قاسم روانبخش
مدعیان اصلاحات که در مخمصه بدی گرفتار شده اند در تلاشند به هر شیوه ممکن از این بن بست رهایی یابند و به عرصه رقابتهای سیاسی برای بازگشت به قدرت وارد شوند. این گروه که در انتخابات 22 خرداد برای پیروزی حاضر به سر ساییدن به آستان ملک عبدالله، سوروس، سفارت فرانسه و انگلیس تا گروهکهای منحله نهضت آزادی، سلطنتطلبها، انجمن پادشاهی و افراد مطرود امام چون منتظری و.... شدند این روزها در گرداب و بحران فکری عجیبی گرفتار شده اند و برای برون رفت از این بحران تدابیر گوناگونی میاندیشند؛ گاه از زبان التماس و تضرع سخن میگویند و گاه از دریچه تهدید و ارعاب وارد میشوند. گدایی در برابر دفاتر مؤتلفه و جامعه روحانیت و منازل آیه الله مهدوی کنی، باهنر و عسکراولادی برای باقی ماندن چند صباح دیگر در عرصه سیاست و کسب قدرت برای احزابی که سالها در عالیترین سطح سیاسی کشور مثل ریاست جمهوری حضور داشته اند شرم آور است. این گروه در راستای استراتژی هویج و چماق که گویا از بیرون به آنها القا شده است در حالی که از مذاکره و مصالحه سخن میگویند در چهره دیگر با زبان ارعاب و تهدید حرف میزنند! در این راستا میتوان به سخنان خاتمی در یزد اشاره کرد. وی در این سخنرانی اظهار داشت «این مشکل بزرگی است که این افراد(مدعیان اصلاحات) نتوانند حرف بزنند»[!]
وی در قالب تهدید و ارعاب گفت: «اگر اینها نتوانند حرف بزنند میدانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هستههای عمل به وجود میآید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متأسفانه نشانههای آن را در جامعه میبینیم.» محمد خاتمی باز با تأکید بر تهدیدات قبلی گفت: «وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته میشود هیجان ایجاد میشود و بعضی صداهایی شنیده میشود که آن صداها مطلوب نیست» وی برای سومین بار در یک سخنرانی از در خشونت وارد شد و تهدید کرد: «وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش میآید که اصل را قبول ندارند.» وی در حالی ادعا میکند که نمی تواند صحبت کند که همین سخنان تهدید آمیز را با آن همه آب و تاب بیان کرده و در دهها سایت و روزنامه متعلق به این جریان انعکاس یافته است. فراموش نمی کنم سخنان پروفسور حامد الگار را در همایشی که در سالهای اصلاحات در ترکیه برگزار شده بود. ایشان در ملاقات با دکتر سروش از اوضاع ایران پرسیده بود و وی در پاسخ گفته بود در ایران خفقان و استبداد عجیبی حاکم است! الگار از او پرسیده بود آیا کتابهای شما در ایران چاپ نمی شود؟ گفته بود چاپ میشود. آیا مقالات شما در روزنامهها و مجلات درج نمیشود؟ گفتهبود میشود. آیا در دانشگاهها و مراکز علمی سخنرانی نمیکنید؟ سخنرانی میکنم. ایشان گفته بود با این حال باز هم میگویید اختناق و استبداد؟!
اکنون در کشور ما کسانی مثل خاتمی، موسوی و کروبی که از ماهها پیش از انتخابات فضای کشور را تحت تأثیر فعالیتهای غیر منطقی خود قرار دادهاند و به کمک رسانههای دشمن که بعضاً نطفه آنها در دفتر کار آنها بسته شده و با پولها و دلارهای غربی هجمه شدیدی به نظام صورت گرفته و با دروغهای شاخدار کروبی آبروی نظام در دنیا آسیب دیده است و به رغم خواست عمومی مردم مبنی بر دستگیری آنها باز هم در پناه رافت و مدارای اسلامی نظام به فعالیت سیاسی مشغولند نظام را به «فضای بسته» متهم میکنند و تهدید به تشکیل «هستههای عمل»! امیدواریم نظام اسلامی بیش از این با اینگونه افراد مدارا نکند و با دستگیری آنها روزی در مقابل دوربین همانند ابطحی شاهد اعترافات محمد خاتمی باشیم و ماجرای ملاقات با ملک عبدالله در باغ خصوصیاش و دیدار با سوروس صهیونیست را از زبان خود وی بشنویم و با دستگیری کروبی به ماجرای زندانی کردن خانوادههای شهدا در بنیاد شهید و گرفتن رشوه کلان 500 میلیون تومانی از شهرام جزایری در دادگاه اعتراف کند و مردم از تلویزیون آن را مشاهده کنند. قطعاً در مقابل رئیس دادگاه مبنای اتهامات بی پایهای که علیه نظام اسلامی وارد کرد روشن خواهد شد و معلوم میشود که این خط را از کدام سفارت خانه گرفته است.
مسؤولان نظام توجه دارند که مثل اینگونه افراد مثل فردی است که در حال غرق شدن است و برای نجات خودش به هر چیزی چنگ میزند؛ بنابراین نه باید تهدید آنها را جدی گرفت و نه التماس و درخواست آنها. معالاسف برخی سیاسیون در فضای حزبی خود میاندیشند و توجه به این نکته ندارند که (سواء علیهم اانذرتهم ام لم تنذرهم لایومنون)و شاید هم به دلیل اشتغالات زیاد اعترافات کودتاگران را در دادگاه فراموش کردهاند که اظهار میدارند «موسوی، کروبی و خاتمی از خانواده انقلابند و آنها را مفت بهدست نیاوردهایم که آنها را مفت از دست بدهیم...ما هنوز معتقد نیستیم که موسوی، کروبی و خاتمی فتنه گر هستند ما معتقدیم اطراف آنها کسانی هستند که از آنها سوء استفاده میکنند و آنها را در شرایطی قرار دادهاند که اینگونه واکنشهایی داشته باشند» (مردمسالاری، 27/7/88، ص آخر) شایسته است آقای ع. ا. با مراجعه به تفسیر و کتب لغت اندکی در باره واژه «فتنه» بیاندیشد، در این صورت برایشان روشن خواهد شد که افراد نامبرده جزو فتنهگران هستند یا نه؟ بهراستی اگر مسایل پس از انتخابات در کشور فتنه نباشد و بازیگران آن، افراد فوق نباشند پس مصداق فتنه چیست؟! از سوی دیگر آقای م.ب نیز از عملی شدن قریب الوقوع طرحهاشمی رفسنجانی سخن میگوید» (همان) درباره این اظهارات فقط به این دعا بسنده میکنیم که خداوند به آنها بصیرت بدهد انشاء الله، زیرا در صدر اسلام هم مشکل اساسی یاران امیرالمؤمنین همین بود که حضرت تنها ماند و معاویه بر جان و مال و ناموس مردم مسلط شد و مشکل امروز ما نیز همین است که برخی از خواص در امتحانات خودشان مردود میشوند آنها به جای آن که سر انگشت اشاره رهبری را دنبال کنند به دنبال توصیه به رهبریاند! آقایان خواص که به دنبال فشار بر رهبری نظام اند تا طرح آقای هاشمی اجرایی شود به افکار عمومی پاسخ دهند آیا با سازمان سیا میتوان طرح آشتی ملی ریخت؟! مگر نه آن است که بر حسب اعترافات و دهها اسناد موجود دست کودتاگران مخملی در دست انگلیس و موساد و سیا بوده است؟