تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۲۶۹۶۳
تحلیل حمید رسایی از اوضاع پارلمان در روز رأی اعتماد

باهنر می‌خواهد هشت وزیر رای نیاورند

مقدمه: سجاد سالک مخالفانش او را تندرو می‌خوانند و او معتقد است اگر تندروی به ‌معنای صراحت در نظر گرفته شود مشکلی با این تعبیر ندارد. حمید رسایی، نماینده تهران از همان اولین هفته‌های حضور در مجلس مورد توجه خبرنگاران قرار گرفت. او در حمله به مخالفان تعارف با کسی ندارد و هر کسی که از محدوده اصولگرایی مورد نظرش خارج شود با کمترین تردید با تیغ برنده انتقاد مواجه می‌شود؛ حتی اگر باهنر یا لاریجانی باشد. حمایت‌های قاطع رسایی از احمدی‌نژاد باعث شده منتقدانش او را وکیل‌الدوله بنامند. او در این گفت‌وگو نظرش را درباره وکیل‌الدوله بیان می‌کند. این‌گفت‌وگو یک روز پس از انتشار در سایت شخصی او به آدرس www.rasaee.ir قرار می‌گیرد و قرار است نظرات مخاطبان درباره این گفت‌وگو بدون سانسور منتشر شود. گفت‌وگو با عضو هیات رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی درحالی انجام شد که او رابطه خوبی با برخی خبرنگاران نداشته و حساسیت‌های خاصی که در مورد گفت‌وگوهایش دارد باعث شد پیش از گفت‌وگوی خبرنگارانی که قبلا با او صحبت کرده بودند من را آماج توصیه‌های خود قرار دهند. همین دغدغه بهانه آغاز گفت‌وگو گرفت.

* قبل از گفت‌و‌گو دوستان خبرنگار به من گفته بودند گفت‌و‌گو با حمید رسایی دشواری‌های خاص خودش را دارد. آیا این درست است که شما حساسیت زیادی روی گفت‌وگوها دارید؟
** نمی‌دانم کدام خبرنگار گفته ولی تا حدودی همین‌طور است.
* پس صحبت دوستان درست بود و امروز کار سختی در پیش دارم.
** چطور مگه؟
* خواستم ببینیم آیا ارزیابی دوستان خبرنگار از روحیه شما درست است.
** من با هر نشریه‌ای گفت‌و‌گوی مفصل نمی‌کنم که عمدتا به جهت‌گیری و سیاست‌های آن نشریات برمی‌گردد. البته گاهی هم از باب اینکه مواضع‌ام به مخاطب آنها برسد به‌رغم اختلاف‌نظر گفت‌و‌گو می‌کنم. گفت‌و‌گو‌های عادی را هم حتما یکبار با من چک می‌کنند مگر اینکه به یک خبرنگاری اطمینان کنم. الان در مجلس خبرنگاری هست که به دلیل اطمینانی که دارم پس از تنظیم چک نمی‌کنم. اما خبرنگاری هم هست که من اصلا به او اطمینان ندارم و او را با غرض و مرض می‌بینم. فعلا هم در خدمت شما هستیم، بفرمایید.
* به عنوان اولین سوال می‌خواستم بدانم با توجه به اینکه شما جزو حامیان دولت در مجلس محسوب می‌شوید اساسا اسلوب حمایت شما براساس چه مدلی است؟ حمید رسایی کجا در موضع منتقد و کجا در موضع حامی‌وارد عمل می‌شود؟ ملاک‌ها و معیارهای شما برای انتقاد چیست؟
** برخلاف آنچه برخی از همین رسانه‌ها تبلیغ می‌کنند، من دولت نهم را دولت بی‌عیب و نقصی نمی‌دانستم و الان هم دولت دهم را هم بی‌نقص نمی‌دانم و این‌طور هم نیست که همیشه فقط حمایت کرده باشم. طبیعی است این دولت هم مثل همه دولت‌ها، در حوزه اجرا دامنه گسترده‌ای دارد و در این زمینه وجود برخی معایب و کمبودها طبیعی است. با این حال چیزی که از نظر من مهم است اینکه دولت یک رویکرد دارد، یک کارکرد دارد و طبیعتا عملکردی هم دارد. وقتی این دولت مجموعه‌ای از رویکردهای صحیح را دنبال می‌کند و بیش از 80 درصد امتیاز مثبت می‌گیرد و در کارکردش هم معدلش بالاست، در نتیجه خروجی عملکرد باید بالا باشد. نمی‌شود رویکرد و کارکرد 80 درصد خوب باشد اما عملکرد 20 درصد خوب باشد.
* با وجودی که می‌گویید دولت بی‌عیب و نقص نیست چرا انتقادات‌تان را رسانه‌ای نمی‌کنید؟
** این‌طور نیست که اصلا رسانه‌ای نشده باشد. بله اولویت برای ما رسانه‌ای کردن آن نیست. باید در نظر داشت که دولت مجموعه دشمنان قسم خورده‌ای دارد که این دشمنان انصاف ندارند، رویکردها و کارکردها را قبول ندارند و طبعا عملکرد را هم نمی‌پسندند. در شرایطی که دولت یکسری منتقدان غیرمنصف دارد که من در مورد آنها تعبیر دشمن را به کار می‌برم، عقل اقتضا نمی‌کند که من همه انتقاداتم را روی میز بریزم و فریاد بزنم که دولت این عیب‌ها را دارد.
* اگر این کار را کنید چه اشکالی پیش می‌آید؟
** مشخص است، همان دشمنان با ابزارهایی که در اختیار دارند از حرف‌های من علیه دولتی که به نظر من 30 درصد اشکال و 70 درصد حسن دارد سوء استفاده می‌کنند و آن را دولتی با 30 درصد خوبی و 70 درصد بدی جلوه می‌دهند. شیوه برخورد من با دولت این‌گونه است که هر جا ببینم رویکرد غلطی وجود دارد تذکر علنی می‌دهم. اما اگر رویکرد درست باشد ولی در کارکرد اشکال و ایرادی ببینم، این جا تذکرات را بیشتر غیرعلنی می‌دهم. در این‌گونه مواقع دیگر ملاحظه نمی‌کنم. بلکه بسیار رک و صریح تذکر می‌دهم.
* یعنی تذکرات غیر علنی شما به دولت به همان اندازه تذکرات علنی شما به جناح مخالف رک و صریح است؟
** بله، من شخصیتا آدم رک و صریحی هستم و مستند صحبت می‌کنم. نطق‌ها، مواضع و کتاب‌هایم این ویژگی مستند بودن را نشان می‌دهد.
* این تذکرات غیر علنی شما کجا بروز پیدا می‌کند؟
** انتقادهای صریحم را در جلسات خصوصی با شخص رئیس دولت و یا اطرافیان موثر آقای رئیس‌جمهور و گاهی با وزرا و اعضای کابینه مطرح می‌کنم.
* یعنی واقعا پیش آمده در مواجهه با اطرافیان رئیس‌جمهور انتقاد تندی به عمل آورید؟
** بله، در مواقعی پیش آمده تند‌تر و صریح‌تر از آنچه برخی در بیرون صحبت می‌کنند من انتقادم را بیان کرده‌ام. حتی این صراحت در مواقع متعددی با رئیس‌جمهور محترم هم بوده.
* می‌توانید به یک نمونه اشاره کنید؟
** در موضوع انتخاب آقای کردان و حمایت آقای احمدی‌نژاد از ایشان و در ماجرای آقای مشایی و چند مورد دیگر، من به صورت مشخص انتقادات تندی را مطرح کردم.
* آیا آقای احمدی‌نژاد به انتقادات صریح شما پاسخ مناسبی داده است؟
** البته در مواقعی هم ایشان با استدلال یا اخبارش ما را قانع کرده. مواردی هم بوده که رئیس‌جمهور حرف ما را پذیرفته و قبول کرده. گاهی اوقات هم انتقاد ما به بخش‌های دیگری مربوط بوده است.
* مثلا چه موردی؟
** مثلا در موضوع مبارزه با مفاسد اجتماعی و گشت‌های ارشاد من نظراتم را به رئیس‌جمهور انتقال دادم. اما موضوع فقط به ایشان مربوط نبوده و بخش‌های دیگری هم درگیر ماجرا هستند.
* به‌رغم اینکه می‌گویید شما در مواقعی منتقد جدی دولت بوده‌اید اما مخاطب بیرونی چنین احساسی ندارد و با توجه به موضع‌گیری‌های علنی شما این احساس وجود دارد که شما مدافع مطلق دولت هستید.
** خیر، این‌گونه نیست که من از همه فعالیت‌ها و اقدامات آقای احمدی‌نژاد و دولت حمایت کنم. خیلی جاها بنده سکوت می‌کنم. سکوت من بسیار معنادار است.
* مثلا چه معنایی دارد؟
** معانی متفاوتی می‌دهد. ممکن است یکی از معناهایش این باشد که من موضع مثبتی ندارم، یا اینکه موضعم حمایتی نیست. حتی گاهی اوقات سکوت من به خاطر مخالفت جدی بوده و جزو مواردی است که من تذکر خصوصی جدی می‌دهم.
* قبول کنید نمایی که یک ناظر بیرونی از رفتار شما می‌بیند بسیار متفاوت از این موضوعی است که می‌گویید.
** یک ناظر بیرونی چه نمایی می‌بیند؟
* حمایت صرف و مطلق از دولت.
** خب این نماها را چه کسانی در ذهن آدم‌های بیرونی درست می‌کنند! همان‌هایی که من از گفت‌و‌گو با آنها اکراه دارم. برای شما یک مثال می‌زنم. من اواخر سال قبل با آقای ابطحی مناظره کردم. ایشان بعد از مناظره در وبلاگ خود نوشت که من رسایی را آدم تندی می‌پنداشتم ولی او را شخصیتی مودب، محترم و با ظرفیت دیدم که خصوصیات مثبتی دارد. خب این نشان می‌دهد قبل از مناظره از بنده تصویر بدی در مطبوعاتی که آقای ابطحی می‌خواند، ساخته بودند ولی وقتی بنده را از نزدیک دید، متوجه شد این‌گونه نیست.
* ولی با توجه به اینکه می‌گویید سعی شما بر این است که انتقادات‌تان را رسانه‌ای نکنید به نظرم ایشان حق داشت که شما را مدافع مطلق دولت تصور کند.
** ولی مواردی هم بوده که بنده انتقادات رسانه‌ای و علنی داشته‌ام اما دسته‌ای از مطبوعات هستند که این موارد را برجسته نمی‌کنند و هرجا که به ‌نفع‌شان باشد برجسته می‌کنند. به هر صورت مهم برای من این است که به تکلیفم عمل کنم. اگر قرار باشد رفتارم را متناسب با خواست بیرون تنظیم کنم، این را نوعی نفاق و ریا می‌دانم.
* شما خیلی رک هستید. من هم می‌خواهم صریح از شما سوال کنم. نظرتان در مورد تعبیر وکیل‌الدوله که در مورد شما به کار می‌برند چیست؟
** یکی از افرادی که این واژه را در مورد بنده در مجلس مطرح کرد آقای علیخانی بود. آقای علیخانی کسی است که در انتخابات دوره نهم اعلام کرد اگر آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی رای نیاورد. والله، بالله و تالله از مجلس استعفا خواهد داد و در مجلسی که ‌هاشمی‌رفسنجانی رئیس‌جمهور آن نباشد حضور نخواهد داشت! حالا به نظر شما من وکیل‌الدوله هستم یا آقای علیخانی؟
معین نکرد این نشان می‌دهد که اسلام چنین تکلیفی را از زنان نخواسته است.
* اگر برخی از علما چنین نظری دارند آقای احمدی‌نژاد که خودش را مقید به رعایت نظر علما می‌داند چرا دست به چنین کاری زد؟
** قطعا نظر علما برای احمدی‌نژاد مهم است ولی امور کشور طبعا براساس نظر رهبری انقلاب تنظیم می‌شود و ایشان هم در این خصوص تا آنجا که من می‌دانم نظر مخالف یا موافقی نداشته‌اند. البته تشویقی هم نکرده‌اند. احمدی‌نژاد قطعا وزارت زنان را ولایت نمی‌داند و معتقد است وزیر مجری قوانینی است که مجلس تصویب می‌کند و بر چیزی ولایت ندارد تا بتواند از اختیارات شخصی‌اش استفاده کند. از طرف ...آقای علیخانی با این روحیه و اخلاقش قطعا وکیل‌الدوله هست. از طرفی برخی دیگر از اعضای فراکسیون اقلیت افرادی بودند که در زمان آقای خاتمی‌ مسائل منفی و ویژگی‌های منفی دوره اصلاحات را توجیه می‌کردند و بعدا اعلام کردند که هیچ‌کدام از آن مسائل منفی را قبول ندارند مثلا آقای کروبی یا برخی از همکاران اصلاح‌طلب مجلس هشتم که در مجلس ششم هم بودند. بنده همین الان با صراحت اعلام می‌کنم، اگر آقای احمدی‌نژاد در رویکرد‌ها پایش را کج بگذارد نه‌تنها علنی موضع می‌گیرم بلکه مخالفت و مقابله هم می‌کنیم.
* در هر مساله‌ای؟
** ببینید یکسری مسائل سلیقه‌ای است. مثلا انتخاب افراد و معاونان جزو رویکرد‌ها نیست. اما آقای احمدی‌نژاد اگر در بحث سیاست خارجی در استکبارستیزی، عدالت محوری و مبارزه با فساد پایش را کج بگذارد، برخورد می‌کنم و تعارف ندارم. ما احمدی‌نژاد را به خاطر همین ویژگی‌ها دوست داریم. حالا یعنی من در مجلس هشتم وکیل‌الدوله هستم اما این آقایان وکیل‌الدوله نبودند؟ از طرف دیگر من نماینده مردم هستم. در انتخابات اخیر 25 میلیون نفر از مردم به آقای احمدی‌نژاد رای دادند. من هم از روز اول اعلام کردم که مواضع فکری‌ام هماهنگ با آقای احمدی‌نژاد است و با این رویکرد از مردم رای گرفتم. طبیعی است من وظیفه دارم به خاطر پایبندی به آرایی که به من داده‌اند تا جایی که می‌توانم از رئیس‌جمهور حمایت کنم. حالا من قرار نیست که از این واژه‌سازی‌ها بترسم. من در سال 1378 در اوج جریان اصلاحات که خیلی از دوستان ما تصور می‌کردند فضا از دست ما خارج شده، به دانشگاه‌ها می‌رفتم و صحبت می‌کردم. اگر قرار بود تحت تاثیر جنگ روانی و تیتر روزنامه‌ها و متلک‌های آنها قرار بگیریم که هیچ وقت سفره اصلاحات آمریکایی در این کشور برچیده نمی‌شد. بنده به اندازه سهم خودم تلاش کردم که این سفره جمع شود.
* ولی من در جایی خواندم که شما گفته‌اید افتخار می‌کنید که وکیل‌الدوله دولت نهم باشید. آیا انتساب این جمله به شما صحت دارد؟
** ماجرا از این قرار است که در یک جلسه‌ای آقای علیخانی همین لفظ را در مورد من به کار برد. من هم در پاسخ گفتم آقای علیخانی ما را از این واژه‌ها نترسانید. اگر فکر می‌کنید من را وکیل‌الدوله صدا کنید تا من دیگر از دولت دفاع نکنم، اشتباه می‌کنید. من به وکیل‌الدوله بودن حساسیتی ندارم و افتخار می‌کنم حامی‌دولتی هستم که خدمتگزار مستضعفان بوده و در خط مقدم مبارزه با فساد حضور دارد و دشمنان انقلاب هم دشمن آن هستند. اسم این را وکیل‌الدوله بگذارید یا بگویید نماینده مردم اصلا برایم مهم نیست.
* آقای رئیس‌جمهور پیش از معرفی کابینه گفته بودند قصد دارم وزیرانی معرفی کنم که شگفتی‌آفرین باشد. آیا شما با دیدن نام وزیران شگفت‌زده شدید؟
** فکر می‌کنم با معرفی سه وزیر زن که اقدامی‌بی‌سابقه بود و انتخاب مشایی به عنوان معاون اول که همه از آن بی‌اطلاع بودند، شگفتی‌برانگیز بود ولی به‌جز این دو مورد، موارد شگفتی‌ساز دیگری از نظر من وجود نداشت.
* بعد از معرفی وزرای زن ما شاهد مخالفت برخی علما با این معرفی بودیم. آیا مدیریت زنان در چنین سطحی را مخالف شرع می‌دانید؟
** بنده در جایگاهی نیستم که نظرم را در این باره بگویم اما می‌توانم نظرات مختلف در این رابطه را بیان کنم. اول اینکه برخی علمای مخالف، وزارت را از نظر فقهی نوعی ولایت می‌دانند و معتقدند که با توجه به ویژگی‌های جنسی زن و ساختار روحی، خداوند برای زن جایگاه ولایت قرار نداده است همانطور که اجازه قضاوت نداده. از منظر برخی از علمای دیگر حضور بانوان در مسئولیت اجرایی بالا مثل پست وزارت یا حتی نمایندگی مجلس را ترویج اختلاط می‌دانند و معتقدند که ما نباید به سمت ترویج اختلاط برویم. این دسته از علما با اینکه زنان، رئیس دانشگاه زنان شده یا وزیر وزارتخانه زنان شوند مشکلی ندارند یکی از نظرات دیگر سیره معصومین است. آنها می‌گویند ما در سیره معصومین نمونه‌ای نداریم که از خانم‌ها در این سطح استفاده شده باشد، بنابراین باید این سیره ادامه یابد. پیامبر جنگ‌های مختلفی را از مدینه بیرون رفت و فاطمه دیگر ایشان معتقد است عدم حضور زنان در مدیریت کلان باعث شده تا مخالفان جمهوری ‌اسلامی ‌علیه ایران دست به جوسازی و تبلیغات سنگین بزنند.
* حالا در این میان شما با کدام دیدگاه موافقید؟
** من با وزارت زنان مشکلی ندارم چون از نظر فردی و اجتماعی مقلد رهبری هستم اما در این خصوص با توجه به سکوت ایشان، نظر مراجع تقلید و علما برایم مهم است.
* آیا همین استدلال‌های دو طرف برای شما پارادوکسی ایجاد نکرده؟
** خیر، در بسیاری از امور این اختلاف‌نظرها هست.
* آیا فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌تاکنون جلسه‌ای برای بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی داشته است؟
** هم هیات رئیسه و هم اعضای فراکسیون با هم جلسه برگزار کرده‌اند و جمع‌بندی‌های مقدماتی صورت گرفته است.
* جمع‌بندی شما در خصوص رای اعتماد به وزیران چیست؟
** جمع‌بندی ما این است که دو نفر از خانم‌ها در مجلس رای اعتماد نمی‌گیرند و احتمالا دو تن از آقایان.
* این تصمیم فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌است؟
** خیر، ارزیابی ما از فضای مجلس هست. البته سه نفر دیگر از وزیران هم لب مرزی هستند که به نظرم این سه نفر در روزهای آینده از مرحله لب مرزی عبور می‌کنند. کسب رای اعتماد آنها بستگی به دفاعیات خود و موافقان‌شان در جلسه رای اعتماد دارد.
* امکانش هست فراکسیون اصولگرایان در مورد وزیران تصمیمی‌اتخاذ کند که با تصمیم فراکسیون اصولگرایان متفاوت باشد؟
** قطعا این اتفاق می‌افتد، کما اینکه در گذشته همچنین موردی را داشته‌ایم. مثلا در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری، فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌از آقای احمدی‌نژاد حمایت کرد اما آقای لاریجانی و باهنر با ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد مخالف بودند و جلوی اعلام تصمیم فراکسیون اصولگرایان را گرفتند. حتی امکان دارد فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌تصمیمی‌برخلاف نظر دولت اتخاذ کند. ولی نکته اصلی اینجاست که ما برای رای نیاوردن یک وزیر کار تشکیلاتی نمی‌کنیم.
* اما اساس کار یک فراکسیون، کار تشکیلاتی است و اعضا دور هم جمع می‌شوند تا با هم تصمیمی‌را اجرا کنند. شما چرا این کار را نمی‌کنید؟
** درست است. ما هم همین کار را می‌کنیم. ما کار تشکیلاتی می‌کنیم که فلان اتفاق بیفتد و در مواقعی با کار تشکیلاتی جلوی تصمیم رئیس‌جمهور نمی‌ایستیم و اعتماد می‌کنیم به تصمیمش هر چند شاید مخالف باشیم. شاید ارزیابی منفی خود را به او بگوییم اما علیه او کار تشکیلاتی انجام نمی‌دهیم.
* یعنی بقیه کار تشکیلاتی برای افتادن وزرا هم می‌کنند؟
** بله، مثلا آقای باهنر الان آقای باهنر، کمر همت بسته برای اینکه هفت، هشت وزیر رای اعتماد نگیرند. ما برای رای نیاوردن وزرای آقای احمدی‌نژاد تلاش نمی‌کنیم.
* اگر یک وزیر معرفی شده را نامناسب و ناکارآمد تشخیص دهید چه اشکالی دارد برای رای نیاوردن او تلاش کنید؟
** ما این‌قدر به رئیس‌جمهور اطمینان داریم که تصمیمش را کاملا باطل و غلط ندانیم. ضمن اینکه بالاخره نمایندگان خودشان عقل و خرد دارند و می‌دانند به چه وزیری رای اعتماد ندهند اما تلاش نخواهیم کرد به صورت دسته جمعی به پیشنهاد رئیس‌جمهور لطمه بزنیم مگر اینکه خلاف مبانی باشد.
* این مرسوم نیست، چرا؟
** چون فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌اساسا برای حمایت از دولت تشکیل شد و اصلا معنا ندارد خودمان چوب لای چرخ دولت بگذاریم.
* شما اساسا با اینکه از طریق فراکسیون‌ها کار تشکیلاتی انجام دهید موافقید یا نه؟
** ما حدودا 10 فراکسیون در مجلس داریم که من جزو دو فراکسیون، عضو هیچ فراکسیون دیگری نشدم. اول عضو فراکسیون اصولگرایان شدم و سپس فراکسیون انقلاب ‌اسلامی. البته باید اعتراف کنم با توجه به عملکردی که فراکسیون اصولگرایان داشته از عضویت در آن پشیمانم.
* چرا پشیمانید؟
** چون معتقدم این فراکسیون از زمان تشکیل به خاطر تصمیماتی که روسایش گرفتند، فراکسیونی ناکارآمد، ناامید و غیراصولگرا بود. به همین دلیل هم بود که ما فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌را تشکیل دادیم.
* حالا عضویت همزمان شما در این دو فراکسیون ممکن است با تصمیم‌‌های متفاوتی همراه شود، آن وقت چه می‌کنید؟
** مثلا چه اتفاقی بیفتد؟
* مثلا اگر فراکسیون اصولگرایان تصمیم بگیرد به تعدادی از وزیران پیشنهادی به خاطر ضعف رای اعتماد ندهد و این خلاف نظر فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌باشد شما چه می‌کنید؟ آیا به نظر فراکسیون اصولگرایان تمکین می‌کنید؟
** هیچ نماینده‌ای به شما چنین تضمینی نمی‌دهد. چون ما قسم خورده‌ایم به یقین خودمان عمل کنیم. ما قسم نخورده‌ایم که به یقین فراکسیون‌های‌مان عمل کنیم. آنهایی که می‌گویند ما تصمیم فراکسیونی می‌گیریم اگر آدم‌های دینداری باشند باید بگویند که آیا با نظر جمعی فراکسیون یقین‌شان عوض می‌شود؟ وگرنه اگر کسی یقین دارد که کاری یا تصمیمی‌خوب است، ولی فراکسیون بگوید بد است باید به تشخیص فردی عمل کند. هر نماینده‌ای قسم خورده به چیزی که درست می‌داند عمل کند مگر اینکه با تصمیم جمعی فراکسیون، یقین فردی عوض شود که در رای اعتماد به وزیران، یقین فراکسیون، یقین شخصی من را تغییر نمی‌دهد. اگر من یقین داشته باشم که فردی به درد وزارت نمی‌خورد حتی اگر فراکسیون تصمیم به رای اعتماد بگیرد من عمل نمی‌کنم. خلاصه اینکه ما در فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌کار تشکیلاتی به ضرر دولت انجام نمی‌دهیم اما در موافقت و حمایت از آن کار تشکیلاتی می‌کنیم.
* حالا اگر دولت از اصولگرایی مورد نظر شما خارج شود چه؟
** بله، اگر دولت از اصول خارج شود علیه آن کار تشکیلاتی هم خواهیم کرد اما به سلیقه رئیس‌جمهور احترام می‌گذاریم. اصلا برای همین نام این فراکسیون هم به یکی از اسامی‌دولت گره نخورده است.
* ماجرای فراکسیون امتداد مهر چیست؟ آیا از آن خبری دارید؟
** این هم فراکسیونی است مثل دیگر فراکسیون‌ها. یک ظرفیت دیگر برای حمایت از دولت منتخب مردم است.
* ولی به نظر می‌رسد اعضایش مخرج مشترک زیادی با فراکسیون انقلاب ‌اسلامی ‌دارند و خیلی از اعضای در آن فراکسیون هم عضو شده‌اند.
** بله. همین‌طور است اما ما منعی نداریم، بلکه به عنوان یک ظرفیت اضافه به آن نگاه می‌کنیم.
* شما خودتان عضو فراکسیون امتداد مهر می‌شوید؟
** من ضرورتی برای عضویت در آن نمی‌بینم. عضو دو فراکسیون شدم کافی است، تازه از عضویت در فراکسیون اصولگرایان هم که گفتم پشیمانم. در انتخابات دوره جدید هم اگر مجددا قرار باشد آقای لاریجانی رای بیاورد به‌طور کل از فراکسیون اصولگرایان خارج می‌شوم.
* ولی اصلا معلوم نیست آقای لاریجانی برای ریاست رقیبی داشته باشد.
** البته این طور نیست، رقیب دارد و به صلاح ایشان و فراکسیون اصولگرایان هم نیست که آقای لاریجانی رئیس بماند، چون امور فراکسیون قفل می‌شود.
* آیا شما برای رسیدن به مقصودتان تلاش خواهید کرد که آقای لاریجانی دیگر رئیس فراکسیون اصولگرایان نشود؟
** حتما تلاش می‌کنیم تا ایشان را قانع کنیم خودش نیاید. ریاست مجدد لاریجانی نه به صلاح ایشان است، نه به صلاح فراکسیون اصولگرایان و نه به صلاح جریان اصولگرایی.
* در مورد آقای باهنر چه فکر می‌کنید. شما تابه‌حال دو اظهار نظر عجیب درباره ایشان داشتید. یک‌بار در مجلس گفتید باهنر در انتخابات از موسوی حمایت می‌کرد. چند دقیقه پیش هم گفتید که ایشان کمر همت بسته که هشت وزیر رای نیاورند.
** خب اینها مواضع آقای باهنر در مجلس است برای شما عجیب است ولی برای ما عادی است. گفت‌و‌گو‌ها و مواضع آقای لاریجانی و باهنر قبل و بعد از انتخابات نشان می‌داد که این همکاران از انتخاب وی ناراحت هستند.
* مشخصا به چه دلیل این مخالفت‌ها وجود دارد؟
** خب من فکر می‌کنم نوع نگاه این دوستان به قدرت و مسئولیت‌ها متفاوت از یکدیگر است. برخی از سیاسیون قدرت را با معامله به دست می‌آورند با معامله هم نگه می‌دارند و با معامله هم تحویل می‌دهند و برخی هم اصلا معامله بلد نیستند.
* در حال حاضر برخی از افراد شاخص اصولگرای مجلس معتقدند وزرایی که نامه به رهبری در موضوع مشایی را امضا نکرده‌اند نباید رای اعتماد بگیرند!
** البته این بیش از آنکه یک اعتقاد و دفاع از ولایت‌مداری باشد، نوعی بهانه برای تسویه حساب سیاسی با احمدی‌نژاد است چون کسانی این حرف را می‌زنند که در طول ایام قبل از انتخابات تمام تلاش خود را کردند تا جلوی اعلام حمایت از فراکسیون اصولگرایان از احمدی‌نژاد را بگیرند و این کار را برای حمایت از موسوی کردند. بعد از انتخابات هم مواضع آنها یکی به نعل یکی به میخ بود، برخی از همین اصولگرایان حتی حاضر شدند در فیلم انتخاباتی موسوی هم باشند! چون قافیه را باخته بودند و فکر می‌کردند انتخابات دو قطبی شده و مشارکت بالاست و برد ما در مشارکت حداقلی است نه حداکثری! آن وقت الان همان دوستان می‌گویند این دولت ولایت‌پذیریش می‌لنگد و امثال نجار و میرکاظمی‌نباید رای بیاورند چون نامه به رهبری را امضا نکردند!
* اساسا متن این نامه چه بود؟
** تا آنجا که من اطلاع دارم اصلا نطفه این نامه منعقد نشد، این پیشنهاد بود، جلسه‌ای هم گرفته شد ولی عملیاتی نشد.
* چرا عملیانی نشد؟
** شاید آنها نهی شدند. اصل این کار درست نبود و معنی آن، این بود که رئیس دولت با ولایت فقیه مشکل دارد در حالی که یکی از ویژگی‌های این دولت و ریاست آن همین ولایت پذیریش بود.
* یعنی از اصولگرایان کسانی بودند که به مشارکت حداقلی معتقد باشند؟
** بله! البته این اعتقاد در درجه اول به آقای‌هاشمی‌برمی‌گردد که ایشان در دوره‌های قبل معتقد بود ما باید به مشارکت حداقلی اکتفا کنیم تا فرد مورد اعتماد با رای ثابت به ریاست برسد و کار کند. ایشان دقیقا در این خصوص با رهبری اختلاف نظر داشتند. هرچند آقای ‌هاشمی ‌در این دوره با تمام وجود برای مشارکت حداکثری تلاش کرد و در بنرهای تبلیغاتی هم به نقل از وی نوشتند که اگر اکثریت نیاید اقلیت حاکم می‌شود. اما در بین اصولگرایان هستند کسانی که به مشارکت حداقلی قائلند. من یادم می‌آید در یک جلسه آقای باهنر می‌گفت چون احتمال دارد آقای موسوی رای بیاورد، برخی از احزاب و شخصیت‌های اصولگرا باید بروند از او حمایت کنند تا بعدا بتوانیم با او کار کنیم. این حرف با اصولگرایی سازگاری دارد که بعضی‌ها نگاه کنند باد از کدام طرف می‌وزد بر آن اساس خودشان را تنظیم کنند.
* در آن جلسه که آقای باهنر این حرف را زد چه افرادی حضور داشتند؟
** در آن جلسه آقای حسینیان، آقای زارعی و آقای لاریجانی حضور داشتند. آن زمان هنوز تبلیغات انتخاباتی شروع نشده بود اما برآورد باهنر این بود که آقای موسوی رای می‌آورد و استدلالش این بود که نباید بگذاریم مثل جریان دوم خرداد شود بلکه ما هم باید مدعی باشیم که در رای آوری نقش داشتیم و بتوانیم برای اداره کشور کمک کنیم.
* کمک کردن که عیبی ندارد؟
** البته تعبیر خودمانی‌اش این بود که سهم ما از قدرت محفوظ بماند. ما در همان جلسه به باهنر اعتراض کردیم و گفتیم این حرف کجایش با اصولگرایی می‌سازد؟ جالب است بدانید بعد از نطق عبای شکلاتی که من در مجلس قرائت کردم و لازم بود تا به آقای خاتمی‌پاسخ داده شود همین دوستان می‌گفتند این نطق تو به ضرر ماست. گفتم چرا؟ می‌گفتند این نطق باعث می‌شود فضای انتخابات ریاست‌جمهوری دو قطبی شود و اگر فضا دو قطبی شود، مشارکت سیاسی افزایش پیدا می‌کند و اگر مشارکت مردم بالا رود، اصلاح‌طلبان پیروز می‌شوند و ما رای نمی‌آوریم.
* این دیدگاه را آقای باهنر هم داشت؟
** اصلا این دیدگاه ایشان بود. البته آقای لاریجانی هم به همین دلیل مخالف دوقطبی شدن فضای انتخابات بود. در نهایت وقتی فضای انتخابات دو قطبی شد، پیش‌بینی این شخصیت‌ها این بود که آقای موسوی رای می‌آورد. برای همین کدهایی به آن طرف نشان می‌دادند.
* خب این کار هم نوعی سیاست‌ورزی است؟
** بله. اسم این را می‌توان سیاست‌ورزی گذاشت، منتهی این دیگر اصولگرایی نیست.
* خب این آقایان هم چهره‌های سیاسی هستند.
** بله. ما هم قبول داریم این آقایان سیاسی هستند و معامله هم یکی از مراحل کار سیاسی است. الان هم مشکل‌شان با احمدی‌نژاد این است که پا به معامله نمی‌دهد. مشکل اصلی این است که متاسفانه بخشی از جریان اصولگرایی اهل معامله هستند و سوراخ دعای معامله را هم به خوبی بلدند. حالا که می‌بینند احمدی‌نژاد با آنها معامله نمی‌کند او را می‌زنند.
* به نظر شما همین موضوع باعث شده که اکنون تلاش کنند برخی وزیران رای نیاورند؟
** یک دلیلش این است.
* مخالفت‌ها دلایل دیگری هم دارد؟
** علاوه بر این، یک مساله دیگر هم در بین برخی چهره‌های اصولگرا وجود دارد و اینکه برخی از این دوستان گرفتار حسادت شده‌اند. می‌گویند20 سال ما در چشم مردم بودیم. در صدا و سیما و مطبوعات حضور داشتیم اما به یکباره احمدی‌نژاد از در وارد شد و در قلب مردم نفوذ کرد.
* بالاخره نمی‌توان انکار کرد که اصولگرایان منتقد، انتقادات اصولی هم در قبال احمدی‌نژاد به عمل آورده‌اند. آیا این انتقادات را قبول ندارید؟
** قطعا قبول دارم که برخی انتقادات به آقای احمدی‌نژاد وارد است. اما‌‌ ای کاش آقایان، روی همان انتقادات اصولی خود می‌ایستادند ولی آقایان از انتقادات اصولی شروع می‌کنند و در ادامه، کار را به انتقادات غیروارد می‌کشانند و از این نقطه شروع به زدن دولت می‌کنند.
* یک مثال بزنید تا کمی‌موضوع روشن شود.
** مثلا بحث قانون‌گرایی که از ادعاهای آقایان است. به همین بهانه قانون‌گرایی آقای لاریجانی تمام تلاشش را کرد تا در آستانه انتخابات، گزارش ناتمام دیوان محاسبات ارائه شود که خوراک تبلیغاتی رقیب هم شد. این پز قانون‌گرایی در حالی است که آقای لاریجانی خودشان قانون را زیر پا گذاشته‌اند. ‌همین الان یک‌سال از زمان تغییر آیین‌نامه گذشته و باید رئیس کمیسیون اصل نود به مجلس معرفی شود تا نمایندگان به وی رای دهند. آقای لاریجانی از طرفی از مواضع آقای فاکر خوشش نمی‌آید و از طرفی هم در رودربایستی مانده و نمی‌تواند ایشان را تغییر دهد برای همین کسی را به مجلس معرفی نمی‌کند. یا اینکه طبق آیین نامه یکی از وظایف کمیسیون برنامه و بودجه این است که گزارش مالی مجلس را به نمایندگان ارائه دهد، این گزارش نه پارسال ارائه شده و نه امسال. یعنی یک سال تاخیر در اجرای قانون!؟ حالا هی ما نطق کنیم که میزان سنجش ما برای دولت قانون است و...
* در این ایام بحث لابی‌های پارلمانی در مجلس بسیار مطرح است. آیا خود شما هیچ گاه به این لابی‌ها دعوت شدید که برخی بخواهند با شما رایزنی کنند یک وزیر رای بیاورد یا رای نیاورد؟
** ببینید ما در مجلس سه جریان داریم. جریان اول معتقد است که از دولت باید حمایت کرد. جریان دوم جریان اقلیت است که موضع سیاسی دارد. جریان سوم هم طیف آقای لاریجانی و باهنر است که جزو منتقدانی هستند که آقای احمدی‌نژاد باید حرف‌شان را بشنود. دوستان اقلیت که طبیعتا ما را برای لابی کردن دعوت نمی‌کنند چون گروه خونی‌مان به هم دیگر نمی‌خورد. طیف آقای باهنر هم که از مواضع ما اطلاع دارد دعوت نمی‌کند. می‌ماند طیف خودمان که با هم جلسه داریم.
* به عنوان حسن ختام چند سوال کوتاه دارم که جواب‌های کوتاهی هم می‌طلبد. آیا وزیری هست که معمولی باشد اما فقط به خاطر اینکه احمدی‌نژاد معرفی کرده و به او اطمینان دارید رای اعتماد دهید؟
** یکی دو نفر از وزیران به نظرم معمولی هستند و به خاطر نظر رئیس‌جمهور به آنها رای می‌دهم. به یکی، دو نفر هم با وجود مثبت بودن نظر رئیس‌جمهور رای اعتماد نمی‌دهم. به بقیه هم با علم و اطلاع خودم رای می‌دهم. اما این نفراتی هم که در رای دادن به آنها مردد هستم بسته به دفاعی که در روز رای اعتماد از خود و برنامه‌های‌شان می‌کنند ممکن است نظرم را تغییر دهند.
* تندروترین نماینده فراکسیون اقلیت را چه کسی می‌دانید؟
** تندرو از چه نظر؟ از نظر بی‌مبنایی یا صراحت؟
* از هر دو نظر؟
** از نظر صراحت من آقای شیخ قدرت علیخانی را تندرو می‌بینم.
* از نظر بی‌مبنایی چه؟
** آقای قنبری.
* در فراکسیون اکثریت چطور؟ برخی‌ها شما را تندرو می‌دانند. نظر خودتان چیست؟
** برخی‌ها در سطح جامعه به خاطر صراحتم به من تند رو می‌گویند اما من مستند حرف می‌زنم و بی‌عقلی و بی‌احترامی‌نمی‌کنم. با کسی تعارف ندارم حتی با آقای احمدی‌نژاد. اگر می‌بینید من امروز در برابر برخی دوستان اصولگرا موضع می‌گیرم دلیلش این است که فکر می‌کنم نباید معامله کرد و نباید سکوت کرد. اگر آقای احمدی‌نژاد هم خدای نکرده به این نقطه برسد علنی اعتراضم را می‌گویم. با این حال تصور می‌کنم از نظر صراحت تندتر از من آقای کوچک‌زاده است اما در جمع اصولگرایان کسی را از نظر بی‌مبنایی و دریدگی به عنوان تندرو نمی‌بینم.
* اگر از شما با همین صراحت انتقاد کنند ناراحت نمی‌شوید؟
** نه! شما به سایت من مراجعه کنید، بخشی دارد به نام بازتاب‌ها که در آن بازتاب‌های مثبت و منفی درباره رسایی نشان داده می‌شود و یا در پیام‌هایی که در زیر یادداشت‌ها قرار داده می‌شود، شما نظرات موافق و مخالف را می‌بینید. اصلا هم مهم نیست که کدام یک بیشتر است. در مواقع مختلفی این نظرات به سوپاپ اطمینان من تبدیل شده‌اند و باعث آن شده‌اند تا از تندروی نامعقول خودداری کنم.
* به عنوان آخرین سوال می‌خواهم بپرسم حمید رسایی از اینکه قرار است تشکیلات جدید آقای موسوی به نام «رسا» نامگذاری شود چه حسی دارد؟
** چون به فامیلی من نزدیک است فکر می‌کنم هیچ وقت تشکیل نمی‌شود.
* چطور؟
** چون ویژگی‌های لازم را ندارد. یکی از ویژگی‌ها قانونی بودن است. این تشکیلات جایگاه مردمی‌ندارد و به جایی نمی‌رسد. آقای موسوی باید کم‌کم خودش را آماده کند تا در دادگاه حاضر شود. ایشان در دادگاه باید در خصوص ادعاهایی که مطرح کرده پاسخگو باشد.
* آیا زمینه دادگاهی کردن ایشان فراهم است؟
** قانون باید اجرا شود. همان‌طور که معتقدیم در مورد فرزندان آقای ‌هاشمی‌ هم باید قانون اجرا شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات