علی تتماج
نشست سران جی 8 در حالی به کار خود پایان داد که روند مذاکرات حکایت از استمرار اختلافات میان این کشورها برای اجرای طرح و اهداف تعیین شده داشت.
هشت کشور صنعتی جهان شامل ژاپن، آمریکا، روسیه، کانادا، ایتالیا، فرانسه، آلمان و انگلیس در سنت پترزبورگ روسیه گردهم آمدند تا به بررسی تحولات جهانی بپردازند. براساس گزارشات منتشره اهداف آنها از این نشست رسیدگی به اموری نظیر، وضعیت رشد اقتصادی کشورهای صنعتی و غیرصنعتی، چالشهای فراروی اقتصاد جهانی، بخشش بدهیهای کشورهای فقیر، حل بحرانهای آفریقا، بررسی پروندههای تحولات مهم جهانی از جمله ایران و کره شمالی، تدوین برنامههای آینده اجلاس، نحوه ترکیب اعضاء عنوان گردیده بود.
این اجلاس در حالی برگزار گردید که اولا روسیه به عنوان بازگیری جدید و به رغم مخالفهای سایر اعضاء، میزبانی این اجلاس را برعهده داشت تا گامیدیگر برای اعلام جایگاه جهانی و اهمیت خود در اقتصاد و سیاست جهان به نمایش گذارد. ثانیا شرکت کنندگان در اجلاس تصمیم خود را برای بهرهگیری بیشتر از سوخت و انرژی هستهای برای توسعه و رشد اقتصادی را اعلام داشتند (این در حالی است که آنها خواهان تعلیق فعالیتهای هستهای ایران، کره شمالی گردیدند).
آنچه در روند برگزاری اجلاس قابل تامل مینماید، چالشها و اختلافات شدید میان اعضاء در قبال تحولات جهانی میباشد که حکایت از شکستی دیگر برای اجلاس گروه جی 8 دارد. در این چارچوب با توجه به روند برگزاری نشست و موضعگیریهای اتخاذ شده از سوی سران شرکتکننده در اجلاس، چالشهای موجود در این نشست از چند منظر قابل تامل میباشد.
1ـ از نکات قابل تامل در نشست «سنت پترزبورگ» استمرار اختلافات بنیادین میان روسیه و آمریکا در قبال روابط دوجانبه و تحولات جهانی میباشد. هر چند که پیش از اجلاس، دولتمردان کاخ سفید در اقدامی تبلیغاتی از رویکرد مثبت دو کشور به یکدیگر خبر داده بودند اما روند مذاکرات نتیجهای معکوس را در پی داشت.
مخالفتهای پوتین با طرح اصلاحات آمریکا در روسیه، پیششرطهای کاخ سفید برای حضور روسیه در سازمان تجارت جهانی، عدم قبول طرحهای آمریکا برای تعلیق فعالیتهای هستهای ایران، (چنانکه پوتین بارها بر اصل برخورداری تهران از دانش هستهای تاکید و خواستار بازگشت پرونده به شورای حکام گردید)، استمرار اختلافات در زمینه برخورد با کره شمالی و بحران خاورمیانه، (پوتین تاکید نمود که رژیم صهیونیستی برای تحقق اهداف اشغالگرایانه به لبنان یورش برده و باید عقبنشینی نماید) حکایت از این واقعیت دارد که همچنان روسیه و آمریکا به عنوان دو رقیب دیرینه با اهدافی متضاد در عرصه جهانی فعالیت میکنند، لذا تحقق همگرایی آنها همچون گذشته امری امکانناپذیر مینماید.
البته این نکته قابل ذکر است که طرفین برای دستیابی به فنآوری هستهای و تامین انرژی از طریق باشگاه مشترک به توافقاتی دست یافتند که بیشتر جنبه اقتصادی داشته، اما در بعد سیاسی همچنان چالش میان آنها استمرار دارد که در آینده بیش از پیش نمود خواهد داشت.
2ـ نکته دیگر در تحولات اجلاس جی 8، اختلافات میان اعضاء در قبال تحولاتی جهانی میباشد. هر چند که شرکتکنندگان تلاش داشتند تا با صدور بیانیههای مشترک بر اتحاد خود تاکید نمایند اما مواضع و عملکردهای آنها بیانگر اختلافات میان آنها میباشد. در این راستا نگاه متفاوت اعضاء به تحولات خاورمیانه بویژه مساله لبنان و فلسطی[فلسطین]، چگونگی بخشش بدهیهای کشورهای فقیر، چگونگی چینش اعضاء برای اجلاسهای آینده را میتوان شاهدی بر این اختلافات دانست.
البته این نکته قابل تامل است که این کشورها با محور قرار دادن مذاکرات بر مسائلی نظیر، پرونده هستهای ایران و آزمایش موشکی کره شمالی که مورد نظر تمام شرکتکنندگان در اجلاس بود، بر اتحاد خود تاکید نمایند اما در همین زمینهها نیز اختلافاتی میان آنها بروز کرد تا شکستی دیگر برای اهداف نشست رقم زده شود.
3ـ آنچه در نشست مذکور قابل تامل میباشد، تلاشهای روسیه برای خارج ساختن گروه جی 8 از محوریت اروپا و آمریکا میباشد. در این چارچوب مشاهده گردید که مسکو با تاکید بر عضویت چین، هند و برزیل در جمع اعضای جی 8 سعی نمود تا این گروه را به شرق آسیا و آمریکای لاتین توسعه دهد تا در آینده محوریت و انحصار اروپا از آن پایان یابد.
این اقدام روسیه از آن جهت صورت میگیرد که حضور هند و چین که از متحدان منطقهای و شرکای روسیه در چند اجلاس منطقهای میباشد، میتواند موازنه قدرت را به نفع این کشور در جی 8 تحکیم نماید. در همین حال این نکته قابل ذکر است که اروپاییها و آمریکا و در کنار آنها ژاپن که این ترکیب را مغایر با اهداف خود میدیدند با سردی از طرح استقبال کردند هر چند که در ظاهر به حمایت نسبی از آن پرداختند.
در نهایت و براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که اجلاس سران گروه 8 در سنت پترزبورگ به رغم تمام تلاشهای اتخاذ شده نتوانست به محلی برای اجماع نظر و تحقق اهداف شرکتکنندگان منجر گردد، بلکه ابعاد دیگری از اختلافات آنها را آشکار ساخت.
در همین حال در اجلاس کنونی دو نکته بیش از هر چند قابل تامل میباشد، اولا تشدید اختلافات بنیادین میان روسیه و آمریکا در قبال روابط دوجانبه، تحولات بینالملل که آنها را وارد مرحله جدیدی از جنگ سرد ساخته است ثانیا تکرار وعدههای ظاهری و غیرعملی برای کمک به توسعه کشورهای فقیر بویژه بخشش بدهیهای آنها، این مهم را نشان داد که این اجلاس نیز مانند نشستهای گذشته، راهکاری برای تحقق اهداف تعیین شده ندارد و صرفا برای اعلام هماهنگی ظاهری کشورهای توسعه یافته برگزار میگردد.