تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۲۶۵۷۷

پس جایگاه مردم کجاست؟


سخنان روز گذشته رئیس جمهوری در جمع دانش آموزان رأی اولی، آسیب شناسی صریح و دقیقی از روابط حاکم بر عرصه سیاسی کشور بود که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است.
دکتر احمدی نژاد در این سخنان با انتقاد از رویکرد «قدرت محور» بسیاری از احزاب و گروه های سیاسی و بی برنامگی و قبیله گرایی سیاسی آنها، از این که به واسطه تصمیم گیری های پشت پرده احزاب، نقش و جایگاه مردم در انتخابات کمرنگ شده و قدرت انتخاب آنها محدود شود ابراز نگرانی کرد.
اثبات اینکه چنین انتقاد و هشداری از جانب رئیس جمهوری کاملاً درست و بجاست، نیازی به بازخوانی پرونده انتخابات و آزمون های ملی گذشته ندارد. نگاهی به رویکردها و روند های موجود در آستانه انتخابات شوراها، بخوبی مؤید نگاه نگران و آسیب شناسانه احمدی نژاد است.
از چندماه پیش، جناح و جریان های سیاسی عمده کشور به همراه تریبون ها و رسانه های وابسته به آنها، انتخابات شورای شهر را به عنوان اصلی ترین سوژه خود برگزیده و اصلی ترین مواضع و فعالیت های خود را به این انتخابات اختصاص داده اند.
در این چند ماه تکاپو، عمده ترین دغدغه و دلمشغولی احزاب، گروهها و جناح های سیاسی کشور درباره انتخابات شورا، موضوعی به نام «ائتلاف» بوده است و کمتر گروهی را می توان یافت که به مطالبات و خواسته های مردم توجه نموده و برای تحقق این مطالبات از طریق شوراهای شهر و روستا، برنامه و حتی شعاری جدی و اساسی ارائه کرده باشد.
براستی اکنون که تنها چند روز تا زمان برگزاری انتخابات شوراها باقی مانده، مردم باید بر اساس کدام ملاک و معیار، نامزدهای مورد نظر خود را برگزینند؟ آیا چند پوستر وپلاکارد و چند شعار کلی مزین به نام احزاب و جریان های سیاسی که ذیل آنها هیچ برنامه و حرف اساسی معطوف به مطالبات مردم به چشم نمی خورد، می تواند ملاک درستی برای انتخاب به دست دهد؟
یکی از بزرگترین تفاوت های نظام مردم سالاری دینی با دموکراسی های غربی این است که مسئولان کشور از متن ملت و برای تحقق مطالبات واقعی مردم و نه از کانال الیگارشی احزاب و برای تأمین مطالبات کارتل ها و بنگاه های اقتصادی پشت پرده آنها، برگزیده می شوند.
در نظام مردم سالاری دینی، اصالت با مردم است و احزاب و گروه ها تنها در صورتی دارای مشروعیتند که کانالی برای تجمیع و تألیف خواسته های ملت باشند؛ در غیر این صورت اگر برای احزاب، کسب کرسی های قدرت تبدیل به هدف شده و ملت و خواسته هایش به حاشیه رود، دیگر نمی توان مشروعیتی برای آنان قائل شد چون فلسفه وجودی خود در نظام مردم سالاری دینی را از دست داده اند.
شاید در آستانه انتخابات، طرح چنین موضوع آسیب شناسانه ای، برای گروه ها و احزابی که بتدریج به رویکرد «قدرت محور» عادت کرده و با چنین شیوه نادرستی مأنوس شده اند، تلخ و گران آید و چه بسا عده ای از سخنان رئیس جمهوری در این باره برآشفته شوند؛ اما قطعاً برای عموم مردم و صاحبنظران منصف، سخنی حق است که چون از دل برآمده، لاجرم بر دل نشیند.
شاید هم لازم بود این نقد صریح از روابط غلطی که بتدریج در عرصه سیاسی کشور ما پررنگ می شود، در گذشته مطرح می شد تا جامعه سیاسی ما به چنین آفتی گرفتار نشود. اما لابد برخی موانع از جنس همان آفت وجود داشته تا اکنون محمود احمدی نژاد، یعنی رئیس جمهوری که انتخابش مرهون هیچ حزب و گروهی نبوده و به هیچ جریانی جز متن و توده مردم وابستگی و تعلق ندارد؛ فارغ از ناراحتی و نگرانی این حزب و آن جناح، به نقد این وضعیت و تلاش برای برطرف کردن این آفت بزرگ از فضای سیاسی و انتخاباتی کشور همت گمارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات