تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۲۷۶۸۶
الگوی مصرف چیست؟

سند چشم‌انداز و اصلاح الگوی مصرف


محمد کشاورزی - دانش آموخته حوزه علمیه قم و دانشجوی کارشناسی ارشد
برای تعریف دقیق مفهومی، اول باید واژه های آن را تعریف و از حیث لغوی و کاربردی بررسی کرد به همین علت ناگزیریم واژه های اصلاح، الگو، مصرف را کالبد شکافی کنیم.
اصلاح: راست کردن چوب (منتقی الارب) درست کردن، ضد فساد، التیام دادن، سامان آوردن، سر و سامان دادن به کارها. درست کردگی و راست کردگی، دور کردن تباهی و راست کردن چیزی1.
الگو: مدل (Model)، سرمشق، مقتدی، اسوه، قدوه، مثال، نمونه2.
مصرف: محل صرف و خرج، به کاربردن، محل هزینه کردن، خرج و صرف3
با توضیحات فوق “اصلاح الگوی مصرف” را می توان چنین تعریف کرد: “درست کردن مدل خرج و محل مصرف”
هنگامی که از مصرف چیزی سخن می گوییم این معنا را در نظر داریم که چگونه می توانیم به بهترین شکل آن را برای برآورده کردن نیازهای خویش به کار گیریم. بنابراین شناخت بهترین شکل مصرف هر چیزی به معنای شناخت شیوه ای است که از آن به الگوی مصرف آن چیز تعبیر می شود. شخص می کوشد تا با بهره گیری از تجربیات و دانش های دیگران و تجربیات شخصی، بهترین شیوه و الگوی مصرف را به دست آورد تا افزون بر بهره گیری کامل و برآورد نیازها، بخشی را نیز برای آینده و یا فعالیت های دیگر ذخیره سازی کند. در انتخاب نامگذاری سال88 خورشیدی توجه ویژه ای به بخش مصرف حوزه اقتصادی شده است. اما این پرسش مطرح است که چرا از مسایل مهمی که در حوزه مسایل و موضوعات اقتصادی از تولید تا توزیع تا مصرف وجود دارد. تنها بر مسایل مربوطه به حوزه مصرف توجه و تاکید ویژه ای با انتخاب “نام سال” شده است؟
چه چیزی موجب شده تا مقام معظم رهبری، مساله “اصلاح الگوی مصرف” را مهم تلقی کنند و بربازسازی و اصلاح الگوی موجود مصرف در کشور تاکید نمایند و آن را به عنوان دغدغه دولت و ملت قرار دهند؟
به نظر می رسد که آن چه توجه مقام معظم رهبری را به خود مشغول کرده وجود امکانات، توانمندی ها و ظرفیت های بسیاری است که کشور از آن برخوردار می باشد ولی به سبب مصرف بی رویه و نادرست آن، به جای آن که در مسیر اهداف چشم انداز و شکوفایی اقتصادی کشور قرار گیرد به هرز می رود. این مساله مرتبط به حوزه خاصی چون انرژی نیست بلکه همه حوزه ها را پوشش می دهد.
نگاهی به آمارهای رسمی و غیر رسمی کشور نشان می دهد که چگونه بسیاری از ظرفیت های کشوری به هدر می رود. از بخش انرژی گرفته تا بخش تغذیه تا بخش آب تا بخش استعدادهای درخشان و علمی، تولیدات کشور چنان نادیده و هدر می رود که باید آنها را در مسیر تحقق اهداف چشم انداز مدیریت کرد. جالب این است که بخش عمده ای از مصرف بی رویه را می بایست در بخش دولتی دید. اگر بخش های خصوصی و عمومی گرایش به مصرف بی رویه دارد، به سبب نادرستی الگوی مصرفی است که از طریق بخش دولتی به طور مستقیم و غیر مستقیم به جامعه القا می شود. زیرا این دولت مردان هستند که رفتار مردم را می سازند و تعیین جهت می دهند. بنابراین بخش دولتی از مهمترین بخش هایی است که نیازمند انتخاب و تعیین الگوی صحیح مصرف است تا بخش های دیگر به الگو برداری و متاثر از آن در مسیر درست مصرف قرار گیرند.
ارایه الگوی صحیح و اصلاح الگوی موجود مصرف به معنای حفظ، سامان دهی به ظرفیت ها و امکانات بی پایان کشوری است که می خواهد در دوره اجرای سند چشم انداز بیست ساله کشور اهداف آن را محقق کند.
در بحث اصلاح الگوی مصرف باید به دو مساله توجه اساسی شود:
 فرهنگ سازی و افکارسازی:
می دانیم که که یکی از روش های اهتمام و توجه بخشی به چیزی ایجاد دغدغه عمومی و متاثر ساختن افکار عمومی است. فرهنگ سازی درباره ی اصلاح الگوی مصرف می تواند فرصت ها و امکانات را در جهت و مسیر مشخص و برنامه ریزی شده ای قرار دهد. اگر بتوان افکار عمومی را از طریق فرهنگ سازی درگیر کرد، می توان امید داشت که دولت و ملت بتواند براساس برنامه مشخص و تعیین شده ای به چشم انداز بیست ساله خویش دست یابد. اما این زمانی ممکن و شدنی است که همه مولفه های فرهنگ سازی فراهم آید و همانند دوران جنگ و سازندگی هم و غم خرد و کلان جامعه از توده های مردمی تا رهبران و مسئولان دولتی باشد.
اصلاح در ساختار مصارف دولتی
چنان که گفته شد بخش دولتی مهمترین و اساسی ترین بخش در حوزه مصرف است. زیرا بی گمان مهمترین مصرف کننده منابع متعدد و متنوع کشور است. زیرا دولت با اصلاح الگوی مصرف خود می تواند فرصت الگو برداری را به دیگر بخش ها بدهد. اگر بخواهیم به هدف اصلی و اساسی چشم انداز برسیم می بایست به الگوی مصرف به عنوان یکی از مولفه های اصلی به تعبیر دیگر قدم اساسی رسیدن به اهداف چشم انداز توجه کنیم.
اگر رهبر معظم انقلاب چند سال پیش سند چشم انداز بیست ساله کشو را ابلاغ فرمودند و هر سال بر اساس آن راهبرد اساسی و اصلی در نامگذاری سال ها برای مدیریت کشور برمی گزیند همه این نامگذاری ها در راستای دستیابی به اهداف سند چشم انداز است.
یکی از مهمترین مولفه هایی که در محقق ساختن اهداف چشم انداز بسیار نقش کلیدی دارد. مسئله ی چگونگی مصرف تولیدات و بهره مندی از امکانات و نعمت های الهی است. از این رو بیان الگوی صحیح مصرف و اصلاح دایمی و همیشگی آن براساس اهداف سند چشم انداز باید، به عنوان دغدغه اصلی، همه ی مردم و دولت مردان قرار گیرد.
بی گمان رسیدن به اهداف چشم انداز نیازمند الگوهایی در بخش ها و حوزه های مختلف زندگی است که از جمله مهمترین آن ها می توان به تعریف الگوی کامل در حوزه اقتصادی در بخش هایی چون “تولید”، “توزیع” و “مصرف” اشاره کرد. هر چند که تعریف و تعیین الگوهای “تولید” و “توزیع” مهم و اساسی است ولی مساله “الگوی مصرف” مهمترین و اساسی ترین بخش سه گانه است زیرا با وجود بهترین الگوها و متناسب ترین شیوه ها در تولید و توزیع، شیوه مصرف و فرهنگ آن است که می تواند موجب شکوفایی و پیشرفت باشد و بی آن می توان گفت تمام زحماتی که برای تصحیح و اصلاح در دو بخش فوق بی نتیجه است و همه کارها را بی سامان می سازد. از این روست که مقام معظم رهبری براصلاح و تصحیح الگوهای مصرف و ایجاد فرهنگی مناسب تاکید می ورزد تا زمینه بهره گیری و بهره مندی، درست امکانات و فرصت ها فراهم آید و مجموعه ای متراکم از آن، فرصت محقق شدن اهداف سند چشم انداز را تحقق بخشد و شکوفایی تمدنی را پدید آورد.
دست یابی به این مهم تنها زمانی شدنی است که مجموعه ای از شرایط مناسب فراهم آید که از جمله تغییر اساسی و بنیادین در بینش ها و نگرش های مصرف را شامل می شود.
با نگاهی گذرا به سند چشم انداز بیست ساله در می یابیم که رسیدن به اهداف مندرج در سند چشم انداز از قبیل؛ توسعه یافته، با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری، عدالت اجتماعی، برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی، برخورد از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی و ... بدون اصلاح الگوی مصرف بسیار مشکل است.
آیا یکی از شاخصه های اصلی توسعه یافتگی داشتن الگوی مصرف مناسب نیست؟ آیا بدون بهینه سازی مصرف می توانیم کشور توسه یافته ای باشیم. حتی کسانی که با الفبای توسعه یافتگی آشنایی دارند می دادند که برای رسیدن به این هدف ناچار و ناگزیریم که مصرف مان را بهینه کنیم، جایگاه اول علمی و فناوری منطقه چه رابطه با اصلاح الگوی مصرف دارد!
شاید در نگاه اول نتوان رابطه ای بین این دو برقرار کرد. اما با اندکی تاملی در مورد شاخص های تولید علم و فناوری در می یابیم که در این زمینه نیز باید شاخصه هایمان را ارتقاء ببخشیم مثلامیزان و تعداد تولید مقاله و ثبت آن در “isi ” را باید افزایش دهیم تا به جایگاه شایسته در سطح منطقه برسیم.
“متکی بر سهم برتر منابع انسانی” در این رابطه چه فکر می کنید. آیا منابع انسانی یک مملکت بزرگترین دارایی آن به حساب نمی آید؟ آیا نباید در این رابطه الگوهایمان را اصلاح کنیم و جایگاه و ارزش واقعی منابع انسانی را حفظ کنیم؟ به نظر می رسد در این رابطه به الگوهای جدیدی نیازمندیم.
“برخوردار از سلامت” بد نیست بدانیم که در کشور ما بیشترین عمل جراحی قلب صورت می گیرد. بیشترین مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی و عروقی را داریم و ... علت چیست؟ از حیث جغرافیایی در منطقه ای بر قرار گرفته ایم؟! یا علل نژادی و ارثی دخیل هستند؟!
کدام یک! پزشکان جواب سوالات ما را داده اند. الگوی ناصحیح مصرف. آیا باز نباید الگوی مصرفمان را اصلاح کنیم؟!
پس شاید شما هم تصدیق کنید اصلاح الگوی مصرف قدم اساسی و اصلی برای رسیدن به اهداف چشم انداز می باشد. چشم اندازی که یک آینده آرمانی و مطلوب به ما نوید می دهد پس بیاید با اصلاح الگوی مصرفمان در آینده با شکوه ایران اسلامی سهیم شویم.
دوست دارید یک سئوال فنی و جواب آن را مرور کنیم.
چرا در شرایطی که احساس می کنیم مردم ما را از کشورهایی مثل ترکیه و تایلند بهتر زندگی می کنند ولی اقتصاد آنان و رشد اقتصادی آن جلوتر از کشور ایران است؟ این سوال شاید به ذهن خیلی از کسانی که از این نوع کشورها بازدید کرده اند خطور کند و به سادگی از کنار آنها می گذرند ولی آنان که با دغدغه چشم اندازی نگاه می کنند حتما به دنبال علت و پاسخ مناسب برای رفع مشکل می روند.
پاسخ روشن است. سهم بالایی از تولید ناخالص ملی کشور ایران سهم مصرف بوده و اقتصاد در حال توسعه ایران در این شرایطی که نیاز دارد سهم بالایی از تولید ناخالص داخلی را صرف سرمایه گذاری کند، در چرخه مصرف وارد کرده و در کشور به جای اینکه با انتقال منابع به چرخه سرمایه گذراری موجبات ارتقای بهره وری فراهم شود. مصرف گرایی تشدید می شود. این پدیده مختص به کشورهای نفتی بوده و اگر به سمت اصلاح الگوی مصرف نرویم این پدیده همچنان ما را آزار خواهد داد.
اصلاح الگوی مصرف چگونه؟
اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است سبب ارتقای شاخص های زندگی و کاهش هزینه ها می شود و و زمینه را برای گسترش عدالت در جامعه به وجود می آورد.
از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری “دهه پیشرفت و عدالت” با “اصلاح الگوی مصرف” بیشتر نمایان می شود اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده به یک رفتار پایدار ونهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل گردد.
اصلاح الگوی مصرف در دو سطح “تولید کالا” و “مصرف کالا” قابل بررسی است. در سطح تولید کالاکه از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولید کنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب بااقلیم هر منطقه مطابق کنند.
هم اکنون هدر روی درحوزه انرژی کشور نه صرفا در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب واحدهای تولیدی و خودروها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست.
در کشور ما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لام‘ های کم مصرف می توان تا حدود زیادی در این زمینه صرفه جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو و پاک همچون باد، خورشید، انرژی هسته ای و زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
در بخش ساخت و ساز باید اجرای آئین نامه ها و مقررات مهندسی از جمله مبحث19 مقررات ساختمان که به بهینه سازی ساختمان در مصرف انرژی مربوط می شود، را نهادینه کرد. همچنین تولید مواد خوراکی از جمله نان باید با ضایعات کمتری همراه باشد. باید توجه به استفاده بیشتر از مواد قابل بازیافت در تولید الزامی گردد و ده ها موارد مشابقه دیگر که باید در هر صنف مورد توجه قرار گیرد.
در سطح “مصرف کالا” باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصا آب و برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل است، آموزش از طریق مدارس، رسانه ها، تولید کنندگان، وزارت نیرو، شرکت گاز بسیار موثرتر باشد همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان آن ارج می نهند لذا می توان در بخش آموزش از تعالیم و آموزه های دینی که برصرفه جویی تاکید دارند نیز بیشتر بهره برد.
از آنجا که جهت تغییر الگوی مصرف، شناخت عمیق نیازهای هر دو بخش مردمی و دولتی ضروری است باید مصرف سرانه ی دهک ها با سطح دستمزدها و استانداردهای مصرف جهانی دقیقا مقایسه شود و سپس درصد و میزان یارانه لازم برای هر یک از کالاها مشخص شده و قیمت یارانه ای و غیر یارانه ای آن تعیین گردد. بنابراین می توان دریافت که اصلاح الگوی مصرف هم نیاز و حتی پیش نیاز اصلاح هدفمند سازی یارانه ها است. تمامی این موارد جز با وضع قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن میسر نیست و از این روست که نقش و تاثیر مجلس نیز در اصلاح الگوی مصرف نمایان تر می شود...
1 -لغت نامه دهخدا، ج2
2 -لغت نامه دهخدا، ج3
3 - لغت نامه دهخدا، ج13

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات