جواد ماهزاده
همیشه اتفاقات و رویدادهایی خاص، بستر نوشتن و روایت کردن برایمان بوده است. حوادثی از جنس جنگ و حماسه دفاع مقدس، گاه به نقد یک فیلم ماندگار یا اثر داستانی برجسته انجامیده و گاهی نیز رخدادی اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی، با همه خشکی و تلخی و رسمی بودنشان، خاستگاه نوشتار، داستان و مقالات پرشمار بوده است. حتی پدیدهای چون فوتبال و تب فراگیر آن نیز دستمایهای مناسب برای تب فراگیر آن نیز دستمایهای مناسب برای نوشتن است. (همان طور که در همین صفحه «ادب و هنر» هم چند بار به آن پرداختهایم) مرگ یک انسان، فقدان یک دوست، تولد طفلی از مادر، بلوغ یک نوجوان، ترس و آرزوهای یک نسل، خروش یک جامعه، خلوص یک ملت و ... همه و همه میتواند بستر مضنونی برای یک نوشته طولانی را فراهم آوردند.
هرکس به فراخور باورها، ذهنیتها و خلاقیتی که منجر به آفرینش سطور میشود، بسته به میزان بضاعت و توانایی خویش، در پی ثبت و بازآفرینی رویدادهای پیرامون و حتی خوابها و رویاهای دست نیافتنی است.به یاد بیاوریم (هر چند نیاز به یادآوری نیست، آن چه که جاری در ذهن و مجسم در پیش رویمان است) پلکان هواپیمای حامل حضرت امام (ره) و آن خلبان سرمهای پوش و یادگار امام را که در فیلمی مستند و ماندگار از فیلمبرداری گمنام، به تاریخ همه سرزمینمان پیوست. همچنین است «روایت فتح» سید مرتضی آوینی و اصلاً خود فیلمی که لحظات شهادت سید را ضبط کرد.
اینها را در هر زمان و مکان، میتوان دیگر بار مشاهده کرد. اما با تصاویر پرخاطره ذهنمان چه باید بکنیم؟ آنها که سن و سالی دارند، صدای گلولههای دژخیمان پهلوی را هنوز در گوشها می شنوند و دستهای خونین رفقای شهیدشان را در کوچه پس کوچههای خاطره، یک لحظه رها نمیکنند. بازماندگان جنگ، سفر به چزابه و بلمی به سوی ساحل و از کرخه تا راین و برج مینو و حمله با اچ 3 و ... را در عالم واقع دیده و لمس کردهاند و نسل ما (جوانان امروز) حماسهها و خاطرههای از نوع دهه سوم را با خود یدک خواهند کشید.
اگر در خرداد سالهای 76 و 80 ملت آگاه ایران با حضور میلیونی در پای صندوقهای راءی، جلوهای از مردم سالاری، انسجام ملی و همگرایی ایرانیان سرتا سر جهان را به رخ عالم کشید، بدون تردید سوم تیر 84 نیز فارغ از پیروزی فلان جناح و بهمان گروه و ... نمایشی غرورآفرین از عزم و اتحاد و شعور سیاسی و اجتماعی به حساب میآید. گرچه میتوان صفحات زیادی را در نقد تاریخ، توصیف گرایشهای مردمی و نحوه اقبال آنان، شرح انحطاط فرهنگی، مضرات بازیهای سیاسی و جناحی و بعضاً وفور و انباشتگی غرور کاذب فرد فردمان پر کرد و نوشت، اما سخن گفتن از انتخابات دوره جدید ریاست جمهوری و روز سوم تیر، و تثبیت چندباره جمهوریت و اسلامیت نظام از زبان و نگاه قشر هنرمند و فرهیختهای که شاید در زمانهای آینده، به خلق و توصیف خلاقه این واقعه روی بیاورند، زوایایی عقلانی و غیراحساسی را از رویداد متاءخر سیاسی کشورمان باز خواهد گشود.
زمانی که نگارنده دریافت، نگارش رخدادی سیاسی از منظری احساسی و شاعرانه، اثری متعلق به فردیت خویش و خالی از وجوه عقلایی و اندیشه ورزی خواهد بود، با طرح چند پرسش کوتاه، توانست حرفهایی شنیدنی، عمیق و راهگشا از پنج چهره برجسته سینما و ادبیات ایران را در خصوص جنبههای مختلف فرهنگی و اجتماعی دولت آینده ایران در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد.
«جمال شورجه» از فیلمسازان برجسته عرصه سینمای دفاع مقدس به پاسخ به سئوال «در انتخابات چه اتفاقی افتاد؟» گفت: این دوره از انتخابات، جزو تاریخیترین و به یادماندنیترین رویدادهای سیاسی کشور در طول دوران انقلاب به شمار میرود که به لحاظ اجتماعی و سیاسی، محل تحلیل و موشکافی بسیاری است.
شورجه که معتقد است نخستین اقدام دولت آینده، تغییر رویکرد و نگرشهای فرهنگی خواهد بود، به اخلاق محوری و خدا محوری جاری در اجتماع ایران اشاره کرد و گفت: انتظار داریم از این پس، جهتگیری فرهنگی، دینی و اعتقادی جامعه، در آثار و محصولات مختلف فرهنگی نظیر نشریات، سینما، تئاتر و ... نیز متبلور شود. متاسفانه در طول یک دهه اخیر، مسایل مهم و تاثیرگذاری چون مبارزه با استکبار، فرهنگی مقاومت و دفاع از احیا و ترویج روحیه دینی مورد غفلت واقع شده است.
کارگران فیلمهای عملیات کرکوک و وعده دیدار ادامه داد: دگرگونی و اصلاح این روند، با توجه ریشهای و مزمن بودن این بیماری، نیاز به کار، زمان و هزینههای فراوانی دارد و شاید تنها یک مدیر، نتواند این تغییر و اصلاح را به انجام برساند.
شورجه خواستار دقت نظر، توجه و رفتار قاطعانه و مجمدانه دولت مداران فرهنگی به مقوله احیای ارزشها و تحول در سیاستهای پیشین شد.
ضیاءالدین دری کارگردان مجموعه «کیف انگلیسی» در توصیف انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری گفت: این انتخابات با حضور و مشارکت مردم و دادن رای آزاد از سوی آنان تامین شده است.
وی نتیجه این انتخابات را غیر قابل پیشبینی و شگفتیساز خواند و ادامه داد: در حالی که آقای احمدینژاد تنها در دو سال گذشته آن هم در تهران، چهرهای شناخته شده بود، اما به هر دلیلی توانست از اکثریت مردم «آرای» بگیرد که این موضوع و موفقیت ایشان در آینده قابل تحلیل و موشکافی خواهد بود.
کارگران «سینما سینماست» با اشاره به حرف و حدیثها و شایعات برخاسته از برخی جناحها و چهرههای فرهنگی، که حضور احمدینژاد را مایه رکود فرهنگ و هنر و پدید آمدن فضای بسته و خفقانآور تلقی میکنند گفت: اقتداری که ارمغان دولت جدید خواهد بود، به معنی اقتدارگرایی و انسداد سیاسی و فرهنگی نیست، بلکه اقتدار در پاسخگویی به نیازهای مردم است. تحت فشار گذاشتن جامعه و به ویژه هنرمندان، امری باطل و غیرپذیرفتنی است و آن طیف منتقد ایشان که صاحب تفکرات دگراندیشانه هستند، میبایست همواره با اشراف، تدبیر و پختگی بیشتری، به فعالیتهای هنری اقدام کنند. آنها میبایست خود زمینه شایستگیشان را فراهم بیاورند و بیجهت، خصلتهایی از این دست را به دولت نسبت ندهند.
وی تصریح کرد: بنده احتمال میدهم که وضعیت، درست عکس آن چیزی خواهد بود که مخالفان اصولگرایان تصور میکنند. حتی پیشبینی میکنم آثار هنری اصطلاحاً توقیفی هم وجود نخواهند داشت تا عدهای نتوانند از این رهگذر، دستمایهای برای مطرح شدن، بزرگنمایی و مظلومنمایی خود پیدا کنند.
سید ضیاءالدین دری از بخش فرهنگی دولت احمدینژاد خواست تا با ارایه شرایط و امکانات یکسان برای همه، به وجود آوردنده اعتدال و اعطا کننده عدالت و انصاف بین تمامی هنرمندان و گروههای هنری باشد.
او تأکید کرد: نباید طوری باشد که عدهای احساس کنند، شرایط و تسهیلاتی خاص، تنها منحصر به آدمهای ویژهای است. پیشنهاد میکنم اگر قرار است حرفی در میان آید و شرایطی ایجاد شود، هیچ ممانعتی برای کسی نباشد و همه، همگون و یکسان تلقی شوند. امیدوارم فضایی به وجود بیاید که هنرمندان، شاهد یک حامی منصف و عادل باشند تا مثل گذشته، تصور باند بازی و اعمال سلیقه برای طیفهای خاص در ذهن هنرمندان راه پیدا نکند. متاسفانه طی چند روز اخیر و با مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری، اتفاقات ناخوشایندی برای بخشی از هنرمندان فیلمساز رخ داده است که شاید زبان و قلم نیز از بیان آنها عاجز و شرمسار باشد. در حالی که تا پیش از محرز شدن ریاست جمهوری آقای احمدینژاد، هیچ گونه فشاری بر آن دست هنرمندانی که از تسهیلات وام بانکی ارشاد برخوردار بودند، وارد نبود، به یکباره وضعیت برگشت و تمام قول و وعدهها و اقدامات امیدوار کنندهای که شامل حال سینماگران شده بود، یک شبه به معضلی غیرقابل گذشت تبدیل شد. معلوم نیست با این چرخش ناگهانی. که البته باز هم شامل حال نورچشمیها صاحبان رانت نشده است. هنرمندان با کدام بضاعت و توانایی مالی، قادر به گذر از این موقعیت بحرانی هستند.
کارگردان فیلم«باد و شقایق» در ادامه صحبتهای خود ضمن ابراز گلهمندی از نحوه عملکرد برخی منتقدین که در هر سطح و موقعیتی، اجاره توهین و زیر سئوال بردن افراد و هنرمندان را به خود میدهند، ایجاد فضای سالم و کنترل شده را برای جلوگیری از تخریب و هجمههای بیرحمانه علیه افراد، ضروری دانست و افزود: در واقع مبارزه و مقابله با باندهای مفاسد اقتصادی، میبایست به عرصه فرهنگ نیز وارد شود تا حقی از کسی زایل نشود. سالمسازی، اعتدال و اصلاح در تمام حوزهها باید راه پیدا کند تا آسیبها و کاستیهای موجود در کلیه عرصههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به موازات هم، به نقاطی روشن و امیدوار کننده تبدیل شوند.
دری در ادامه صحبتهای خود ضمن انتقاد از رویه برخی چهرههای کنونی حوزه فرهنگ و هنر، که گاه علیه و معترض به نظام بودهاند و گاه به شکلی مزورانه، خود را مدعی و صاحب حق دانستهاند، به سینماگران آمریکایی اشاره کرد که همواره حامی و پشتیبان دولت و حاکمیتهای خود بودهاند و اگر هم مخالفتی داشتهاند، به صراحت آن را اعلام کردهاند.
وی با تمجید از منش و شخصیت مردمی دکتر احمدی نژاد، اظهار امیدواری کرد که کلیت جامعه ایران، بعدی از دستیابی به امنیت اقتصادی و توانایی تامین معاش و ضرورتهای زندگی، بتواند به شکاف عمیق طبقاتی پایان داده و تبدیل به جامعهای یکدست و مطابق با استانداردهای روز برسد. دری با تاکید بر لزوم رسیدن به موازنه طبقاتی و رشد طبقه متوسط، توجه به روستائیان و محرومان کشور را اولویت دولت آینده دانست و گفت: توجه به توسعه سیاسی و فرهنگی زمانی میسر است که امنیت اقتصادی تودههای مردم فراهم باشد و دغدغهها به تدریج از سمت معیشت و نگرانیهای اقتصادی به سمت فرهنگ سوق پیدا کند.
او به فرصت تاریخی دولت آقای خاتمی در زمان بالا رفتن قیمت نفت اشاره کرد و ادامه داد: دکتر احمدینژاد اولین نامزدی بود که پرسید چرا ارزش نفت و تغییر قیمت آن، فاقد تاثیری هر چند کوتاه مدت در زندگی مردم است؟ چرا کاهش قیمت نفت، همواره به گرانی همراه شده اما افزایش بهای آن تاثیری درکاهش هزینهها نداشته است؟ یقین دارم اگر آقای خاتمی در دو سال پایانی خدمتاش، اندکی به این موضوع توجه داشت، قطعاً این سکوت و بیاعتمادی نسبت به دولت ایشان اعمال نمیشد و فرصت تاریخی ما نیز از دست نمیرفت. فراموش نکنیم که خاتمی تمام راءی خود را در این دوره به احمدینژاد سپرد.
دری که شعار و آرمان عدالت خواهی دکتر محمود احمدینژاد را مایه اعتماد و اقبال عمومی دانست، به تغییر رویه و گفتارهای دیگر نامزد دور دوم ریاست جمهوری اشاره کرد و با تمجید از اعتدالگرایی و شفافیت آقای هاشمی رفسنجانی در برابر مردم، شکست ایشان را در انتخابات یک عنایت و مصلحت قلمداد کرد و تاکید نمود که قطعا مصلحت و دلیلی وجود داشته است که ایشان در دولت حضور نیابند.
این کارگران سینما و تلویزیون با اعلام اطمینان از این که دولت آینده، دولتی فراجناحی خواهد بود و اندیشههای پاکسازی و یکدستسازی حکومت، نسبت صحیحی در مورد آن نیست، دو موضوع مهم و فراروی ملت و دولت را متذکر شد و گفت: دولت جدید میتواند «قانون مطلوبات» را با اهداف خود به نتیجه و تصویب برساند تا با اصلاح رویههای ناپسند و فضای مسموم گذشته، شاهد نقش واقعی مطبوعات مطابق با خواستهها و نیازهای مردم باشیم.
اقدام دیگری که دولت میبایست به طور جدی به آن توجه کند، اهمیت بالا بردن سن راءی دهندگان است. این موضوع میتواند، تعقل و تفکر لازم را در آرا ایجاد کند و در واقع آرای کمی را با خصلتی کیفی نیز در آمیزد. به عنوان مثال، التزام راءی دهندگان به با سواد بودن (در حد خواندن و نوشتن)، جایگاه و حساسیت واقعی انتخابات سیاسی را در کشور مشخص خواهد کرد.
سعید سهیلی کارگردان فیلمهای «مردی از جنس بلور» و «مردی شبیه باران» هم اظهار امیدواری کرد که هیاءت دولت، وزارتخانهها و رییس جمهور منتخب مردم، بتونند آرمانهای واقعی انقلاب و خواستههایش ملت را به خوبی پیاده کنند.
ایشان در حوزه سینما، خواستار حمایت از نیروهای مستقل و دوری از باندبازیها و استفاده از رانتهای دولتی شد. سهیلی اعمال سلیقه و باندبازی گروهی را آفت همیشگی سینمای ایران تلقی کرد و گفت: این گونه نباشد که تنها جای فردی و آدمها تغییر کند. همیشه هر وزیر، مدیر و مقام مسئول، نورچشمیهایی داشته که از امکانات و لابیهای خود سوء استفاده کردهاند و نیروهای مستقل را که جزو هیچ باند و دستهای نبودهاید، زیر پا له کردهاند و به انزوا کشاندهاند. حیات فرهنگی تمام افراد باید مد نظر دولت قرار گیرد و قراین و شواهد هم نشان میدهد که همین طور خواهد شد.
وی تاکید کرد: به اعتقاد من حتی هنرمندان مسلمان و متعهد نباید به طور باندی عمل کنند تا اگر صاحب منصب و مسئولیتی شدند و دچار آفت شویم و از آن سوی بام بیفتیم.
کارگردان فیلم «تارا و تب توتفرنگی» به شایعاتی که در خصوص تخریب آقای احمدینژاد وجود داشت و سعی داشت از ایشان چهرهای ضدفرهنگی نشان دهد اشاره کرد و افزود: آقای احمدی نژاد خواهند توانست در عمل همه شایعات را تکذیب کند. بنده فکر خط قرمزها و قوانین دولتی نیستم، اما میتوان اصول آزادی و رعایت کرد و فضا را برای همگان باز گذاشت. در واقع رشد آگاهی و فرهنگی مردم در دوران 27 ساله انقلاب انقلاب میطلبد که برخوردی متعادل و معقول با حوزههای هنری و فرهنگی داشت که این امر مستلزم اعتماد بین مسئولین و هنرمندان، برای کاهش خود به خودی و تدریجی ممیزیهاست. آرزو میکنم که آقای احمدینژاد با عملکرد صادقانه خود، تمام شایعات را تکذیب کنند و با فهم و درک تمام حرف و حدیثهای رایج بکشند.
راضیه تجار از نویسندگان خوشنام و پرطرفدار عرصه ادبیات داستانی نیز به ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی اشاره داشت و عنوان کرد: حرکت فرهنگی جامعه ما در این 27 سال، رشد خوبی داشته است و اکنون نیز امید بستهایم تا این روند به یک نقطه تحول و دگرگونی مردمگرا تبدیل شود.
ایشان با ستایش از نحوه برگزاری انتخابات، شور و استقبال مردم و عملکرد رسانههای جمعی برای اشاعه روحیه ملی در مردم، به تشریح برخی نقصانها و کاستیهای فرهنگی موجود پرداخت و افزود: توجه ویژه به کتاب و کتابخوانی از ضروریات همیشگی کشورمان بوده است. این کار نیاز به بستر سازی و فرهنگسازی از مدارس و خانوادهها دارد و جراید و رسانههای جمعی نیز میبایست با جدیت بیشتری در این مسیر گام بردارند.
راضیه تجار اولیت دادن به موضوع فرهنگ و ادبیات را برای رده سنی نوجوانان و جوانان از دولت آینده خواستار شد. اما محمدرضا سرشار (رهگذر) که از شناخته شده ترین چهرههای ادبی کشور در سالهای پس از انقلاب اسلامی میباشد. نتوانست احساس خود را نسبت به انتخابات اخیر ریاست جمهوری پنهان کند. وی گفت: هر چه بیشتر به این انتخابات و نتیجهاش میاندیشم، آن را جز اراده روشن الهی نمیبینم و مطمئن هستم که خداوند با این نتیجهای که از صندوقها بیرون آورد، بار دیگر محبتش را به مرد مؤمن ایران نشان داد و انقلاب را به مسیر صحیح و اولیهاش هدایت کرد.
او در پاسخ به پرسش خبرنگار ما در خصوص چالشها و نقاط ضعف فرهنگی چند ساله اخیر اظهار داشت: در یادداشتها، مقالات و مصاحبههای متعددی که در این چند ساله داشتهام، به طور ریز و موشکافانه، بخصوص در حیطه ادبیات داستانی، همه مسایل را بازگو کردهام، باز هم تاکید میکنم که مجموعه سیاستهای فرهنگی این چند سال، نسبت و نزدیکی کمی با اندیشههای امام و انقلاب داشت و مکرراً شاهد موارد معکوس و خلافی بودهایم که اغلب جریاناتی آگاهانه و مغرضانه بودهاند.
وی بازگشودن یکباره دریچههای فرهنگی و آزادیهای مطلق و بیبند و بار را مایه آسیب اجتماعی و فرهنگی کشور خواند و آن را مغایر با روح یکتاپرستی جامعه ایران قلمداد کرد. سرشار تاکید کرد: وظیفه دولتمردان ما احیای آموزههای اعتقادی و فرهنگی انقلاب است. مسئولین میتوانند مجموع گفتارها و راهنماییهای مقام معظم رهبری را که اتفاقاً بسیار موشکافانه و دقیق به حوزه هنر پرداخته تجزیه و تحلیل نمود، سرلوحه سیاستها و خط مشی خود قرار دهند. طبعاً با عمل به این فرازها، آزادی و دین در تعاملی رضایتبخش خواهند بود و از نقطه نظرهای سلیقهای و شخصی پرهیز خواهد شد. ایشان به عزم جدی دکتر احمدینژاد برای حل مشکلات مردم اشاره کرد و با توضیح این مطلب که وسعت مشکلات و تعدد حوادث و موانع گوناگون، ممکن است کارها را تا اندازهای به ورطه تنگنا و دشواریهای خاصی بیندازد گفت: با این وجود ممکن است برخی توقعات و انتظارات برآورده نشوند. البته غفلت از جانب هیچ کس جایز نیست و نویسندگان و اندیشمندان نیز وظیفه دارند با شناسایی نقاط ضعف، آنها را به مسئولین گوشزد کنند، تا بتوان در بستری به مهیا و آماده، به رفع نقایص و دستیابی به رشد فرهنگی لازم امیدوار بود.
وی در پایان تصریح کرد: محور عدالت خواهی و استمرار عدالت، ما در تمامی اصلاحات است، که هم رونق اقتصادی و هم همبستگی و وحدت ملی را موجب میشود. امیدوارم دولت جدید بتواند با کسب رضایت مردم، الگویی برای ملتهای مستضعف و خاری در چشم دولتهای زورگو باشد.