به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی کریستین ساینس مانیتور با انتشار مطلب فوق در گزارشی آورده است: کمک به افغانستان برای ایستادن بر روی پاهای خود - که یک ضرورت برای کشورهای منطقه و غرب است - امری است که ممکن به چندین دهه زمان نیاز داشته باشد. از طرفی روشن و پر واضح است که غرب نمیتواند این امر را محقق سازد.
این روزنامه میافزاید: اگرچه نیروهای اشغالگر تحت امر غرب در افغانستان، بیشترین میزان ثبات و پیشرفت را در طول سه دهه اخیر در این کشور برقرار کردهاند؛ اما حضور بیشتر نیروهای ائتلافی تحت امر آمریکا، آتش شورشهای بومی را شعلهورتر خواهد کرد و همچنین تروریسم فراملیتی را تداوم میبخشد و مانع بازگشت پناهندگان افغان به روستاهای خود میشود.
حضور آمریکا همچنین مانع فعالیت خطوط لوله انرژی بالقوه در این کشور است. از همه مهمتر مانع برقراری یک صلح دایم در افغانستان خواهد بود.
در ادامه میخوانیم: در حال حاضر طالبان با شورشهای تحت امر خود میدان را در دست گرفته و تلفات غرب افزایش یافته است. حملات چند هفته اخیر، مرگبارترین آنها از سال گذشته است و منجر به کشته شدن هشت سرباز آمریکایی و چهار افسر امنیتی افغان شده است. راهحل پنتاگون انجام عملیاتهای ضد شورش پر هزینه است که بیشتر شامل ملیتسازی میشود تا جنگ. اما این اقدام با تحولات داخلی هماهنگ نیست.
این روزنامه میافزاید: اکثریت آمریکاییها به ویژه دموکراتها، مخالف حضور آمریکا در افغانستان هستند. آنها تمایل دارند ارتباط اندکی بین افغانستان و امنیت خود قائل شوند. مخالفت با حضور در افغانستان حتی در میان سایر کشورهای عضو ناتو شدیدتر است. از طرفی شرکای حاضر در نیروهای ائتلاف تحت امر آمریکا نیز تقریبا خستهاند.
ساینس مانیتور مینویسد: با این وجود، خروج شتابزده غرب از افغانستان، یک خلاء بزرگ در این کشور ایجاد خواهد کرد. افغانستان مملو از شکافهای قبیلهیی و نژادی است. تنها موفقیت دولت این کشور برگزاری انتخاباتی مخدوش است که در آن توانسته به نفع خود تقلب کند. ارتش و پلیس ملی تا رسیدن به شرایطی که بتوانند امنیت کشور خود را تامین کنند، سالها فاصله دارند. سایر نهادهای دولتی از کمبود منابع انسانی و مالی رنج میبرند و بدون کمک خارجی نمیتوانند وارد عمل شوند.
این روزنامه در بخش دیگری آورده است: به منظور جلوگیری از وابستگی بیشتر افغانستان به کمک مالی بینالمللی برای توسعه و امنیت، سربازان آمریکایی و غربی باید خاک افغانستان را ترک نمایند؛ اما در عین حال سربازان نمیتوانند بدون پر کردن خلاء موجود، از افغانستان خارج شوند.
راهحل چیست؟
نویسنده این مطلب با طرح این پرسش نوشته است: در پاسخ باید گفت که کشورهای مسلمان و منطقه باید خلاء مذکور را پر کنند. اکثر شورشها در افغانستان علیه نیروهای غیر مسلمان در این کشور مسلمان به وقوع میپیوندند. به عنوان مثال، در بیانیههای طالبان نیروهای ائتلاف تحت امر آمریکا به عنوان صلیبیون معرفی میشوند و آنها را همانند مهاجمان پیشین میپندارند. حساسیت نسبت به حضور غیر مسلمانان در این سرزمین، انگیزه مشترکی به شورشیان افغان و القاعده میدهد؛ القاعدهای که به طور مستقیم آمریکا را در داخل و از خارج تهدید میکند.
نگارنده میافزاید: سازمان کنفرانس اسلامی که بیش از 40 کشور مسلمان در آن حضور دارند، باید یک گروه ویژه برای افغانستان تشکیل دهد و کشورهایی مانند ایران، پاکستان، عربستان و ترکیه رهبری آن را بر عهده گیرند. این گروه یک ائتلاف از کشورهای مسلمان را رهبری خواهد کرد که مسوول تحولات سیاسی، اقدامات آشتی جویانه، حفاظت از صلح، تحولات اقتصادی و ظرفیت سازی دولتی در افغانستان خواهد بود.
این روزنامه ادامه میدهد: کشورهای مسلمان ثروتمند مانند مالزی، قطر و امارات متحده عربی میتوانند هزینههای تشکیل این گروه را تقبل کنند. با توجه به روابط مشکلدار افغانستان با همسایگانش، حافظان صلح میتوانند از طریق کشورهای مسلمان غیر همسایه مانند بنگلادش، مصر، اندونزی، اردن و ترکیه وارد افغانستان شوند. بسیاری از این کشورها تجربیات با ارزشی دارند که میتوانند ارایه دهند. به عنوان مثال، بنگلادش یکی از کشورهای اصلی شرکت کننده در اعزام نیرو به ماموریتهای حافظ صلح سازمان ملل است. ترکیه (عضو ناتو) و امارات متحده عربی نیز هم اکنون در افغانستان حضور فیزیکی دارند. حفاظت از صلح در افغانستان ادامه طبیعی ماموریتهای خارجی آنها خواهد بود.
در ادامه میخوانیم: اعضای ناتو و سازمان همکاری شانگهای نیز میتوانند در ارایه کمکهای مالی به این طرح شرکت نمایند؛ اما حضور نظامی فقط باید به حضور نیروهای نظامی مسلمان ختم شود. مصر، ترکیه و پاکستان دارای پیشرفتهترین بروکراسی و ارتش در میان کشورهای مسلمان هستند. آنها میتوانند به آموزش سرویسهای غیر نظامی خارجی و امنیتی افغانستان کمک کنند. این طرح باعث خواهد شد کشورهایی مانند مصر و ترکیه این فرصت را پیدا کنند که نقش رهبری منطقهای سابق خود را احیا نمایند. این طرح هم چنین سکویی را برای کشورهای رقیب ایران و عربستان فراهم خواهد آورد تا به طور سازنده، مشکلات و دغدغههای متوجه امنیت و منافع خود را حل کنند.
این روزنامه میافزاید: شماری از سازمانهای بینالمللی مانند بانک توسعه اسلامی و صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی باید به بازسازی اقتصاد افغانستان ادامه دهند. این طرح میتواند از طریق خانواده سلطنتی عربستان و یا ارتش پاکستان در اختیار ملاعمر، رهبر طالبان قرار گیرد. ملا عمر از طریق سخنگویان خود اعلام نموده که مایل به مذاکره با دولت کابل است؛ اما در چارچوب خروج نیروهای ائتلاف تحت امر آمریکا از افغانستان. نمایندگان آنها و فرماندهان شبه نظامی منطقهای میتوانند به طور گسترده در صحنه سیاسی افغانستان حضور یابند و رهبران قبیلهای نیز در لوئی جرگهها و یا شوراهای منطقهای حضور یابند.
در بخش پایانی گزارش روزنامه کریستین ساینس مانیتور میخوانیم: از طرفی همزمان با خروج نیروهای غربی از افغانستان، باید یک دولت ائتلافی موقت در کابل تشکیل شود. در زمان روی کار بودن این دولت، آمریکا و پاکستان باید به عملیات خود برای نابود کردن نیروهای افراطی خارجی حاضر در مرز افغانستان-پاکستان ادامه دهند. حضور مسلمانان در افغانستان برای برقراری صلح و ثبات منجر به ایجاد شکاف میان شورشیان افغان و افراطیون خارجی مانند القاعده میشود. گروهی که حذف آنها هدف اصلی دولت اوباما در منطقه است. در نهایت، زمانی که کشورهای مسلمان برای ایجاد ثبات در افغانستان قیام کنند، ضربهای سنگین به القاعده وارد خواهد شد.