عبدالله گنجی
تأکید اصولگرایان جدید بر جمهوریت، حمایت مضاعف از آرمان فلسطین، ولایتپذیری و ایستادگی در برابر زورگویان خصوصاً در پروژه هستهای از یک سو و اعتراف برخی از فرماندهان آشوبهای مبنی بر الگوگیری از نظرات غربی و تطبیق آن با وضعیت حال کشور (نظریه سلطانیسم مارکس وبر و نظرات هابر ماس و گرامشی) نشان میدهد که جریان اصلاحات هم از جهت فکری و هم از جهت عاطفی علاقه وافر به غرب دارد و جریان مقابل نیز بر مؤلفههای دینی تأکید بیشتری میکند. بنابراین فاصله عمیقتر شده و مؤلفههای قابل تقریب کاهش یافته است.
در کیفرخواست حوادث اخیر آمده است که در یکی از جلسات درون گروهی اصلاحطلبان، محمدرضا خاتمی بر حمایت خارجی از اقدامات خود تأکید میکرد.
علاوه بر آن احمد عزیزی، سفیر وقت ایران در آلمان اعلام میدارد که میردامادی (دبیر کل فعلی حزب مشارکت) در زمان صدارت کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس ششم، چنان در نزد آلمانیها ذلیلانه علیه رهبری و انتصابی و انتخابی بودن نهادها در ایران سخن میگفت که من در نوشتن گزارش جلسه گیج شده بودم. علاوه بر آن پس از حوادث اخیر اوباما به عنوان رئیسجمهور آمریکا برای اولین بار در 30سال گذشته، نام یکی از کاندیداهای انتخاباتی ایران را نیز بر زبان میآورد و اعلام میدارد: «موسوی نماینده بخشی از هموطنان است که به دنبال گشایشی به سمت غرب هستند» و موسوی نیز پاسخی به وی نمیدهد. دیدار دو مرحلهای خاتمی از کاخ الیزه و عدم بازدید فرانسویها از ایران نشان از علاقه وافر و حتی یکطرفه اصلاحطلبان به غرب دارد. همچنین علاقه اصلاحطلبان به استفاده از تجربیات بنیاد سوروس در راهاندازی جنبشهای اجتماعی نیز بخشی از این ارتباط و علاقه است. برای اثبات این ادعا اسناد زیادی وجود دارد که در این مختصر نمیگنجد اما باید رویکرد اسلامگرایی (اسلام سیاسی) در مقابل غربگرایی را در کشور جدی گرفت. اگرچه نمیتوان همه جبهه اصلاحات را به غربگرایی متهم کرد اما نظریهپردازان این جریان در اولویت این وابستگی قرار دارند و حتی برای خوشخدمتی به غرب شعار مرگ بر روسیه و چین را از قلب امالقری سر دادند که به آمریکا بگویند ما با دشمنان آمریکا دشمن هستیم.
اسلامگرایی ـ سکولاریسم
حضرت امام(ره) بارها فرمودند: «همه اقدامات جهانخواران علیه ما اعم از محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی و... برای این است که ما نگوییم اسلام پاسخگوست» بنابراین سکولاریسم روی دیگر سکه غربگرایی اما میتواند مستعمل از غرب (استقلال عاطفی و ظاهری) نیز به پیش برود. عدم اعتقاد حزب مشارکت به «قوانین موضوعه» که رسماً در سند تأملات راهبردی به آن اشاره شده، تلاش جهت تفکیک اسلامیت از جمهوریت (حاکمیت دوگانه) است. کنایه با زور نمیشود مردم را به بهشت برد و طرح نظر به تساهل و تسامح، شوراهای دموکراسیخواهی، جمهوریخواهی «مردمسالاری فزاینده» هم حکایت از سکولاریزه کردن نظام دارد که در حوزه فرهنگ، علم، برنامهریزی و سیاست خارجی در دولت اصلاحات پیگیری شد.
طرح حذف قانون گزینشها، اصلاح قانون مطبوعات و طرح اصلاح قانون انتخابات اقداماتی بود که سکولاریزه کردن نظام را در پرتو قانون، رقم میزد. این راهبرد روزهای اخیر بسیار عریان و نمایان است، سخنان خاتمی، خوئینیها، نبوی و... نسبت به رهبری و تأکید مشارکت خاتمی بر جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی حاکی از نقشه خزنده سکولاریزه کردن نظام است به طوری که در یک فرآیند شیبدار استحاله از درون اتفاق بیفتد و شکل ظاهری آن نیز در تحقق خواسته مردم جلوه نماید.
جمهوریـ جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی
جریان اصلاحطلب به کلی نافی رفتار و مواضع انقلابی است. اصولاً اصلاحطلبی نقطه جایگزین انقلابیگری است بنابراین اصلاحطلبان در خوشبینانهترین حالت انقلاب اسلامی را تمام شده میدانند، زیرا در نظرات اندیشمندان غربی نیز پروسه انقلاب در زمانی مشخص تمام میشود و ساختارهای جدید و محصول انقلاب جایگزین میشود اما اصلاحطلبان ایران به جمهوری اسلامی نیز پایبند نیستند. انتصابی و انتخابی کردن نهادها و سازمانهای حاکمیت، تأکید حزب مشارکت بر «مردمسالاری فزاینده» در سند تعاملات راهبردی و دوگانه خواندن حاکمیت و متناقض خواندن دین و دموکراسی از جمله مؤلفههای اصلی این نگرش است. در سند تأملات راهبردی حزب مشارکت از «انقلاب اسلامی ایران» با عنوان «انقلاب ایران» که هدف آن رسیدن به «جمهوریت» بوده یاد میشود. رمضانزاده قائممقام حزب مشارکت در پاسخ به این سؤال که مردمسالاری حداکثری یا فزاینده یعنی چه؟ میگویند: آنچه من میفهمم یعنی جمهوری تمامعیار در بیانیه شماره 11 موسوی و سند تأملات راهبردی حزب مشارکت و همچنین در گفتار خاتمی بعد از «استقلال، آزادی» جمهوری اسلامی نمیآید، بنابر نظرات هابرماس و مارکس وبر کانون فکری برخی از اصلاحطلبان در نگاه به جمهوری اسلامی آن را امری پارادوکسیکال دانسته و بر جمهوریت تأکید میکنند. اگرچه در انتخابات اخیر نیز اثبات کردند که به جمهوریت اعتقادی ندارد و از چهار ماه قبل از انتخابات فرآیند به آن را کلید زدند و بعد از مشخص شدن رأی منتخب ملت با رکورد 5/24 میلیون، باز هم مقابل جمهوریت صفآرایی و شورش اجتماعی را دنبال کردند.
اسلام فردی ـ اسلام اجتماعی
میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای شاخص و اصلی اصلاحطلبان در اولین مصاحبه خبری خود با رسانهها، بر اولین مطلبی که تأکید کرد جمع کردن گشتهای ارشاد بود. شاید برداشت اولیه از این سخنان به تاکتیک انتخاباتی برای اخذ اعتماد حوزه خاکستری جامعه ارجاع میشد اما روند تحولات نشان داد که این اعتقاد وی است و به همین خاطر بود که حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب، ملی ـ مذهبیها و کارگزاران و... از وی حمایت کردند. اگر فرض بر این بود که گشتهای ارشاد بعضاً بد عمل کردهاند، موسوی میتوانست از «اصلاح» یا «ساماندهی» به جای «جمع کردن» استفاده کند ولی این اعلام به معنی حذف احکام اجتماعی است.
این رویه را هاشم آغاجری در همدان کلید زد و در سخنرانی خود با عنوان «پروتستانتیسم» همان رویه لوتر را تجویز کرد. آغاجری در آن سخنرانی تقلید را به مسخره گرفت و خود را طرفدار برداشت فردی از قرآن معرفی کرد. برخی از اصلاحطلبان در تأسی به رفتار و اقدام لوتر در غرب به دنبال حذف احکام اجتماعی اسلام هستند. آنان حاکمیت را به بهانه اینکه قرائت خاص از دین ارائه میدهد فاقد صلاحیت برای ورود به عرصه فرهنگ و اجتماع میدانند و به کنایه میخواهند به زور مردم را به بهشت ببرند دقیقاً در راستای جدایی دین از حکومت طرح میشد و این رویه روز به روز برجسته میشود. تأکید بر اسلام فردی یعنی اسلامی که هیچ خطری را متوجه جهانخواران نمیکند، مورد تأیید غرب نیز هست. اصولاً حمایت غرب از اصلاحطلبان در ایران به دلایلی همچون: 1ـ گرایش به اسلام فردی 2ـحرکت به سمت سکولاریسم 3ـ عدم اعتقاد به مبارزه با جهانخواران و زورگویان بینالمللی و پشت پا زدن به اندیشه بینالمللی امام خمینی(ره) صورت میگیرد لذا اگر کسانی در درون جبهه اصلاحات هنوز به انقلاب امام و رهبری و ساخت حقیقی جمهوری اسلامی معتقد هستند باید به پالایش روی آورند و تشکیلات «اصلاحطلبان اسلامگرا» را تجدید بنا کنند. شاخصی برای دوستی راه آنان ابزار برائت غرب از آنان است، زیرا امام(ره) معتقد بود تعریف دشمن از شما به معنی اشتباه بودن مسیر شماست. حجاریان، عطریانفر و... میتوانند شروعکننده اصلاح در اصلاحطلبی باشند. این توفیق اکنون برای آنان حاصل شده است.