بسمالله الرحمنالرحیم
در تاریخ، قطعههائی پیش میآیند که با دیگر مقاطع زمانی تفاوتهای اساسی دارند؛ درس آموزند، سرنوشتسازند، راهگشا هستند، انسانسازند و مسیر خود تاریخ را تغییر میدهند.
عصر ما که به لحاظ پیشرفت عظیم علمی، صنعتی و ارتباطی، بینظیر است، خوی ددمنشی را نیز در بسیاری از انسانهای صاحب قدرت بشدت بالا برده است. از ویژگیهای این عصر، پیشرفت شرارت و رذالت در وجود سران کشورهای صاحب صنعت و غفلت از اخلاق و فضیلت است.
جنگهای زیادی که در این دوران رخ داده و جنایاتی صورت گرفته، شاهد گویای این واقعیت بسیار تلخ است.
از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال 1324 (1945 میلادی) تا جنگ ویتنام و تا جنایات جنگی صربها در بوسنی و هرزگوبین و کوزوو، و اشغال نظامی افغانستان و عراق و کشتار روزمره مردم فلسطین و تهاجم وحشیانه نظامی 33 روزه رژیم صهیونیستی به لبنان که در همه اینها آمریکا بطور مستقیم و یا غیرمستقیم دست داشت، برگهای سیاهی هستند که کارنامه قدرتمندان عصر اتم و ارتباطات را بشدت ننگین و غیرقابل قبول ساختهاند.
شگفت اینکه سران آمریکا، که در رأس این فتنهها قرار دارند، همه این جنایات را توجیه میکنند و با ادعای مسخره استقرار دموکراسی به همه کشتارها، تخریبها و از بین بردن حرث و نسل رنگ حق به جانب میزنند! در ژاپن، با بکار بردن بمب اتمی، آمریکا نسل مردم دو شهر بزرگ را قطع کرد و محیط زیست و کشاورزی را برای همیشه آلوده ساخت، در ویتنام به زن و کودک و پیر و جوان رحم نکرد، خانههای آنها را بر سرشان خراب کرد، مزارعشان را نابود ساخت و زندگی را از آنها گرفت، در افغانستان و عراق علاوه بر همین جنایات، سربازان آمریکائی به ناموس مردم تجاوز کردند و ثروتهای سرشار آنها را به غارت بردند و ناامنی و بیکاری و فساد را به ارمغان آوردند، در لبنان فاجعه قانا وجدان جهانیان را تکان داد و ویرانیهای ضاحیه در بیروت و روستاهای جنوب لبنان چهره ددمنشانه مدعیان دموکراسی را افشا کرد و در فلسطین نیز همین جنایات جیره روز مردم است که از خاک و دین و شرف خود در برابر متجاوزان و غاصبان دفاع میکنند...
مروری بر این جنایات، فلسفه اعطای عنوان «شیطان» بزرگ به آمریکا را که از یادگارهای جاویدان امام خمینی است آشکار میکند و عنوان جدیدی را که حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب بهآمریکا دادند و آنرا «طاغوت اعظم» نامیدند. و هر چه زمان بیشتر میگذرد، درستی این جمله امام خمینی که میفرمودند «آمریکا امالفساد قرن است» بیشتر به اثبات میرسد.
در برابر این رذیلتها که امروز گریبانگیر قدرتهای بزرگ جهانی شده و آنها را به پائینتری مراحل فساد و انحطاط کشانده، خوشبختانه فضیلتهای افتخارآفرینی در جای جای جهان سر برآورده است که نویدبخش آیندهای درخشان و مالامال از سعادت برای بشریت است.
آنچه در 33 رو تهاجم وحشیانه نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان و مقابله پیروزمندانه حزبالله لبنان در برابر این تهاجم رخ داد، نمونهای از ثمرات این آینده نویدبخش و سعادتآفرین است.
ارتش رژیم صهیونیستی، که خود را پنجمین ارتش قدرتمند جهان میداند، با تمام امکانات و تجهیزات پیشرفته به سرزمین کوچک و بیدفاع لبنان از زمین و هوا و دریا حملهور شد. ارتش لبنان بدون تحرک پادگانها ماند و خانهها و مزارع و پلها و بیمارستانها و زیرساختهای این کشور بدون هیچ مانعی آماج حملات هوائی و توپخانهای رژیم صهیونیستی قرار گرفت. هدف این تهاجم نظامی، محروم ساختن حزبالله لبنان از پشتوانه مردمی و سپس نابود ساختن حزبالله بود. سران کشورهای عربی ساکت و پشتپرده، حامی صهیونیستی بودند و پول و بمبهای هوشمند و سایر تجهیزات نظامی آمریکا نیز با چند پل هوائی یکسره در اختیار صهیونیستها قرار میگرفت. شورای امنیت سازمان ملل نیز برای تصویب قطعنامه آتشبس و جلوگیری از ادامه تهاجم نظامی رژیم صهیونیستی با وتوی آمریکا مواجه میشد.
تنها مدافع لبنان در این تهاجم گسترده، حزبالله لبنان بود؛ یک گروه چریکی فاقد پشتوانههای دولتی و ارتش رسمی اما صاحب ایمان، روحیهای بسیار قوی و معنویتی بالا. در این رویاروئی نابرابر، سرانجام در میان شگفتی همه صاحبنظران در سراسر جهان، حزبالله توانست شکستخوار کننده و خفتباری را بر رژیم صهیونیستی و ارتش مثلاً قدرتمندش تحمیل نماید و امتیاز وتوی آمریکا را خنثی کند و رئیسجمهور آمریکا و وزیر خارجهاش را، که در انتظار تولد خاورمیانهای جدید طبق نظر آمریکا بودند، وادار به دادن چراغ سبز برای برقراری آتشبس نماید.
این جنگ در واقع، جنگ رذیلت در برابر فضیلت بود، جنگ کفر با ایمان بود و جنگ قدرتهای فاسد مادی با قدرت معنوی بود.
پیروزی حزبالله لبنان، نشان داد که در اوج قدرت طاغوتهای متکی بر مادیات میتوان با تکیه بر معنویت و ایمان، همه آنها را به زیر کشید و کاخ شیشهای آنها را درهمریخت و به قول سیدحسن نصرالله، دبیر کل قهرمان حزبالله لبنان، «اسرائیل مثل خانه عنکبوت سست است.»
قطعه تاریخی 33 روز مقاومت پیروز حزبالله، که درسآموز، سرنوشتساز، راهگشا، انسانساز و تغییردهنده مسیر تاریخ است، یکی از همان قطعههای تاریخی است که با دیگر مقاطع زمانی تفاوت اساسی دارند.
این مقاومت، علاوه بر آنکه راه را بر تکمیل خاورمیانه موردنظر آمریکای استعمارگر بست، مسیر تاریخ خاورمیانه و چه بسا تاریخ مبارزات ملتها را نیز تغییر داد. رعب مصنوعی القا شده و به وجود اعراب از رژیم صهیونیستی اکنون جای خود را به روح امیدواری و حساس قدرت در برابر این رژیم غاصب داده و مرحله جدیدی در تاریخ خاورمیانه آغاز شده که به «خاورمیانه بدون اسرائیل» منتهی خواهد شد و کما اینکه مقاومت حزبالله به همه ملتهای تحت ستم فهمانده است که با تکیه بر خود میتوانند بر بزرگترین قدرهای مادی غلبه کنند.
این قطعه تاریخی باید بطور تفصیلی نگاشته شود و در سینه تاریخ به عنوان حماسهای که نمایشگر پیروزی فضیلت بر رذیلت است ماندگار گردد.
ویژهنامهای که در دست شماست هر چند چنین کار بزرگی را برعهده ندارد، لکن گامی است در جهت ثبت گوشههائی از آنچه به این حماسه ماندگار تعلیق دارد. بدان امید که مقدمهای باشد برای کارهای بزرگ و عمیق، این ویژهنامه را فقط هدیهای کوچک میدانیم به رزمندگان پیروز حزبالله و شهدای ارجمندی که با خون خود فضیلتنگاران عصر ما شدند. خدا قبول کند.