(جلوگیری از توزیع انجیل توسط کاروانهای ورزشی در جریان المپیک2008 را باید از این منظر مورد توجه قرار داد)
دین مبین اسلام تقریباً همزمان با بعثت پیامبر گرامی اسلام(ص) در شبه جزیره عربستان، به سراسر دنیا از جمله چین، عرضه شده است و امروزه مسلمانان در همه جای چین پراکندهاند، بهطور مشخص از پنج منطقه خودمختار چین، دو منطقه خودمختار به نامهای «سین کیانگ7» و «نینگ شیا8» مناطق مسلماننشین هستند.
دوری از جهان اسلام و محدودیتهای تاریخی که برای مسلمانان در سراسر دنیا از جمله چین وجود داشته، باعث شده است که مسلمانان چین با دین و دستورات اسلام بهصورت سطحی آشنایی داشته باشند. آنچه که امروز باعث گسترش و افزایش تعداد مسلمانان در این جامعه شده، ناشی از بالا رفتن سطح آگاهی و معلومات قشرهای متوسط جامعه است که آن نیز دلایل متعددی دارد، ولی قسمت کمی از آن ناشی از فعالیتهای کشورهای مسلمان در چین محسوب میشود. چون اکثر کشورهای مسلمان در فعالیتهای خود از فروع به اصول مشغول هستند، در بعضی موارد اختلاف در جزییات، متأسفانه به عناد و دشمنپنداری یکدیگر منجر و شده تا آنجا پیش رفته است که دو مذهب تشیع و تسنن را بهعنوان دو دین متفاوت بشناسند. البته ناگفته نماند که در این میان، نقش دشمنان اسلام خیلی تأثیرگذار و پیچیده است و ضرورت دارد که در این زمینه هم توسط کشورهای مسلمان، چارهاندیشی مناسبی صورت پذیرد.در حوزه تشییع نیز وجود سازمانهایی که بهطور موازی در یک عرصه به فعالیت مشغولند، هم در مواقعی باعث کاهش تأثیر فعالیتها میشود.
البته ذکر این نکته ضروری است که تمامی فعالیتهای اسلامی در کشور چین در قالب انجمن اسلامی صورت میپذیرد که خود یک نهاد دولتی است و دولت چین بدینوسیله بر تمامی فعالیتهای انجام شده توسط مسلمانان نظارت دارد.
ب) دین در خدمت رشد اقتصادی:
همانطور که از محتوای سخنان هوجین تائو برمیآید، نگاه ابزار گرایانه به دین، بدون اعتقاد به آن و تنها بهعنوان یک ضرورت اجتماعی غیر قابل اجتناب، رویکرد جدید دولتمردان چین را تعیین کرده است و در مسیر تمامی فاکتورهای موجود برای تسریع رشد اجتماعی و اقتصادی جامعه چین، حتی عنصر مذهب که در دورهای مظهرستیز علنی بود نیز مورد توجه قرار میگیرد؛ چرا که امروزه به نقش سازنده دین و مذهب در جوامع مختلف بهطور جدی توجه میشود، البته همانطور که از سخنان هوجین تائو برمیآید، امور مذهبی بر مبنای سیاست اساسی حزب کمونیست.
سخن پایانی
جامعه چین بعد از اتخاذ سیاستهای درهای باز بهویژه پس از تجربه دو دهه رشد سریع اقتصادی، تغییراتی را در رویکردهای دولت به برخی مسائل به ویژه به دین داشته است از این رو انتظار میرود در جامعه چین در آینده نه چندان دور، دین و مذهب نقشهای مهمتر و کلیدی تری را ایفا کرده و شاهد گسترش پیروان ادیان مختلف الهی باشیم و دین، نقش و کارکردهای جدیدتری را در حل معضلات و مشکلات اجتماعی جامعه چین ایفا کند و احتمالاً نقشهای مهمتری را در ساختارهای اقتصادی و سیاسی خواهد داشت. در صورت رفع نگرانیهای دولتمردان از ناحیه دین، جامعه چین برخلاف سایر کشورها نه تنها دین گریز نخواهد بود، بلکه هر روز گرایش به دین به ویژه ادیان الهی زیادتر خواهد شد و سرعت رشد و توسعه اقتصادی، سرعت گسترش دین را افزایش خواهد داد. در چنین شرایطی لازم است تمامی کشورها به ویژه ایران، فعالیتهای خود را در این کشور بر اساس شرایط و تحولات جدید اجتماعی چین، بازتعریف کنند.