با توجه به مطالب یاد شده، رویکرد دولت چین نسبت به دین در دوره اصلاحات، نه فقط دین ستیزی و دین گریزی نیست، بلکه یک نگاه عمل گرایانه و ابزارگرایانه است. به ویژه از سال 2005 میلادی با انتشار مقررات امور مذهبی چین (این مقررات در هفت فصل: کلیات، سازمانهای مذهبی، مراکز فعالیتهای مذهبی، روحانیون مذهبی، اموال مذهبی، وظایف قانونی و ضمیمه، جمعاً 48 ماده است که از مارس 2005 به اجرا گذاشته شد) در روزنامه ملی5، و فعال کردن مراکز علمی دانشگاهی در مورد دین، سعی در استفاده از آن در جهت پیشرفت جامعه و پیشبرد اهداف خودشان داشتند. این در سخنان بالاترین مقام یعنی رئیسجمهوری چین کاملاً مشخص است.
هوجین تائو می گوید: «باید سیاست اساسی حزب کمونیست چین مبنی بر امور مذهبی را کاملاً اجرا و نقش روحانیون و تودههای مردم دیندار در پیشبرد رشد اقتصادی ـ اجتماعی را بهخوبی تبیین کنیم. این خواست حزب برای انجام کارهای مذهبی در شرایط جدید است، باید سیاست حزب کمونیست چین مبنی بر آزادی عقاید مذهبی را با جدیت به اجرادرآوریم و بر اساس اصول اداره امور مذهبی طبق قانون و مقررات مربوطه و انجام فعالیتهای مذهبی بهطور مستقل و غیر وابسته، مذاهب را فعالانه هدایت کنیم تا با جامعه سوسیالیستی چین مطابقت کنند و محافل مذهبی کشورمان را به ترویج سنن شایسته خود در زمینههای میهنپرستی، دینپرستی، همبستگی، ترقی و خدمت برای جامعه تشویق و از آنها پشتیبانی کنیم تا خدمات بیشتر خود را برای وحدت ملی، رشد اقتصادی، هماهنگی اجتماعی و یکپارچگی میهن انجام دهند6.»
البته نگاه ابزارگرایانه به دین در جامعه، نه از باب اینکه اعتقادی به آن داشته باشند، بلکه تجربیات و نتایج حاصله از تجربه 30 سال دین گریزی و دین ستیزی و همچنین ضرورتهای اجتماعی جامعه ایجاب کرده است تا اینگونه عمل شود.
همانطور که از محتوای سخنان رئیسجمهوری چین، هوجین تائو برمیآید، انجام کارهای مذهبی بر اساس سیاستهای تعیین و تبیین شده توسط حزب کمونیست برای رشد اقتصادی ـ اجتماعی، مدنظر دولتمردان چین است.
ناگفته پیداست درشرایط جدید جهانی ورشد خیره کننده ارتباطات درجوامع مختلف وایده دهکده جهانی، محصورکردن یک سرزمین ویک فرهنگ وبی اطلاع نگه داشتن آنان از جهان خارج، عملاً غیرممکن است؛ مخصوصاً کشور چین که در سالهای اخیرسعی فراوانی درپیداکردن جایگاه ارزنده در جهان امروز و بین کشورهای توسعه یافته داشته و هزینههای هنگفتی را برای مطرح کردن فرهنگ و تمدن وپیشرفت خود به جهان بیرون پذیرفته است. (که برگزاری المپیک2008 ازآن جمله بود) در این عرصه نیز با برنامهای مدون وارد شده است.
قطعاً سخنرانی یک مقام عالی سیاسی چون رئیسجمهوری در مورد مساله بسیار حساس دین وآزادیهای مذهبی، آنهم درکشوری که سالها در آن از دین و مذهب خبری نبوده است، در حقیقت تعیین خط مشی و استراتژی آن در حوزه دین است. لذا بررسی هر یک از فرازهای این سخن، میتواند به روشن شدن یکی ازابعاد سیاست داخلی چین در حوزه دین منجر شود که در ادامه به بررسی هریک ازاین موارد میپردازیم:
الف) آزادی عقاید مذهبی؛ کدام عقیده و کدام دین؟
هوجین تائو میگوید: «باید سیاست حزب کمونیست چین مبنی بر آزادی عقاید مذهبی را با جدیت اجراکرده و بر اساس اصول اراده امور مذهبی، طبق قانون و مقرارت مربوطه، انجام فعالیتهای مذهبی را بهطور مستقل و غیروابسته، فعالانه هدایت کنیم تا با جامعه سوسیالیستی چین مطابقت کند.»
پس از اعمال سیاست درهای باز، جامعه چین در بعد مذهبی این فرصت را یافته است که خلأ تاریخی مذهب ودین در زندگی خود را با انتخاب یک دین پر کند و چون در این دوره، موقعیت جغرافیایی این کشور پهناور از یکسو و مشکلات ارتباط کلامی سایر تمدنها با مردم این کشور از سوی دیگر، مانع از ارتباط سهل و آسان دوسویه میشود، رقابتی فزاینده بین پیروان ادیان مختلف در معرفی خود به جامعه چین درجریان است که در این بین، اسلام و مسیحیت با دارا بودن مکتب، کتاب، ایدئولوژی مدون و مکتوب، شبکه و تئوریهای منسجم تبلیغی، فعالیت بیشتری را در این حوزه از خود نشان میدهند.
غرب با توجه به ویژگیهای امروز خود در دنیا و رشد و پیشرفت قابل توجه در عرصههای علمی و فنآوری، در ظاهر بهصورت الگویی موفق برای جامعه چین در آمده است و چین برای توسعه، گام در راهی گذارده که جامعه غربی قبلاً آن را طی کرده است.
لذا زبان انگلیسی امروزه مورد توجه آحاد جامعه چین و به تبع آن، مسیحیت که شاخصه غربیان است، مورد توجه جامعه چین میگیرد. از طرفی، دستورها و قوانین و مقررات نسبتا ساده مسیحیت که وظیفه و تکلیف چندانی را متوجه دیندار در این آیین نکرده و از طرفی، خلأ وجود دین و خدا را هم در وجود او پرمیکند، باعث گرایش تدریجی به این کیش در جامعه چین شده است.البته دولتمردان چین در برابر این حرکت به نحو حساب شدهای مقاومت کردهاند و از فراگیر شدن دین در جامعه، به دلیل تبعات بعدی آن، نگرانند. ادامه دارد...