تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۲۷۶۶۷

سران فتنه در اتاق شیشه‌ای


سعدالله زارعی
حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری برای نظام جمهوری اسلامی به مثابه «تهدید» و «فرصت» بود. در ابتدا عناصر کودتاگر که با استفاده از فرصت و ظرفیت نظام وارد فضای انتخاباتی شده و در معرض آراء شهروندان هم قرار گرفته بودند به نفی ساز و کارهای نظام روی آورده و خواستار تحول بنیادین در این امور گردیدند و برای رسیدن به مقصود خویش، شهروندان را به «مقاومت» و «شورش» در برابر قانون و نظام فراخواندند و خود بر ایستادگی تا رسیدن به مقصود- که در ظاهر ابطال انتخابات و در باطن مختل و ملغی کردن نظام بود- تاکید ورزیدند. این موضوع طی یک دوره 10 تا 15 روزه اغتشاش هایی را در پی داشت و نگرانی هایی را در داخل و خارج کشور پدید آورد و هزینه های سنگین کشور را در عرصه بین المللی در پی داشت. این وجه « تهدید» این حوادث بود.
اما در عین حال وقتی عده ای از چهره ها و احزاب و دسته های سیاسی آنچه را در دل نسبت به نظام دینی پنهان می داشتند، آشکار کردند و برای «آزمودن» نظام، مردم و رهبری همه دار و ندار خود و پشتیبانان خارجی را به میدان آوردند، یک فرصت را در اختیار نظام قرار دادند تا جمهوری اسلامی تکلیف خود را با کسانی که با مبانی نظام و خط امام سر دشمنی دارند و در عین حال به تصرف مناصب مهم نظام چشم دوخته اند، روشن گرداند.
انقلاب اسلامی در تجربه تاریخی خود یک بار در ماههای اول پس از پیروزی، در مواجهه با فتنه حزب خلق مسلمان تا مدت ها روش مماشات را در پیش گرفت ولی با این وجود رهبر این جریان یکی دو سال بعد فتوای قتل امام و برچیدن نظام را صادر کرد و با گروه قطب زاده در کودتا هماهنگ شد. در نهایت نظام با برخورد قاطع این فتنه را خنثی کرد. در غائله بنی صدر نیز نظام تا مدت ها حداکثر مماشات را به خرج داد ولی زمانی که بنی صدر با منافقین برای براندازی وارد عمل شد، نظام رودربایستی را کنار گذاشت و به برخورد قاطع روی آورد. در ماجرای آقای منتظری نیز حضرت امام تا مدت ها حداکثر خویشتنداری را به خرج داد و به تعبیر خودشان خون دلها خورد ولی وقتی پای حفظ اساس نظام به میان آمد، آقای منتظری را فاقد صلاحیت اعلام و او را برکنار کرد. امروز نیز جریانی که با چهره هایی نظیر خاتمی، موسوی و کروبی شناخته می شود، دوره مماشات و حوصله نظام را پشت سرگذاشته و کار را به نقطه ای رسانده که راهی جز برخورد قاطع و بدون ملاحظه با آن باقی نگذاشته است. این در حالی است که جرم موسوی و... بدون تردید از جرائم بنی صدر ، رجوی و منتظری بسیار سنگین تر است چرا که در کودتای موسوی و... دست هائی در داخل و خارج، از عناصر کمونیست، منافق و لیبرال تا آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی درهم گره خوردند در حالی که در موارد گذشته چنین هم پیمانی با این شدت و حدت نبود اگرچه نتیجه آن اقدامات نیز تضعیف موضع انقلاب در مقابل موضع دشمنان خارجی بود. این هم پیمانی موسوی و... با دشمنان خارجی به تنهایی جرمی نابخشودنی است که به کودتا علیه نظام نیز گره خورده است.
اما در این بین، ما در مواجهه با رخدادهای خسارت بار پس از انتخابات شاهد دو خط موازی هستیم. یک خط را می توانیم خط «اصلاح و شفافیت» و خط دیگری را با تسامح خط «وحدت و رجعت» بنامیم.
خط اصلاح و شفافیت مبتنی بر حرکت از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب است بر این اساس باید قانون ستیزی ها و خودمحوری ها و هرچه که ضدارزش است اصلاح شوند یعنی تغییر در این نگرش کنند. انقلاب به عقب باز نمی گردد و براساس راه و ریلی که در اول کار، امام راحل عظیم الشأن بر مبنای اسلام ناب محمدی-ص- احداث کرده اند، به حرکت ادامه می دهد و به فتح افق های پیش رو چشم دارد. در این نگرش «شفافیت» حرف اول را می زند، ابهام پراکنی، دو دوزه بازی، حصارهای بلندی که دور خودکامگان کشیده شده و به آنان مجال می دهد تا به دروغ خود را معرف جامعه و رهبران آزادی و آگاهی بخوانند، همه باید کنار روند تا مردم بتوانند در «اتاق های شیشه ای» به نظاره واقعیت و تمیز بین سره و ناسره بنشینند. براساس این نگرش در مواجهه با فتنه گران و دست های تنیده در دستان دشمن خارجی-آمریکا و صهیونیزم- بیش از همه «آگاهی» نیاز است و این است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای روی عنصر بصیرت و تبیین اینهمه تاکید دارند.
اما برخی از افراد حاضر در جریانی که با عنوان «وحدت و رجعت» خطاب می شود به جای اصلاح دنبال توجیه پلشتی ها و عادی دانستن آن ها و به جای شفاف سازی و حقیقت گرایی دنبال بازگرداندن وضعیت گروههای سیاسی به شرایط قبل از خرداد 88 می باشند. برخی از این منادیان آشتی در حالی که هیچ توجیهی برای اقدامات جنایتکارانه پس از انتخابات سران فتنه ندارند، مایلند این اتفاقات یک سره به فراموشی سپرده شوند که صد البته همراه با آن باید دستاورد مهم مردم و نظام در انتخابات عظیم 22خرداد و معانی مشارکت 85 درصدی نیز پایمال گردند.
در این میان «بدلکاران» وارد صحنه شده اند و از وحدت ملی تعبیری ساخته اند تا با حفظ موقعیت متجاوزان به حقوق مردم و حدود الهی و با حفظ منافع حیف و میل کنندگان بیت المال سازگار باشد. بدلکاران در شعبده بازی خود، کشور را درگیر بحران خوانده و وحدت مردم را مخدوش معرفی می نمایند اما موضوع از این قرار است که عده ای پس از خیانت و همدستی با دشمن از قطار انقلاب پیاده شده و بعد به فحاشی علیه مسافران و لوکوموتیوران روی آورده اند حالا عده ای از بدلکاران درصددند تا آنچه رخ داده را یک «سوءتفاهم» معرفی کرده، قطار را نگه دارند و هتاکان را بعنوان شهروندانی که کماکان صلاحیت اداره امور را دارند معرفی نمایند!
بدلکاران از قانون و لزوم نهادسازی- موازی با نهادهای قانونی- حرف می زنند در حالی که قانون اساسی و نهادهای مسئول برآمده از متن قانون و رای مردم را به قربانگاه برده اند. بدلکاران با چشم بندی، استوانه های مذهبی را نگران نحوه مواجهه دولت با شخصیت های مذهبی معرفی می کنند و تلاش وافری دارند تا با استناد به عبارتی از یک شخصیت مذهبی وانمود کنند که آنان در هیچ تاریخی به اندازه امروز از دولت آزرده نبوده اند و حال آنکه همه می دانند هیچکدام از دولت ها به اندازه دولت فعلی بر مبانی مذهبی ابتنا نداشته اگرچه پاره ای خطاهای غیرقابل اغماض نیز در آن دیده می شود. اما تردستان بدلکار سخنی از رویکردهای عمدتاً غیراسلامی دولت های سازندگی و توسعه سیاسی در حوزه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ و بی اعتنایی رؤسای آن ها به دغدغه های علما- در امور بنیادی- به میان نمی آورند. مراجع محترم در وضع طبیعی، حتماً از روی کار آمدن دولتی که به تعبیر حضرت آیت ا... خامنه ای ارزش های مورد تاکید حضرت امام خمینی و ارزش های بومی را سر دست دارد و در مجامع بین المللی نیز از آن ها دفاع می کند، خشنودند. چنین دولتی حتماً با استقبال زایدالوصف مراجع مواجه می باشد. بدلکارانی که شب و روز در کار بدبین کردن استوانه های مذهبی به نظام و دولت هستند از نومیدی علما نسبت به دولت سخن می گویند!
بدلکاران با تردستی مدعی اند که نظام مشکل دارد وقتی می پرسی به چه دلیل؟ می گویند چون موسوی نتیجه را نپذیرفته است و چند نفری از مسئولان سابق نیز با او همراهند. از نظر این ها موضوعات مملکتی تا این حد سخیف شده اند که موافقت یا عدم موافقت یک کاندیدای شکست خورده با یک جریان، نظام را با بحران مواجه می کند!
بدلکاران با لاپوشانی ارتباط وسیع و پردامنه موسوی، خاتمی و... با کانون های ضدایرانی و ضدانقلابی، مسایل این فتنه گران را در حد اختلاف نظر دو یا چند کاندیدای انتخابات تنزل داده و چنین وانمود می کنند که اگر دو نفر از آنان طی بیانیه یا گفت وگوی رسانه ای التزام خود را به رهبری و قانون اعلام کنند، همه چیز حل و فصل می شود. این در حالی است که یک جریان سیاسی اگرچه با استفاده از مجال و مجرای قانون وارد میدان رقابت سیاسی شده ولی با نفی قانون و نهادهای منبعث از آن، علیه نظام کودتا کرده و اتفاقاً این کودتا توأم با خونریزی و خشونت هم بوده است- یعنی کودتایی از جنس شدید- این کودتاگران را چگونه می توان با یک بیانیه که برای آنان زیر پا گذاشتن آن حتماً آسانتر از زیر پا گذاشتن مبانی ناب مذهبی، راه روشن حضرت امام و قانون اساسی است به عنوان بخشی از نیروهای نظام پذیرفت؟
بسیاری از خوانندگان محترم حتماً به یاد دارند که از حدود نیمه دوم آذرماه 1359 که ماشین جنگی صدام به گل نشست و متوقف شد و آثار شکست آن ظاهر شد عده ای در داخل و خارج به اسم اینکه این یک جنگ «برادرکشی» است! ببینید دو طرف جبهه مسلمانند و خون هر دو محترمند! تبلیغات وسیعی را به راه انداختند در آن روز بدلکاران با سرپوش گذاشتن بر ماهیت صدام حسین و جبهه ای که علیه انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) با مشارکت آمریکا، اسرائیل، اروپا، ارتجاع عرب، منافقین و.... شکل گرفته بود، درصدد بودند گریبان صدام حسین را از دستان پرقدرت انقلاب اسلامی و رزمندگان برهانند. در این ماجرا نیز بدلکاران می خواهند هم دستی کفار، منافقین و منحرفین را با پارچه ای مخملین از انظار دور نگه دارند و دو طرف را نیروی انقلاب و نظام خطاب نمایند!
نظام جمهوری اسلامی برای دفع فتنه هزینه های سنگینی پرداخته و کودتاگران را در اتاق های شیشه ای قرار داده و واقعیت وجودی آنان را برملا کرده است بدلکاران می خواهند با تردستی نظام را بار دیگر گرفتار فتنه گران زیاده خواه و دیکتاتور نمایند اما این امر از توانایی و اختیار آنان خارج است. بدلکاران نه در نظام و نه در میان مردم آنچنان جای پایی ندارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات