مترجم: محمدعلی آذرینیا
نقش اساسی زنان در خانواده، سیستم های تولید مواد غذایی و نیز اقتصادهای ملی کشورهای آفریقایی هر روز بیش تر به رسمیت شناخته می شود. این رشد تاثیر عمدتاً حاصل تلاش های خود زنان در سازمان یافتن و تغییر سیاست های حکومت هاست. طی دهه 1990 روند تشکیل سازمان های زنان تسریع شده و باز شدن نسبی فضا به این امر کمک کرده است. زنان همچنین خواستار بیش تر شدن فرصت های اقتصادی و اجتماعی خود و نیز بهره مندی از آزادی های خاص اند. زنان آفریقایی همزمان با ارتقای سطح اجتماعی خود، در کل بر سطح اقتصاد این قاره نیز تاثیری بزرگ بر جا گذاشتهاند.
اما زنان در آفریقا در راه پیشرفت خود با موانع متعددی روبه رو بوده اند و تاثیرات مثبت آن ها بر اقتصاد این قاره باعث نشده آن ها دسترسی بیش تری به منابع داشته باشند و در تصمیم گیری ها نقشی بزرگ تر بازی کنند. از سوی دیگر الگوی مشارکت اقتصادی و سیاسی آن ها نیز طی چند دهه گذشته آن طور که باید تغییر نکرده و نو نشده است. اندیشمندان این قاره معتقدند برای اعطای نقشی بزرگ تر به زنان، قدم بعدی افزایش توانایی ها و مهارت ها و نیز افزایش فرصت ها برای زنان در جامعه است.
اما در حقیقت در کنار چالش های سیاسی برای نقش آفرینی گسترده تر زنان، چالش های دیگری بر سر راه حرکت رو به جلوی زنان در کشورهای مختلف قاره آفریقا مشاهده می شود. افول استانداردهای اقتصادی و اجتماعی، جنگ و شیوع بیماری ایدز نخستین قربانیان خود را از بین زنان انتخاب می کنند. در این قاره اکثریت فقرا و بی سوادها در مناطق شهری و روستایی زن هستند و اکثر زنان جوان 15 تا 25 سال مورد سوء استفاده های جنسی قرار می گیرند و در معرض ابتلا به ایدز هستند. در حال حاضر دستورالعمل اقدام برای بهبود وضع زنان شامل موارد زیر است:
1- مبارزه با فقر زنان، 2- افزایش دسترسی زنان به خدمات آموزشی و بهداشتی، 3- افزایش مشارکت زنان در روند صلح و 4- اجرای حقوق زنان. این اهداف برای سده 21 در نظر گرفته شده است و دولت های آفریقایی ملزم شده اند برای تحقق این اهداف برنامه ریزی کنند. در برنامه های توسعه ای از دولت ها خواسته شده در تدوین برنامه های توسعه ای از دیدگاه های زنان و سازمان های غیردولتی استفاده شود.
اما تحقیقات اخیر نشان می دهد تنها 10 کشور آفریقایی برنامه هایی برای این منظور تدوین کرده اند. یکی از مهم ترین دلایل این امر فقدان اراده سیاسی کافی و پایبندی مداوم است. در حالی که اکثر کشورهای آفریقایی توافقنامه های سازمان ملل نظیر کنوانسیون محو تبعیض علیه زنان را امضا کرده اند و طبق آن نباید علیه آن ها تبعیض روا داشته شود، اما این امضا در عمل به برخورداری زنان از حقوق مساوی با مردان و بهتر شدن شرایط زندگی و کار آن ها منجر نشده است. این وضعیت باعث خواهد شد نیمی از جمعیت آفریقا نتوانند مهارت ها و توانایی هایشان را در راه توسعه این قاره ارایه کنند.
کارشناسان معتقدند بدون وجود پایبندی معنادار به شکل تغییر اساسی سیاست ها و تخصیص منابع به رشد و بهبود وضعیت زنان، آفریقا نمی تواند به رشد واقعی فکر کند. در سطح بین المللی، تغییر در بینش ها روی داده است. اکنون به جای تفکر «نقش زنان در توسعه» که صرفاً بر نقش اقتصادی و مولد زنان تاکید داشت، رویکرد جامع و فراگیر «جنسیت و توسعه» حاکم شده که همه جنبه های زندگی زنان را در نظر می گیرد و سعی دارد تحلیل جنسیت را از ابعاد مختلف در سیاست گذاری توسعه دخالت دهد.
از سوی دیگر نهادهای مختلف سازمان ملل از جمله صندوق توسعه زنان سازمان ملل، موسسه بین المللی تحقیق و آموزش برای پیشرفت زنان و برنامه توسعه سازمان ملل بر آموزش زنان در زمینه های مختلف از جمله سیاست گذاری، تصمیم گیری، جلوگیری از بیماری ها، آگاهی اجتماعی و سیاسی تاکید کردهاند.
همچنین بانک جهانی بر هزینه های توسعه ای فراموش کردن زنان و عدم دسترسی آن ها به منابع اصلی تاکید کرده است. اما مشکلات عمیق اقتصادی و سیاسی دولت های این قاره باعث شده آن ها نتوانند به این ضرورت ها فکر کنند. تداوم فقر در اکثر کشورهای آفریقایی، کاهش سطح استاندارد زندگی و بدهی های عظیم خارجی، محیطی نامناسب را برای توسعه به وجود آورده است. از مقدار محدود منابع موجود، اندکی مستقیماً در اختیار زنان قرار میگیرد.
کارشناسان معتقدند سیاست هایی که دولت های آفریقایی طی دو دهه گذشته سازگار با توصیه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اتخاذ و اجرا کرده اند پیامدهای بسیار منفی برای زنان داشته و با خصوصیات این قشر از جامعه تناسبی نداشته است.
در بین ساکنان روستاهای آفریقا، زنان تمامی وظایف داخل خانه و نیز بخش اعظم کارهای کشاورزی و دادوستدها را انجام می دهند. مسوولیت نگه داری از کودکان، بیماران و سالخوردگان برعهده زنان است. روند امیدوارکننده ای که اخیراً در تعدادی از کشورهای آفریقایی آغاز شده تشکیل تعاونی های زنان است. اما روند یاد شده تازه آغاز شده است. برای مثال در سنگال تنها 10 درصد زنان روستایی عضو این گونه تعاونی ها هستند. اما تعداد بسیار زیادی از این زنان در اتحادیه ها و انجمن های مالی عضو هستند. در غنا، تانزانیا، گامبیا و زیمبابوه این انجمن های اعتباری به سرمایه گذاری در بخش غیررسمی غیرکشاورزی اشتغال دارند و زمینه تحصیل کودکان را فراهم میکنند.
تحقیقات نشان می دهد سطح دسترسی زنان آفریقایی به منابع از جمله زمین نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده است. در آن دوران در اختیار داشتن زمین باعث عدم وابستگی کامل آن ها به همسر و داشتن قدرت اعمال نظر در تصمیم گیری ها می شد. اما به سبب حاکمیت استعماری به تدریج قدرت گستره نفوذ زنان کاهش پیدا کرد. در برخی کشورها، مردان ترتیبی دادند که از استقلال مالی زنان کاسته شود تا توانایی مخالفت نداشته باشند.
در اثر همین روند و وابسته تلقی شدن آن ها به مردان، برنامه های خاص و ویژه ای برای رشد و نیز تامین نیازهای آن ها از سوی دولت ها اندیشیده نشد. در دهه 1950 وضعیت زنان تا اندازه ای بهتر شد و امید به زندگی آن ها از 37 سال به 50 سال افزایش پیدا کرد اما در سیاست گذاری ها همچنان اهمیت نقش زنان در رشد این قاره و توسعه اقتصادی نادیده گرفته میشد.
علل وخامت اوضاع
طی دهه های 1970 و 1980 وضعیت زنان در اکثر کشورهای آفریقایی عمیقاً تحت تاثیر سه عامل قرار گرفت:
1- برنامه های تعدیل ساختاری در دهه 1980 عمدتاً بر مدیریت تقاضا و عرضه تاکید داشت و در آن ها به صادرات و کارآیی توجهی نمی شد در نتیجه رفاه اجتماعی مورد غفلت قرار می گرفت و سطح آن کاهش می یافت. همچنین در این کشورها آزادسازی رژیم تجاری و بخش مالی در دستور کار قرار گرفت و دولت ها به خصوصی سازی و کاهش نقش خود در اقتصاد پرداختند در نتیجه این تحولات، زنان به سبب جایگاه خاص خود در جامعه بیش ترین تاثیر منفی را از کاهش بودجه دولت در امور اجتماعی تجربه کردند.در نتیجه وضع رفاه آن ها وخیم شد و گرسنگی حاکم شد.
2- تشدید تنش ها و منازعات همواره زمینه ساز افول سطح استاندارد زندگی در کشورهای آفریقایی به ویژه برای زنان بوده است. اکثریت 5/10 میلیون پناهنده و مهاجر در این قاره که به سبب جنگ های داخلی و... از محل زندگی خود آواره شده اند زن و کودک هستند. جنگ همچنین باعث تشدید خشونت علیه زنان شده است.
3- بسیاری از کشورهای آفریقایی شدیداً دچار بحران ایدز هستند و هر روز بر تعداد مبتلایان به این بیماری و ویروس اچ آی وی افزوده می شود. طبق آمارهای منتشر شده بیش از نیمی از مبتلایان به ایدز در قاره آفریقا زنان یا کودکان به دنیا آمده از زنان مبتلا هستند.
از سوی دیگر متوسط سن ازدواج زنان در آفریقا 18 سال است و دختران معمولاً همسر چندم مردان هستند یعنی مردان همزمان چند همسر دارند. در این قاره به طور متوسط هر زن شش کودک به دنیا می آورد اما در برخی کشورها این نرخ زاد و ولد کاهش یافته است. کودکان دارای ارزش اقتصادی هستند و چون بسیاری از آن ها بعدها جان خود را از دست می دهند زنان بارها و بارها باردار می شوند همچنین فرهنگ جلوگیری از بارداری حاکم نشده است.
از سوی دیگر به سبب مشکلات اقتصادی، کودکان وادار می شوند در داخل و خارج خانه به کار بپردازند. در مجموع زنان حدود 40 درصد مخارج خانوار را بر دوش دارند. در مناطق روستایی زنان بدون دریافت دستمزد در مزارع کار می کنند و از فرصت های مختلف آموزشی محروم هستند. گاه ساعات کار آن ها درمزارع به 80 ساعت در هفته می رسد. یعنی زنان به طور متوسط در هفته حدود 20 ساعت بیش تر از مردان کار می کنند زیرا مردان و پسران معمولاً کارهای داخل خانه را انجام نمیدهند.