدینه و از خاک تا افلاک بودیم که بهانه ای شد برای این نوشتار، چه رابطه ای بین مذهب و نمایش(1) وجود دارد؟ آیا این دو می توانند هم راستا باشند و یا خیر؟ آیا نمایش دینی و یا تئاتر دینی وجود دارد؟
در سال های اخیر صحبت های زیادی درباره هنر دینی و سینمای دینی شده است ولی چرا هنوز در سال 1385 در جامعه ما برخی نمایش و مذهب را در تضاد هم می بینند؟ با اینکه باید اذعان داشت خصوصا در سال های اخیر نگاه جامعه به مسئله هنر و از جمله هنر تئاتر بسیار تلطیف یافته است ولی هنوز با دید شک به آن نگاه می شود. ریشه این مسئله در چیست؟ آیا به راستی ذات مذهب با نمایش مخالف است و یا باورهای سنتی ما این تصور را به وجود آورده است؟ به ظاهر از میان هنرها معماری و تا حدودی خوشنویسی با اسلام پیوند می خورند و در خدمت آن هستند ولی به خاطر دیدگاه مذهب ما به صورتگری، برخی از هنرهای تجسمی مثل نقاشی و یا مجسمه سازی جای زیادی در تمدن ما نداشته است. اسکار براکت در کتاب تاریخ تئاتر درخصوص ظهور اسلام می نویسد: «... مسلمانان صدر اسلام آموزش را ارج بسیاری نهادند، آنان دانشگاه های فراوانی تأسیس کردند، بسیاری از میراث یونان، ایران و مصر را حفظ و جذب نمودند و سهم شایانی در پیشرفت طب، ریاضیات و جغرافیا ادا کردند.(2)» وی در مورد تئاتر می نویسد: «... مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند.(3)»
از جهتی وقتی خاطرات هنرمندان قدیمی تئاتر کشورمان را می خوانیم، دیده می شود حضور زنان در عرصه نمایش خصوصا بازیگری بسیار ناپسند بوده است و حتی مردان نیز مشکل داشتند. دیدگاه مذهبی مردم نمی پسندید که فردی معتقد وارد این هنر شود. برخی از زنان با نام مستعار بازی می کردند تا کمتر کسی آنها را بشناسد و... احکام روابط زن و مرد، مسئله حجاب و موارد دیگر همواره باعث فاصله بین اقشار مذهبی و این هنر بود بنابراین در جامعه ایران تا هنگام پیروزی انقلاب همواره خانواده های مذهبی با تئاتر و سینما فاصله داشتند. در نگاه این خانواده ها حتی حضور در این اماکن نیز محل اشکال بود در دیدگاه سنتی از هنرمند به عنوان مطرب یاد می شد و او را عمله طرب می گفتند یعنی کسی که شادی آور است و در آن نگاه، شادی با غفلت همراه بود!
درخصوص حضور زنان در صحنه علاوه بر دیدگاه مذهبی یک دیدگاه دیگر نیز وجود داشت که هنوز هم حاکم است، یعنی نگاه یک جامعه سنتی مردسالار که با حضور اجتماعی زن مخالف است و ما هنوز هم شاهد آن هستیم. حتی خانواده هایی که دیدگاه سنتی به مذهب ندارند با حضور دختران و یا همسرانشان به این عرصه مخالف هستند. برخورد تاریخی ما نیز با تئاتر در پاره ای از موارد بسیار ناامیدکننده بوده است. آغامحمدخان قاجار در یورش خود به گرجستان و تصرف تفلیس دستور داد تا بازیگران آن نواحی را گردن بزنند و پرده خونین در صحنه تئاتر برپا کرد!
(1173 خ / 1795 م)
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیاز به افراد متعهد و متخصص احساس شد. حکومت ما حکومتی اسلامی بود- و هست- و باید همه چیز رنگ و بوی انقلابی و دینی می گرفت. رادیو، تلویزیون، سینما، تئاتر، مطبوعات، دانشگاه ها، بانک ها و... در اینجا مسئولیت حوزه های علمیه سنگین شد چرا که باید به سؤالات زیادی جواب می داد.- و البته هنوز هم باید جواب بدهد. امام(ره) فرمودند: «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم.» بنابراین فساد از سینمای ایران رخت بست و این هنر، جان تازه ای گرفت ولی آیا سینمای ما دینی و اسلامی شد؟ اصلا سینمای دینی چیست و آیا سینمای اسلامی وجود دارد؟ شهید آوینی می گوید: «... به نظر من سینمای اسلامی وجود ندارد و ضرورتی هم ندارد که این عنوان را به این شکل به کار ببریم. من درواقع اسلام را عین حقیقت عالم می دانم و وقتی معتقدم به اینکه حقیقت هنر، بالذات، خواه ناخواه نسبتی با حقیقت عالم دارد و سینما هم بالطبع نسبتی با هنر دارد، پس حقیقت سینما خود به خود امری معنوی الهی است، تنها این بستگی به نوع تقرب ما به موضوع دارد، یعنی در واقع به نوع نسبتی که با سینما به مثابه هنری که در غرب به دنیا آمده برقرار می کنیم و نسبت آنها به سینما متفاوت است- و باید باشد- یا نسبتی که ما در این سوی جهان با سینما و ذات و حقیقت آن برقرار می کنیم.(4)» شهید آوینی در جای دیگری می گوید: «... به اعتقاد نگارنده تعبیر سینمای اسلامی درست نیست سینما شاید آنچنان که هست مسلمان شدنی نباشد، اما می توان آن را به خدمت اسلام درآورد و این وظیفه ای است گران بر گرده ما.»(5) و در جای دیگری می گوید: «... سینما و تلویزیون ظروفی نیستند که ما هر چه بخواهیم در آنها بریزیم. آنها ماهیتا برای ایجاد تفنن و تفریح و تغفل شکل گرفته اند و اگر ما بخواهیم رسانه های گروهی را به سوی غایتی که حضرت امام(ره) فرموده اند- دانشگاه عمومی اسلامی- بکشانیم، قبل از هر چیز لازم است که با تحقیق و تعمق در ماهیت این وسایل و موجبات آنها، راه های خروج از موجبیت تکنیک را جستجو کنیم... یعنی اگر بخواهیم محتوای سینما و تلویزیون را به سوی حق متمایل کنیم، تکنیک و ابزار سینما و تلویزیون فی انفسهم حجاب هایی هستند که باید خرق شوند.(6)» به بحث اصلی خود که همان تئاتر است برگردیم و نسبت آن با دین، تئاتر نیز مانند سینما زاییده غرب است و با اینکه گونه های نمایشی- تعزیه، سوگ سیاوش، حاجی فیروز، کوسه برنشین، نقالی و...- در ایران قدمتی طولانی دارند ولی ورود تئاتر به شکل غربی آن به ایران به دوره ناصرالدین شاه برمی گردد. هنری وارداتی که ملزومات خود را نیز از فرهنگ غرب با خود می‌آورد.
یکی از نظریه های جدی پیدایش نمایش آن را زاییده مراسم و آئین می داند. مراسمی که به خاطر توجه به مسائل ما فوق طبیعی می توان آن را مذهبی دانست. مراسمی که در آن مردم از خدایان خود طلب کمک می کنند. و ارسطو هدف درام را کاتارسیسم (تزکیه نفس) می داند. در قرون وسطی که مذهب و کلیسا حاکم می شود درام های مذهبی نیز گسترش می یابد و نمایش های زیادی مربوط به عید پاک، مسیح، کریسمس، قصه های انجیل و... اجرا می شوند. و هنگامی که تئاتر روم به شرک آلوده می شود مورد غضب کلیسا قرار می گیرد. از زمان رنسانس که انسان وارد مرحله شک می شود و بجای ماوراء به زمین توجه می کند و این اندیشه ها در نمایش و تئاتر هم رخنه می کند تا امروز ما باز هم شاهد نمایش های مذهبی هستیم. اسپانیا آخرین کشور اروپایی است که نظرات کلیسا از تئاتر آن برداشته می شود. قبل از قرن 15، حضور زنان در تئاتر اسپانیا منع می شد و نقش زنان توسط پسران جوان ایفا می شد. از سال 1587 حضور حرفه ای زنان قانونی گردید ولی در 1596 بار دیگر مقامات کلیسا قانونی را برای جلوگیری از حضور زنان در تئاتر تصویب کردند که ظاهرا هرگز اجرا نشد ولی در سال های 99 و 1598 شورای سلطنتی اعلام کرد که بازی زنان در تئاتر تنها به شرط حضور شوهر یا پدرش به عنوان بازیگر در گروه مجاز است! و در 1653 بازیگران زن از پوشیدن سرپوش های عجیب و غریب، لباس های بی آستین و بی یقه و دامن های بزرگ ژیون دار منع شدند. آنها باید دامن هایی می پوشیدند که تا زمین برسد!(7)
پس نمایش در مذهب دارد و در دوران حاکمیت کلیسا در خدمت آن بوده است و می بینیم تا قرن 17 کلیسا در تئاتر اسپانیا نفوذ دارد. حال به جامعه امروز خودمان برگردیم. باور جامعه ما، باوری مذهبی است و مراد از تئاتر مذهبی درکشورمان تئاتری با اندیشه های اسلامی است. متأسفانه هنوز نگاه برخی از مسئولان و مدیران هنری به تئاتر، نگاهی همراه با شک است. باید پرسید به راستی چرا اینگونه است؟ تئاتر دینی- اسلامی- چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
آیا تئاتر دینی باید تئاتری باشد فقط با ظواهری دینی و فقط رعایت خط قرمزهای دینی و یا باید هنرمند آن متدین و دین مدار باشد و یا اینکه حرف آن حرمت دین و قصه آن قصه مذهبی باشد؟ ما باید به دنبال تئاتر دینی باشیم و یا هنرمند متدین؟ اگر در این مسیر کمی لغزش کنیم به جای تئاتر دینی به سمت تئاتر شعاری و یا ریاکارانه می رویم. جایی که هنرمند قرب را با میزان طول سجود می سنجد. شهید آوینی می گوید: «... من در سفر حج به حق الیقین آزموده ام که چگونه عشق دیوارهای سنگی جایگزین عشق خدا می شود و دینداران حراست از ظواهر و عادات را با حراست از اصل دین اشتباه می گیرند.»(8)
اگر بخواهیم تئاتر دینی را فقط در هنرمند دینی خلاصه کنیم باید آنجا که هنرمند، خود حجاب خود می شود چه باید کرد؟ و اگر تنها ظواهر را ملاک قرار دهیم آیا می توان فقط با تکیه بر فرم به محتوا رسید؟ شاید بتوان بهترین ملاک را میزان تأثیرگذاری آن دانست. جایی که هنر و تئاتر دینی ما را معرفت برساند و ما را قدمی به حقیقت نزدیک سازد. گمان می رود تأثیرگذاری «چه می گوید» از «که می گوید» بیشتر است. چرا که برخی در ظاهر دین ما را به دنیا هدایت می کنند. برای آنان تئاتر دینی هم ابزاری است برای مال و مقام.
برخی تئاتر دفاع مقدس را نیز تئاتر مذهبی می دانند و دلیلشان هم اشاره به ارزش های مذهبی ورابطه آن با دفاع است و اینکه کشته شدن در راه آرمان های بشری یک موضوع مذهبی است. همچنین این تصور وجود دارد که هنرمندان تئاتر دفاع مقدس هنرمندانی مذهبی هستند. دکتر مجید سرسنگی مدیرگروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران در مقاله خود تحت عنوان نسبت تئاتر و دفاع مقدس و نمایش مذهبی معتقد است: «... نمی توان تئاتر دفاع مقدس را در گروه نمایش های مذهبی جا داد.»
همچنین اگر اخلاق را جزئی از دین بدانیم -که هست- بسیاری از تئاترها، ما را به معروف، امر و از منکر، نهی می کنند. تاریخ تئاتر پر است از نمایش هایی که ما را از خصلت های بد بشری نهی می کنند و به سوی خوبی فرا می خوانند. پس باید اینگونه آثار را هم دینی دانست. متأسفانه هنوز دیدگاه ما به تئاتر دینی، محدود، سفارشی و مناسبتی است و گاهی تئاتر را با روضه خوانی اشتباه می گیریم. نباید تئاتر دینی را طبقه ای کرد و یا آن را وسیله ای قرارداد برای جلب رضایت مسئولان. تاریخ تئاتر نشان می دهد نمایش در مذهب ریشه دارد و می توانند هم مسیر باشند. باید رسالت آن را باور داشت و حوزه و دانشگاه در این گام، یکدیگر را یاری دهند و به تأثیرگذاری این هنر اندیشید. تئاتر دینی را از منظرهای مختلفی می توان بررسی کرد و جای کار بسیاری دارد که این نوشته فقط اشاره ای به آن بود. امید است سمینار بین المللی نمایش و دین که در دی ماه برگزار می شود تأثیر مثبتی در تئاتر دینی ما بگذارد و راه گشا باشد.
الله خبیر بما تعملون

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات