دکتر مسعود پورفرد
بایستى بهرغم کسادى جهانى، ظهور سیاستهاى حمایتگرایانه، بلوکهاى تجارى و تجارت مدیریت شده همچنان به رشد مبتنى بر صادرات اصرار داشت.
در مسیر حرکت به جلو هیچ چیز مهمتر از توسعه منابع انسانى نیست و مهمترین منبع هر ملتى استعداد، مهارت، خلافیت و انگیزههاى مردم آن مىباشد. مالزى یکى از بهترین سیستمهاى آموزشى در جهان سوم را داراست. در توسعه منابع انسانى نمىتوان جمعیت بومی (یعنى نیمی از جمعیت مالزى) را نادیده گرفت. بومىها باید سهم خود را به طور کامل در تحقق اهداف ملى ایفا کنند.
تورم مانعى بر سر راه تمام برنامهریزان اقتصادى است. جز در دوره نخست شوک نفتى که تورم به 17 درصد رسید مالزى تورم پایین داشته است. براى مبارزه با تورم باید نظم را رعایت کرد و خیلى از دولتها به خاطر همین مسأله سرنگون مىشوند و هیچ چیز در مقابله با تورم مؤثرتر از آموزش و نظم و خودمدارى در بین مردم نیست.
مدیریت نرخ مبادله براى رشد اهمیت بسیارى دارد ولى باید توجه داشت که از طریق تولید بالا مىتوان در بازار رقابت کرد نه از طریق کنترل نرخ مبادله. نمىتوان در همه رشتهها در جلو خط تکنولوژى مدرن بود ولى باید توجه داشت که هر ملتى بایستى در رشتههایى که از نوعى مزیت برخوردار است پیشتاز باشد ـ راز موفقیت ژاپن مهارت آن در به کار بردن نتایج تحقیقات در محصولات قابل عرضه در بازار مىباشد. در کنار بخش صنعتى باید رشد بخشهاى کشاورزى و خدمات هم تضمین شود. بخش روستایى بایستى مورد توجه قرار گیرد و از نو ساماندهى گردد و کشاورزان کمتر، بایستى بتوانند مواد غذایى بیشترى تولید کنند و نیروى کار اضافى آن براى بخش صنعتى آزاد گردد. در کنار اینها باید اراضى حاصلخیز، هوا پاک و آبها سالم بمانند. امروز اتفاقى نیست که کشورى ثروتمند و توسعه یافته نباشد مگر آنکه از لحاظ اطلاعاتى فقیر باشد و برعکس. در حال حاضر تنها دانش اساس قدرت نیست بلکه رفاه هم شرط است و در این راه داشتن دانش و به خصوص سواد کامپیوترى یک الزام است.
در روابط بینالملل بایستى تأکید بیشتر بر اقتصاد و مسائل تجارى باشد تا سیاستها و ایدئولوژىها. روند شکلگیرى بلوکهاى تجارى پیشرفت مالزى را متوقف مىسازد. باید با آن مخالفت کرد باید سهم خود را ایفا کرد و فعالانه در برابر آن مقاومت نمود. کشور بدون ظرفیت دفاعى، اقتصادى و توانایى نفوذگذارى و ایجاد ائتلافهایى در عرصه اقتصاد بینالمللى از لحاظ اقتصادى یک ملت بىدفاع مىباشد.
بخش خصوصى باید به عنوان موتور اصلى رشد کشور باشد و بایستى با مشارکت در سرمایهگذارىهاى چندجانبه با اقتصاد مالزى تلفیق شود. باید خیلى کارها را انجام داد و براى انتقاد از خود و اصلاح خود آماده شد.(4)
اما در چشمانداز 20 ساله ایران بنظر مىرسد چالشهاى زیر که بسیار با چالشهاى اساسى مالزى شباهت دارند گریبانگر ایران نیز است.
چالش اول: ویژگىهاى جامعه ایرانى، ایران با داشتن تمدن و استقلال طولانى نسبت به مالزى که 50 سال است استقلال یافته نیز مشکل در هویت ایرانى ـ اسلامی خود دارد. در این رابطه در سند چشمانداز مشاهده مىکنیم که جامعه ایرانى در افق چشمانداز جامعهاى برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایى، تأمین اجتماعى، فرصت برابر براى هم توزیع درآمد مناسب، محیط زیست سالم، عارى از فقر، فساد و تبعیض و همچنین اعتلاى جایگاه خانواده خواهد بود.(5)
چالش دوم: چالش ایجاد یک جامعه آزادىخواه و تحملپذیر که در آن همه ایرانىها از تمام فرهنگها و عقاید در انجام و آشکار ساختن آداب و فرهنگها و باورهاى مذهبى آزاد هستند و در عین حال احساس مىکنند که به یک ملت تعلّق دارند در واقع حفظ الگوى مردمسالارى دینى در افق چشمانداز جمهورى اسلامی کماکان در جهان اسلام الهامبخش خواهد بود و بر ترویج الگوى مردمسالارى و همچنین برپایى فکرى و اجتماعى که انقلاب اسلامی بر آن استوار شده است مىپردازد.(6)
چالش سوم: چالش مربوط به ایجاد یک جامعه کاملاً اخلاقى و ارزشى در این مورد در سند چشمانداز گفته مىشود که انسانها افرادى خواهند بود، مؤمن مسؤولیتپذیر، منضبط، داراى وجدان کارى و روحیه تعاون و سازگارى اجتماعى و متعهد به انقلاب و احکام الهى و همچنین مفتخر به ایرانى بودن.(7)
چالش چهارم: چالش مربوط به تضمین یک جامعه عادلانه از لحاظ اقتصادى که ویژگىهاى اقتصاد کشور در چشمانداز جامعه ایرانى به توسعهیافتگى اقتصادى خواهد رسید.(8)
چالش پنجم: چالش مربوط به ایجاد جامعهاى علمی و پیشرفته، مبتکر و آیندهنگر است. که در سند چشمانداز اشاره شده است متکى بر جنبش نرمافزارى و تولید علم خواهد بود به عبارت دیگر با توسعه علم و فنآورى جمهورى اسلامی ایران به رشد پرشتاب خواهد رسید بطورى که ضمن برخوردارى از اشتغال بتواند سطح درآمد سرانه کشور را نیز ارتقاء دهد.(9)
چالش ششم: چالش مربوط به حضور فعال در صحنه بینالملل که در افق چشمانداز روابط بینالملل فعال سازنده و مؤثرى با دنیاى خارج وجود دارد اصول حاکم بر سیاست خارجى ایران همان حفظ عزت، حکمت و مصلحت خواهد بود همچنین با توجه به اهمیت کشورهاى اسلامی جایگاه ویژهاى به روابط با کشورهاى اسلامی داده خواهد شد و در این رابطه در جهت همگرایى اسلامی و منطقهاى نیز تلاش مىشود.(10)
چالش هفتم: چالش مربوط به حفظ امنیت و قدرت پایدار است در این رابطه چشمانداز هدف دارد که بدون داشتن امنیت و قدرت امکان اجراى برنامههاى توسعه در کشور، میسر نیست البته این امنیت متکى به قدرت مردم است که در پیوستگى کامل با حکومت قرار دارند نه امنیتى که با مردم ارتباط ندارد.(11)
در مجموع به نظر مىرسد چشماندازها خیلى شبیه هم هستند و نقش تعیینکننده را در برنامههاى هر دو کشور تعیین مىکند که تا حدودى مالزى در تعیین برنامههاى شفافتر عمل کرده است. براى مثال خصوصىسازى، صادرات الکترونیکى، الکتریکى، نساجى، بازار صادراتى، کشاورزى و خدمات و مشارکت در سرمایهگذارىهاى چندجانبه اقتصاد مالزى را چندگام بلندتر از ایران قرار خواهد داد و این نکته مهمی است که ایران نباید از آن غفلت کند تا فاصله آرمان و واقعیت را کم نماید.
بررسى و نقد سه گفتمان اساسى در چشمانداز 20 ساله گفتمان دین در عرصههاى اجتماعى ـ سیاسى (گفتمان آزادى، دموکراسى و عدالت)
در سند نهایى چشمانداز بیست ساله تأکید شده است «ایران کشورى خواهد بود متکى بر اصول اخلاقى و ارزشهاى اسلامى، ملى و انقلابى با تأکید بر مردمسالارى دینى، عدالت اجتماعى. آزادیهاى مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهرهمند از امنیت اجتماعى و قضایى.(12)
نکات ذکر شده در چشمانداز بسیار ارزشمند و نیکو است امّا مفهوم خوبى و موفق بودن دو چیز است اینکه در سند چشمانداز براى اولین بار یکى از بزرگترین خلاهاى ما در سالهاى پس از پیروزى انقلاب و همچنین قبل از آن، این بود که دولت کار خودش را مىکرد و برنامهها هم حرف خودشان را مىزدند اما امروز با سند چشمانداز بیست ساله قرار است جایگاه آینده را به دقت مشخص کنیم و این برنامه جامعهاى که سالهاى متوالى عملاً نمىدانسته به کدامین سمت و سو باید حرکت کند نقطه مثبت بسیار بزرگى است. بهرحال بهنظر مىرسد به بحث اساسىتر نیاز است که حلقه مفقوده آنجاست که بطور مختصر به آن اشاره مىکنم.
در زمینه نقد برنامههاى توسعه پایدار در ایران اسلامی بنظر مىرسد صاحبنظران علل و ریشه ناکامىها را با تفاسیر مختلف بیان کردهاند که مهمترین آنها عبارتند از:
1 ـ ضعف در هدفگذارى، سیاستگذارى عمومى، ارزیابى و نظارت بر عملکرد برنامهها؛
2ـ عدم همخوانى و هماهنگى بین وسایل و اهداف؛
و اکثرا از این نکته غافلاند که تناقض درونى در بسیارى از سیاستها و برنامهها برگشت مىکند به نوسان سیاستها و خطمشىهایى که ناشى از خلاء گفتمان دینى در عرصههاى اجتماعى سیاسى است.(13)
همانطور که بحث شد هنگامی که صحبت از برنامه توسعه در ایران مىگردد. این سؤال مطرح مىشود که گفتمان دینى در برنامهها چگونه است؟ متأسفانه پاسخ این است که در این 27 سال کمتر به این موضوع بطور ریشهاى پرداخته شده است.
طبیعى است زمانى که ایده حاکم بر برنامههاى توسعه در این بیست و هفت سال بین دو ایده سوسیالیسم و لیبرالیسم به دلیل فقدان ایده دینى در نوسان قرار گیرد، نه تنها نمىتواند از کارآمدى و نقاط مثبت برخوردار باشد بلکه تناقض در ایده دینى و تناقض در همخوانى اهداف کلى با وسایل از یکسو و خطمشىها (اهداف واسط) و برنامههاى عملى از سوى دیگر اجتنابناپذیر است.(14)
بنابراین براى تحقق سند چشمانداز در این گفتمان در جامعه ایران بایستى همه زمینهها و امکانات فراهم شود و حاکمیت و نظام سیاسى نه تنها باید به خرد جمعى در این حوزه رجوع کند بلکه خود مشوق و تسریعکننده این گفتمان باشد. قرائتهاى یکسویه نه تنها عدم اجماع را در روبروى خود دارد بلکه الگوى عملى را با شکست مواجهه مىکند با مرور به گذشته 27 ساله جمهورى اسلامی ایران مشکلات زیر در گفتمان دینى در عرصه اجتماعى ـ سیاسى قابل شناسایى است.
1ـ در حوزه مفاهیم
در سند چشمانداز مفاهیمی مانند "وجدان کارى، انضباط، روحیه تعاون و سازگارى اجتماعى، استحکام، نماد خانواده وجود انسانهایى فعال، مسئولیتپذیر، ایثارگر و مؤمن، پیوستگى مردم "حکومت" متعهد به نظام اسلامی و مفتخر به ایرانى بودن مفاهیمی از نوع فرجامخواهانه تلقى مىشوند که بدرستى فاصله آرمانها و واقعیتها را کم نمىکند و بلکه بر ابهام آن مىافزاید، همه این مفاهیم خوب هستند ولى سؤال این است که چرا در این 27 سال در حد نسبى موفق نبودهایم، آیا فهم آینده بدون فهم موقعیت فعلى امکانپذیر نیست، آرمانگرایى و فرجامخواهى هر چند فى نفسه امر پسندیده است ولى باید تعریفهاى عملیاتى شوند.
2 ـ ناهماهنگی میان نهادهای جمهوری اسلامی
اگر فرض شود در گفتمان دینى در عرصههاى اجتماعى و سیاسى، ترویج و تقویت آزادیهاى سیاسى و مدنى، مشارکت فعال و رقابتى، مردمسالارى دینى که به قول امام خمینى(ره) میزان رأى ملت است باید حاکم شود چرا بین نهادهاى جمهوری اسلامی هماهنگی مناسب وجود ندارد براى مثال در انتخابات مجلس هفتم و انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى، میان برخی نهادها در بعضی موارد ناهماهنگی وجود داشت. و سرانجام با داوری رهبری مشکلات رفع شد.
در بحث دموکراسى دینى ما با چه تفسیرى و با کدام قرائت به سند چشمانداز بیستساله چشم دوخته ایم و چگونه میخواهیم مشکل فکری ـ فرهنگی در میان نهادهای جمهوری اسلامی را حل کنیم.
هژمونى اقتصاد بر سایر حوزههاى جامعه
این هژمونى که در تضاد آشکار با گفتمان دینى قانون اساسى قرار دارد باعث ضعف انسجام در بخشهاى مختلف این سند مىگردد امور فرهنگى، علمی و فناورى در 11 ماده، امور اجتماعى، سیاسى، دفاعى و امنیتى 10 ماده امور مربوط به مناسبات سیاسى و روابط خارجى 5 ماده و امور اقتصادى 19 ماده علیرغم اینکه در سند دقت شده است تا انسجام منطقى بین محورها ایجاد شود در اجرا به نظر مىرسد توسعه پایدار در ایران در مثلث (فرهنگ ـ سیاست ـ اقتصاد) بطور متعادل ترسیم نشده است.
در سند نهایى چشمانداز 20 ساله آمده است ایران کشورى است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادى، علمی و فنآورى در سطح منطقه و در سند 34 امور اقتصادى آمده است "تحقق رشد اقتصادى پیوسته، با ثبات و پرشتاب متناسب با اهداف چشمانداز" و نیز در بند 9 امور علمی و فنآورى آمده است کسب فنآورى به ویژه فنآورىهاى نو، شامل ریز فنآورى و فنآورىهاى زیستى، اطلاعات و ارتباطات، زیست محیطى، هوا فضا و هستهاى" بنابراین جایگاه نسبتا بزرگى به این گفتمان اختصاص یافته است و اراده جمهورى اسلامی را در طى کردن قلههاى عظیم پیشرفت علمی و اقتصادى به شکلى ترسیم نموده است که در سال 1404 در مقام اول پیشرفت اقتصادى و علمی در منطقه حضور داشته باشد. همانطورى که در بخشهاى قبلى گفته شد داشتن یک چشمانداز بعد از 27 سال را باید به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد اینک براى بررسى این گفتمان ابتدا به توصیف اقتصاد ایران و سپس به موانع، مشکلات و راهکارهاى آن اشاره خواهیم کرد:
تصویرى از اقتصاد ایران در 27 سال گذشته
اقتصاد ایران را مىتوان به چهار دوره تقسیم کرد:
1ـ دوره ابتدایى پیروزى انقلاب تا شروع جنگ تحمیلى؛
2 ـ دوره اقتصاد جنگى؛
3 ـ دوره سوم دوره هشت ساله ریاست جمهورى آقاى هاشمیرفسنجانى؛
4 ـ دوره چهارم دوره هشت ساله ریاست جمهورى آقاى خاتمى.
در دوره ابتدایى پیروزى انقلاب تا شروع جنگ تحمیلى بیشتر تصمیمگیرها از ناحیه شوراى انقلاب و بعد مجلس و دولت صورت گرفت و چون دوره تأسیس تلقى مىشود بیشتر تأمین معیشت مردم و بحث عدالت اجتماعى و اقتصادى مطرح بود و نقش مردم در حل مشکلات اقتصادى معمولى بود. در دوره دوم که به اقتصاد جنگ باید تعریف شود یعنى خلاصه شدن همه چیز در تدارکات و پشتیبانى جنگ براى دفاع از سرزمین ایران اسلامی که از مهمترین مسائل این دوره تأمین معیشت مردم از طریق اجناس سهمیهبندى شده (کوپنى) جلوگیرى از شکاف طبقاتى بین فقیر و غنى و حضور پررنگ اقتصاد دولتى و پرقدرت در راستاى اهداف جنگ تحمیلى است. در دوره سوم دوره هشت ساله ریاست جمهورى آقاى هاشمی سه کار همزمان انجام داده شد.
1ـ بازسازى خرابىهاى ناشى از جنگ و طرح ساماندهى و بازگشت مهاجرین جنگ تحمیلى به خانههاى خود؛
2 ـ بازسازى ساختار اقتصاد کشور از حالت جنگى به اقتصاد آزاد؛
3ـ طراحى و اجراى توسعه زیربنایى از جمله سدسازى و صنایع مادر؛
آقاى هاشمیرفسنجانى بجاى مرحلهبندى کردن هر سه محور را همزمان شروع کرد زیرا معتقد بود بنیه نظام این سه مورد با هم را کشش دارد در واقع سه جراحى سنگین با هم که تورمی تقریبا 80 درصد و بدهى 100 میلیارد دلارى بوجود آمد البته کارى که ترکیه و برزیل در یک دوره هشت ساله انجام دادند.
دوره چهارم که در واقع آقاى خاتمی با سه دوره تجربه قبلى روبرو بود مضافا با یک برنامه تعدیل شده نیمه برگشت خورده آقاى خاتمی شروع به طرح ساماندهى اقتصادى براى اقتصاد بلاتکلیف کرد نامش را گذاشتن سیاستهاى اقتصادى جبرانى در بخش یارانه اختلافنظر بود که حذف شود یا بماند که آن را تبدیل کردند به هدفمند کردن یارانه. در خصوصسازى علیرغم پیشرفت خوب پیامدش شد بىکارى نیروى انسانى و بعد از چهار دوره یکسرى شاخصهاى مثبت مانند رشد اقتصادى 5/%4 [5/4%]درصد اصلاح ساختار اقتصادى (با اختلافاتى که بین مسئوولین برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد و دارایى و بانک مرکزى وجود داشت)، پیشرفت سرمایهگذارى خارجى در بخش نفت و گاز، راهسازى و...
در مجموع اقتصاد ما در این بیستوپنج سال در محورهاى ذیل داراى مشکلات اساسى است:
1ـ اقتصاد نفتى یعنى درآمد نفتى تأثیرگذار در حوزههاى دیگر مثل صنایع، کشاورزى و... که معلوم نیست رشد درونزا دارد یا خیر؛
2ـ اقتصاد غیرشفاف و تعریف نشده در واقع اقتصاد زیرزمینى و غیرشفاف در بخش تجارت، صنعت و خدمات نیز اثر گذاشته بحث اسکلههاى غیرقانونى و مسئله پولشویى؛
3ـ ضعف نظام باز توزیع مجدد در حوزه نظام مالیاتى، یارانهاى و نظام بیمه اجتماعى در واقع طراحى نظام اقتصادى که بتواند سرمایهگذارى براى سود قانونى ایجاد کند ضعیف است؛
4ـ عدم تعادل بین پارامترهاى اقتصادى همزاد هم براى مثال نرخ ارز بانکى شناور؛
5ـ کهنه بودن ساختار اقتصادى ایران که اقتصادى متکى به صادرات نفت، برونزا و بسته بهشمار مىآید.
نمونههاى آمارى از وضعیت اقتصاد ایران
براساس گزینش توسعه انسانى در سال 2003 منتشر شده است در 25 سال گذشته متوسط نرخ رشد سالانه درآمد سرانه ایران منهاى 6/0 درصد بوده است و این یکى از کمترین میزان نرخ رشد در منطقه آسیا است همچنین بنابه گزارش قاممقام سازمان ملى بهرهورى، ایران ایران در پائین سطح بهرهورى در آسیا قرار دارد.(15)
و در تأئید مطالب فوق سازمان مدیریت و برنامهریزى کشور اعلام کرد سطح درآمد سرانه و تولید سرانه در اقتصاد ایران همچنان پائین است و طى بیست سال گذشته رشد سالانه درآمد سرانه معادل 8/0 درصد بوده است بنا به محاسبه همین مؤسسه سطح درآمد سرانه واقعى فعلى تقریبا معادل سالهاى اولیه دهه 60 است و در سال 2002 در ایران 1649 دلار در کره جنوبى بیش از 13 هزار دلار مالزى 5000 دلار و ترکیه 3000 دلار بوده است همچنین در سال 2003 درآمد سرانه ایران شش هزار دلار، کره جنوبى 17 هزار دلار، مالزى 8 هزار دلار و ترکیه 7 هزار دلار بود(16) باید توجه داشت که صرف افزایش تولید ناخالص داخلى بدون توجه به چگونگى این افزایش (با بالا بودن نفت در بازارهاى جهانى در چند سال اخیر یکى از عوامل مهم این افزایش سرانه بوده است) و تأثیرى که بر ساخت اقتصادى ایران بهطور بلند مدت دارد نمىتواند توسعه اقتصادى و یا حتى رشد پایدار و موزون و درونزایى را تضمین کند.
مسأله بیکارى و مشکل اشتغال
هر چند آمارهاى متفاوتى تاکنون اعلام شده است از جمله رسول جماعتى عضو کمیسیون اقتصادى مجلس اخیرا اظهار داشت: در حدود 6 میلیون و 200 هزار نفر بیکار در کشور وجود دارد(17) از سوى بانک مرکزى و وزارت اقتصاد نرخ بیکارى را در حدود 11 درصد ولى این رقم از سوى رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزى 6/12 درصد اعلام ش(18)د در مجموع بیکارى پدیدهاى است که مولود سیاستهاى غلط و ناکارآمد اقتصادى و اجتماعى که خود عامل مهم ظهور فساد و آسیبهاى اجتماعى و ماهیتا عامل ضد توسعه پایدار بهشمار مىرود.
بنیاد هویتیج نیز در گزارى سال 2001 میلادى خود درخصوص «آزادى اقتصاد ایران» ایران را در بین 160 کشور جهان در رتبه 151 قرار داده و امتیاز 70/4 را از امتیاز 5 به عنوان بدترین امتیاز به ایران اختصاص داده است.
و امتیاز (5) را براى سیاست تجارى، موقعیت سرمایه خارجى، مقررات و قوانین، سیاستهاى پولى و بانکدارى و تأمین مالى و نیز امتیاز (4) را براى محورهاى چون دخالت دولت، کنترل حقوق و قیمت، درنظر گرفته است، بنیاد مذکور در گزارش خود مىنویسد: ایران واردات را از طریق اعمال نرخ تعرفههاى بالا، موانع وارداتى، مجوزها و خدمات گمرکى تحت کنترل خود قرار داده و از حیث بار مالى دولت نیز نرخ مالیات بالاست ولى سطح هزینه دولت متوسط شده است؛ در این گزارش میزان دخالت دولت در اقتصاد بالاست، سیاستهاى پولى بدون تغییر با نرخ تورم بالا، جریان سرمایه و سرمایهگذارى خارجى با موانع زیاد، سطح بانکدارى و تأمین مالى با محدودیتهاى بسیار، سطح دستمزدها و قیمتها با دخالت وسیع دولت، سطح حمایت دولت از حقوق مالکیت پایین و محدود و سرانجام سطح بازار سیاه و قاچاق زیاد ترسیم شده است.(19)
همچنین در ساختار اقتصادى ایران به گونهاى عمل مىشود که 58 درصد فعالیت اقتصادى کشور مربوط به بخش غیرخصوصى و 15 درصد آن در اختیار بخش خصوصى قرار دارد. ساختار اقتصاد ایران دولتى نیست بلکه غیرخصوصى است و حجم قابل توجهى از آن در اختیار نهادها و بنیادهاى اقتصادى است.
اقتصاد ایران شبیه ساختارهاى اقتصاد دولتى متداول در جهان نیست.(20)
در این سند هر چند از برخى از متغییرهاى اقتصادى مانند نرخ تورم، بیکارى و رشد نامبرده شده است ولى از این بیان نمىشود فهمید که با چه دگرگونى در سایر متغییرهاى اقتصادى قرار است متغییرهاى رشد بیکارى و تورم دگرگون شوند زیرا هر دگرگونى در متغییرهاى اقتصادى الزاما نشانه افزایش کارایى اقتصادى و یا بهبود نیست.
افزایش کارایى این متغییرها زمانى بهبود تلقى مىشود که در حاصل دگرگونى مجموعه متغیرهاى اقتصادى تحول بوجود آید، والا روابط میان متغییرهاى اقتصادى را ثابت تصور کردن خطایى نابخشودنى تلقى مىشود. نتیجه اینکه چشمانداز مىبایست روشن مىکرد با صرف کدام امکانات و کدام هزینه متغییرهایى مانند بیکارى و یا تورم را بهبود مىبخشد.
تولید دانش و فنآورى
نکته پسندیده این است که در حدود یکسال مىباشد نهضت نرمافزارى و تولید دانش در ایران شروع شده است که در دو حوزه علوم انسانى و پایه بطور جدى ادامه دارد براى مثال ایران در فنآورى هستهاى واقعا به خودکفایى رسیده است و این مىتواند در زمینههاى صلحآمیز براى پیشرفت اقتصادى ایران مفید باشد و در حوزه علوم انسانى هنوز در ابتداى کار هستیم برخى کارشناسان ضمن تقدیر از فعالیتهاى دانشمحورى مشکل را در نهضت نرمافزارى نمىدانند بلکه مشکل در سختافزار است یعنى ذهنهاى بسته و منجمد در سطوح مختلف مدیریتى وجود دارد که کار را مشکل کرده است اینها فرزند زمانه خود نیستند بنابراین ایران اکنون مشکل سختافزارى دارد تا نرمافزارى و در مورد فنآورى اطلاعات امروز رشتهاى پیش برنده سایر رشتههاى اقتصاد در درون یک کشور است که نقش بسیار قابل اهمیتى را نیز در توسعه و رشد اقتصادى بازى مىکند ذهنیت ایران براساس تحقیق سازمان ملل منتشر شده چنین مىباشد:
ایران از نظر استفاده از فنآورىهاى جدید اطلاعاتى و ارتباطى مقام صدوهفتم را در میان کشورهاى جهان داراست بنابه همین گزارش ایران از بسیارى از کشورهاى آفریقایى نظیر الجزایر (مقام 91)، بوستوانا (مقام 101) لسوتو (مقام 102) عقبتر است و با کشورهاى دیگر آفریقایى نظیر تونس، ساحل عاج، زیمبابوه و کینا (به ترتیب مقامهاى 108، 113، 116 و 118 جدول) فاصله اندکى دارد(21) فنآورى اطلاعات مقدمترین رشته نسبت به همه صنایع است. زیرا تولید اطلاعات، اطلاع رسانى، جمعآورى اطلاعات، که مادر تولید کالایى است امروزه در عرصه همین فنآورى اطلاعات قرار گرفته است. بنابراین رشته فنآورى اطلاعات بهعنوان تولید دانش، تعریف مىشود و قطعا عقب ماندن از آن به معنى عقب ماندن در عرصه تولید سایر فرآوردهها نیز مىباشد.
قبل از بحث جمعبندى نظر خواننده را به پسبینىهاى چشمانداز اقتصاد ایران از نگاه واحد اطلاعات اکونومیست جلب مىنمایم:
به تحلیل واحد اطلاعات اکونومیست (EIU)، با وجود برخى شبهات در قانون اخیر سرمایهگذارى خارجى ایران، توجه سرمایهگذاران خارجى به شدت به این کشور معطوف شده است. هماکنون بسیارى از شرکتهاى عظیم نفتى جهان مایل به همکارى با ایران در توسعه مبادین نفت و گاز این کشور هستند. البته هنوز بخش غیرنفتى اقتصاد ایران موفق نشده تا از این فضا بهرهگیرى لازم را بنماید. براساس اطلاعات به دست آمده، قرار است در خلال برنامه 5 ساله چهارم (2009 - 2005) آزادسازى اقتصادى با شدت بیشترى در این کشور ادامه یابد. اما به خاطر منازعات سیاسى تفرقهبرانگیز در میان احزاب عمده کشور در خلال این دوره زمانى، پیشرفتهاى پیشبینى شده در زمینههاى حساس نظیر خصوصسازى و کاهش یارانههاى دولتى با تردید جدى روبرو هستند.
سیاستهاى بودجه
منازعات سیاسى طولانىمدت در ایران باعث شده است تا هیچ یک از احزاب، حامی واقعى کاهش رشد بودجه نبوده و لذا هزینهها در سال جارى به شدت افزایش خواهند یافت. از سوى دیگر، درآمدهاى نفتى کشور به خاطر کاهش تولید آن در نیمه دوم سال مالى جارى کاهش خواهد یافت، اما درآمدهاى ریالى دولت به خاطر کاهش ارزش پول ملى افزایش یافته و از حد نیازهاى تعیین شده اهداف بودجه نیز بیشتر خواهد بود. همچنین رشد اقتصادى قابل توجه و اصلاح نظام مالیاتى بهطور حتم درآمدهاى مالیاتى دولت را افزایش خواهد داد. به علاوه، براساس اعلام بانک مرکزى، انتظار مىرود بودجه خالص کشور با کسرى 9/2 درصدى مواجه شود.
به هر حال، پیشبینى مىشود در سال جارى ایران با یک کسرى ناخالص 41 تریلیون ریالى معادل 6/4 میلیارد دلار آمریکا مواجه شود که در مجموع 5/3 درصد کل محصول ناخالص داخلى این کشور را تشکیل مىدهد.
سیاستهاى پولى
در چند سال آینده کما فىالسابق بسیارى از موضوعات قبلى که کارآمدى سیاستهاى پولى بانک مرکزى را تحت تأثیر جدى خود قرار مىدادند، همچنان به حیات خود ادامه خواهند داد. از مهمترین این موضوعات مىتوان به عدم استقلال بانک مرکزى از دولت و اختلاف همیشگى میان حرکت تکنوکراتیک بانک مرکزى به سمت اتخاذ یک رژیم مالى اسلامی و اهداف توسعهطلبانه و انبساطى وزارتخانههاى اقتصادى این کشور اشاره نمود. علاوه بر این، عملکرد ضعیف نظام بانکدارى تجارى و نقش مداخلهگرایانه ضعیف آن بر تصمیمات پولى بانک مرکزى تأثیر سوء مىگذارد.
رشد اقتصادى
پیشبینى مىشود در سال جارى رشد اقتصادى ایران به 9/5 درصد بالغ شود. این میزان رشد تا حدودى بهخاطر افزایش رشد تولید نفت اتفاق خواهد افتاد؛ زیرا اعضاى اُپک براى جبران عدم حضور نفت عراق در بازارهاى جهانى سهمیههاى تولیدى خود را افزایش دادهاند. البته افزایش تقاضاى مصرف داخلى در این امر بىتأثیر نخواهد بود. همچنین انتظار مىرود در سال آینده بهخاطر اُفت بهاى نفت خام در بازارهاى جهانى و کاهش تولید نفت اعضاى اُپک، رشد واقعى اقتصاد این کشور تا مرز 6/3 درصد کاهش یابد. بهعلاوه، کاهش درآمدهاى نفتى ممکن است دولت را به کاهش واردات مجبور نماید، ولى در هر صورت دولت سعى خواهد کرد بر استانداردهاى موجود زندگى تأثیر منفى نگذارد. از سوى دیگر، از آنجایى که دولت در پى متنوعسازى تولیدات صنعتى خارج از تولید نفت خام مىباشد و سعى دارد براى بهبود وضعیت زیرساختها و خدمات عمومی سرمایهگذارى خارجى جذب نماید. به همین خاطر سرمایهگذارى ثابت ناخالص ملى تا حد بسیار زیادى افزایش خواهد یافت.
اما در سال 2005 رشد اقتصادى این کشور وضعیت دیگرى خواهد داشت. در این سال به خاطر همگانى ایران با دیگر اعضاى اُپک در افزایش صادرات نفتخام به خاطر کاهش تولید سال قبل، رشد اقتصادى این کشور 4 درصد خواهد بود. در نتیجه این وضعیت میزان رشد مصرف دوفت افزایش یافته که به تبع آن مصرف خصوصى نیز رو به فزونى مىگذارد. به موازات، میزان سرمایهگذارى ثابت ناخالص ملى به خاطر آغاز به کار برخى از پروژههاى عظیم نفتى و گازى تا حد نسبتا زیادى افزایش خواهد یافت.
نرخ تورم
پیشبینى مىشود در سال جارى میلادى نرخ تورم قیمتهاى مصرفکننده ایران به خاطر افزایش رشد پرداختهاى دولتى تا مرز 2/16 درصد افزایش یابد که در مقایسه با سال گذشته 1/2 درصد رشد خواهد داشت. اما در سال آینده به خاطر کاهش بهاى نفت خام و کمتر شدن رشد مخارج دولت، نرخ تورم به میزان 2/1 درصد نسبت به سال قبل از آن تنزل مىیابد که در نتیجه آن تقاضاى مصرف داخلى نیز کم مىشود. کاهش نرخ مبادلات ارزى، که انتظار مىرود در سال 2004 به اوج خود برسد، باعث وارد آمدن فشار بر قیمتها شده، اما در نهایت با کاهش واردات و فروکش کردن نرخ تورم جهانى کالاهاى غیرنفتى خنثى خواهد شد. با پیشبینىهاى به عمل آمده، در سال 2005 نیز نرخ تورم به محض کاهش رشد تقاضاى مصرف داخلى، تا مرز 5/12 درصد پایین خواهد آمد.
نرخ مبادلات ارزى
بانک مرکزى به خاطر حفظ توان رقابتى صادرات کالاهاى غیرنفتى و مبارزه با رشد سریع واردات، همچنان سیاست تکنرخى بودن رژیم ارزى کشور را که از ابتداى سال مالى 2002 اجرا کرده است ادامه خواهد داد. پیشبینى مىشود تا پایان سال جارى میلادى ارزش هر واحد دلار آمریکا به 8531 ریال بالغ گردد که در نوع خود نشان مىدهد واحد پول این کشور با سرعتى بیشتر از گذشته دچار افت ارزش شده است.
در سال 2004، به خاطر اینکه بهاى نفت به شدت کاهش پیدا خواهد کرد، بانک مرکزى بهطور حتم مجبور خواهد شد تا ارزش واحد پول کشور را تا حد ممکن در برابر دلار آمریکا (هر دلار معادل 9214 ریال) کاهش دهد. اما در سال 2005 به دلیل اینکه درآمدهاى نفتى تا حد زیادى افزایش مىیابد، روند کاهش ارزش ریال نیز تنزل خواهد یافت. البته باید توجه داشت که این افزایش ارزش، همزمان با کاهش نرخ تورم و به آهستگى صورت خواهد گرفت.(22)
در بخش اقتصادى اقتصاد ایران بیمار و وابسته به نفت و به عبارتى اقتصاد برونزا است که تابع اقتصاد جهانى، دنیاى منطقهاى، بازار نفت، اوضاع سیاسى و اقتصادى آمریکا بهعنوان قطب اقتصادى دنیا و... است چگونه مىتوان ساختار کهنه و سنتى اقتصاد ایران را تغییر داد، با توجه به عقبماندگى فنآورى اطلاعات میزان بیکارى و تورم امروز، فقدان وجدان کارى و اتلاف منابع ناشى از سوءمدیریت مشکلات عدیده دیگر حتى بقول آقاى محمد طببیان رئیس مؤسسه عالى بانکدارى اسلامی در واکنش به سند چشمانداز گفت: وقتى هنوز نمىتوانیم تحلیل جامعى از وضعیت سال جارى و گذشته اقتصادى کشور ادامه دهیم پیشبینى چشمانداز چگونه میسر است؟(23) و نیز به قول آقاى مظاهرى وزیر امور اقتصادى و دارایى سابق دولت خاتمیکه گفته است: از زمانى که مسأله سند چشمانداز بیستساله در مجمع مطرح بود، نقطه مشترک همه صاحبنظران این بود که این اهداف و ایدهآلها با ساختارهاى موجود اقتصادى، اجتماعى کنونى بهدست نخواهد آمد.(24) در نتیجه در گفتمان پیشرفت و تولید دانش بین آرمانها و واقعیتها فاصله بسیار زیادى مشاهده مىشود.
گفتمان صلح و روند جهانى شدن
در این گفتمان ایران، کشورى است الهامبخش جهان اسلام و یا تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل(25) این گفتمان از طریق حفظ کرامت ملت ایران با تضمینهایى براى حفظ امنیت و مصالح ملى تأمین مىشود همچنین در این طراحى ایران کشورى است "امن" و مستقل و مقتدر که با سامان دفاعى مبتنى بر بازدارندگى همه جانبه و پیوستگى مردم و حکومت در عرصههاى جهانى ظهور خواهد کرد. این سیاستى عقلانى و مسالمتآمیز است که ما در مقابل دنیا پیشه کردهایم که براى هر کسى قابل فهم است.
در این گفتمان سابقه جمعى ایران تقریبا مثبت بوده است در بحث سیاست خارجى از زمان آقاى هاشمیرفسنجانى ایران تلاش کرد که با جهان و منطقه وارد گفتگو شود و در زمان آقاى خاتمی با سیاست تنشزدایى در منطقه و جهان بازتاب بسیار مثبتى داشت که تاکنون ادامه دارد و تنها مشکلى که ایجاد شده است مسأله انرژى هستهاى صلحآمیز ایران است که آنهم به لحاظ روشى ایران سیاست گفتوگو و مذاکرات را در پیش گرفته است و واقعا تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل را در پیش گرفته است. اما در زمینه اقتصاد از دیدگاه جایگاه اقتصاد کشور در منطقه و جهان بررسىهاى به عمل آمده نشان مىدهد طى دو دهه 1980 و 1990 شمارى از کشورهاى در حال توسعه که در پایان دهه 1970 داراى وضعیت اقتصادى مشابه و در مواردى نازلتر از ایران بودهاند توانستهاند با اتخاذ رویکردهاى منطقى و راهبردهاى مناسب از طریق رشد تولید ناخالص داخلى و صنعتى شدن به تدریج خود را از جرگه این کشورها خارج و به گروه کشورهاى پیشرفته صنعتى نزدیکتر سازند. چنانکه امروز کشورهایى نظیر چین، کره جنوبى، مالزى، اندونزى، مکزیک، تایلند، تایوان و حتى ترکیه به رغم بحرانهاى مقطعى و گذرا که پارهاى از آنها در ذات پیشرفت اقتصادى اجتماعى و عدم تعادلهاى ناشى از آن نهفته است و پارهاى دیگر نیز از تجربههاى جدید و عدم آمادگى در مقابل پدیده جهانى شدن سرچشمه گرفته است. موفق شدهاند به ارقام درآمد سرانه، تولید و تجارتى فزاینده و رویه رشد دست یابند و بسیارى از مشکلات و تنگناهایى را که ایران اکنون با آن دست به گریبان است پشت سر گذارند.
مقایسه ارقام مربوط به عملکرد صادرات ایران با برخى از کشورهاى نوخاسته صنعتى به منزله نشانهاى از قدرت نفوذ در بازارهاى جهانى و رقابتپذیرى و نهایتا توانمندىهاى اقتصادى صنعتى حکایت از عقب افتادن ایران و فاصله گرفتن چشمگیر از کاروان کشورهاى پیشرو و بالنده دارد. اطلاعات موجود بیانگر آن است که اگرچه مجموع صادرات نفتى و غیرنفتى ایران طى دو دهه 1980 تا 2000 دو برابر شده است و صادرات غیرنفتى از 645 میلیون دلار در سال 1359 (1980) به 4119 میلیون دلار در سال 1379 (2000) افزایش یافته است. اما قدر مطلق از در مقایسه با رشد صادرات در کشورهاى تازه صنعتى بسیار ناچیز بوده و تناسبى با امکانات و توانایىهاى بالقوه ایران نداشته است. در تمام این سالها در آمد حاصله از فروش نفت خام بین 85 تا 97 درصد کل صادرات ایران را تشکیل مىداده و صادرات کالاهاى صنعتى در بهترین سالها از جمله سال 2000 از 7 تا 8 درصد مجموع صادرات کشور فراتر نمىرفته است.
در همین دو دهه کشورهاى نوخاسته صنعتى موفق شدهاند با انجام سرمایهگذارىهاى گسترده و با تغییر ساختار اقتصادى تولیدى خود به ارقام بسیار چشمگیر صادراتى نایل آیند که بین 80 تا 95 درصد آنرا صادرات کالاهاى ساخته شده صنعتى تشکیل مىدهد. روشن است که در سال 2000 و در عرصه رقابتهاى تجارى در سطح بینالمللى دستیابى به تولید و صادرات انبوه در حد ارقام بالاى 3/249 میلیارد دلار براى چین 2/172 میلیارد دلار براى کره جنوبى، 4/166 میلیارد دلار براى مکزیک و...حتى رقم 6/26 میلیارد دلار براى ترکیه بدون نفوذ و پیوند با بازار جهانى و تولید با استانداردهاى بینالمللى مورد پذیرش آن به هیچ ترتیب دیگرى امکانپذیر نبوده و تنها از طریق مشارکت با بنگاههاى خارجى و جلب و جذب سرمایهگذارىها و همکارىهاى آنان ممکن شده است.
ارقام مربوط به موجودى سرمایهگذارىهاى مستقیم خارجى در کشورهاى یاد شده و مقایسه آن با وضعیت ایران این نکته را با وضوح بیشترى آشکار مىسازد. در حالى که در فاصله این دو دهه موجودى سرمایهگذارى مستقیم خارجى در ایران حدود 20 درصد کاهش داشته و از 2609 میلیون دلار در سال 1980 به 2115 میلیون دلار در سال 2000 میلادى فرو افتاده است. دیگر کشورهاى موفق در زمینه صادرات توانستهاند حجم انبوهى از این سرمایهگذارى را بهصورت ساختمان، ماشینآلات و تجهیزات تولیدى در کشور خود مستقر و اهرم مدیریتى نیرومندى را در توسعه اقتصادى تجارى خویش به کار گیرند.
حاصل این فرآیند را مىتوان در رشد بهرهورى نیروى انسانى با تولید سرانه شاغلان در مجموع فعالیتهاى اقتصادى مورد ارزیابى دقیق در قرارداد. مقایسه وضعیت میزان با کشورهاى منتخب نو صنعتى، افت این شاخص را طى دو دهه در ایران در برابر صعود فوقالعاده آن، در کشورهاى یاد شده نشان مىدهد. میزان بهرهورى نیروى کار در ایران با 39 درصد کاهش از 9310 دلار در سال 1980به 6649 دلار در سال 1999 رسیده در حالىکه همین شاخص در مالزى و تایلند به 2 برابر، در هنگکنگ به 5/3 برابر و در کرهجنوبى به 4 برابر افزایش یافته است.(26)
گزارشهاى متعددى که اخیرا از سوى مؤسسات و ارگانهاى اقتصادى بینالمللى پیرامون شرایط اقتصادى کشورها در بخشهاى مختلف منتشر شده مبین این نکته است که ایران فاقد جایگاهى مناسب و شایسته در سطح جهان است. مثلاً براساس گزارش توسعه منابع انسانى سازمان ملل متحد، ایران به لحاظ توسعه منابع انسانى و توزیع درآمد به ترتیب رتبهاى بهتر از 97 و 106 نداشته است. در گزارش اقتصادهاى رقابتى جهان که از مؤسسات بینالمللى اقتصادى منتشر مىشود، نشان دهنده این مطلب است که ایران جایگاهى در بین 102 کشور برتر جهان نداشته. از نظر استفاده از فنآورىهاى جدید اطلاعاتى و ارتباطى نیز ایران مقام صدوهشتم را براساس گزارش سازمان ملل در جهان کسب کرد. علاوه بر این سهم ایران در تجارت جهانى کمتر از چهلصدم درصد است و از نظر میزان جذب سرمایهگذاریهاى خارجى نیز ایران در رده کشورهاى کم جاذبه قرار دارد. اگر مطالبى که آمد صحیح باشد این پرسش منطقى است که "چشمانداز 20 ساله اقتصادى" با کدام تکیهگاه به استقبال آینده مىرود؟
یکى از مواردى که در سند چشمانداز 20 ساله برروى آن تأکید مىشود (بند 8) پیوستن ایران به اقتصاد بینالمللى و به دست آوردن جایگاه شایسته در آن مىباشد. قطعا چنین روندى در کوتاه مدت و به شکل لحظهاى ممکن نیست و تحقق آن تابعى است از شرایط و پتانسیل فعلى جهانى شدن و میزان تلاش و سرمایهگذارى براى دستیابى به چنین هدفى مىباشد. طبق گزارش منتشر شده توسط مجله فارن پالیستى (سیاست خارجى) که بهوسیله مرکز مطالعات سیاست خارجى در واشنگتن چاپ مىشود و 62 کشور جهان را از لحاظ میزان جهانى شدن ردهبندى کرده، نشان مىدهد که ایران از این نظر در رتبه آخر قرار دارد(27). بنا به روش مورد استفاده در تحقیق این مجله وضعیت 62 کشور جهان را در 13 شاخص مختلف که در 4 گروه اقتصادى، سیاسى، تکنولوژیکى و انسانى دستهبندى شدهاند. مورد بررسى قرار داده شده است. بنابراین تحقیق رتبه ایران در گروه شاخصهاى اقتصادى 59، در شاخصهاى انسانى 59 در شاخص سیاسى 50 و در شاخص تکنولوژیکى 55 مىباشد. ایران همچنین در زمینه شاخصهاى تجارت بینالملل، میزان سرمایهگذارى مستقیم خارجى، میزان سرمایهگذارى در سهام و سطح دستمزد که در گروههاى شاخص اقتصادى قرار مىگیرند، به ترتیب رتبههاى 44، 54 و 59 را کسب کرده است.(28)
جمعبندى گفتمان صلح و روند جهانى
در گفتمان صلح چشمانداز با واقعیتى که در خارج وجود دارد تا حدودى انطباق و سازگارى دارد بخصوص از دوره ریاست جمهورى خاتمی در نزد غربیان این باور را ایجاد کرد که ایران بدنبال صلح و گفتوگو است و در بخش روند جهانى شدن، اگر مفهوم جهانى شدن را با تعبیرى که شده است تعریف کنیم یعنى یکى تعریف پروژه و دیگرى پروسه نگاه تعریف پروژه یعنى اینکه برنامهاى از قبل تعیین شده و همه باید یک مسیر خطى را طى کنند و در این برنامه صاحب پروژه ناظر و کنترل کننده است که بىشک به حیات سیاسى و قدرت آمریکا بر مىگردد و در تعریف دوم اگر جهانى شدن را پروسه تعریف کنیم(29) بحث تعامل در همه عرصههاى بینالمللى مطرح مىشود تعامل در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعى مدنظر است در این تعریف دیگر یک ناظر و کنترلکننده وجود ندارد بلکه براساس گفتوگوى جمعى و قدرتهایى که در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سیاست و مسائل اجتماعى قوىترند بازى صورت مىگیرد.
حاصل سخن اینکه اگر جهانى شدن را پروژه تلقى کنیم که پیشتر جناح راست در ایران این طرز تلقى را دارد که محال است گفتمان صلح و روند جهانى بهجایى برسد و اگر جهانى شدن را پروسه تلقى کنیم که بیشتر جناح اصلاحطلب در ایران این طرز تلقى را دارد آنگاه گفتمان صلح و روند جهانى شدن در برنامه چشمانداز قابل انطباق و سازگارى خوهد داشت زیرا ایران در صحنه بینالملل از طریق تعامل مىتواند در عرصههاى مختلف حضور پیدا کند و در هر صحنه که ضعیف و عقبمانده باشد مىرود بازسازى مىکند و مقتدرانه در تعاملى دیگر خود را به جهانیان عرضه مىدارد.