تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۲۷۲۸۱

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی(بخش اول)

حیدر همتی مقدمه: یکی از مسائل مهمی که در پدیده های اجتماعی حائز اهمیت است چگونگی ایجاد آن است. از طرف دیگر بعد از بروز و ظهور آن پدیده، نکته مهمتری که مطرح می شود چگونگی تداوم و استمرار آن در صحنه اجتماع می باشد که این مرحله به مراتب سخت تر و دشوارتر از مرحله اول است «البقاء علی العمل اشد من العمل» در این رابطه نکته کلیدی شناسایی آسیب ها و آفات آن پدیده است که در صورت شناخت دقیق و همه جانبه و مبارزه واقعی با آنها و تقویت مقومات حیات و بقای آن می توان تا حدود زیادی به استمرار و تداوم آن امیدوار بود. حال اگر این پدیده انقلاب اسلامی باشد و از یک قداست و معنویت الهی نیز برخوردار باشد، در چنین شرایطی بر همگان لازم است تا ضعفها، آسیبها و آفات آن را خوب بشناسند و برای تضمین بقا و تداوم آن با آنها مقابله نمایند. مقاله حاضر گامی است در این جهت که توسط نگارنده به رشته تحریر درآمده است. با هم آن را از نظر می‌گذرانیم.

1- مفهوم آسیب‌شناسی:
آسیب شناسی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی به عاریه گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که دانشمندان بین بیماری های عضوی و انحرافات اجتماعی قائل می‌شوند.
(چنانچه افلاطون کارکرد نظام اجتماعی را همانند کارکرد نظام انسان می‌دانست).
همچنین در واقع با شکل گیری و رشد جامعه شناسی در قرن نوزدهم میلادی بهره گیری از علوم مختلف برای بیان فرآیندهای اجتماعی معمول گردید در نتیجه بسیاری از اصطلاحات و واژه های رایج علوم دیگر همچون زیست شناسی، علوم پزشکی، زمین شناسی و مانند آن در جامعه شناسی به کارگرفته از آن جمله است کلمه آسیب شناسی، چنانچه در مورد کالبد انسان به بررسی بیماری ها و آسیب های بدنی می پردازیم در مورد جامعه هم به بی نظمی های اجتماعی و همچنین انحرافات و بیماری های اجتماعی می‌پردازد.
2- ضرورت آسیب‌شناسی:
هیچ حکومتی هرچند از لحاظ سیاسی و اقتصادی و نظامی قوی باشد به طور کامل مصون از آسیب نخواهد بود. بنابراین درهر حکومتی امکان آسیب پذیری و زمینه های آن وجود دارد و مراد از آسیب شناسی بررسی مجموعه ای از خطراتی است که می توانند یک نظام سیاسی کارآمد را تضعیف نموده و یا حتی آنرا از پای درآورند و همچنین هر انقلابی در سیر تکاملی خود و در رسیدن به اهداف خود دارای فراز و نتیجه هایی است که عبور از آن ها مستلزم و درایت و دقت می باشد و انقلاب اسلامی ایران از این قاعده مستثنی نیست.
روش آسیب‌شناسی:
انقلاب اسلامی ایران اولین تجربه حکومت دینی در قرون اخیر است و تنها الگوی منحصر به فرد حکومت دینی است و به خاطر خصوصیت منحصر به فرد دینی بودن آن بنابراین آسیب شناسی خاص خود را می‌طلبد.
برخی آسیب ها هستند که همه انقلابات و حکومت ها را تهدید می کنند غیراز جنبه های عمومی آسیب ها به یک نوع آسیب شناسی در جنبه های خاص خود نیاز است.
به خاطر عدم مطرح شدن جدی جامعه شناسی دینی در حوزه پژوهش دین تا حال مبنای خاصی برای جامعه شناسی دینی تعریف نشده، لذا تئوری پردازان جامعه شناسی ما به خاطر اینکه منابع جامعه شناسی آنها برای جوامع دیگر و برای انقلابات دیگر است وقتی در جامعه دینی به کار می برند دچار مشکل می شوند و بسیاری از اوقات جوابگو نیست. به خاطر دشمنان خاص جامعه دینی، نوع دشمنی آنها و نوع بیماری های جامعه دینی.
لذا آسیب شناسی خاص خود را لازم دارد اما درعین حال دست ما خالی از منابع نیست از جمله بررسی حکومت اسلامی در صدراسلام و آسیب ها و ریشه های جامعه نبوی و همچنین جامعه علوی و جامعه زمان امام حسین علیه السلام و مخصوصاً رجوع به قرآن و بررسی آیات قرآنی که سرگذشت اقوام دیگر را بیان می کند و آیاتی که به بیان انحطاط آن اقوام می پردازد منبع خوبی برای شناخت آسیب شناسی جوامع دینی از جمله انقلاب اسلامی ایران می‌باشد.
1- جریان نفاق
از جمله آسیب های جامعه اسلامی می توان به جریان نفاق اشاره کرد، نفاق جریانی است به ظاهر خودی ـ دشمنی پنهان و مترصد فرصت برای ضربه زدن و به خاطر این خصوصیت خطرآفرینی آن به مراتب بیشتر از دشمنان خارجی و بیرونی است. و به خاطر خصوصیت خاص جامعه دینی زمینه رشد آن بیشتر است.
در دعای افتتاح اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعزبها الاسلام و اهله و تزل بها النفاق و اهله دراین دعا به صورت زیبائی به آسیب پذیری جامعه دینی پرداخته بدین صورت که وقتی عزت آمد به دنبال آن نفاق هم خواهد آمد وقتی دینداری در جامعه ای عزیز شد و دین پل خوبی برای کسب عزت اجتماعی باشد و دنیای افراد را تامین کند دنباله رو آن خواهند بود و درمواقع خطر و زمانی که جامعه دینی نیاز به جانبازی دارد صحنه را خالی می گذارد و این جریان می کوشد که دین را به گونه ای در جامعه درآورد که با دنیای او تعارضی نداشته باشد.
تحولات جامعه نبوی بعداز رحلت حضرت که زمینه پیدایش فاجعه کربلا شد ردپای نفاق را در جای جای به انحراف کشیدن امت می توان پیدا نمود. امیرالمؤمنین علی(ع) از قول پیامبر اکرم(ص) به محمدبن ابی بکر نقل می کند که پیامبر(ص) فرمودند: بر امت اسلام از مردم مؤمن و مرد مشرک هراسی ندارم زیرا خداوند مؤمن را به واسطه ایمانش بازداشته و مشرکان را بواسطه شرکشان قلع و قمع می کند ولی من بر امت خودم از مردم منافق می ترسم که زبانی عالمانه و گفتاری دلپسند و رفتاری زشت و ناپسند دارند.
آسیبی که دشمنان داخلی به نظام می زنند به مراتب خطرناکتر از آسیبی است که دشمنان خارجی می زنند و اولین ضربه منافق بر پیکره جامعه ایجاد تفرقه وجدائی می‌باشد.
در صدر اسلام وقتی پیامبر عظیم الشأن اسلام قدرت سیاسی مکه را در دست گرفتند کسانی که اوضاع را به نفع دین و دینداران دیدند زود تغییر موضع دادند و خود را از جمله صحابی پیامبر در آوردند تا اینکه بعداز رحلت پیامبر اسلام(ص) جریان را در دست گرفتند و شروع به انحراف مسیر اسلام نمودند و جامعه دینی سیر قهقرائی خود را شروع کرد و اوج آن در فاجعه کربلا بروز نمود.
2- معنویت:
زمینه های موجد انقلاب شرط بقای انقلاب است.
معنویت در انقلاب اسلامی ایران نقش ایجادکنندگی واز خصوصیات خاص انقلاب به شمار می رود از آنجایی که انقلابات زیادی در جهان صورت گرفته و گاهاً صورت می گیرد اما نقطه ای دراین انقلاب است که هم نقش موجد و بقاء را به عهده دارد و همچنین وجه تمایز انقلاب ایران با انقلابات دیگر است. و پیام انقلاب هم در این نکته است و آن پیام معنویت است یعنی بیایید خدائی ترین انسان را حاکم خود قرار دهیم تا خدائی شویم.
وصیت نامه های شهداء ـ به عنوان صاحبان انقلاب ـ سند زنده ای بر بیان معنوی بودن انقلاب است وقتی ما به نقطه های آغازین انقلاب نظر می کنیم به مکان هایی که از آنجا جرقه انقلاب زده شد مکانهایی است که بوی معنویت می دهد حسینیه ها ـ مسجدها ـ هیئت های حسینی به عنوان مرکز انقلابیون قرار می گیرد وقتی به روزهای انقلاب نگاه می کنیم محرم و عاشورای حسینی به عنوان آغازگر انقلاب جایگاه خاص خود را دارد.
معنویت دربین مردم به خصوص انقلابیون از چنان اوجی برخوردار است که هرجا صدای انقلاب رسیده بوی خوش ایمان و معنویت آن جا را فراگرفته است و همین عامل در بقاء انقلاب نقش اصلی را دارد همان قدر که از این عامل دور شویم به همان اندازه انقلاب دچار آسیب پذیری خواهد شد.
بررسی نقش معنویت گریزی در بوجود آمدن حادثه عاشورا در سخنان مقام معظم رهبری:
به نظر من امروز این پیام عاشورا از دیگر درسها و پیام های عاشورا برای ما فوری تر است ما باید بفهمیم چه بلائی بر سر آن جامعه آمده که سر حسین بن علی علیه السلام که آقازاده اول دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین علی(ع) در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت نشسته گردانده می شود و آب از آب تکان نخورد. حرف در این زمینه زیاد است من در پاسخ به این سؤال یک آیه از قرآن را مطرح می‌کنم.
قرآن جواب ما را داده «فخلف من بعد هم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعو الشهوات فسوف یلقون غیا» دو عامل از عوامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است:
1- دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن صلاه و نماز است یعنی فراموش کردن خدا و معنویت و جدا کردن حساب معنویت از زندگی و فراموش کردن توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب توفیق از خدای متعال و کنار گذاشتن محاسبات خدائی از زندگی.
2- اتبعوا لشهوات دنبال شهوت رانیها و هوسرانی ها و در یک جمله دنیاطلبی رفتن و به فکر جمع آوری ثروت و مال بودن و التذاذ و به دام شهوات دنیا افتادن و اصل دانستن اینها و فراموش کردن آرمانها این درد اساسی و بزرگ هست ما هم ممکن است به این درد دچار شویم.(1)
در اینجا جای تذکر است کسانی که به عنوان نماد معنویت در جامعه مطرح می شوند هر چقدر در این راه قدم را عقب تر بگذارند جامعه چندین برابر عقب خواهد رفت.
معنوی شدن و دینی شدن جامعه باید در تمام ابعاد آن صورت بگیرد، وقتی می توان گفت جامعه ای معنوی شده که در فرهنگ آن تجلی پیدا کند، وقتی جامعه ای دینی شد تمدن به جا مانده از آن هم بوی معنویت می دهد، وقتی مردم جامعه ای دینی شدند سینما، تئاتر، موسیقی، آداب و رسوم، کتابهای تألیف شده. و قلم مردم جامعه آمیخته با دین معنویت می گردد. تعریف معنوی از جامعه ارائه دادن با قشری نگری و پرداختن به پوسته دین و ماندن در ظواهر دین، و ملاک فرهنگی دینی نمی توان با قشری نگری ایجاد نمود.
در طول تاریخ حکومت های اسلامی که مسلمانان به عنوان صاحبان تمدن بشری بودند چگونه شد که این فرهنگ عظیم و تمدن بزرگ اسلامی را به وجود آوردند به خاطر اینکه دین تار و پود آنها شده بود و تمام وجود آنها را فراگرفته دروغ گفته و می گویند که اسلام بزور شمشیر و خشونت برجهان سیطره پیدا کرد چون اگر بازور شمشیر فقط می توان جسم انسانها را تسخیر کرد و بدن انسانها را کنترل کرد دست و پا را کنترل کرد اما قلب هیچ انسانی اندیشه هیچ انسانی را نمی توان با شمشیر تصاحب کرد نمی توان با زور بر قلب کسی وارد شد قلب و اندیشه هر کسی متعلق به خود شخص است و صاحب اختیار او شخص است چه کسی را راه بدهد و چه کسی را راه ندهد و فرهنگ و تمدن جامعه ها نتیجه فکر و اندیشه و روان اشخاص جامعه است آنچه از قلم تراوش کرده و به جا مانده نتیجه فکر است آنچه از موسیقی مانده نتیجه روح انسانها و آنچه از هنر و معماری مانده برگرفته از جهت های روحی و روانی انسانها است همان جائی که با شمشیر نمی توان به آن نفوذ کرد اگر بخواهیم سینمای ارزشی داشته باشیم باید کارگردان با ارزش بسازیم اگر فیلم دینی می خواهیم باید فیلم ساز دیندار تربیت کنیم اگر کتب رمان، شعر معنوی می خواهیم باید کاتب و شاعر دیندار پرورش دهیم.
وقتی شاعر کاتب کارگردان بینش دینی داشته باشد دیگر لزومی ندارد کسی به او بگوید این شعر را بگو یا این فیلم را بساز بلکه آنچه که از قلم او تراوش می کند خدا محوری است و ارزشی است.
همانگونه که اندیشه و فکر و قلب را با شمشیر نمی توان تسخیر کرد با اندیشه و فرهنگ شخص را با شمشیر نمی توان از دست او گرفت مقام معظم رهبری از تعبیر زیبای او در بحث تهاجم فرهنگی آن را به حرکت خزنده دشمن تعبیر کردند یعنی خواستند فرهنگ را بگیرند اولاً آرام آرام صورت می گیرد و سنگرها را یکی پس از دیگر فتح می کند ابتدائاً دنبال کوچکترین راه نفوذ می گردد بعد از اینکه جا گرفت شخص وقتی می فهمد که کار از کار گذشته چون او فقط اثرات آن را می فهمد و در نتیجه برای کار فرهنگی و حرکت فرهنگی و دینی کردن جامعه نیاز به برنامه بلندمدت دارد.
و گام به گام باید به ساخت فرهنگ پرداخت همچنین باید گفت فرهنگ هیچ قومی را یک شبه نمی گیرند و فرهنگ سازی هم یک شبه صورت نمی گیرد فرهنگ سازی غیر از ساختن خانه است که آجر روی هم می گذارند و بالا می آید بلکه همانند پرورش درخت است که درخت بار می آید خود بارور می شود خود شکوفه می دهد خود میوه می دهد و بالا اگر درختی را بیاورند و شکوفه از آن آویزان کنند یا اینکه بیایند میوه از آن آویزان کنند یا اینکه سر درخت را در اوائل رشد بگیرند بکشند به طرف بالا این درخت رشد نمی کند به این درخت نمی گویند درخت مثمرثمر.
عرصه فرهنگ عرصه اندیشه باور ـ اعتقادر رسم و رسوم و آداب است و جنگ باور ما است و اندیشه را باید با اندیشه بیرون کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات