مازیار آقازاده / کارشناس مسائل ترکیه
1 - فوریه سال 1999 است و هواپیمایی متعلق به سازمان اطلاعات ترکیه از کنیا به سمت ترکیه در پرواز است. «عبدالله اوجالان»، رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) با دست و چشم بسته درون آن است. او پس از سالها تعقیب و گریز بالاخره به چنگ نیروهای امنیتی ترکیه افتاده است. بلافاصله خبر در رسانههای ترکیه و جهان منتشر میشود. بعد از ماهها تعقیب و گریز در نهایت ترکیه موفق شد پس از خروج اوجالان از سوریه «رد» او را در هتلی در کنیا بزند. شبانه تیم عملیات سازمان اطلاعات ترکیه به هتل میریزند و اوجالان را به دام میاندازند اما آیا انجام این عملیات موفق تماما برعهده ترکیه بود؟
سه سال قبل از این تاریخ یعنی در سال 1996 قرارداد همکاریهای امنیتی و استراتژیک بین ترکیه و اسرائیل منعقد شده بود و طبق این قرارداد همکاری، ترکها و اسرائیلیها به تبادل اطلاعات موردعلاقه طرفین میپرداختند و یکی از اطلاعات مورد علاقه ترکیه از شریک راهبردی؛ «اسرائیل»، محل اختفای عبدالله اوجالان بود. ترکها بهشدت موساد را تحت فشار قرار داده بودند که در یافتن محل اختفا و دستگیری اوجالان به آنها کمک کند و در مقابل اسرائیلیها از ترکیه میخواستند تا امکان عملیات جمعآوری اطلاعات از مناطق مرزی مشترک با ایران، سوریه و عراق را برای آنها فراهم کنند.
در ظاهر امر تقسیم کار خوبی برای هر دو طرف بود و ترکها سه سال بعد از انعقاد قرارداد همکاریهای استراتژیک با اسرائیل، مزه شیرین این همکاری را در کمک سازمان موساد به دستگیری عبدالله اوجالان میچشیدند.
2 - اکتبر 2009 است. اسرائیل به شدت نسبت به پخش یک سریال ضداسرائیلی در تلویزیون دولتی ترکیه به آنکارا اعتراض کرده و سفیر ترکیه در تلآویو را به وزارت امورخارجه احضار میکند. منابع نظامی وزارت دفاع اسرائیل از احتمال توقف قرارداد فروش تسلیحات مدرن اسرائیلی به ترکیه سخن میگویند و برخی از منابع لابی اسرائیلی در آمریکا، آنکارا را تهدید میکنند که ممکن است از این پس در برابر لابی ارمنی نایستند و اجازه دهند تا لایحه نسلکشی ارامنه در کنگره آمریکا به تصویب برسد. البته این تحولات و تغییرات اوج تنشی است که در روابط دوجانبه از حدود یک سال پیش آغاز شده است. حمله اسرائیل به نوار غزه در دسامبر 2008 و ژانویه 2009 و ارتکاب برخی جنایات جنگی از سوی ارتش اسرائیل در حق مردم بیدفاع غزه، سیاستمداران اسلامگرای حاکم بر ترکیه را بهشدت ناراحت کرده است. طوری که نخبگان حاکم بر آنکارا بهشدت از اقدامات اسرائیل در حق مردم غزه انتقاد میکنند و این اقدامات را با عنوان «جنایات جنگی» مینوازند. رجب طیب اردوغان در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (آوریل 2009) در داووس سوئیس در جلسهای مشترک با شیمون پرز، رئیسجمهور اسرائیل، بهشدت نسبت به سیاستهای اسرائیل انتقاد کرده و به پرز میگوید: «میخواهید با این سخنان وجدان خود را از جنایاتی که ارتشتان در غزه انجام داده توجیه کنید.» اردوغان با جنایتکارانه خواندن اقدامات اسرائیل در حق فلسطینیان، جلسه را به نشانه اعتراض ترک میکند. تودههای مسلمان در کشورهای عربی و ترکیه از این اقدام جسورانه اردوغان بهشدت استقبال میکنند و او را یک «قهرمان» مینامند. هنگام بازگشت از سوئیس در فرودگاه آنکارا جمعیتی قابلتوجه از هواداران اردوغان در نیمههای شب به استقبال او میروند و برای او فریاد «زندهباد» سر میدهند.
3 - تلفن وزارت دفاع اسرائیل صبح روز جمعه (10 اکتبر2009) به صدا درمیآید. در آن سوی خط مقام مسئول در وزارت دفاع ترکیه است. او به مقام اسرائیلی آن سوی خط خبر بدی میدهد. «متاسفیم! هواپیماهایتان اجازه حضور در حریم هوایی ما برای شرکت در مانور «عقاب آناتولی» را ندارند.» مقامات وزارت دفاع اسرائیل بهشدت شوکه شده و دلیل این اقدام غیرمترقبه ترکها را جویا میشوند. توجیه مقامات ترکیه از این اقدام بسیار جالب است. مقامات ترک میگویند که نمیتوانیم به هواپیماهایی که بر سر مردم غزه بمب ریختهاند و خلبانانی که این هواپیماها را هدایت کردهاند، اجازه حضور در حریم هواییمان را بدهیم!
روز یکشنبه 12 اکتبر قرار بود طبق جدول زمانی همهساله مانوری 10روزه در آسمان ترکیه با حضور چهار نیروی هوایی ترکیه، آمریکا، اسرائیل و ایتالیا برگزار شود اما پسلرزههای جنگ غزه این مانور را هم لغو کرد.ترکیه خود در این مانور شرکت نکرد و اجازه حضور اسرائیل را نیز نداد و متعاقب این اقدام آنکارا، واشنگتن صلاح را در این دید که با سیاست «شاید وقتی دیگر»، این مانور را لغو کند. اسرائیل بهشدت نسبت به سیاستهای جدید دولت ترکیه پس از جنگ غزه نگران است. در جلسات تیمهای کارشناسی وزارت دفاع و وزارت خارجه اسرائیل رویکرد جدید ترکیه در قبال اسرائیل به بحث گذاشته میشود و پیشنهادات مختلفی برای نحوه مقابله اسرائیل با این سیاست جدید دولت ترکیه از سوی کارشناسان اسرائیلی مطرح میشود: تجهیز پ.ک.ک علیه ترکیه، استفاده از ظرفیتهای لابی یهود در آمریکا برای سنگ اندازی در روابط واشنگتن- آنکارا نزدیکی به ارمنستان و یونان و قبرس برای فشار به ترکیه، فشار لابی اسرائیلی در اتحادیه اروپا به دولتهای اروپایی برای اخلال در روابط ترکیه با اروپا، تجدید نظر در همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و...
4 - احمد داوود اوغلو، تئوریسین سیاست خارجی اسلامگرایان حاکم و وزیر امور خارجه جدید ترکیه معتقد است که سیاست خارجی ترکیه پس از تاسیس نظام جمهوری در این کشور (1923 بهبعد) به بیراهه رفته است. داوود اوغلو سیاست غربگرایی مفرط نخبگان حاکم بر آنکارا در هشت دهه اخیر را عامل انزوای منطقهای ترکیه میداند. او معتقد است که غربیها ترکیه را ملتی شرقی میدانند و شرقیها و کشورهای اسلامی منطقه، ترکیه را کشوری غربزده و غربگرا میدانند. بنابراین در حالیکه ترکیه ظرفیت نزدیکی و همکاری با هر دو جهان اسلام و غرب را دارد در هر دو عالم اسلامی و غرب جایگاه متناسب خود را نیافته است. او معجون شفابخش برای رهایی از این وضعیت برزخی برای ترکیه را در «شرقی کردن» سیاست خارجی ترکیه و تقویت مناسبات منطقهای آنکارا با کشورهای عربی و اسلامی از سویی و چین و روسیه و هند از سوی دیگر میداند. البته این برداشت مختص داوود اوغلو نیست و سالها قبل از اینکه وی به این نتیجه برسد «ساموئل هانتینگتون» آمریکایی در اثر معروف خود «برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی» این معجون را به ترکیه پیشنهاد میکند. هانتینگتون در کتاب معروفش با اشاره به اینکه ترکیه یکی از کشورهایی است که بالقوه و بالفعل ظرفیت رهبری جهان اسلام را دارد، گرفتن «کاسه گدایی عضویت در اتحادیه اروپا» را در شأن ملت و دولت ترکیه با آن سابقه تاریخی درخشان نمیداند و به نخبگان حاکم بر ترکیه پیشنهاد میکند که بهجای التماس برای عضویت در اتحادیه اروپا پا در جادهای بگذارند که نهایت آن، تقویت جایگاه منطقهای و الهام بخشی در جهان اسلام است. در این صورت ترکها نیازی به این ندارند که از اروپاییها بخواهند تا آنها را نیز به کلوب بسته تمدنی و قارهایشان راه دهند بلکه اینبار، این غرب در معنای عام و اتحادیه اروپا در معنای خاص خواهند بود که از ترکیه خواهند خواست تا با توجه به ظرفیتهای بزرگ خود به اتحادیه اروپا بپیوندد.
داوود اوغلو با الهام از این نصیحت هانتینگتون و برای اجتناب از وضعیت برزخی 80 ساله [از اینجا (غرب) مانده و از آنجا (جهان اسلام) رانده] ترکیه، فرمان سیاست خارجی ترکیه را 90 درجه به سمت شرق و جهان اسلام چرخانده است. البته این به معنای فاصله گرفتن ترکیه از غرب نیست بلکه به این معناست که باید برای ایجاد تعادل و توازن در سیاست خارجی ترکیه فرمان بهشدت چرخیده جهت غرب را تا جایی به سمت شرق کشید که در نهایت نقطه تعادل به وجود آید و آن نقطه تعادل در واقع جایگاهی است که نقش پررنگ و غیرقابل حذف ترکیه بهگونهای باشد که اروپا چارهای جز پذیرش ترکیه در درون ساختارهای خود را نداشته باشد. در این صورت دولتمردان ترکیه در ازای قرار دادن وزن سنگین خود روی کفه اتحادیه اروپا در مناسبات بینالمللی، حتی برای کلوب «بروکسل» میتوانند، شرط و شروطی را نیز بگذارند.
5 - پیمودن این غایت بزرگ در سیاست خارجی ترکیه نیازمند بازتعریف نقش و جایگاه ترکیه در جهان اسلام است و ترکها برای این کار باید خود را از کلیشههای قالببندی شده 80 سال گذشته دور کرده و سیاستهای متناسب با جایگاه منطقهای و تمدنی خود اتخاذ کنند.
در این چارچوب اگر ترکیه بخواهد لااقل یکی از اضلاع مثلث یا مربع رهبری جهان اسلام باشد، نمیتواند نسبت به وقایع فلسطین بیتفاوت باشد و برای نفوذ در بین تودههای عرب و جهان اسلام باید خود را حامی بزرگ منافع فلسطینیان معرفی کند. البته این برداشت از «غزهای» شدن سیاست خارجی ترکیه بدون در نظر گرفتن ایدئولوژی حزبی حاکم، با ماهیتی اسلامگراست که با عناصری از ملیگرایی و محافظهکاری نیز تلفیق شده است. بنابراین نخبگان اسلامگرای حاکم بر ترکیه امروز، سیاست حمایت از فلسطین و رعایت فاصله جانبی از اسرائیل را هم در چارچوب استراتژی کلان سیاست خارجی خود و هم برای نفوذ در میان تودههای اسلامگرا درون ترکیه و جهان اسلام موفقترین سیاست ممکن میدانند.