تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۲۶۰۴۵
به مناسبت یکم مرداد سالگرد برگزاری اولین نمازجمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

نماز جمعه حرکت برمدار جانشینی خدا

مقدمه: ظهور انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بی تردید احیاگر بسیاری از سنت ها و آموزه های دین مبین اسلام در قلب تاریخ معاصر و عصر جهش و خیزش به سوی مدرنیته بوده است و از این رهگذر ،تاریخ حکومتهای اسلامی را جانی تازه و طراوتی دوباره بخشید اگر چه در بسیاری از موارد نیز تقویت باورها و رسومات دینی را به همراه آورد. نمازجمعه به عنوان تریبونی سنتی، مردمی و به گویش امروزی، رسانه ای چهره به چهره از جمله تأثیرگذارترین و با نفوذترین اجتماعات مردمی در تاریخ اسلام محسوب می شود که امام خمینی(رض) در همان آغازین روزهای انقلاب اسلامی ایران به این مهم توجه جدی نشان دادند. یکم مرداد1358 یادآور اولین نمازجمعه جمهوری اسلامی ایران به امامت آیت الله طالقانی از آن روزهایی است که امت خداجوی ایران زمین بار دیگر نسیم روح بخش اسلام ناب محمدی(ص) را بر تاروپود وجود خویش احساس کرد. و امروز با گذشت 27 سال از آن نخستین روز تجدید حیات، با بازخوانی برخی مبانی نمازجمعه، ضرورت و لزوم تقویت این جایگاه و سنگر کارآمد، در اندیشه های علامه بزرگوار آیت الله جوادی آملی غوطه ور می شویم.به هر ترتیب آنچه امروز بیش از پیش باید مورد بازبینی و تحول قرار گیرد در این سه محور خلاصه می گردد: استفاده از نیروهای خلاق، انقلابی ،متخصص، آگاه و حساس به مسائل روز در سنگر خطیب جمعه، تبیین ضرورت حضور آگاهانه مردم در این آیین عبادی، سیاسی و نقش آن در استحکام پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و استفاده از پتانسیل بی بدیل نماز جمعه در سرتاسر گیتی برای اتحاد امت رسول الله(ص). به روزرسانی اطلاعات ائمه جمعه، استفاده از ظرفیت جوانان برای بهره برداری از این مراسم مذهبی، لزوم بکارگیری تمامی امکانات برای معرفی نمازجمعه به عنوان مرکز و مأمنی برای مردم جهت رفع مشکلات و معضلات بومی نیز از دیگر موارد قابل اشاره در بحث تقویت جایگاه نمازجمعه در کشور است.

هدف؛ اقامه ذکرالله
وظیفه ای که به عهده نمازگزاران جمعه است که بخشی از آن وظائف را خطباء به عهده می گیرند، بخشی هم به عهده نمازگزاران است، اقامه ذکرالله است. گرچه خداوند در قرآن کریم از نماز به عنوان ذکر و نام و یاد خود تعبیر کرده است: اقم الصلاه لذکری(1) لکن درباره نمازجمعه به عنوان «ذکر الله» یاد کرده است. معلوم می شود این یک ذکر ویژه است. یا ایهاالذین آمنوا اذانودی للصلاه من یوم الجمعه (2) فاسعوا الی الصلاه نیست، فاسعوا الی صلاه الجمعه نیست، فاسعو الی ذکرالله است.
این دو نکته را به همراه دارد؛ یکی اینکه تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است. چرا سعی کنیم؟ چرا کوشش کنیم؟ اگر بگویند کوشش کنید به طرف نماز، این سئوال همچنان ادامه دارد. خوب چرا برای نماز کوشش کنیم؟ چرا به طرف نماز بکوشیم؟ ولی اگر بگویند: فاسعوا الی ذکرالله، سئوال منقطع است. چون علت سعی ذکر شده است. ذکر الله هدف است. دیگر چرا برنمی دارد! لذا نفرمود: اذانودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا الی الصلاه یا فاسعوا الیها؛ هم اسم ظاهر آورد، هم این اسم ظاهر غیر از آن اسم ظاهر گذشته است، فرمود: فاسعوا الی ذکرالله. بنابراین از وهله اول همه دست اندرکاران نمازجمعه باید بکوشند نام و یاد خدا را احیاء بکنند.
باید خودمان را مهیا کنیم
برای اینکه نام و یاد خدا احیاء بشود، باید نام غیرخدا محو بشود. چون ممکن نیست هم نام و یادغیرخدا زنده باشد، هم یاد و نام خدا! زیرا انسان نه دارای دو قلب است، و نه در یک قلب جای دو ذکر و دو نام است! آنچه در سوره احزاب آمده است وحدت دل هست که ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه (3). و آنچه در دعای کمیل آمده است وحدت نام است در دل واحد که: واجعل قلبی یحبک متیما (4). خوب؛ اگر انسان بیش از یک دل ندارد و اگر در یک دل بیش از یک دلدار نمی گنجد، تا نام و یاد غیرخدا محو نشود، نام خدا زنده نخواهد شد.
چه کنیم که نام غیرخدا را محو بکنیم؟ به ما از قبل گفتند: شما آماده باشید. از روز پنج شنبه آماده باشید برای اقامه نماز جمعه، وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) دارد که: کان اصحاب رسول الله یتجهزون یوم الخمیس لصلاه الجمعه (5). اصحاب رسول اکرم روز پنج شنبه آماده می شدند. یعنی همه کارها را انجام می دادند، مشکلاتی داشتند برطرف می کردند که مبادا روز جمعه محروم بمانند. همگی این کار را می کردند. تجهیز می کردند، جهاز نمازجمعه را روز پنج شنبه فراهم می کردند. این که تجهیز می کردند، یعنی زمینه را فراهم می کردند که نام غیرخدا را از یاد ببرند.
بخش دیگر این است که: وقتی روز پنج شنبه انسان مقدمه را فراهم کرد که نام غیر خدا و یاد غیرخدا را از دل ببرد، شب جمعه باید چه بکند؟ و روز جمعه باید چه کند تا موقع نمازجمعه برسد؟ فرمودند: شب جمعه و روز جمعه، چه تنها، چه در جمع حرف های خیال برانگیز از زبان شما بیرون نیاید، یک. در گوش شمار نرود، دو. نه شعر بخوانید، نه شعر گوش بدهید. البته شعری که خواندن و گوش دادن اش نارواست، آن شعری نیست که رسول اکرم فرمود: ان من الشعر لحکمه (6). آن خودش عبادت است. اگر معارف الهی به صورت نظم درآید که علمی و معرفتی است و با هنرهمراه است. گرچه در بعضی از روایات دارد: ولوکان حقاً، اما غالب نصوص نهی از شعر آن است که انسان خیال پردازی را رها کند.
بنابراین از 24 ساعت قبل اصحاب رسول اکرم مجهز می شدند برای نمازجمعه! و از 20 ساعت قبل یا 12 ساعت قبل آماده می شدند برای اینکه نام غیر خدا را از دل ببرند. حرف های خیال برانگیز نخوانند، حرف هائی که قصص و داستان غیرآموزنده را القاء می کند نه بخوانند، نه گوش بدهند!
از طرفی گفتند: شب جمعه دعای کمیل بخوانید، اذکار دیگر داشته باشید، و فرشتگان با لوح زبرجد و قلم زرین می آیند، فقط صلوات را می نویسند! گرچه درود بر خاندان پیغمبر همیشه راجح است، اما شب و روز جمعه، مخصوصاً شب جمعه فرشتگان با قلم زرین می آیند تا این را بنویسند. این برای چی است؟ فرمود: شب جمعه مواظب باشید، حرف هایتان را مواظب باشید. نه اینکه آن حرف های خیال انگیز اگر به صورت نظم درآمده، بد است. به صورت نثرش عیب ندارد! نه، نثرش مثل نظم، نظمش مثل نثر، کلاهما فی النار! خیال برانگیز، حرف های غیرعلمی، این نام غیرخدا را در دل دفن می کند! آنوقت دلی که گورستان نام غیرخدا شد دیگر جا برای نام و یاد خدا ندارد! بنابراین شب جمعه را با این اذکار الهی کنترل کردند و ترغیب کردند که جز نام و یاد خدا چیزی نباشد و حرف های غائله دار و خیال برانگیز را نخوانید.
جان خود را با خیالات آلوده مساز!
مبادا کسی روز جمعه شعرهای خیال انگیز، داستان های خیال انگیز، قصه های خیال انگیزی بخواند! زیرا همانطوری که دستگاه گوارش یک سلسله غذاها را می تواند تحمل کند، اگر انسان یک مقدار غذای غیرمقوی به دستگاه گوارش اش داد، دیگر موقع تناول غذای قوی و سالم که شد، اشتها ندارد. حافظه هم همین طور است. اگر کسی حافظه خود را، دستگاه گیرنده خود را به خیالات پرکرد. او دیگر فرصت ندارد که معارف را تلقی بکند که! نه آن حال را دارد، نه آن ظرفیت را.
چرا انسانی که غذای ناسالم خورد، هنگام غذای سالم اشتها ندارد؟ جریان حافظه هم همینطور است، ذاکره هم همینطور است، فاهمه هم همینطور است. حیف است این خیالات به جان آدم راه پیدا کند.
مرحوم بوعلی در آن رساله عهدش می گوید: عهد کردم که قصه نخوانم. افسانه داستان؛ چون نه علم در اوست، نه برهان. ولی اگر صبغه قرآنی داشت، نحن نقص علیک احسن القصص (7). این عین علم است. تمام قصه های قرآنی احسن القصص است. این که قصص نیست که جمع باشد که تا قصه یوسف بشود احسن القصص! نحن نقص علیک احسن القصص. این مفعول مطلق نوعی است. یعنی قصصا هو احسن. نه احسن القصص، نه قصه یوسف. تمام داستان های قرآن احسن القصص است. یعنی قصصا احسن. این می شود مفعول مطلق نوعی. یعنی بهترین قصه ها را ما می گوئیم. صادق است، مطابق با واقع است، آموزنده است. آن بخش های غیرمفیدش محذوف است. آن بخش های سودمندش مذکور است. قصه های قرآنی همه اش علم و حکمت است. داستان های غیرعلمی فقط حافظه و ذاکره و فاهمه را بی جا پر می کند.
علاوه بر زمان، مکان هم تقدس دارد
وقتی وارد مسجد می شوید، مطلقاً در مسجد از این غذاها نخورید.مخصوصاً در روز جمعه، در زمین و زمینه مسجد از این غذاها نخورید.گفتند: شعر خواندن در مسجد مکروه است. خوب؛ البته معارف قرآن معارف اهل بیت(ع)، مدایح اهل بیت(ع) و مراثی اهل بیت مستثنی است، آن مقداری که حق است و صدق! آن مقداری که ان من الشعر لحکمه. همه آنها مستثنی است. ممکن است درجات استثناء فرق بکند. اما آنچه که نام و یاد خدا را احیاء می کند، اینها مستثنی است.
وجود مبارک امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) فرمود: اشعار پدرم را یاد بچه هایتان بدهید. علموا اولادکم شعر ابی طالب! این دستوری است که علی بن ابیطالب داد. فرمود: آن اشعار ادبی پدرم را حفظ بکنید، به یاد بچه هایتان بدهید، چون معارف الهی در اشعار پدرم هست. خوب؛ پس ملاحظه فرمودید 24 ساعت قبل زمینه تجهیز نمازجمعه را فراهم کردند. در شب جمعه گفتند: هرگونه گفت و شنود غیرعالمانه را کنترل کنید، در روز جمعه هم به شرح ایضاً. گفتند: مبادا روز جمعه حرف های خیال انگیز بخوانید. وارد فضای مسجد شدید حرمت این زمین و مکان را هم حفظ کنید، حرف های خیال برانگیز و داستان های غیرعالمانه نه بگوئید، نه بشنوید، برای چی؟ بعد هم فرمودند به اینکه: نه اینکه آن کارها را نکنید، یک کار مثبت دیگری را هم باید انجام بدهید و آن نام خداست.
بعضی افرادند که خیال برانگیزانه زندگی نمی کنند، ولی مال دوستانه مشغول تجارت اند. آن را هم کریمه یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکرالله که نازل شد، منادی دولت اسلامی از طرف رسول اکرم (علیه و علی آله آلاف التحیه و الکرم) صریحاً اعلام می کرد: حرم البیع، حرم البیع! خرید و فروش ممنوع است، به صورت علن. مثل اذان اعلانی، نه اعلامی! اعلانی، با علن که همگان بشنوند، حرم البیع، حرم البیع. خوب؛ از همه این مجاری استفاده کردند برای احیای نام خدا و یاد خدا. فاسعوا الی ذکرالله. و گفتند: شایسته است که در رکعت اول نماز جمعه سوره جمعه خوانده بشود، در رکعت دوم نماز جمعه سوره منافقون خوانده بشود که جریان ذکرالله دراین دو سوره به خصوص آمده است. نه تنها در سوره جمعه فرمود: یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکرالله، بلکه در سوره منافقون که در رکعت دوم نماز جمعه خوانده می شود، آنجا هم آمده است که: یا ایهاالذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکرالله (8). آنجا هم همین است. پس نماز برای ذکر خداست. تا اینجا این پنج شش مطلب مربوط به فصل اول.
خطبه‌های نماز هم ذکر الله است
اما چه کنیم نام خدا زنده بشود؟ این مربوط به نماز است یا بخشی مربوط به خطبه های نماز است؟ این نمازی که ستون دین است؛ شارع مقدس گاهی برای تخفیف درحال سفر می فرماید: آن فرض الله که رکعت اول و دوم است باید باشد، آن فرض النبی که رکعت سوم و چهارم است در نمازهای چهار رکعتی تخفیف داده شد. و گفتند: در مسافرت که نماز چهاررکعتی دو رکعت می شود، اگر کسی خواست آن دو رکعت از دست رفته را جبران کند، سی بار یا چهل بار یا بیشتر و کمتر تسبیحات اربعه را بگوید، ثواب همان دو رکعت را می برد. بالاخره ذکرالله به جای ذکرالله دیگر می نشیند. ولی در نماز جمعه که رکعت سوم و چهارم حذف می شود، برای تخفیف نیست، به حالت مسافرت نیست، دو تا خطبه به جای دو رکعت نشسته است.
از اینجا وارد بخش دیگر مطلب می شویم که خطبه خطیب نماز جمعه هم باید به منزله ستون دین باشد. اگر نماز ستون دین است که هست، و اگر دو خطبه به جای دو رکعت است که هست، پس این دو خطبه باید جز ذکر الله چیز دیگر نباشد. حالا اگر خدای ناکرده خطیبی خود را دید، دیگر ذکرالله مقدورش نیست. آن نماز جمعه ای موفق است که خطیب اش ذاکر باشد؛گاهی خود انسان ذاکر است، ذکر ش به یاد خداست، خود ذاکر غافل است. خوب این دو تا سخنرانی به جای عمود دین است - این اگر سیاسی- سیاسی شد، این ذکرالله نیست! اگر گفتند: عبادی- سیاسی است، برای اینکه عبادت ما عین دیانت ماست، دیانت ما هم عین سیاست ماست.
از عبادی- عبادی تا سیاسی- سیاسی
خدا امام راحل(رض) را غریق رحمت کند! شما نمی دانم نمازهای جمعه قبل از انقلاب را شرکت می کردید یا نه؟ چون ما نظرمان این بود که باید نماز جمعه را خواند، از سال 49 یا 50 مرتب در قم در نماز جمعه های مرحوم آقای اراکی (رضوان الله تعالی علیه) شرکت می کردم. (9) خطبتین این بزرگوار عبادی- عبادی بود! خطبه اولش هم عبادی بود، خطبه دومش هم عبادی بود. در طلیعه انقلاب که به برکت انقلاب، امام (رضوان الله علیه) احیاء کردند نماز جمعه را، خطبه ها؛ خطبه اول عبادی بود، خطبه دوم سیاسی. کم کم این خطبه های عبادی- سیاسی شده سیاسی- عبادی. کم کم داشت می شد سیاسی- سیاسی! چند بار امام جلو ش را گرفته اگر نظر شریفتان باشد که خطباء حتماً باید سخن تقوا را درنظر داشته باشند، دستور تقوا بدهند. اگر نماز جمعه برکت دارد که دارد، اگر کشور را او حفظ کرد که کرد، برای ذکرالله بودن اوست، و هر نامی جز نام خدا رنگ می بازد. حالا یا دیر، یا زود. تنها من احسن من الله صبغه (10) است، آن است که رنگ نمی بازد. وگرنه یا زود، یا دیر هم ما فراموش مان می شود، هم دیگران ما را فراموش می کنند. لذا این دو تا خطبه باید دو تا رکعت نماز حساب بشود. یعنی جز ذکرالله چیز دیگر نباشد. آن هشدارهای سیاسی اش هم آنوقت می شود ذکرالله. چون با تقوا قرین است دیگر.
استماع خطبه‌ها به مثابه دو رکعت نماز
از وجود مبارک امام رضا (ع) سوال کردند: چه طور خطبه های نماز عید قربان و عید فطر بعد از نماز است و خطبه های نماز جمعه قبل از نماز؟ فرمود: نماز جمعه یک مشهد عام است، همگان حضور پیدا می کنند، هر هفته حضور پیدا می کنند، و امیرشان، والی شان، ولی شان باید آنها را از حوادث روزگار آگاه بکند، باخبر بکند، مستحضرشان بکند. لذا باید که کلاً در جریان سود و زیان شان باشند، در مضار و منافع سهیم باشند و مانند آن. خوب اگر بعد از نماز جمعه خطبه بخوانند، ممکن است مردم بروند. لذا باید قبل باشد که همگان از مضار و منافع آنچه در آفاق گذشته است باخبر باشند.
این سنن الهی -نمازهای عید ، قربان و فطر- مشمول الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه و اتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر (11) خواهد بود. این یکی از بهترین سنن الهی است. هم اصل قربانی کردن و هم نماز عید قربان را به جماعت گذاشتن. در روایات ما هم نماز عید فطر، هم نماز عید قربان به عنوان اینکه اینها اعظم از نماز جمعه اند و همگان حضور پیدا می کنند یاد شده است. بنابراین دو تا خطبه باید کار دو رکعت را انجام بدهد. و یکی از مواردی که وجود مبارک رسول اکرم (علیه و علی آله آلاف التحیه والکرم) استماع را لازم دانسته است همین جریان خطبه خطیب نماز جمعه است. می بینید اگر خطبه در حد قرائت قرآن نباشد که دین نمی گوید گوش بده! دین فقط می گوید: حرف قرآن را گوش بده! اذا تلیت علیهم آیاته (12)، اذا قری القرآن قاستمعوا له و انصتوا (13): که بعضی از بزرگان نظیر مفید یا دیگران فتوا به وجوب انصات دادند. حالا گفتند: این مخصوص نماز جماعت است. خوب اذا قری القرآن فاستمعوا له و انصتوا، همین شد. درباره خطبه های خطیب نماز جمعه هم مشابه همین را گفتند. گفتند: وقتی خطیب دارد خطبه می خواند شما نماز مستحبی نخوانید. گوش بدهید، ببینید او چه می گوید.
خطیب، قبله مردم و مردم ،قبله خطیب
رسول اکرم فرمود طبق نقل: کل واعظ قبله، و کل موعوظ قبله (14). یعنی در نماز جمعه، خطیب قبله مردم است، مردم باید رو به کعبه بایستند! ببینند او چه می گوید. چه اینکه مردم هم قبله خطیب اند و خطیب باید ببیند مردم چه نیاز دارند. هم واعظ قبله مخاطبین و مامومین است، هم مامومین قبله امام و خطیب اند. معنای ظاهری اش این است که اینها متقابل هم باشند، رو در روی هم باشند؛ اما قبله پیام دیگر هم دارد. پس امام و خطیب باید طوری باشد که قبله نمازگزاران باشد. تنها برای نماز جمعه نیست. حداقل یک هفته این قبله در نام و یادشان باشد. برای اینکه این نام و یاد خدا را در جان مردم زنده می کند.
فراموشی ذکر خدا ذلت می‌آورد
به مردم گفتند: به فاصله 6 کیلومتر حق برگزاری نماز جمعه ندارید و تا فاصله 12 کیلومتر بر شهری و روستایی لازم است به محل نماز جمعه شرکت کنند. این فراخوانی دشوار آن زمان که تا 12 کیلومتر از شهر و روستا حتماً بیایند در نماز جمعه و تا شعاع 6 کیلومتر هم کسی حق برگزاری نماز جمعه دیگر را ندارد، این انسجام و وحدت برای چیست؟ برای اینکه ذکر الله احیاء بشود. خوب ذکرالله برای چی است؟ چی مانع ذکرالله است؟ این را در سوره مبارکه حشر فرمود به اینکه: نسوالله فانساهم انفسهم. یا یاایهاالذین آمنوا اتقواالله و لتنظر نفس ما قدمت لغد(15). فرمود: یک عده، در سوره مجادله هم فرمود: اینها نسوا الله فانساهم انفسهم. استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکرالله (16). اگر کسی نام خدا و یاد خدا را فراموش کرد، خودش را هم گم می کند.
ملتی که خود را گم بکند نه توان انقلاب دارد، نه توان جنگ دارد، نه توان مبارزه. جز سلطه پذیری چیز دیگر نیست. فرمود : اگر نام و یاد خدا باشد شما خودتان را پیدا می کنید. چون مقوم شما همان مبداء شماست. و اگر او را فراموش کردید، خودتان را هم فراموش می کنید. نسوا الله فانساهم انفسهم. و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم (17).
گفتند: این کریمه با آن حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه (18) به منزله عکس نقیض هم اند. من عرف نفسه فقد عرف ربه، من لم یعرف ربه لم یعرف نفسه. یعنی من نسی ربه ینسی نفسه. فرمود: نسوا الله فانساهم انفسهم.
یاد خدا، رجوع به خویشتن خویش
حالا مستحضر هستید که نام خدا یکی از برکاتی دارد این است که ما به یاد خودمان خواهیم افتاد. خویشتن خودمان را می یابیم که ما کی هستیم. اگر خودمان را یافتیم که ما یک موجود ابدی هستیم، با غیر خدا معامله نخواهیم کرد. چون یک کالای ابد را که انسان به یک کالای زودگذر مبادله نمی کند که! اگر ما فهمیدیم کی هستیم، هرگز خود را با غیرخدا معامله نمی کنیم وگرنه معاذ الله فما ربحت تجارتهم(19) خواهد شد.
بنابراین نمازجمعه می شود ذکر الله، خطبه های نماز هم که به منزله دو رکعت نماز است، این هم می شود ذکر الله، خطیب هم طبق بیان امام رضا(سلام الله علیه) در روایت علل که مخاطبین را هم به تقوا دعوت می کند، هم به مسائل سیاسی روز، فی ما یضرهم و ینفعهم آشنا می کند، می شود ذاکر و خطبه هم می شود ذکرالله! اگر آن مقدمات فراهم شد، یعنی ما نگذاشتیم غیر نام خدا چیزی در قلب حضور و ظهور پیدا کند، آنگاه خدا در آنجا حضور پیدا می کند و خودمان را می یابیم. اگر خودمان را یافتیم، من کرمت علیه نفسه هانت علیه المسائل(20). اگر کسی عظمت خود را یافت، چیزی را به جان خود راه نمی دهد و به مراتب خود را بدتر از دنیا می داند. چون هرچه هست می گذرد و جان جاودانه انسان می ماند؛ خوب چنین چیزی در نماز جمعه تأمین می شود.
در نماز جمعه گفتند: به یاد خدا باشید تا این که به یاد خودتان هم باشید. البته خدا انسان را به یاد خود انسان متذکر می کند.
به دلیل اینکه اگر کسی خدا را فراموش کرد، خدا انسان را از یاد خود او می برد. خوب اگر کسی به یاد خدا بود، خدا او را به یاد خودش متذکر می کند، به یاد خودش می اندازد.
نماز جمعه حرکت به سمت مقام خلیفه اللهی
این که در بخش هائی از قرآن کریم فرمود: اذکروا، اذکروا، به یاد بیاورید، به یاد بیاورید؛ یعنی اگر چنانچه به یاد خدا باشید، آن صحنه های جانتان هم به یادتان می آید. الآن مستور است. این مستور می شود مشهود. عده ای می گویند: رای ما این است. خدا می گوید: شما که نابینا هستید، رأی ندارید!! اینها در برابر انبیاء می گفتند: أنا لنراک فی ضلال مبین (21)، یا انا لنراک فی سفاهه(22). ما رأی مان این است، ما اینجور می بینیم. از رؤیت دل باخبر می کردند. خدا هم می فرماید: انهم کانوا قوماً عنین. اینها که نابینا هستند که نمی بینند. از چی خبر دارند، خبر می دهند؟
بنابراین بهترین کار نماز جمعه همان احیای نام خداست. اگر نام خدا زنده شد، قهراً حقیقت خود آدم هم زنده می شود و انسان خودش را می یابد. اگر خویشتن خویش را یافت، به نوبه خود می شود خلیفه الله. گفتند: این تای خلیفه تای مبالغه است. تای تأنیث که نیست! یعنی آنچنان. مثل تای علامه. آنچنان انسان می تواند به اذن خدا در زمین کار الهی بکند که نه تنها خلیف خداست، بلکه خلیفه الله است. این می تواند به این مقام برسد. این راه به برکت نماز جمعه ها حاصل است.
پی‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود می‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات