پیشنهاد طرح آشتی ملی یا وحدت ملی در چنین شرایطی؛ هر ایرانی را به یاد فتوحات رزمندگان دلیر اسلام در خط مقدم جبهه جنگ حق علیه باطل، در زمان پاکسازی سنگرهای عراقی میاندازد.
آنجا که مزدوران بزدل بعثی، تا آخرین تیر ترکش، و تا آخرین فرصت ممکن، سلاح خود را به سمت رزمندگان جبهه حق نشانه میرفتند، ولی همین که در محاصره جندالله قرار میگرفتند و مغلوب شجاعت رزمندگان حق طلب و باطل ستیز واقع میشدند، لباس رزم در تن میدریدند و دستان خود را بالای سر میگرفتند و “ندای دخیل یا خمینی و انا شیعه“ سر میدادند.
یا به عبارتی دیگر، مثل اصلاح طلبان و حامیان و مدافعان آنها، در ارائه طرح آشتی یا وحدت ملی، مثل، یک شاکی در پرونده کیفری است که به دلیل فقد ادله اثباتی و احراز بی حقی خود، میداند که خواه ناخواه، در پایان مرحله تحقیق، برای متشاکی مورد نظرش، قرار منع تعقیب صادر خواهد شد ؛ ولی به زعم وخیال خود، با زیرکی خاصی، به منظور جلوگیری از طرح دعوی اعاده حیثیت از طرف مشتکی عنه، قبل از ختم مرحله تحقیق، خود را ملزم به ارائه درخواست ترک تعقیب به دادسرا مینماید.
مناسب ترین تعبیری که میتوان برای این داستان به کار برد عبارت است از: «ترک مخاصمه به علت تهی بودن ترکش»
هر آدم عاقلی به خوبی درک میکند که ارائه پیشنهاد طرح آشتی یا وحدت ملی، در چنین شرایطی و از چنین افرادی، نه تنها مفید و پایدار نمیباشد، بلکه چنین پیشنهادی یک توریه است که، به معنی حقیقی و به قصد قلبی به منظور آشتی و ایجاد وحدت ارائه نشده و پیشنهادکنندگان آن، قلباً به دنبال نتیجهای که ممکن است در حال ایده آل و طبیعی، از پیشنهاد صلح و آشتی ملی تحصیل شود نبوده و نخواهند بود.
واضح است که طرح چنین پیشنهادی از سوی حامیان و مدافعان گروه شکست خورده ای که در اقلیت محض قرار گرفتهاند، به معنی تنفس و ایجاد فرصت برای تجدید قوا و تقویت و بازسازی نیروها و ذخیره انرژی و امیدوار شدن برای آینده است.
بدیهی است که اگر در چنین شرایطی موسم انتخاباتی فرا رسد وآقایان موسوی، خاتمی و کروبی خود را به عنوان کاندیدای همین جنبش موسوم به سبز، که مورد حمایت اسرائیل و آمریکا و دیگر دشمنان نظام قرارگرفته، مطرح نمایند، با توجه به شناختی که ملت اندیشمند و شجاع ایران از آنها پیدا کردهاند، وبا توجه به آنچه این ملت صبور، حداقل از سه ماه قبل از برگزاری انتخابات 22 خرداد تا به امروز از آنها و هوادارانشان دیده اند، آرای آنها از سیزده میلیون رای قبلی بهشدت تنزل خواهد یافت.
طبیعی است که، با چنین آراء و پشتیبانیهایی، غیر از یک گرد وخاک وسروصدایی که مرتب در این ایام از آنها سرزده، کاری از آنها ساخته نخواهد بود.
هیچ جمعیت عاقل ویا نهاد بین المللی به خود اجازه نخواهد داد نظامی را به خاطر چنین گروه اقلیتی، که بر خلاف قانون اساسی، و بر خلاف منافع ملی کشورشان و مغایر با خواسته اکثریت مطلق هموطنهایشان، و در تضاد و تقابل با اصول وآرمانهایی که شهدای گرانقدرشان، برای پاسداری از آنها جان شیرین خود را فدا نمودهاند به چالش بکشاند.
بدینسان در چنین وضعیتی، به حکم عقل وبنا به مصالح حزبی و گروهی، جنبش مزبور فقط باید به فکر بقاء وعبور از این بحران و تحصیل زمان مناسب باشد.
لذا به هر قیمتی میکوشد، خود را با شرایط عمومی حاکم در جامعه تطبیق دهند، و به رنگ اکثریت جامعه در بیایند، از اینرو تلاش مضاعفی خواهند کرد، که چهره و شخصیت و جایگاه خود را بازسازی و مرمت نمایند، و از زمان بهدست آمده نهایت بهره برداری را داشته باشند، واز طرفی هم امید به ضعیف بودن یا ضعیف شدن حافظه مردم داشته باشند، که شاید به مرور زمان تا حدودی وقایع تلخ این ایام را فراموش کنند، واز یاد ببرند که جنبش سبز چه بلایی بر سر این ملت آورده است.
اینان با خام پنداشتن مردم ایران، به زعم و خیال خود چنین تصور نمودند، که اگر از سوی احدی از بزرگان و خواص جامعه، در چنین شرایطی که چیزی به رسوایی مطلق آنها و هدایت رهبران و بزرگان خود به پشت میله های زندان نمانده، پیشنهادی مبنی بر صلح و آشتی و یا وحدت ملی ارائه شود، خیلی راحت به آنچه که دنبال میکنند و دوست دارند خواهند رسید.
اما زهی خیال باطل، چون ملت ایران، همان ملت شریف و رشیدی است که، هشت سال با دست خالی و با تعقل و تأمل و خردورزی ؛ با سلاح ایمان و تقوا، در برابر دنیای استکبار ایستادند.
ملت ایران، همان ملتی است که 30 سال تحریم و تهدید را تحمل نموده، ولی خم به ابرو نیاورده است، پس با این بازیهای کودکانه، نمی توان چنین ملت بزرگی را فریب داد.
این مطالب، نه تنها به معنی مخالفت با طرح آشتی و وحدت ملی نیست، بلکه صلح و آشتی بین آحاد ملت و اتحاد و انسجام مردم را رمز بقاء و پیروزی میدانیم، لیکن طرح آشتی و وحدت ملی موردنظر اصلاح طلبان که این روزها با ذوق زدگی در مطبوعات وابسته به خود، از آن استقبال کردهاند، یک طرح فریبنده است، چرا که در اینجا آحاد و یا توده مردم هدف و ملاک نیستند و منافع ملی ملاک نمیباشد.
در این طرح بخصوص، با زیرکی خاصی تلاش شده که، به بهانه آشتی و وحدت ملی، عده ای قلیل و اندک که تا دیروز تا آخرین نفس و قدرت خود، در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی آرایش خصمانه گرفته بودند و کورکورانه، دستورات براندازی صادره از آمریکا و اسرائیل را اجرا میکردند و اصول و آرمانها و محکمات انقلاب اسلامی را به سخره میگرفتند، از مجازات قانونی و مرگ سیاسی نجات داده شوند.
این پیشنهاد فقط برای برون رفت سران آشوب و رهبران فتنه و فتنه گران و آشوب گران، از بن بستی که در آن قرار گرفته اند و هموار نمودن راه، برای فرار آنها از مجازات و شکستن قبح قانون شکنی و عادی نمودن فضای اسلام ستیزی در کشور مناسب است.
این طرح آشتی، به همان اندازه برای نظام و اصول بنیادین آن و محکمات انقلاب اسلامی و امت اصول گرا و دولت خدمتگزار، مضر و خطرساز است که، اصل اغتشاشات و فتنه ها و کودتای مخملی.
چرا که نتیجه این طرح به تقویت و انسجام و تجهیز هر چه بهتر و بیشتر گروههای شکست خورده منتهی میشود، که این به ضرر نظام و به نفع کودتاچیان و سران فتنه و رهبران آشوب میباشد.
و اما چاره کار چیست؟
1- این گروه به آغوش ملت باز گردند، وتا دیر نشده توبه نمایند، و با اسلام وملت مسلمان ایران وتمامی مسلمانان جهان که، امیدشان به مردم مسلمان ایران است، صلح و آشتی نمایند،
2- این گروه با خدا و قرآن و راه حضرت امام خمینی(ره) و ولایت فقیه آشتی نمایند.
3- اینان اصل تولی و تبری را نصبالعین خود قرار دهند، واین مهم را در باره انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی ایران، رعایت نمایند.
4- بزرگان این گروه به توصیه های حضرت امام در صیحفه نور و وصیتنامه سیاسی الهی ایشان عمل نمایند، و به تنها دلخوشی و عشق امام خمینی که اسلامیت نظام بوده و از دید گاه آن بزرگوار، سند اسلامیت و مشروعیت نظام در ولایت فقیه خلاصه میشد، احترام بگذارند.
ما هم چاره کار را در صلح وآشتی و وحدت ملی میدانیم، اما نه به شیوه ای که اصلاحطلبان و حامیان آنها بیان میکنند و دنبال آن هستند.
تنها راهی که ثابت میکند گروههای قانون شکن به خود آمده و به جد میخواهند به راه ملت که راه خدا ست برگردند، این است که:
سران و رهبران آشوب و فتنه های اخیر، از جمله آقایان سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی و میرحسین موسوی، با صداقت هر چه تمامتر در رسانه ملی حاضر شوند و در مقابل 70 میلیون ایرانی غیرتمند، ضمن اقرار به بی حقی خود و اظهار ندامت، از آحاد ملت عذرخواهی نمایند و سپس در جلسه علنی و رسمی مجلس شورای اسلامی حضور یابند و در مقابل نمایندگان ملت رسماً از ملت بزرگ ایران عذرخواهی کنند و قسم یاد نمایند که تا زنده هستند افعال و اعمال گذشته را تکرار نخواهند کرد، و از تمام هواداران خود بخواهند که، به کشور عزیزمان ایمان و تک تک ایرانیان و از جمله به مقام عظمای ولایت احترام بگذارند و هرگونه بی نظمی و قانون شکنی را ممنوع اعلام کنند.
پس از این، هر سه نفر و دیگر خواصی که با آنها همراه بوده اند، در رسانه ملی حاضر شوند و به دستور دین، مطابق اصل تولی و تبرا، از تک تک دشمنان جمهوری اسلامی از جمله آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و آلمان و ایتالیا ابراز انزجار و اعلام برائت نمایند، و با خلوص نیت و صادقانه از ملت بزرگ و شریف و شجاع و مقاوم فلسطین و لبنان عذرخواهی کنند.
در چنین شرایطی ملت موظف میشود، بنا به ضرورت و نیاز کشور به وحدت و آشتی ملی، پیوند این گروه را با خود، جشن گرفته و به آنهایی که به آغوش ملت و به سمت ولایت و به راه خدا بازگشتهاند خوش آمد گوید.