تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۲۶۹۰۵

اسرائیل و جنگ روانی (بخش اول)


رویا ریاضی
صاحب‌نظران معتقدند در عصر حاضر که به عصر جهانی شدن معروف شده، چگونگی تولید و مصرف محصولات ارتباطی و رسانه‌ای کاملا تغییر کرده است و فقط با شناخت این تغییرات است که می‌توان دریافت که وسایل ارتباط جمعی چگونه اداره می‌شوند.
به همین سبب با گذشت بیش از بیست و پنج سال از انتشار گزارش مک براید با عنوان "یک جهان چندین صدا" ضرورت توجه به تغییرات چشمگیر در شیوه‌های تولید، توزیع و دستیابی به محتوای مطالب رسانه‌ها بیشتر احساس می‌شود.
وابستگی اطلاعاتی و ارتباطی اکثر کشورهای جهان سوم به غرب که از آن به عنوان جریان یک طرفه اطلاعات و اخبار یاد می‌شود؛ از جمله موانع اساسی توسعه نظام صحیح ارتباطی و مطبوعاتی کشورهای جهان سوم است.
نتایج تحقیقات پژوهشگران حاکی است که اکثریت قریب به اتفاق حجم اخباری که در رسانه‌های کشورهای جهان سوم انعکاس و انتشار می‌یابد؛ به وسیله چند کارتل خبری بین‌المللی تهیه و مخابره می‌شود حتی کشورهای همجوار نیز اخبار یکدیگر را به نقل از این کارتل‌های خبری بازگو می‌کنند بر مبنای این تحقیقات چنین وضعیتی محدود به اخبار و اطلاعات نمی‌شود بلکه مشابه آن را در تمامی ‌محصولات فرهنگی اعم از فیلم‌های سینمایی، کتاب، امواج ماهواره‌ای و شبکه‌های کامپیوتری می‌توان دید.
تصویر کشورهای اسلامی ‌و جهان سوم که در رسانه‌های غربی به نمایش درمی‌آید معمولا ناقص و تحریف شده است و تصویر جهان غرب که توسط آژانس‌های بین‌المللی در این کشورها انعکاس می‌یابد، به همین نسبت غیرواقعی است.
به عنوان مثال تروریسم، همواره به عنوان یک حربه تبلیغاتی از سوی مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکا در مورد جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته می‌شود و مقامات دولتی برای توجیه هرگونه سیاستی در قبال ایران از این عنوان استفاده می‌کنند به طوری که بررسیها نشان می‌دهد 54 درصد مطالبی که در این خصوص ایراد شده، در رسانه‌های رژیم صهیونیستی بوده است حال آنکه جمهوری اسلامی با تکیه بر تعالیم عالیه دین مبین از اولین مخالفان و مبارزان علیه روشهای خشونت‌آمیز و ترور و وحشت در جهان بوده است.
همچنین 5/60 درصد مطالب در مورد چگونگی روابط ایران و آمریکا؛ به نقل از مقامات آمریکایی در نشریات این کشور درج شده است.
طی قرن اخیر بزرگراههای ارتباطی براساس میزان پیشرفت فن‌آوری و بهره‌برداری از ثروت توسط کشورهای پیشرفته به عنوان یک بازوی قوی و قدرتمند برای سلطه بر جهان سوم عمل می‌کنند. این بزرگراهها با جهت دادن به افکار عمومی ‌جریان اطلاع‌رسانی را در کنترل گرفته و از ورود واقعیات به جامعه جهانی جلوگیری می‌نمایند.
در جهان پر مکر و فریب امروز و در شرایطی که توطئه‌های متعدد اعتقادی، سیاسی، فکری، اجتماعی و اقتصادی علیه اسلام و مسلمانان اجرا شده یا در حال اجراست، برای ملتی مسلمان و انقلابی چون ملت ایران، شناخت عمیق تحریف‌های خبری دشمن بسیار مهم است.
این تحریف‌های خبری صرفا به ارائه چند خبر و تحلیل مغرضانه از موضوعات سیاسی و اقتصادی ختم نشده بلکه گاهی ناخواسته بر جریانهای خبری نیز تاثیر می‌گذارند.
در حال حاضر آمریکا به دلایل متعدد تاریخی به صورت پایتخت صهیونیسم جهانی و نقطه ابتدایی تحرک و منبع تبلیغات رسانه‌های صهیونیستی درآمده است. از این رو وظیفه داریم که از چالش با موج "صهیونیستی، آمریکایی" صحبت کنیم.
سیطره صهیونیسم بر مطبوعات و نشریات بزرگ، ریشه در برنامه‌های از پیش طراحی شده دارد. چنانکه در پروتکل دوازدهم از "پروتکل‌های دانشوران صهیون" آمده: "در آینده تمام شرکت‌های خبرگزاری از آن ما خواهد شد و ما آنها را به دلخواه خود اداره خواهیم کرد و هیچ خبری در جهان پخش نخواهد شد مگر آنکه ما آن را دیکته کنیم."
همچنین در بخش دیگری از پروتکل یاد شده چنین آمده است: "ادبیات و مطبوعات بزرگترین ابزار آموزشی هستند به همین دلیل حکومت ما افسار بیشتر مطبوعات را به دست خواهد گرفت و با این کار تاثیرات سوء و زیانبخش روزنامه‌های مستقل را خنثی خواهد کرد با این تدبیر؛ بالاترین نیروی جهت‌دهنده به افکار عمومی ‌را در اختیار خواهیم داشت البته افکار عمومی‌ در اعمال ما شک نخواهد کرد چون تمام روزنامه‌های وابسته به ما ظاهرا گرایش‌های مختلف و آرای متضادی را به چاپ خواهند رساند این امر توده مردم را گمراه و رقبای ما را که نسبت به ما بدگمان نیستند به ما نزدیک خواهد کرد.
گولد برگ نویسنده کتاب "قدرت یهودیان" در بیان اسرار سلطه یهودیان صهیونیست در جامعه آمریکا توانمندی "سخن" را راز توانمندی یهودیان دانسته است سخنانی که توسط یهودیان دارای مناصب کلیدی یا طرفداران آنها در کشورهای مختلف به زبان آمده و به وسیله روزنامه‌نگاران در رسانه‌های گروهی منعکس می‌شود و افکار عمومی‌ را شکل می‌دهد.
هنگامی‌که یهودیان پراکنده در جهان برای بدست آوردن زمین‌های بکر و ارزان و حاصلخیز به مناطق شمالی ایالت "می.سی.سی.پی" ایالات متحده آمریکا هجوم آوردند و با اسلاف خود که صنایع پوشاک را در این نقطه ایجاد کرده بودند آمیختند؛ هیچ کس باور نمی‌کرد که این اقلیت ناچیز به بانفوذترین و موثرترین اقلیت‌ها در آمریکا تبدیل شود.
جمعیت یهودیان آمریکا هم‌اکنون حدود 5/5 میلیون نفر است و اینان آن چنان نفوذی در تمام ارکان مهم کشور پیدا کرده‌اند و از آن چنان ثروتی در دنیا برخوردارند که سیاستمداران و روسای جمهوری آمریکا نیز چشم به آرای این اقلیت دوخته‌اند.
پس از استقرار یهودیان در ایالات متحده، آنان براساس تعالیم و آداب دینی خود به جمع‌آوری ثروت و تملک زمین و منابع زیرزمینی و معادن طلا و نقره این کشور پرداختند و پس از مدتی به فرمانروایان اقتصادی کشور تبدیل شدند پس از حضور و پیروزی ایالات متحده آمریکا در جنگ دوم جهانی عملا این کشور وارد معادلات بین‌المللی شد و این امر با به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس در سال 1948 ظهور پیدا کرد و از این زمان فرمانروایان رسانه‌های جهانی در آمریکا به هجوم علیه مناطق دیگر جهان برای تسخیر فکر و اندیشه‌ها پرداختند.
تاثیرگذاری مادی بر سیاستمداران، اندیشمندان و افراد صاحب نفوذ و شستشوی فکری آنها با مفاهیم صهیونیستی، ایجاد ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم، نابود کردن مخالفان صهیونیسم و ساکت کردن مخالفان سیاست‌های رژیم صهیونیستی به هر طریق ممکن از تطمیع و ترغیب گرفته تا تهدید و کشتار، رخنه در میان اقشار صاحب نفوذ در افکار عمومی‌ و تحت تاثیر قرار دادن آنها، تسلط بر وسایل تبلیغاتی و ارتباط جمعی، از ویژگی‌های صهیونیسم آمریکایی است.
طبق بررسیهای انجام شده یهودیان از لحاظ جمعیتی 3 درصد از کل جمعیت آمریکا هستند ولی بین 30 الی 50 درصد دست‌اندرکاران رسانه‌ای و تبلیغاتی آمریکا؛ یهودی می‌باشند بنابراین "کلمه" که دارای وزن و تاثیرگذاری در شکل دادن به افکار و هدایت آنها و تعیین مواضع می‌باشد؛ همچون گروگانی در دست بنگاههای خبری، نشریات و افراد یهودی وابسته به صهیونیسم قرار گرفته که دارای منافع و اهداف بسیاری بوده و در پرتو پیشرفت برتر تکنولوژی خود و گسترش سریع آن در جهان و در اثر انقلاب اطلاعاتی و تکنولوژی ارتباطات، گاه موفق می‌شوند با بهره‌گیری از منظومه رسانه‌ای، بنگاه‌های انتشاراتی، سینما؛ تئاتر و... جریانات خبری را طراحی و اجرا نمایند.
قدرت هراس‌انگیز لابی صهیونیست‌ها یک موضوع جدید نیست بلکه سالهاست به عنوان عاملی مهم در کشورهای غربی و علی‌الخصوص آمریکا ایفای نقش می‌کند.
پیش از تولد صهیونیسم سیاسی، صهیونیسم ادبی پدید آمد و نخستین جرقه‌های سیاسی کردن دین یهود را برافروخت. به دیگر سخن، صهیونیسم نخست در عرصه زبان، گفتار، اندیشه و آن‌گاه در میدان سیاست قد برافراشت.
صهیونیسم دارای شعبات گوناگون و متعددی است اما صهیونیسم سیاسی فعالترین نوع صهیونیسم است و بقیه شاخه‌ها و شعبات آن را نیز دربرمی‌گیرد.
البته صهیونیسم از یهودیت جداست یهودیت یک سیستم مذهبی است در حالی که صهیونیسم یک حرکت فکری با ویژگی‌هایی از قبیل: اندیشه‌های افراطی نژادپرستانه، توجه خاص به استفاده از سرمایه و پول برای رسیدن به اهداف، ارتباط دائمی ‌با ابرقدرت‌ها برای تثبیت پایه‌های اقتدار خود، مظلوم‌نمایی، کنترل رسانه‌های جمعی و روزنامه‌ها به عنوان مهمترین وسیله تسلط بر جهان است.
صهیونیست‌ها از طریق روابط سیاسی، خانواده‌های ثروتمند یهودی، رسانه‌های گروهی وابسته، گرایش‌های فکری، روشنفکران صهیونیست، عوامل موساد و دفاتر امنیتی، انجمن‌های قلم، کمیته‌های دفاع از حقوق بشر و کمیته‌های به اصطلاح صلح و برخی احزاب و نمایندگان پارلمانی آنها به صورتی سازمان‌یافته، مسلمانان و جهان اسلام را مورد بمباران‌های شدید تبلیغاتی و تخریبی خویش قرار می‌دهند تا هیچ فعالیت فکری، فرهنگی و سیاسی مخالف صهیونیسم در دنیا پدید نیاید.
بعد از جنگ دوم جهانی و شکل‌گیری ساختار جدید نظام بین‌المللی، صهیونیست‌ها توانستند تقریبا بر تمامی‌ مقدرات ایالات متحده آمریکا تسلط پیدا کنند این تسلط به ویژه در عرصه سیاسی بسیار مشهود است به طوری که پیروزی یک نامزد انتخاباتی بدون جلب حمایت گروه‌های صهیونیستی تقریبا غیرممکن است و یک اقلیت 5/5 میلیونی، نزدیک به 250 میلیون نفر مردم آمریکا را تحت سیطره کامل فکری، اعتقادی، مالی و سیاسی خود قرار داده‌اند.
در حال حاضر بسیاری از وزرا و معاونین آنها در آمریکا یهودی هستند و از حدود 2000 نفر کادر داخلی وزارت خارجه آمریکا، 1534 تن یهودی می‌باشند.
"پت بوکانن" یکی از برجسته‌ترین نمایندگان پیشین مجلس سنا در آمریکا می‌گوید: "کنگره ایالات متحده را باید جزو سرزمین‌های اشغالی اسراییل قلمداد کرد."
یهودیان آمریکا سازمان‌های قوی و موثری برای نفوذ در سیاست خارجی کشور تشکیل داده‌اند که مهم‌ترین آنها کمیته (AIPAC) ایپاک است. این کمیته که هدایت روابط عمومی ‌آمریکا و اسراییل را به عهده دارد؛ در سال 1951 میلادی تاسیس شد در حال حاضر این کمیته 85 هزار عضو دارد و از بودجه سالانه‌ای معادل 33 میلیون و چهارصد هزار دلار برخوردار است و 150 کارمند تمام وقت دارد.
ایپک علاوه بر دفتر مرکزی در واشنگتن و جنب کنگره آمریکا؛ در 10ایالت آمریکا و نیز در اسراییل دارای دفاتر نمایندگی است این نکته از این رو حائز اهمیت است که اعضای هیات مدیره این کمیته معمولا در مجامع عمومی ‌به عنوان کمک‌دهندگان و گردآورندگان اصلی کمک‌های مالی به مبارزات انتخاباتی سیاست‌مداران آمریکایی هوادار اسراییل فعالیت می‌کنند.
سایر تشکل‌های یهودیان صهیونیست عبارتست از: "کنفرانس سران" که متشکل از 52 سازمان یهودی و صهیونیستی است ـ انجمن "بیلدربرگ" که افرادی همچون "هارولد ویلسون" و "رابرت مک نامارا" از اعضای آن هستند ـ "شورای اتحادیه یهودی" یا "فدراسیون یهود" که وظیفه ایجاد هماهنگی فکری و برنامه‌ریزی بین اتحادیه‌ها و تامین بودجه 1275 اتحادیه یهودیان آمریکای شمالی را به عهده داردـ "جنبش صهیونیستی آمریکا" که هدف آن وحدت بخشیدن به تمامی ‌سازمان‌های یهودی است و "شورای جهانی یهود" که مسئولیت هماهنگی و ارتباط با سازمان‌های یهودی را در 70 کشور برعهده دارد.
بدون شک یکی از ظریف‌ترین حوزه‌های نفوذ صهیونیست‌ها در ایالات متحده و به طور عام در کل دنیا؛ رسانه‌ها هستند.
از دیرباز نمادهای فرهنگی چون کتاب، مطبوعات و مجلات و وسایل ارتباط جمعی دیگر همچون رادیو، تلویزیون، اینترنت، سینما، موسیقی و... از عناصر مورد توجه یهودیان بوده است.
دایره‌المعارف یهود؛ آماری را منتشر نموده است که نشان از توجه یهودیان به نمادهای فرهنگی دارد. براساس این آمار یهودیان بین سال‌های 1728 تا 1904 میلادی، حدودا بیش از 1000 عنوان روزنامه و مجله به چاپ رسانده‌اند که این آثار به 17 زبان و در 25 کشور چاپ شده است. آمار تفکیکی این مطبوعات چنین است: 579 اثر در کشورهای اروپای غربی و شرقی، 298 اثر در آمریکای شمالی، 3 اثر در آمریکای جنوبی، 69 اثر در آسیا، 25 اثر در مصر و شمال آفریقا و 11 اثر در اسراییل پس می‌بینیم که استراتژی صهیونیسم جهانی عمیق و درازمدت بوده و از تمام ابزار تاثیرگذار سود جسته است.
در حال حاضر نظام رسانه‌ای هدفمند صهیونیستی و امپریالیستی غرب با هوشمندسازی شبکه "قدرت و اطلاعات" از طریق شناخت اجزای مختلف جوامع از سویی به "همگرایی" میان کشورهای موردنظر خود می‌پردازد و از دیگر سو در تقابل آشکار سعی دارد مسیر "واگرایی" را با سایر اجزاء جامعه جهانی به حد نهایت سوق دهد.
متدولوژی تبادل اطلاعات در غرب که امروزه به صورت انحصاری در اختیار آمریکا قرار گرفته است، به آماده‌سازی و طبقه‌بندی و تفکیک اطلاعات برای مخاطبین آمریکایی، اروپایی، آسیایی و آفریقایی پرداخته و با تکیه بر قدرت آوندی رسانه‌ها در کارکردهای ابزاری و راهبردی، با بهره‌گیری از فناوری و علوم مختلف از جمله روانشناسی مخاطب و جامعه‌شناسی منطقه‌ای و بومی ‌جوامع هدف، حرکت خود را برای رسیدن به مقاصد مورد نظرش ادامه می‌دهد.
آمریکا و اسراییل همواره تلاش می‌کنند به کمک ابزارهای مختلف از جمله ابررسانه‌هایی که در اختیار دارند، جنگ نرم رسانه‌ای علیه کشورهای جهان سوم و به ویژه مسلمانان به راه اندازند تا به اهداف توسعه‌طلبانه خود دست یابند.
کارکرد رسانه‌ها بعد از حادثه 11سپتامبر و در جنگ آمریکا و متحدانش علیه عراق نمونه بارزی از نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی افکار عمومی ‌و تامین خواسته‌های یک گروه خاص است.
صبح روز 11سپتامبر 2001، در حالی که در گوشه و کنار برجهای دوقلو امدادگران با آتش و دود دست و پنجه نرم می‌کردند "وینسنت کانسترارو" تحلیل‌گر ای‌بی‌سی‌نیوز سعی داشت تا این حوادث غامض را برای میلیون‌ها بیننده تلویزیونی موشکافی کند بد نیست بدانیم "کانسترارو" یکی از مقامات بلندپایه سابق سازمان جاسوسی آمریکا؛ سیا است او در اوایل دهه 80، مسئول همکاری سازمان سیا با کونتراهای نیکاراگوئه بود و در 1984 از سازمان سیا به شورای امنیت ملی آمریکا منتقل شد و ناظر عملیات کمک‌های پنهان آمریکا به چریک‌هایی که در افغانستان علیه شوروی می‌جنگیدند؛ گردید. به عبارت دیگر "کانسترارو" سوابق بسیاری در کمک به تروریست‌ها دارد ابتدا کمک به سربازان کونترا که شمار زیادی از شهروندان نیکاراگوئه را قتل‌عام کردند و سپس کمک به گروهی که "اسامه بن لادن" عضو ارشد آنها بود.
چگونه یک همکار قدیمی ‌تروریست‌های مورد حمایت دولت می‌توانست در آن موقع نقش یک گزارشگر ضدتروریسم را به عهده بگیرد؟
به دنبال حملات 11 سپتامبر ماشین تبلیغاتی صهیونیستی ـ آمریکایی برای ترویج تهمت‌های کلیشه‌ای همراه با ایجاد تنفر نسبت به مسلمانان از طریق رسانه‌های گروهی عظیم و دارای امکانات تاثیرگذاری نیرومند؛ فرصت یافت تا رسالت تبلیغات رسانه‌ای برای انتشار واقعیت‌های دقیق و تحلیل‌های صحیح را با تهمت تروریسم و خشونت فرهنگی و اجتماعی مخلوط کند.
رسانه‌های آمریکا چنین وانمود می‌کردند که ملاقات مهمی ‌بین هواپیماربایان 11 سپتامبر به سرکردگی "محمد عطا" با یک مامور عالیرتبه اطلاعاتی عراق در پراگ روی داده است که البته پس از تحقیقات مفصل و گسترده، بی‌اساس بودن این گزارش‌ها ثابت شد بنابراین ادعای بی‌اساس و واهی دیگری از راه رسید "دونالد رامسفلد" صدام حسین را متهم به پناه دادن به اعضای القاعده نمود و روزنامه "گاردین" نوشت: "آن‌ها به کردستان عراق، منطقه‌ای که در کنترل صدام حسین نیست، فرار کرده‌اند."
به دنبال این اتهامات، مساله وجود سلاح‌های کشتار جمعی، هسته‌ای و شیمیایی در عراق، تیترهای روزنامه‌ها را پر کرد.
در 16 ماه اوت 2002، روزنامه "واشنگتن‌پست" نوشت: اسرائیل مقامات آمریکا را وادار می‌کند بی‌درنگ به صدام حسین و عراق با آغاز جنگ ضربه بزند.
به گفته "آریل شارون" هماهنگی راهبردی بین اسرائیل و آمریکا "در ابعاد بی‌سابقه" انجام شد. دستگاه اطلاعاتی جاسوسی اسرائیل گزارش‌هایی مبنی بر وجود سلاح‌های کشتار جمعی برای واشنگتن فراهم کرده بود.
"شیمون پرز" وزیر وقت امور خارجه اسرائیل در سپتامبر 2002 به خبرنگاران گفت: "جنگ علیه صدام یک ضرورت است" و "بنیامین نتانیاهو" در روزنامه "وال استریت ژورنال" اعلام کرد: "امروز هیچ چیز نمی‌بایستی از سرنگونی رژیم صدام جلوگیری کند."
در داخل ایالات متحده آمریکا؛ عامل اصلی برای جنگ علیه عراق یک گروه کوچک نومحافظه‌کاران بودند که روابط نزدیکی با حزب "لیکود" اسرائیل دارند.
افزون بر این، رهبران سازمانهای گروه فشار طرفدار اسرائیل صدای خود را برای به راه افتادن جنگ بلند کردند و رهبران جامعه یهودی در اعلامیه‌های خود، نیاز رهایی جهان از صدام حسین و سلاحهای کشتار جمعی را مورد تاکید قرار دادند.
پشتیبانی و طرفداری از اسرائیل در سرمقاله‌های مطبوعات بزرگ آمریکایی انعکاس یافت به طوری که "رابرت بارتلی" سردبیر متوفای روزنامه "وال استریت ژورنال" یک بار اعتراف کرد: هر چه "شامیر" و "شارون" به آن علاقمندند؛ برای من نیز خوب و مناسب است و در میان این تبلیغات رسانه‌ای، نگرانی هر چند اندک نیز در خصوص شهروندان بی‌نوای عراقی وجود نداشت که آخرین لحظات زندگی‌شان زیر حملات موشکی آمریکا و متحدانش، یادآور کسانی بود که در حمله به برج‌های تجارت جهانی و پنتاگون از میان رفتند.
برای رسانه‌های آمریکایی تنها برخی سفاکی‌ها سزاوار توجیه‌اند؛ تنها برخی قربانیان سزاوار همدردی‌اند و تنها برخی جنایاتی که بر ضد بشریت روی می‌دهد سزاوار گریه‌های ماست.
در تمام جنگ‌هایی که آمریکا به نوعی در آنها نقش داشته، افکار عمومی‌ جهان با انتشار اخبار غیرواقعی به بازی گرفته شده است در جنگ نابرابر آمریکا علیه مردم عراق نیز این سناریو تکرار شد. "پتر شولاتور" خبرنگار فرانسوی‌الاصل مقیم آلمان در این‌باره می‌گوید: سانسور خبری آمریکا در حمله نظامی‌ به عراق بی‌سابقه و غیرقابل تصور است آمریکایی‌ها می‌کوشند از نمایش تصاویر کشته‌شدگان غیرنظامی ‌عراق جلوگیری کنند و خسارت‌های وارد شده به نیروهای مهاجم را نیز نشان ندهند.
"توماس لجسن" خبرنگار رادیو ملی لهستان می‌گوید: خبرنگاران آمریکایی و انگلیسی یا خبرنگاران هر کشور دیگری که در کویت یا عراق در مقر مطبوعاتی نیروهای متجاوز فعالیت می‌کنند خبرهای تحریف‌شده‌ای را دریافت می‌کنند وی می‌افزاید: چهار سال قبل از این هم در بالکان چنین وضعی وجود داشت.
خبرنگار روزنامه سوئیسی "تاگس انسایگر" رسانه‌های آمریکایی را وابسته به پنتاگون می‌خواند و با بیان اینکه رسانه‌های بزرگ آمریکا ادعای استقلال دارند، از تسلیم شدن آنها در برابر دستورات پنتاگون ابراز شگفتی می‌کند.
روزنامه چینی زبان "مردم" در گزارشی نوشته است: جنگ آمریکا علیه عراق نشان داد رسانه‌های این کشور دروغ‌پرداز و فاقد عدالت و استقلال هستند این نشریه که دیدگاه رسمی ‌دولت مرکزی چین را منتشر می‌کند؛ می‌افزاید: جنگ آمریکا و انگلیس علیه عراق آزمایشی برای رسانه‌های این کشور بود که از آن سربلند بیرون نیامدند رسانه‌های آمریکا اکنون فقط دیدگاه‌های پنتاگون را منتشر می‌کنند و سعی دارند به افکار عمومی‌ جهان القا کنند که آمریکا برای آزادی مردم و آزادسازی عراق می‌جنگد."
"ریچارد سیمبروک" مدیر شبکه بی‌بی‌سی‌نیوز نیز در پی انتقادات خبرنگاران و شخصیت‌های مخالف جنگ از سانسور واقعیت‌های جنگ علیه عراق تایید کرد که آنها چنین سانسوری را اعمال می‌کنند.
یکی از شخصیت‌های منتقد اقدامات بی‌بی‌سی در گفت‌وگویی اظهار کرد: بی‌بی‌سی در روزهای اول جنگ اعلام کرد که در بصره خیزشی عمومی‌ شده در حالی که صحت نداشت. این شبکه به اعدام دو سرباز آمریکایی توسط عراقی‌ها اشاره داشت که درست نبود و بعدا ادعا کرد بصره سقوط کرده که واقعیت نداشت وی افزود: خبرنگاران این شبکه به دنبال نظامیان و ماشین جنگی حرکت می‌کنند و قادر نیستند اخبار مستقل و واقعی به مردم بدهند.
شواهد موجود حکایت از آن دارد که این روزها آمریکا و متحد اصلی‌اش اسراییل بعد از ناکامی‌های پی در پی در منطقه بخصوص در لبنان و فلسطین، برای وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش خواسته‌ها و مطالبات غیرقانونی و باج‌خواهانه خود دست به عملیات روانی گسترده و پرحجمی زده‌اند و از احتمال حمله نظامی به عنوان یک تهدید و با هدف پشتوانه این عملیات روانی بهره می‌گیرند.
مهمترین محور تبلیغاتی غرب که این روزها در نشریات داخلی نیز بازتاب فراوانی داشته، مساله احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران برای متوقف کردن فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان است.
با مروری گذرا بر این خبرها، تحلیل‌ها و گزارشات و توجه به منبع تولید آنها درمی‌یابیم که اکثرا توسط رسانه‌هایی همچون سی‌ان‌ان ـ واشنگتن‌تایمزـ واشنگتن‌پشت ـ آسوشیتدپرس ـ بی‌بی‌سی ـ تایم و نشریه‌های رژیم اشغالگر قدسی تولید و پخش شده‌اند حال آنکه می‌دانیم بسیاری از بزرگترین و مهم‌ترین روزنامه‌های آمریکایی و شبکه‌های مهم خبری تلویزیونی و خبرگزارهای‌های بین‌المللی به دلیل صهیونیست بودن برخی از مالکان آنها و یا از طریق قرار داشتن پست‌های اصلی و خط‌‌دهنده در دست صهیونیستها، اهداف صهیونیسم را دنبال می‌کنند.
به طور مثال چند عنوان از مطالب مندرج در خروجی‌های ایرنا، خبرگزاری مهر، واحد مرکزی خبر و هفته‌نامه پرتو سخن و روزنامه آفتاب یزد را بررسی می‌کنیم:
آسوشیتدپرس به نقل از نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نوشت: باید تهدیدهای ایران را جدی گرفت.
واشنگتن‌تایمز ادعا کرد: بعید است مشکلات آمریکا با ایران و سوریه به زودی حل شود.
سایت اینترنتی واشنگتن‌پست ادعای روزنامه آمریکایی علیه ایران و سوریه را مخابره کرد.
براساس نوشته روزنامه‌های آمریکایی، جرج بوش رییس‌جمهور آمریکا شخصا به فرماندهی نظامی واشنگتن در عراق دستور داده که ایرانیان فعال در این کشور را شکار کنند!؟
به گزارش خبرگزاری فرانسه شیخ ابوعمر البغدادی سرکرده یکی از گروه‌های شورشیان در عراق وابسته به شاخه عراقی القاعده هستند، تاکید کرد در انتظار حملات محدود آمریکایی‌ها به پایگاه‌های هسته‌ای ایران است.
ساندی‌تایمز: سه افسر بلندپایه سابق ارتش آمریکا در نامه‌ای نسبت به پیامدهای حمله به ایران هشدار دادند.
بی‌بی‌سی به نقل از شیمون‌ پرز گفت: مشکل ایران نیست، بلکه مشکل احمدی‌نژاد است.
در مقاله‌ای که در روزنامه "بیزینیس‌نیوز" چاپ ژوهانسبورگ درج شده، آمده است: ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسراییل گزینه تسلط نظامی بر خاورمیانه را انتخاب کرده است.
آسوشیتدپرس در مورد توان نظامی رژیم صهیونیستی برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران می‌نویسد: موسسه تحقیقاتی "مطالعات امنیت ملی" وابسته به دانشگاه تل‌آویو در گزارشی مدعی شده که زمان به نفع ایران در حال سپری شده است و "تنها استفاده از نیروی نظامی است که می‌تواند رهبران این کشور را در دستیابی به تسلیحات اتمی متوقف سازد."
به گزارش آسوشیتدپرس گیورا ایلناد "مشاور سابق امنیت ملی رژیم صهیونیستی حمله نظامی به ایران را منوط به توافق و تفاهم کامل راهبردی و نظامی با واشنگتن دانسته است.
بی‌بی‌سی به نقل از شیمون پرز نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی: "ایران تنها عضو جامعه جهانی است که به طور علنی از محو یک عضو دیگر سخن می‌گوید".
بی‌بی‌سی: ایهود باراک نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی: بازنده بودن اسراییل در جنگ با ایران باعث می‌شود که این رژیم واقعا از میان برود.
آوی دیچر رییس سابق سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی و "شین بت" وزیر فعلی امنیت ملی این کشور از رویکرد "پیشگیرانه" سخن می‌گویند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات