گروه بینالملـل: در دوران هشــــت سالـــــه دولـــــت جرج بوش، نهاد اطلاعاتی آمریکا مانند بسیاری از نهادها و مفاهیمی که آمریکاییها به آن افتخار میکردند و به خاطر آن برای دنیا ژست میگرفتند، دچار بیاعتباری شد.اکنون دولت باراک اوباما قصد دارد این اعتبار از دسترفته را احیا کند. نخستین پیشنهاد او برای تقویت این نهاد و احیای آن، ارائه طرحی به کنگره برای همکاری مشترک با دانشگاهها و آموزش دانشگاهی افسران اطلاعاتی است. اما مخالفان و منتقدان عملکرد جامعه اطلاعاتی آمریکا بهخصوص سیـــــــــا از دولت اوباما خواستهاند که تغییرات بنیادین در ماهیت ماموریت این سازمان ایجاد کند. بازجوییها و شکنجههای مظنونان تروریستی اعتبار سیا را به شدت زیر سوال بـــــــرده است. اکنون اوباما با شعار تحول، در صدد احیای این نهــــاد اطلاعاتی است.دولت اوباما پیشنهاد تشکیل مرکزی برای آموزش افسران اطلاعاتی در دانشکدهها و دانشگاهها را دادهاست. این مرکز قرار است شبیه دفتر آموزش نیروی ذخیره سرویسهای نظامی باشد.هدف از پیشنهاد تشکیل چنین مرکزی، ایجاد گروهی از افسران اطلاعاتی از نسل اول و دوم آمریکاست که زبان انتقادی دارند.
در سالهای اخیر، سیا و دیگر سرویسهای اطلاعاتی آمریکا برای یافتن نیروی بامهارتی که بتواند در خیابانهای خاورمیانه و جنوب آسیا فعالیت کرده و در میان گروههای تروریستی نفوذ کند با مشکل روبهرو بودهاند، به همین دلیل دولت اوباما پیشنهاد تشکیل چنین مرکزی را داده تا نسل جدیدی از افسران اطلاعاتی را آموزش داده و تربیت کند. براساس پیشنهاد دولت اوباما که بخشی از طرح پیشنهادی دولت برای برنامههای اطلاعاتی سال 2010 به کنگره است، کالجها و دانشگاهها میتوانند با دریافت مجوز لازم دورههای آموزشی و مطالعاتی برای متقاضیان برگزار کنند تا نیاز رو به گسترش جامعه اطلاعاتی آمریکــــا محقق شــــود. در این دورههای آموزشی، واحدهایی همچون آموزش زبان خارجی، تحلیل اطلاعات و اقدامات فنی میدانی خاص ارائه میشود.شرکتکنندگان در این دورهها بهصورت مخفی ثبت نام میکنند و نام و نشانیشان مخفی میماند و بعد از اتمام دوره به دایرههای اطلاعات ملی معرفی میشوند. در این دایرهها، افرادی از میان شرکتکنندگان در دورههای آموزشی انتخاب میشوند.شرکتکنندگان در این دورهها همچنین از امکانــــــــات و کمکهـــــای مالی شامـــــــل شهریــــــــه دانشگاهی، دسترسی به کتاب، مــــــواد درسی و آموزشـــــی و هزینه سفر برخوردار میشوند.
شرکتکنندگان در این دورهها قبل از ورود به دانشگاه مورد بررسی کامل سوابق قرار میگیرند. همکاری میان سرویسهای اطلاعاتی و دانشگاهها در گذشته نیز وجود داشتهاست. سرویسهای اطلاعاتی با کمک مالی به دانشگاهها، عدهای از دانشجویان متقاضی و باهوش این دانشگاهها را برای به خدمت گرفتن جذب میکنند. جامعه اطلاعاتی آمریکا اکنون براساس توافقنامه و برنامه اطلاعاتی دانشگاهی با 14 کالج و دانشگاه ایالات متحده همکاری دارد و قرار است این تعداد تا سال 2015 به 20 کالج و دانشگاه برسد. اساس کار پیشنهاد جدید اوباما، دو برنامه قبلی است: یکی طــرح آزمایشی است که در سال 2004 بــــرای بیش از 400 دانشجو اجرا شد؛ در آن طرح دانشجویان توافق کردهبودند بابت هر سالی که با کمک مالی دولت در دانشگاه آموزش رمزشناسی میبینند برای سرویسهای اطلاعاتی کار کنند. قرار است در برنامه پیشنهادی جدید دولت اوباما این بخش تصحیح شود، زیرا سرویس اطلاعاتی اکنون به رمزشناسی، کمتر از موارد دیگر نیاز دارد.
برنامه دیگری که مبنای کار پیشنهاد جدید اوباما قرار گرفته، کمک مالی به عدهای خاص از کارمندان جامعه اطلاعاتی است که قبول کنند در رشتههای خاص مورد توصیه جامعه اطلاعاتی در دانشگاه تحصیل کنند و آموزش ببینند. هدف از این برنامه، آموزش و آماده کردن گروهی از نیروهای اطلاعاتی در بخشهایی است که در آنها کمبود وجود دارد.پیشنهاد جدید دولت اوباما درباره آموزش رسمی ماموران اطلاعاتی در دانشگاهها در حالی مطرح شدهاست که در روزهای گذشته، انتقاداتی درباره عملکرد و خط کلی سازمان اطلاعاتی آمریکا در سالهای گذشته در رسانههای آمریکا مطرح شدهاست. منتقدان میگویند، سوءاستفاده از سیا توسط رئیسجمهورهای آمریکا که این سازمان اطلاعاتی را ارتش شخصی و خصوصی خود میدانند، باعث تخریب چهره آن و همچنین تحتالشعاع قرارگرفتن نقش این سازمان شدهاست.سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا موسوم به (CIA) بر اساس قانون امنیت ملی در سال 1947 تاسیس شد و توجیه اصلی آن هم حمله تاریخی ژاپن به پرلهاربر بود. حامیان تشکیل این سازمان تاکید میکردند که وجود چنین نهاد ملی اطلاعاتی میتواند مانع از بروز چنین حملاتی شود. در آن زمان اطلاعات، ابزار مثبتی برای کاهش احتمال جنگ به حساب میآمد و سرویس اطلاعاتی آمریکا نهاد اطلاعاتی پاکی بهشمار میرفت که هدایتکننده سیاستگذاران بود.
هری ترومن، سیا را یک منبع با احتیاط کنترل شده میدانست. در اوایل کار این سازمان، بسیاری از آمریکاییها از مداخله و کار اطلاعاتی درباره خارجیها پرهیز میکردند و بر این باور بودند که یک انسان محترم هیچوقت نامه خصوصی انسان دیگر را نمیخواند. در آن زمان، بسیاری میگفتند که استفاده از جاسوسها و عوامل اطلاعاتی برای جمعآوری اطلاعات در خارج، سیاست بدی است چرا که لازمــه آن قانـــــونشکنی در کشورهای خارجی و سوءاستفاده و فساد است. مخالفان دو موضوع را نادیده میگرفتند؛ اول اینکه هر کشوری منافع ملی خودش را دارد که بهصورت اجتنابناپذیری با منافع ملی دیگران در تضاد است. مثلا رقابت بر سر به دست آوردن منابع، برای هر کشور و آینده مردم آن ضروری است.اما اینکه کشورهای رقیب چگونه به چنین کاری واکنش نشان دهند موضوع دیگری است که در این مسیر به کار اطلاعاتی و جاسوسی نیاز دارند. نکته مغفول مانده دوم این است که هر کشوری برای دفاع از منافع ملیاش تلاش میکند و این کار را به دور از چشم دیگران انجام میدهد و بخشی از آن را مخفی میکند.
به همین دلیل هر کشوری که آنقدر بزرگ است که بخش دیپلماتیک فعال داشتهباشد بدون شک جاسوس هم دارد زیرا اطلاعات، دریچهای است به سوی چگونگی رفتار و سیاستگذاری کشورهای دیگر در عرصه بینالمللی.اما نکتهای که در آمریکا به نظام اطلاعاتی این کشور و بهخصوص به سیا لطمه وارد کرده، این است که با این سازمان بهعنوان یک دارایی بالقوه ملی رفتار نشدهاست. این سازمان بهعنوان سازمانی با قدرت تعریف نشده و نامحدود و اختیار عمل خارج از نظام حقوقی معمولی، بسیاری از سیاستمداران و رهبران آمریکا را وسوسه کرد. به همین دلیل سیا خیلی زود از یک سازمان جمعآوری و تحلیلکننده اطلاعات به یک نهاد مخفی رمزآلود با عملیات پنهانی تبدیل شد. این عملیاتهای پنهانی چیزی نبود جز برنامهریزی و مداخله در امور کشورهای دیگر برای تغییر سیاستهای آنها. مثلا تغییر رژیم و ترور پاتریس لومومبا رئیسجمهور کنگو در سال 1961 و برکناری محمد مصدق نخستوزیر ایران در سال 1953.یکی از مهمترین اقدامات وعملیاتهای مخفی سیا در غرب اروپا در سالهای بعد از جنگ، حمایت مالی و تدارکاتی از احزاب مخالف و سازمانهای غیردولتی ضدکمونیستی در این کشورها بود. در نقاطی که این فعالیت به نتیجه رسید مانند ایتالیا، فضای سیاسی نادرستی ایجاد شد که ضددموکراتیک بود و بیشتر بر فساد و حفظ وضعیت موجود تکیه داشت.
این فساد هنوز هم ادامه دارد و میتوان آن را هدیه پایدار آمریکا به مردم ایتالیا نامید. در تاریخ معاصر، حمایت سیا از بنیادگرایان اسلامی در جنگ علیه روسها در افغانستان به ایجاد القاعده منجر شد. بسیاری به درستی استدلال میکنند که اقدامات مخفی سیا در کوتاه مدت موفقیتآمیز است و میتواند نتیجه مطلوب را در پی داشته باشد، اما در درازمدت به ندرت نتیجه مثبت به همراه داشته است. اکثر عملیاتهای مخفی در حمایت از سیاستهای آمریکا انجام میشود. در نتیجه بسیاری از آنها غیردموکراتیک و ماهیتا خشونتآمیز هستند. امروز سیا در عملیاتهای مخفی در ســــراســــر شرق اروپا، پاکستان، افغانستان، عراق و سومالی فعال است اما هیچ کـــــدام از این کشورها به خاطر دخالت آمریکا، باثبات و دارای حکـــــومت بهتر نیستند. بـــــلاروس، اوکـــــراین و گرجستـــــان به خاطر این دخالتها شرایط بدتری هم دارنــــد. روشن است که اکثــــــر ناظران میفهمند، مداخله در کشورهای دیگر چه توسط هواپیماهای جنگی آمریکا و چه توسط عوامل سیا، کارآیی ندارد و دنیا را به مکانی امنتر تبدیل نخواهد کرد بلکه میتواند نتیجهای عکس داشتهباشد. اما با توجه به اقدامات نادرست سیاست خارجی 8 سال گذشته آمریکا و مداخله سیا در اجرای دکتـرین بوش، اکنون زمان آن رسیــــده که واشنگتن با استفاده از تیم جدیدی که دولت را به دست گرفته، به اســاس و اصل تشکیل سیا بازگردد و کارکرد اولیه این سازمان را احیا کند.
مداخله در امور کشورهای دیگر، کاری پرهزینه و باعث هدر رفتن منابعی است که میتواند کارکرد بهتری داشتهباشد. برای تاسیس احزاب سیاسی جدید و آماده کردن سیاستمداران ارشد، به میلیونها دلار پول نیاز است اما فقط جمعآوری اطلاعات و تحلیل آنها هزینهای بهمراتب کمتر از این را میطلبد ضمن اینکــــــه میتواند به تامین امنیت آمریکا هم کمک کند. جاسوسان آمریکایی به خوبی آموزش ندیدهاند و اغلب در این زمینه کارآیی زیادی ندارند.بسیاری از آنها نمیتوانند به زبانهای محلی نقاط حساس صحبت کنند و اکثرا بعد از حضور دو یا چند ساله در این کشورها تازه به فرهنگ و زبان آنها مسلط میشوند. لئون پانتا مدیر جدید سیا اخیرا فاش کرد که این سرویس اطلاعاتی به آموزشهای زبانی بیشتری نیاز دارد. البته جرج تنت رئیس قبلی سیا هم در سال 2002 چنین حرفی را زده بود اما کسی به آن توجهی نکرد. پانتا گفتهاست که تنها 30 درصد از افسران سیا به زبان کشوری که در آن فعال هستند مسلط میباشند.
در دستگاه سیاست خارجی آمریکا هم وضع به همین صورت است. پرسش اینجاست که آن 70درصدی که در خارج از آمریکا فعالیت میکنند بدون دانستن زبان چگونه کار میکنند؟ مخالفان سیا میگویند که اکنون زمان توقف مداخله و انجام عملیاتهای مخفی فرارسیده و باید به کار اصلی این سازمان یعنی جاسوسی اطلاعات بهعنوان یکی از ابزارهای تامین امنیت ملی بازگشت. مدیریت سیا برای انجام این کار باید بداند که گروه انبوه جاسوسان به روزآمد و تازه نفس شدن نیاز دارند. نباید افسر اطلاعاتی که به زبان یک کشور مسلط نیست به آن کشور فرستاده شود. آمریکاییها مردمان خلاقی هستند اما گاهی این خلاقیت پیامدهای نامیمونی دارد. اصل تشکیل یک نهاد اطلاعاتی قوی در آمریکا برای این کشور فکر خوبی بود، اما قرار نبود که این سازمان در امور داخلی کشورهای دیگر مداخله کند. اما اگر این سازمان همین حالا هم دست از اقدامات مداخلهگرایانه در کشورهای دیگر و عملیاتهای مخفی بردارد شاید کارآییاش را بازیابد. شاید پانتا بتواند این را برای اوباما توضیح دهد و شاید اوباما قادر باشد که این نقش را احیا کند، البته اگر او هم مانند دیگر رئیسجمهورهای آمریکا هوس نکند که سیا را به ارتش خصوصی خود تبدیل کند.