دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
دیدار وزرای خارجه ترکیه و ارمنستان در 10 اکتبر 2009 (18/7/88) در شهر زوریخ سوئیس، بیتردید دیداری تاریخی و تحولی در دیپلماسی منطقهای است. امضای دو موافقتنامه بین ایروان و آنکارا با میانجیگری و نقش تسهیلکنندگی دولت سوئیس، پدیده سادهای در سیاست خارجی ترکیه و ارمنستان نیست. این نقطه عطف به سادگی به وجود نیامده است و ادامه روند عادیسازی روابط بین این دو کشور، راه سادهای را در پیش نخواهد داشت، ولی هرچه هست، درخور عمق و دقت است. معنا و مفهوم موافقتنامههای عادیسازی روابط بین ترکیه و ارمنستان چیست؟ بدون دقت در تاریخ تحولات دهههای اول قرن بیستم و زخمهای به جا مانده از آن سالیان و روایتها و برداشتهایی که از رخدادهایی که در عثمانی گذشت، اهمیت تحول دیپلماتیک جاری بین ارمنستان و ترکیه امکانپذیر نیست.
بنابه روایت ارامنه، قبل از برپایی جمهوری ترکیه و در سالهای 1915 تا 1917 حدود 5/1 میلیون ارمنی در عثمانی بر اثر برنامههای دولت کشته شدند. کوچ اجباری و بدرفتاری با این اقلیت مهم در عثمانی، به از بین رفتن هزاران ارمنی منجر شد. ارامنه این رخدادها را نسلکشی (GENOCIDE) میدانند. نسلکشی، مفهوم و معنای حقوقی دارد و در این چارچوب، مسئولیتهایی برای دولتها به همراه میآورد. اما روایت ترکها از این رخدادها با ارامنه تفاوت ساختاری دارد. آنها معتقدند در سالهای پایانی امپراتوری عثمانی و در پی حمله روسها به خاک عثمانی، تعدادی از ارامنه علیه حکومت به پا خاستند و با نیروهای بیگانه همکاری کردند و البته برخی کشته شدند که حدود یک پنجم تا یک سوم، رقمی است که ارامنه اعلام میکنند، لذا نسلکشی در کار نبوده است. این دو روایت از گذشته، نه فقط زخمی در روابط بین دولت ترکیه و دولت ارمنستان محسوب میشد، بلکه حدود 7/5 میلیون ارمنی که خارج از ارمنستان زندگی میکنند، نسبت به این رخدادها موضع تندی دارند و ترکیه را وارث و مسئول اقدامهای عثمانی میدانند.
شایان ذکر است که تعداد ارامنه خارج از ارمنستان تقریباً دو برابر جمعیت ارمنستان است. جمعیت ارمنستان 2/3 میلیون نفر است در حالی که 2 میلیون ارمنی در روسیه، 4 میلیون ارمنی در آمریکا، 460 هزار ارمنی در گرجستان، و 450 هزار ارمنی در فرانسه زندگی میکنند.برداشتها و روایتهای متضاد، حدود 100 سال است که جوامع ارمنی را در تقابل با ترکیه قرار داده است. این تقابل در مواردی خونین بود و شامل قتل تعداد قابل توجهی از دیپلماتهای ترک، مخصوصاً در دهههای 70 و 80 قرن بیستم، به دست رادیکالهای ارمنی شد.
بعد از فروپاشی شوروی و استقلال ارمنستان در سال 1991، با اقدامهای دولت ارمنستان در اشغال قرهباغ، دولت ترکیه جانب جمهوری آذربایجان را گرفت، مرزهای خود را به روی ارمنستان بست و زخمهای سیاسی و تاریخی عمیقتر شد.
برآمدن حزب «توسعه و رفاه» در ترکیه، نه فقط تحولی در سیاست داخلی این کشور، بلکه آغاز نگاه نوینی به مناسبات ترکیه با مناطق اطراف بود. بزرگترین ویژگی نگاه نوین سیاست خارجی ترکیه که مرهون طراحیها و ایدهپردازیهای «داود اوغلو»، وزیر خارجه کنونی و مشاور سیاست خارجی پیشین ترکیه به شمار می رود، رها ساختن تدریجی روابط خارجی ترکیه از زندان برداشتهای تاریخی و تکیه بر جغرافیای پیرامونی به عنوان سرمایهای بینالمللی برای آنکارا است. ایده تحول در انگارههای دیپلماتیک ترکیه با استقبال منطقهای، از جمله در ایروان همراه شد. دعوت دولت ارمنستان در سال 2008 از عبدالله گل، رئیس جمهوری ترکیه برای تماشای مسابقه فوتبال که از آن به عنوان «دیپلماسی فوتبال» یاد میشود، در آب کردن یخهای روابط سنگین ارمنستان و ترکیه موثر بود. مذاکرات فشرده در کشور برای عادی سازی در چند ماه گذشته، به ثمر رسید و به تحولی منجر شد که کم سابقه بود و نشان میدهد دیپلماسی، به عنوان یک مفهوم و به عنوان یک حرفه، در دنیای به هم تنیده امروز، همچنان کارساز و کارآمد است و با بهرهبرداری از آن میتوان حتی مشکلات تاریخی را در جهت منافع کنونی، تبدیل و تنظیم کرد.
اما امضای پروتکلهای عادیسازی، مخصوصاً برای ارامنه خارج از ارمنستان چندان عادی نیست، به گونهای که «سرکیسیان»، رییس جمهوری ارمنستان، به مدت یک هفته از شهرهای عمده دارای اقلیت ارمنی مثل لسآنجلس، نیویورک، پاریس و بیروت دیدار کرد تا ارامنه خارج از ارمنستان را متقاعد کند که عادیسازی، به معنای فراموشی رخدادهای گذشته نیست. در غالب این شهرها، مخالفین علیه او تظاهرات کردند. به علاوه باید در نظر داشت که موافقتنامههای عادیسازی، باید در پارلمانهای ترکیه و ارمنستان تصویب شود و احزاب مخالف دولت در دو پایتخت، نسبت به آن موضعگیری کردهاند و چالشهایی را برای مقامهای رسمی ایجادخواهند کرد.عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان پیآمدهای منطقهای و جهانی ویژهای، مخصوصاً برای آنکارا خواهد داشت. استقبال از این تحول دیپلماتیک توسط اروپا و آمریکا، به ترکیه وزن بیشتری در تعاملات بینالمللی خواهد داد. در سطحی عمیقتر، عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان نشانگر این واقعیت است که نه فقط تلاطمهای کنونی، بلکه زخمها و تنشهای گذشته را نیز میتوان با دیپلماسی مدیریت کرد.