ایرج صیادیشهرکی
انتخابات اخیر ریاست جمهوری در 22 خرداد ماه، جشنوارهای از رویدادها و حوادث تلخ و شیرین بود که چنانچه با نگرشی جامع و واقعبینانه و به دور از تعصبات جناحی و گروهی و حب و بغض شخصی مورد بازبینی و دقت نظر بیشتری قرار گیرد برای همه اقشار و سطوح جامعه از عوام تا خواص پندآموز و مایه عبرت برای اصلاح رفتارهای اجتماعی و کنشهای سیاسی خواهد بود. از ویژگیهای منحصر به فرد این انتخابات، حضور حداکثری و مشارکت 85 درصدی آحاد مردم و رأی قاطع منتخب ملت و نیز برگزاری انتخابات امن و سالم که سرمایهای عظیم و کارآمد در بازدارندگی تهدیدات علیه امنیت ملی و تقویت وحدت ملی بود که متأسفانه با خیانت و حماقت برخی عناصر قدرتطلب و دلداده به اجانب این سرمایه ملی به باد داده شد.
مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) از مدتها پیش از انتخابات به طور مکرر هشدار میدادند که دستهایی در کار است تا شیرینی پیروزی ملت در انتخابات را در کام مردم تلخ کنند اما این هشدارها از طرف نیروهای انقلاب با جدیت لازم پیگیری نشد.
حوادث بعد از انتخابات اگرچه برای ملت بزرگ ایران اسلامی در صحنه داخلی و خارجی از کشور بسیار خسارتبار، پرهزینه و گران تمام شد ولی به طور قطع انقلاب اسلامی را تا سالیان سال بیمه کرد. هر چقدر در این رخداد بزرگ تاریخ انتخاباتی کشور و حماسه بیبدیل ملت بزرگ ایران تأمل بیشتری شود، عمق خیانت دشمنان و خیانت، لجاجت و جهالت برخی عناصر و جریانات داخلی و از طرف دیگر لطف و رحمت و عنایت الهی بر این ملت هوشیار و فهیم نمایانتر میشود. در این دوره از انتخابات امپراتوری رسانهای غرب همچون گذشته و از قبل از انتخابات و با بسیج تمام ظرفیت ناتوی فرهنگی و به راه انداختن جنگ نرم و القای شهادت، دروغپردازی، تخریب چهرهها و هدایت ناآرامیها و آشوبها، در راستای مقابله با انقلاب اسلامی و ایجاد انقلاب مخملی، به طور آشکار وارد معرکه شدند.
اعتراف تکاندهنده برخی سران فتنه و آشوبهای اخیر در ارتباط با بیگانگان و دعوت از آنها به کشور برای هدایت و فرماندهی در صحنه و نیز سفر به خارج از کشور و ملاقات و برگزاری جلسات با جانیان بینالمللی از جمله جورج سوروس صهیونیسم، رئیس هیأت مدیره جامعه باز OIS و زیر سؤال بردن جمهوریت و اسلامیت نظام به ویژه اصل مترقی ولایت فقیه، میراث ارزشمند امام(ره) و در قالب مأموریتی برای نجات کشور و با هزینه بیتالمال برای جلب اعتماد و حمایتهای استکبار جهانی در جهت تسلط بر هم ارکان در نظام و کسب قدرت مطلق! (به خیال خام خود) بسیار عبرتآموز است و شگفتآورتر آنکه ایشان مدعی پیروی و پیشتازی خط امام(ره) و نیز قرابت و ارادت بیش از دیگران به امام(ره) بودند. سرمایهگذاری دشمنان در ساخت فیلم مستند انتخابات اخیر توسط عنصر معلومالحالی مانند حنای مخملباف با بزرگنمایی اعتراضات و سیاهنماییهای اوضاع بعد از انتخابات بیانگر میزان امید آنان در ایجاد فتنه و آشوب برای تحقق انقلاب مخملی در ایران بود که به فضل الهی تبدیل به یأس شد و این فیلم با شکست سناریوی جورج سوروس پدر و کارگردان اصلی انقلاب مخملی به پایان رسید.
اگر تاریخ اسلام را بازکاوی کنیم، همه رویدادها و حوادث کنونی کشور، را در آینه تاریخ به وضوح میبینیم. گویا تاریخ دوباره تکرار شده، دوباره قصور خواص اهل حق و غفلت و خروج متدینین بیبصیرت و پیوند کفار و منافقان علیه جبهه حق را میتوان ملاحظه کرد ولی چه میشود کرد که وهمزدگان خود بزرگبین و سرمداران انقلاب مخملی پند نمیگیرد. تاریخ اسلام مملو از آموزهها و عبرتهایی است که مطالعه آنها راهگشاست و ما را در تحلیل مسائل اخیر به خوبی راهنمایی میکند و میتواند سران جبهه اصلاحات و آنهایی را که از روی جهالت و قشریگری، به راه انحراف و اشتباه افتاده است را در گمراهی بیشتر و انحطاط باز دارد، اگر خباثت تمام وجودشان را تسخیر نکرده باشد و هنوز صداقتی مانده باشد تا توفیق الهی همراهشان شود.