تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۲۷۲۶۷
در گفت‌وگو با دکتر مهدویان استاد اقتصاد مطرح شد

دولت نفتی بسترساز فرهنگ وابستگی

گفت‌وگو: زهرا فراهانی مقدمه: بحث دولت نفتی (دولت‌های رانتی) و تاثیرات آن ها بر اقتصاد و نیز حوزه های سیاست و فرهنگ، مقوله ای مهم به ویژه در تحولات سیاسی ـ اجتماعی کشورهایی است که این چنین تغذیه و اداره می شوند. این بحث، در مورد کشور ما هم صادق و قابل تامل است. در همین خصوص با دکتر مهدویان، استاد اقتصاد گفت وگو یی انجام شده است که در پی می‌خوانید.

* آقای دکتر در ابتدا اگرممکن است تصویری از ساختار دولت های رانتیر و زمان شکل گیری آن ارایه کنید.
** بحث های طولانی درعرصه تئوری های اقتصادی حول محور رانت اقتصادی شده است. حداقل در دو قرن پیش دیوید ریکاردو به صورت سیستماتیک تئوری رانت را در متن و بطن اقتصاد کشاورزی به کار گرفت. بحث اساسی ریکاردو در حوزه رانت ازاین قرار است که با توجه به این که نیروی کار و زمین دو فاکتور اصلی تولید است و عمدتاً زمین فاکتور اساسی سرمایه بوده است و باتوجه به افزایش جمعیت فعال از یک طرف و ثابت بودن اندازه زمین برای تولید در طول زمان در مقیاس واحد زمین تعداد بیش تری از نیروهای فعال را جذب می‌کند.
این به آن معناست که همواره رانت زمین دراقتصاد کشاورزی افزایش می یابد چراکه عرضه نیروی انسانی فزاینده و زمین کم است بنابراین باید تئوری خود را در این حول وحوش تنظیم کرد. البته ریکاردو و انواع مختلف رانت را برای بخش کشاورزی قایل است.
حال اگر بخواهیم از حوزه کشاورزی خارج و وارد مباحث عمومی درحوزه اقتصاد وارد شویم اساس رانت این است که اقتصاد نه برمبنای تولید و پویایی در فعالیت ها بلکه با اتکا به موجودی های اقتصادی گردش کند. مانند کشور ما که دارای نفت به عنوان موجودی ما در اقتصاد است.
تقریباً از زمان پیدایش نفت از اواخر دوره قاجار سیطره نفت را بر تمامی عرصه های اقتصادی می بینید. درحوزه تراز پرداخت ها زمانی که قیمت نفت در ادوار تاریخی بالا بوده سیطره اش بیش تر و زمانی که قیمت آن پایین بوده سیطره اش به نحو دیگری بوده است.
نشانه هاحاکی از آن است که دولت نمی تواند به روش های تامین مالی تمسک جوید چراکه به درآمد و بودجه بالا عادت کرده و نمی تواند سیاست انقباضی را به کار گیرد. تمام نوسازی های اقتصادی و فعالیت و جریان صنعتی شدن دراقتصاد ایران متکی به نفت بود که اگرنبود از بخش قابل توجه این توسعه و مناسبت ها و احداث زیر ساخت ها و صنایع جدید درکشور خبری نبود. به هر حال اثر نفت از اقتصاد شروع می شود اما به اقتصاد ختم نمی شود بلکه به حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هم نفوذ می‌کند.
حتی در حوزه فرهنگ هم اثر دارد چرا که نفت فرهنگ وابستگی ایجاد کرده است و به عنوان یک مانع رشد خود را نشان داده است. در عرصه سیاسی دولت ها در ادوار مختلف خود را مصون از پیاده سازی نظامات مدرن دیدند و تمام این ها از محل درآمدهای نفتی و منابع بادآورده خاص بوده است. اگر نفت نبود دولت ها برای تامین منابع لازم برای توسعه زیرساخت ها حتماً نیازمند طراحی و اجرای ساختار نوین بودند که می توانست در عرصه مالیات اثرگذار باشد این اتفاقات نیفتاد چون اساس استغنا و بی‌نیازی قوی‌تر بود.
* با توجه به تعریف و ویژگی هایی که از دولت رانتیر ارایه دادید آیا ساختار دولت ایران هم (گذشت از این که چه کسی رییس جمهور است) با ساختار دولت رانتیر تطبیق دارد؟ اگر چنین است علت چیست؟
** در کشورهایی که از این گونه منابع بادآورده (نفتی) در اختیار ندارند دسـتگـاه مـالیـاتی اجازه فعالیت زیرزمینی به کسی نمی دهد و کسی که فعالیت اقتصادی دارد نمی تواند از مالیات و تامین اجتماعی فرار کند. در کشور ما که صاحب منابع نفتی است از کنار این مسایل می گذریم و به جای تقویت حوزه های اقتصادی و طرح نو انداختن با سیاست‌های غیرتـوسعه گرایانه به فعالیت های زیرزمینی و اقتصاد غیر متشکل دامن می‌زنیم. این در حالی است که در یک اقتصاد توسعه گرا نباید به فعالیت هایی که حقوق تامین اجتماعی و مسایل عرصه تولید و حفاظت و حمایت لازم از محیط زیست و اجرای قوانین را رعایت نمی کنند، اعتبار داد.
عدم توسعه نظام مالیاتی، بازار سیاه و غیرمتشکل همه در سایه این ثروت بادآورده زیرزمینی حاصل می شود و اگر نبود این وضعیت کشور به طور کلی از بابت دستگاه اداری و نظارتی به گونه‌ای دیگر بود.
مشهور است که نفت مانع توسعه مطلوب کشور است و این آن چیزی است که در کشورهای نفت خیز به آن نفرین نفت می گویند یا به عنوان پارادوکس نفت و وفور از آن یاد می کنند که این وفور نعمت به جای آن که از امتزاج فکر و طرح و برنامه معطوف باشد ویا این که آن را در راستای توسعه همه جانبه کشور به کار گیریم خود به مانعی بزرگ تبدیل می شود البته کشورهایی که مبتلا به این وضعیت هستند فراوانند نمونه ای بزرگ که به این بلا گرفتار شده و به این پارادوکس مبتلاست نیجریه است که سرزمین فساد نام گرفته و جمعیت فقیر بسیار و در مقابل درآمد نفت بالا با بی فکری و بی برنامگی مطلق دارد.
در عرصه خرد نیز نمونه ها فراوانند. به طور مثال در اقتصاد ایران از GDP آن که حدود 180 تا 200 میلیارد دلار است 60 میلیارد دلار به طور مستقیم از محل نفت به دست می آید و باقی هم به طور غیر مستقیم از فعالیت بالادستی و پایین دستی نفت و صادرات نفتی حاصل می‌شود.
نفت کشورها را در وضعیت دوقطبی قرار می دهد. یک حالت این است که با آیـنـده نگری دقیق، طرح مشخص و حـسـاب و کتـاب برای بهره برداری برنامه ریزی کنند حالت دیگر این است که برنامه ای وجود ندارد و این سرمایه ارزشمند حیف و میل می شود; اتفاقی که باید از آن اجتناب کرد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات