گروه سیاسی، حسین رضوی: تنها یک هفته دیگر تا پایان دوران شش ساله دبیرکلی «سیدمحمدرضا خاتمی» در جبهه مشارکت باقی مانده است. رضا خاتمی از کنگره دوم جبهه مشارکت این مسئولیت را برعهده داشته است. قبل از آن هم وی مسئول دفتر سیاسی این حزب بود که با دستیابی به جایگاه دبیرکلی، طبق اساسنامه جبهه مشارکت این سمت را نیز حفظ کرد. خاتمی از دو کنگره قبل درخواست کناره گیری از این مسئولیت را داشت اما در کنگره هفتم با اصرار اعضا در کنگره هشتم با رای منفی به استعفایش مواجه شد تا دو سال بیش از آنکه خود می خواست در سمت دبیرکلی باقی بماند. در ماه های اخیر و در آستانه کنگره هشتم جبهه مشارکت نیز طیفی از نیروهای درون این حزب تلاش هایی را برای تغییر تصمیم رضا خاتمی و ترغیب وی به کاندیداتوری مجدد برای دبیرکلی آغاز کردند اما از همان ابتدا نیز روشن بود که نه تنها رضا خاتمی این درخواست ها را نخواهد پذیرفت، بلکه در بدنه و حتی راس حزب نیز چنین رویکردی با اقبال چندانی مواجه نمی شود. چرا که تغییر نکردن دبیرکل آن هم در شرایطی که دو سال است بحث آن در این حزب مطرح است و حتی رضا خاتمی از سمت خود استعفا داده می تواند به نوعی پیام های منفی را از جبهه مشارکت به افکار عمومی و محافل سیاسی منتقل سازد و مناسبات درون تشکیلاتی این حزب را از یک سازمان سیاسی مدرن به سازمانی متکی به فرد تقلیل دهد.
نامها و نشانهها
با بی نتیجه ماندن تلاش های طیف طرفدار ابقای رضا خاتمی بحث ها درباره جانشین های وی آغاز شد. در چارچوب این بحث ها، نام های مختلفی نظیر «محسن صفایی فراهانی»، «سیدصفدر حسینی»، «عبدالله رمضان زاده»، «محسن امین زاده»، «الهه کولایی»، «محسن میردامادی» و «سعید حجاریان» مطرح شد. این نام ها در هفته های اخیر به چند نام تقلیل یافته است: رمضان زاده با احتمال کمتر در کنار صفایی فراهانی و میردامادی با شانس بیشتر. هر چند که برخی منابع نزدیک به حزب، همچنان معتقدند افزایش تعداد معاونان دبیرکل و تشکیل سازمان اجرایی حزب که هفته گذشته در شورای مرکزی جبهه مشارکت تصویب شد، نشانه ای است از آنکه شانس حجاریان نیز برای تصدی مسئولیت دبیرکلی همچنان مطرح است. چهره ای که اولاً می تواند انسجام تشکیلاتی حزب را به واسطه محبوبیت بالای خود حفظ کند و ثانیاً جبهه مشارکت را در جایگاه حزبی پیشرو و صاحب تحلیل در میان نیروهای سیاسی قرار دهد. موقعیتی که در سال های اخیر و به ویژه پس از رفتن «عباس عبدی» از رهبری جبهه مشارکت تنزل پیدا کرده و در یک سال اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری بیش از همیشه خودنمایی کرده است.با این حال، مسائل و مشکلات داخلی جبهه مشارکت و نیاز این حزب به تجدید سازماندهی در شرایط پس از خروج از ساختار حکومت، احتمال آنکه چهره های سازمانده و دارای سوابق مدیریتی درون و برون حزب در جایگاه دبیرکل قرار بگیرند را نیز تقویت کرده است. «نیاز به مدیران سازمانده» مطلبی است که رضا خاتمی نیز سال گذشته در نطق استعفا از دبیرکلی جبهه مشارکت در کنگره هشتم این حزب بیان کرد. او خطاب به اعضای کنگره جبهه مشارکت گفت که شرایط دشوار سیاسی پیشروی جبهه مشارکت، تقویت و انسجام تشکیلاتی را به اولویت اول این حزب تبدیل کرده و ضرورت دارد مسائل سازمانی، مالی و پشتیبانی مورد توجه بیشتری قرار گیرند. چنین رویکردی احتیاج به برخی قابلیت های مدیریتی دارد که رضا خاتمی خود را واجد آن نمی دانست و از همین رو نیز بر جانشینی «یک مدیر سازمانده» به جای خود تاکید دارد.برمبنای این رویکرد است که در هفته های اخیر بحث دبیرکلی صفایی فراهانی از یک سو و میردامادی از سوی دیگر افزایش یافته است. صفایی فراهانی که سابقه ریاست موفقیت آمیز ستاد انتخاباتی جبهه مشارکت در انتخابات مجلس ششم را در کارنامه دارد، از وجهه مدیریتی بیشتری برخوردار است و پیش بینی می شود این حزب با دبیرکلی وی بتواند از نظر مسائل مالی و اداری به موقعیت تثبیت شده تری دست یابد. در مقابل، میردامادی هم از تجارب مدیریتی بالایی در هیات اجرایی و نیز روزنامه های وابسته به جبهه مشارکت برخوردار است و به نسبت صفایی فراهانی، چهره ای سیاسی تر محسوب می شود. گرچه ناظران سیاسی معتقدند چه در صورت دبیرکلی صفایی فراهانی و چه میردامادی، جبهه مشارکت نسبت به دوران رضا خاتمی رویکردی محافظه کارانه تر را در حوزه سیاسی در پیش خواهد گرفت تا در سایه آن امکان حفظ، تحکیم و تقویت تشکیلاتی جبهه مشارکت افزایش یابد.
تکذیب شایعات
در چنین شرایطی، طی هفته گذشته شایعاتی مبنی بر توافق بر سر دبیرکلی صفایی فراهانی در سطح رهبری جبهه مشارکت منتشر شد که با واکنش سخنگویان این حزب مواجه شده است. «سعید شریعتی» رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت دیروز در مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا ضمن تکذیب این شایعات، گفت که اصولاً سیستم تشکیلاتی جبهه مشارکت به گونه ای است که تضمین اجرایی شدن چنین توافقاتی در کنگره حزب وجود ندارد.شریعتی گفت: «از گمانه زنی ها و تحلیل هایی که درباره تغییر دبیرکل جبهه مشارکت انجام می شود، استقبال می کنیم اما در کنار آن متاسفانه خبر سازی هایی خصوصاً از سوی جریان رقیب صورت گرفته که محتوا و مبنای واقعی ندارد.» وی در مورد روند انتخاب دبیرکل به اختیارات و وظایف کنگره حزب اشاره کرد و توضیح داد: در حزب مشارکت طبق اساسنامه هر دو سال یک بار کنگره سراسری حزب، اعضای شورای مرکزی را انتخاب کرده و در همان جلسه کنگره بلافاصله پس از تایید نتایج انتخابات شورای مرکزی توسط هیات رئیسه کنگره، اعضای شورا با حضور اعضای هیات رئیسه کنگره تشکیل جلسه می دهند و از میان اعضای شورای مرکزی در مورد معرفی کاندیداهای دبیرکلی به کنگره، تصمیم گیری می کنند و هرکدام از کاندیداها که در این جلسه، رای لازم را از سوی شورای مرکزی کسب نماید به عنوان پیشنهادات شورای مرکزی به کنگره معرفی می شوند و کنگره درباره این پیشنهادات رای گیری می کند و شخصی که بیشترین رای را کسب کند، دبیرکل خواهد شد. شریعتی با بیان این که دفتر سیاسی، شورای مرکزی و ارکان موجود جبهه مشارکت در حال حاضر هیچ اختیاری برای انتخاب دبیرکل آینده ندارند، تصریح کرد: بدین ترتیب امکان این که بتوان پیش از برگزاری کنگره، دبیرکل آینده را حتی با توافق همه ارکان موجود حزب تعیین نمود، منتفی است. البته طبیعی است در مورد چنین تحولی که برای صاحب نظران، تحلیلگران سیاسی و ارباب جراید در خارج از حزب محل بحث و نظر است، به همان اندازه و یا بیشتر در میان اعضای حزب بحث و گفت وگو وجود داشته باشد، اما این که تصمیمی گرفته شود، نه از لحاظ تشکیلاتی امکان پذیر است و نه برای کنگره به عنوان رکن مختار مسموع خواهد بود. وی ادامه داد: البته این احتمال وجود دارد که عده ای از اعضای حزب که در کنگره صاحب رای هستند، با اشخاص مورد نظر خود برای پذیرش این سمت گفت وگو کنند، اما به هیچ عنوان این گفت وگو ها و رایزنی ها را یک تصمیم حزبی نمی توان تلقی کرد. هرکدام از اعضای حزب همان گونه که در مورد انتخاب اعضای شورای مرکزی آینده می تواند فعال باشد و دیگران را به کاندیدا شدن در شورای مرکزی ترغیب کند، به همان میزان نیز می تواند برای کاندیدا شدن دبیرکلی اشخاصی را که شایسته می داند، تشویق کند.