تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۲۷۶۳۱

موج جدید افراط‌گرایی در پاکستان


یاسین مشربش
ترجمه: مجتبی صادقیان
پاکستان این روزها آبستن حوادث جدیدی است. طالبان این کشور در حملات جدید خود به بهانه انتقام خون بیت‌الله محسود رهبر پیشین این جماعت، اماکن و سازمان‌های حساس را مورد حمله قرار می‌دهد. افراطی‌گرایی در میان تکفیریون پاکستانی در زمان بیت‌الله محسود بسیاری را آزار می‌داد و گمان می‌رفت با کشته شدن او، تب ضربه زدن به نهادهای عمومی و دولتی پاکستان در میان عناصر این جنبش فروکش کند، اما به نظر می‌رسد با روی کار آمدن حکیم‌الله محسود، این بنیادگرایی نه‌تنها کاهش نیابد بلکه با شدت بیشتری بعد از این دنبال شود. پاکستان با این اوصاف این روزها درگیر یک جنگ تمام‌عیار شده و به‌نظر نمی‌رسد با وضعیت فعلی به‌راحتی بتوان سد راه محسود و یارانش شد.
مردم پاکستان در مورد طالبان قائل به دو نگرش هستند؛ گروهی معتقدند طالبان پاکستان انسان‌هایی دیندار و مسلمانند که اهداف مذهبی درستی را دنبال می‌کنند و از آنجایی که کسی آنها را جدی نمی‌گیرد، برای تحقق این اهداف به روش‌ها و وسیله‌های غیرمنطقی متوسل می‌شوند. به اعتقاد این گروه دولت پاکستان باید به‌جای جنگیدن با طالبان با آنها وارد گفت‌وگو شود، آنها را جدی‌تر بگیرد و برای ورود آنها به جرگه تصمیم‌گیری‌های سیاسی تلاش کند. این نگرش طرفداران زیادی در پاکستان دارد و از قشرهای مختلف مردم از دانشگاهیان گرفته تا کشاورزان بی‌سواد در مناطق قبیله‌نشین، قائل به چنین نگرشی هستند.
بسیاری از کارشناسان پاکستان نیز معتقدند به دلیل وجود چنین دیدگاهی است که طالبان در دل مردم پاکستان ریشه دوانده و سرکوب کردن آنها عملا ممکن نیست. اما گروه دومی نیز هستند که طالبان برای آنها مشتی تروریستند که دیوانه‌وار به‌دنبال اهداف افراطی خود حرکت می‌کنند و برای تحقق این اهداف هر کاری انجام می‌دهند و هیچ مانعی را به رسمیت نمی‌شناسند. این گروه معتقدند مبارزه با طالبان باید تا کشته شدن آخرین شبه‌نظامی در این کشور ادامه پیدا کند و دولت نیز نباید هیچ مسامحه‌ای در این راه به خرج دهد. بسیاری از مسلمانان میانه‌رو در پاکستان طرفدار این نوع نگرش هستند. خارج رفته‌ها، کارمندان ادارات، بازماندگان حملات و انفجارهای شدید طالبان که به کشته شدن تعداد زیادی از مردم عادی این کشور در شهرهای مختلف انجامیده، دولتی‌ها و اقشاری از این دست معتقدند طالبان پاکستان نه مسلمانانی معتقد، که تروریست‌هایی آشوب‌طلب هستند و در مقابله با آنها از هیچ کوششی نباید دریغ کرد.
ناظران غربی معتقدند طرفداران نگرش دوم در پاکستان هر روز در حال افزایش هستند و هر روز گروه بیشتری از مردم و اقشار مختلف خواهان سرکوب هرچه زودتر این جنبش تکفیری می‌شوند؛ چه اینکه در ماه‌های گذشته و خصوصا بعد از کشته شدن بیت‌الله محسود، تعداد حملات انتحاری و انفجار‌های خونین در پاکستان هر روز بیشتر و بیشتر شده و نگرانی‌های دولت این کشور و حامیان غربی مبارزه با تروریسم هم بیشتر می‌شود. بسیاری از مردم عادی پاکستان نیز که علاقه‌ای به مناسبات سیاسی و موضع‌گیری‌های معمول غربی در مورد مبارزه با تروریسم ندارند، به‌دلیل از دست رفتن بستگان خود در این حوادث به طرفداران نگرش دوم تبدیل شده‌اند.
امروزه بسیاری تاریخچه طالبان و نحوه پیدایش این جریان را به‌خوبی می‌دانند. این گروه برای اولین‌بار در پاییز 1994 در افغانستان اعلام موجودیت کرد و از آنجایی که مبارزات عناصر طالبان کمک زیادی به مردم افغانستان در رفع بحران آن سال‌ها کرد، حمایت افکار عمومی افغانستان را نیز به‌زودی به‌دست آورد. همین مساله خیلی زود باعث روی کار آمدن طالبان در نظام حکومتی شد و آنها از 1996 تا سال 2001 و زمان حمله آمریکا بر افغانستان حکومت کردند. پس از حمله آمریکا بسیاری از شیوخ طالبان به پاکستان گریختند و با برگزاری مکاتب و مدرسه‌های تعالیم دینی خیلی زود توانستند اندیشه و ایدئولوژی خود را در مناطق قبیله‌نشین پاکستان گسترش دهند. افزایش دامنه حضور نیروهای غربی در افغانستان، تکفیریون پاکستانی را در مبارزه با اشغالگران جدی‌تر کرد و رفته رفته اتحاد عناصر افراطی در مناطق مرزی و پشتون‌نشین در مرز افغانستان و پاکستان شکل گرفت.
در دسامبر 2007 این جریان برای اولین‌بار به‌صورت رسمی، نشستی تشکیل داد و خود را جماعت تحریک طالبان پاکستان نامید. جماعت تحریک اهداف چهارگانه‌ای را دنبال می‌کند که عبارتند از اجرای شریعت اسلامی در پاکستان، مبارزه با ناتو در افغانستان، جهاد دفاعی و نه تهاجمی در برابر ارتش پاکستان و لغو همه توافقنامه‌های صلح و آتش‌بس با دولت مرکزی اسلام‌آباد. این اهداف در زمان بیت‌الله محسود با جدیت تمام دنبال می‌شد و ارتشی بالغ بر پنج‌هزار شبه‌نظامی نیز با وفاداری هرچه تمام‌تر اوامر و دستورات او را دنبال می‌کردند. پس از مرگ او در آگوست گذشته به‌دست آمریکا، اختلافاتی بر سر رهبری جماعت تحریک به‌وجود آمد تا اینکه حکیم‌الله، جوانی از قبیله سرشناس محسودها با قدرت بر مسند ریاست تکیه زد و اگرچه در ابتدا مخالفت‌هایی با رهبری او شنیده می‌شد، اما رفته رفته به یک چهره محبوب در میان ستیزه‌جویان طالبان تبدیل شد.
با این حال هنوز هم نمی‌توان طالبان پاکستان را ارتشی کاملا متشکل و سازمان یافته دانست، بلکه شبکه‌ای از گروه‌های مسلح و نیمه‌مسلح در نقاط مختلف این کشور تحت رهبری جماعت تحریک به انجام عملیات انتحاری و سازماندهی انفجار‌ها مشغول هستند و البته تمام کارشناسان نظامی در ارتش پاکستان توانایی‌های فراوان این شبکه نسبتا گسترده را تایید می‌کنند.
جالب اینجاست که مطبوعات پاکستانی تلاش می‌کنند طالبان افغانستان را از طالبان پاکستان جدا کنند که البته این تمایز چندان هم غلط نیست؛ چه اینکه برخی از نقل‌قول‌ها از رهبران طالبان افغانستان نشان می‌دهد، آنها تمایل چندانی به همکاری با جماعت تحریک ندارند و خود را جریانی جدا می‌دانند. علاوه بر این ملا عمر، رهبر طالبان نیز تا به‌حال اظهار نظر خاصی مبنی‌بر تایید این جریان نکرده است.
به‌هر حال در هفته‌های گذشته حملات طالبان پاکستان آنچنان وسیع شده که بسیاری در غرب را مجددا نگران کرده، خصوصا اینکه القاعده از زمان کشته شدن بیت‌الله محسود به دست آمریکایی‌ها تلاش بسیاری برای اعمال نفوذ و اثر‌گذاری بر جماعت تحریک و عناصر مختلف آن انجام داده است. این مساله نگرانی‌های فراوانی را برای سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا به وجود آورده؛ چه اینکه دغدغه اصلی آمریکا در این سال‌ها القاعده و رهبران آن نظیر بن‌لادن و ایمن الظواهری بوده و این دو مدت‌ها بود که نمی‌توانستند با سخنان ویدئویی خود تاثیر زیادی بر مسلمانان منطقه داشته باشند. بدین ترتیب مرگ بیت‌الله محسود و روی کار آمدن حکیم‌الله فرصت ناخواسته‌ای را برای القاعده به وجود آورده تا انتقام گذشته را از آمریکا، این بار نه در افغانستان که در پاکستان و در بحبوحه گرم شدن بازار حملات طالبان بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات