تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۲۸۲۳۰

ناخودآگاه تکبیر گفتم


پروانه حسین‌زاده
* آقای مرتضایی‌فر! شما را بیشتر با عنوان وزیر شعار می‌شناسند. چه کسی شما را به این عنوان معرفی کرد؟
** یک روز مراسمی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی بر پا بود و من آنجا سخنرانی داشتم، به محض حضور من در پشت تریبون همه مردم همصدا با هم گفتند وزیر شعار آمد و این برای خودم هم عجیب بود تا اینکه یک روز آیت‌الله توسلی که از دوستان من بودند مرا دیدند و فرمودند خبر دارید امام(ره) شما را با عنوان وزیر شعار معرفی کردند و من هم چون مطلع نبودم با تعجب پرسیدم وزیر شعار یعنی چه؟ ایشان گفتند: دیروز امام(ره) از حاج احمدآقا جویای حال شما شدند و حاج احمدآقا هم فرمودند وزیر شعار را می‌فرمایید، که امام(ره) با خنده فرمایش ایشان را تایید کردند و لقب وزیر شعار را برای شما انتخاب کردند. از آنجا بود که این موضوع سراسری شد و به حرمت و نفس گرم امام(ره) بدون هیچ تبلیغی همه جا من را با عنوان وزیر شعار می‌شناسند و حتی خیلی از مردم نام اصلی مرا نمی‌دانند و بیشتر با وزیر شعار خطاب می‌کنند، همین موضوع هم باعث شده بود که آن روز همه مرا وزیر شعار بنامند.
* آیا شعار دادن استعداد خاصی می‌خواهد؟
** به نظر من شعار دادن ذوق می‌خواهد، اینکه شعاردهنده بتواند با تمام نیروی درونی خود شعار را بگوید یعنی با صد در صد قدرت درونی، مردم را به دادن شعار دعوت و به هیجان آورد؛ چون اگر شعاردهنده نتواند آن‌طور که باید، شعار بدهد متقابلاً نمی‌تواند شعارش را در میان مردم جا بیندازد و باید به آن شعاری که می‌دهد ایمان داشته باشد و در درجه اول، خود آن را پذیرفته باشد و بعد از مردم بخواهد که آن را بگویند.
* شعارهای مردم چه نقشی در پیروزی انقلاب اسلامی داشت؟
** نقش بسزایی داشت، زیرا اگر به معنا و مفهوم شعار توجه کنید متوجه خواهید شد که شعار همان درخواست مردم بود و چون رژیم شاهنشاهی اجازه حرف زدن را از مردم سلب کرده بود، آنها را به صورت شعار درمی‌آوردیم و بیان می‌کردیم بنابراین اثرات خوبی داشت و کمک شایانی در پیروزی انقلاب اسلامی کرد.
* از کی تکبیرگویی را شروع کردید و در نماز جمعه مشغول فعالیت شدید؟
** از کوچکی به مجری‌گری علاقه بسیاری داشتم. کلاس چهارم بودم که به خاطر علاقه و استعدادم مسئولان مدرسه اجازه تکبیرگویی در نماز جماعت مدرسه و قرائت قرآن در صف را به من دادند و همه اینها برای من به نوعی سابقه اجرا محسوب می‌شد و من هم همیشه سعی می‌کردم که از بهترین مچری‌ها تقلید و همانند آنها برنامه‌ها را اجرا کنم تا این شد که بعدها مسجد هدایت، که مرکز فعالیت‌های مرحوم طالقانی بود و امامت آن را بر عهده داشتند نزدیک مغازه ما بود و من هم معمولاً برای اقامه نماز می‌رفتم و در مجالسی که در مسجد هدایت و لاله‌زار برگزار می‌شد پیش از سخنرانی آیت‌الله مطهری و آیت‌الله طالقانی و برخی بزرگان دیگر، چند آیه قرآن می‌خواندم و گاه جلسه را اداره می‌کردم و بعضاً در میان نماز دعاهایی پرمحتوا می‌خواندم و یک بار هم اذان مسجد را گفتم و همیشه سعی می‌کردم به تقلید از مصری‌ها اذان را زیباتر بگویم، به لطف خدا، آیت‌الله طالقانی آهنگ صدای مرا در گفتن اذان و نوع دعاهای بین نماز، بسیار پسندیدند و از من خواستند که همیشه اذان مسجد را من بگویم و این سابقه‌ای که آیت‌الله طالقانی از من مجری‌گری سراغ داشتند، زمینه‌ساز حضورم به عنوان مجری نماز جمعه شد.
* با آیت‌الله طالقانی چطور آشنا شدید؟
** همان‌طور که گفتم چون مسجد هدایت مرکز فعالیت آقای طالقانی بود و امامت مسجد هم بر عهده ایشان بود و من هم به خاطر اقامه نماز، هر شب آنجا حضور داشتم و در کارها فعالیت می‌کردم همین مسائل سبب آشنایی من با ایشان شد.
* کمی هم در مورد اداره مسجدالجواد(ع) بگویید.
** حضور افرادی که در حسینیه ارشاد بودند موجبات ناراحتی شهید مطهری را فراهم کرده بود، ایشان، هم از نظر نظم و ترتیب خیلی مقید بودند و هم فرد باسواد و مهربانی بودند ولی این ناراحتی به جایی رسید که ایشان آنجا را ترک کردند و آن زمان اداره مسجدالجواد(ع) بر عهده من بود. من از شهید مطهری دعوت کردم که به مسجد الجواد(ع) بیایند اما ابتدا ایشان به دلیل طولانی بودن مسیر دعوت مرا نپذیرفتند و من با در اختیار قرار دادن وسیله رفت و آمد رضایت‌شان را جلب کردم و در کنار ایشان اداره مسجدالجواد(ع) را برعهده داشتم.
* یکی از برجسته‌ترین روزهای نماز جمعه روز انفجار بمب بود، از آن روز برایمان بگویید.
** آخرین جمعه سال 63 بود. روز پنجشنبه صدام اعلام کرده بود نماز جمعه تهران را منفجر می‌کنم و این بین مردم همهمه ایجاد کرده بود. برخلاف همیشه که در روزهای آخر سال همه درگیر هستند، جمعیت موج می‌زد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در حال ایراد خطبه‌ها بودند که انفجار صورت گرفت. موج و حرارت انفجار تا جایگاه هم رسید ولی خوشبختانه آسیبی به ایشان وارد نشد. ایشان تمایل به ادامه صحبت داشتند. در آن هنگام ترس از این داشتم که حادثه ادامه داشته باشد و ایشان هدف سوء قصد قرار گیرند. از ایشان خواهش کردم اندکی به کنار جایگاه بیایند تا من مردم را به آرامش دعوت کنم؛ البته هدف دیگری هم داشتم. از قبل می‌دانستم که امام خمینی(ره) تمامی نمازهای جمعه تهران را به طور مستقیم از طریق رادیو گوش می‌کنند. اگر مشکلی بود تذکر می‌دادند. آن روز هم که این اتفاق افتاد احساس کردم الان امام(ره) گمان می‌کنند که حتما برای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اتفاقی رخ داده است. با عجله به پشت جایگاه رفتم و 3 بار تکرار کردم «لطفاً توجه کنید! رئیس‌جمهور محترم جمهوری اسلامی ایران هم‌اکنون به خطبه‌های عالمانه خود ادامه می‌دهند.» این سخن علاوه بر اینکه آرامش را به نمازگزاران برگرداند در واقع به امام(ره) هم این پیام را رساند که آقا سالم هستند. مساله‌ای که آن روز برایم جالب بود اینکه این حادثه حتی در لحن صدای آقا هم بی‌تاثیر بود و ایشان با صلابت همیشگی و با همان عظمت ادامه خطبه‌ها را ایراد کردند، به گونه‌ای که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است. مردم هم از جای خود حرکت نکردند و نماز جمعه برگزار شد. و در آن روز 14 نفر به مقام والای شهادت نائل شدند. بعدها خانواده‌هایشان گفتند برخی از آنها صبح به بهشت زهرا(س) رفته بودند و از مجروحان در بیمارستان دلجویی کرده و با غسل شهادت به نماز جمعه آمده بودند.
* شما کدام نماز جمعه را پر شورتر می‌بینید؟
** به طور کلی تمام نماز جمعه‌ها پر شور است اما نخستین نماز جمعه روز قدس به نظر من یکی از پرشورترین نماز جمعه‌ها بوده است که از زمین چمن تا خیابان طالقانی تا شریعتی و خیابان‌های متصل بلوار کشاورز و... همه مملو از جمعیت بود. شور عجیبی در میان ملت افتاده بود. به ابتکار حضرت امام(ره) و با این کار، نماز جمعه در سراسر جهان اسلام برگزار شد. در حال حاضر هر زمان که رهبر معظم انقلاب اسلامی خطبه‌ها را ایراد می‌کنند سیل جمعیت در خیابان‌های اطراف مستقر می‌شود به گونه‌ای که گاه رساندن صوت به آنها مشکل است و مردم مجبور می‌شوند از طریق رادیو خطبه‌ها را گوش کنند.
* شما حدود 27 سال مکبر و مجری مراسم در نماز جمعه بودید؛ چه شد که بعد از 27 سال تصمیم گرفتید خود را بازنشسته کنید، آیا کسی که اینک جانشین شماست، خودتان تربیت و معرفی کرده‌اید؟
** من نماز جمعه را ترک نکردم، احساس کردم که سنم در حال افزایش است و ضرورت دارد افرادی را برای جایگزینی انتخاب و تربیت کنم و چند سالی است که از دوستان جوان و تحصیلکرده‌ای دعوت کرده‌ام که حضور یابند ولی نظارت کلی بر عهده خودم هست و هنوز هم شعارها را من به آنها می‌دهم و فقط آنها اجرا می‌کنند ولی هر جمعه هر جایی به غیر از تهران باشم خود را برای احیای نماز جمعه به تهران می‌رسانم و در تمامی نماز جمعه‌ها هم حضور داشته‌ام و خواهم داشت.
* اعضای کمیته استقبال از امام(ره) را چه کسانی تشکیل داده بودند؟
** همان کسانی که قبل از انقلاب، مبارز، روشنفکر و اغلب روحانی بودند و سال‌ها زندان کشیده و مورد توجه امام(ره) و مردم بودند.
* نظارت و مسئولیت کمیته استقبال بر عهده که بود؟
** کمیته از چند قسمت تشکیل شده بود از جمله کمیته انتظامات، کمیته تدارکات و کمیته تبلیغات. هر یک توسط شخصی اداره می‌شد اما مسئولیت کلی به عهده آقای مطهری و آقای مفتح بود.
* چه شد که شما عضو کمیته شدید؟
** مسئولان کمیته آقایان مطهری و مفتح با من آشنا بودند و سابقه مرا می‌دانستند و من هم اطلاعات عمومی زیادی در زمینه سیاسی، مذهبی و ... داشتم، این بود که خود این بزرگان به من پیشنهاد دادند تا به عضویت کمیته درآیم.
* درباره فعالیت‌های کمیته در شب قبل از ورود امام(ره) صحبت کنید.
** حضرت امام(ره) 9 بهمن‌ماه، سال 1357 قرار بود تشریف بیاورند. اعضای کمیته استقبال هم سحرگاه همان روز راهی بهشت زهرا(س) شدند تا با آمادگی لازم از امام(ره) استقبال کنند. متاسفانه رژیم شاهنشاهی مانع ورود حضرت امام(ره) شد و اینگونه تمام برنامه‌های ما از بین رفت ولی چون بازگشت امام(ره) به درخواست مردم بود، امام(ره) هم به محض مطلع شدن از ممنوعیت ورود توسط رژیم، اعلام کردند «من تحت هر شرایطی حتی فرودگاه به فرودگاه خود را به تهران می‌رسانم.» بالاخره در 12 بهمن‌ماه حضرت امام(ره) از طریق فرودگاه مهر‌آباد به ایران تشریف آوردند و در همین حال اعضای کمیته استقبال از صبح خیلی زود به بهشت زهرا(س) رفته بودند تا جایگاهی را برای امام(ره) در قطعه شهدای 17 شهریور که توسط رژیم به شهادت رسیده بودند آماده کنند و محلی هم برای خبرنگاران تدارک دیده شده بود. امام(ره) مستقیم از فرودگاه به بهشت زهرا(س) تشریف آوردند و خوشبختانه رژیم هم با وجود برنامه‌ریزی‌های زیاد و با میل استقبال وسیع مردم موفق نشد مانع برنامه‌های کمیته استقبال شود و به لطف خدا مراسم استقبال از معظم‌له بسیار باشکوه و درخور شخصیت ایشان برگزار شد.
* نخستین تصویری که از شما به یاد می‌آید، روز 12 بهمن پیش از سخنرانی امام(ره) در بهشت زهرا(س) است؛ همین‌طور هنگامی که آن حضرت جملات هیجان‌انگیز «من دولت تعیین می‌کنم» را فرمودند، چه شد که شما ناگهان شعار «الله اکبر» سر دادید و مردم هم همین را ادامه دادند، آیا فی‌البداهه این کار را کردید؟
** وقتی زمزمه بازگشت امام(ره) به ایران مطرح شد، از سوی کمیته استقبال مرا به عنوان مجری برنامه انتخاب کردند. سخنرانی شورانگیز امام(ره) در قطعه شهدای 17 شهریور بهشت زهرا(س)، در مردم نیز نشاط و شعف خاصی پدید آورده بود. صحبت‌های امام(ره) به اینجا رسید که ایشان فرمودند: «من دولت تعیین می‌کنم. من تو دهن این دولت می‌زنم. من به پشتیبانی این ملت، دولت تعیین می‌کنم.» عده‌ای از خبرنگاران که پایین جایگاه نشسته بودند، شروع به کف زدن کردند و مردم هم به ابراز احساسات شدیدی پرداختند. من هم از شور هیجان و احساس، همزمان با آنها کف زدم که ناگهان متوجه دست زدنم در مقابل امام(ره) شدم.
در آن لحظه بود که یکدفعه «الله اکبر» بر زبانم جاری شد و سه بار این کلمه را تکرار کردم.
* آیا استقبال از حضرت امام(ره) فوق تصور کمیته استقبال بود؟
** نه تنها کمیته بلکه استقبال از امام(ره) خارج از تصور همگان بود زیرا همه فکر می‌کردند که مردم به خاطر ترس از رژیم در مراسم استقبال شرکت نکنند و بیشتر استقبال‌کنندگان را افراد نزدیک به امام(ره) تشکیل دهند اما برخلاف تصور، حتی مردم از شهرستان‌ها هم برای استقبال از امام(ره) به تهران آمدند و با شور و شوق دیدار مراسم با شکوهی را بر پا کردند.
* براساس خاطرات آقای ناطق نوری، ایشان چند ساعتی را به علت ازدحام مفقود شدند، از آن ساعات و نگرانی‌های مسئولان کمیته استقبال چه خاطره‌ای دارید و مسئولان چه کارهایی را کردند؟
** همه مردم فکر می‌کردند عوامل رژیم آقای ناطق نوری را دستگیر کرده‌اند و این نگرانی بدی بود که سریعاً همه را برای جست‌وجوی ایشان مامور کردیم. هر مکانی را که هر کس تصور می‌کرد ممکن است آنجا باشد سر زدیم تا بالاخره متوجه شدیم که ایشان دستگیر نشدند و در سلامت کامل به سر می‌برند. این ساعات برای من یادآور خاطرات بد اما با سرانجام خوب است. زیرا فهمیدن اینکه آقای ناطق نوری در سلامتی کامل است و در دست رژیم نیست واقعاً خوشحال‌کننده بود.
* بعد از حضور امام(ره) در فرودگاه آیا برنامه‌های تدوین شده به وسیله کمیته استقبال از سوی امام(ره) تغییر داده شد یا خیر؟
** خیر، فقط یکبار موردی پیش آمد که عوامل رژیم، حضرت امام(ره) را تهدید به آسیب‌رسانی کرده بودند اما ایشان بدون هیچ ترسی آماده هر نوع مبارزه بودند و چون مردم، رژیم غاصب را می‌شناختند خواستار این شدند که امام(ره) 9 بهمن نیایند و امام(ره) هم درخواست ملت را پذیرفتند و ورود ایشان به 12 بهمن موکول شد و این برنامه هم از سوی امام(ره) اما به درخواست مردم تغییر داده شد و امام(ره) فرمودند که من 12 بهمن می‌آیم و برنامه‌ها کنسل شد. در غیر این صورت بعد از حضور امام(ره) همه برنامه‌ها با احتیاط انجام شد و مخالفتی از سوی معظم‌له نبود.
* چه تدابیری برای حفظ جان امام(ره) در فرودگاه، بهشت‌زهرا(س) و... اتخاذ شده بود؟
** برای حفظ جان امام(ره)، ما بیشتر از نیروهای خودی استفاده کرده بودیم، به صورت مخفیانه چند ساعت زودتر در بهشت زهرا(س) و فرودگاه حضور پیدا کردیم و هنگامی هم که هواپیما به زمین نشست، نگذاشتیم امام(ره) پیاده مسیر را طی کنند، ایشان را ابتدا با خودرو و سپس با هلی‌کوپتر به بهشت زهرا(س) بردند و در قطعه شهدای 17 شهریور امام(ره) حضور پیدا کردند. ما تلاش کردیم تا به بهترین صورت ممکن از ایشان محافظت کنیم و دلیل مخفیانه رفتنمان به فرودگاه و بهشت زهرا(س)، پیشگیری از بروز حوادث احتمالی بود.
* طرح چیدن گل در مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا(س) ایده چه کسی بود؟ آیا برای تهیه گل هزینه هم شد؟
** چیدن گل از فرودگاه تا بهشت زهرا(س) ایده خود مردم بود و در روز 9 بهمن ماه این طرح آماده انجام شد که امام(ره) نیامد و بازگشتشان به 12 بهمن موکول شد که دوباره این کار انجام و هزینه تهیه آن هم بر عهده کسبه بازار و خود مردم بود و هیچ پولی از سوی کمیته خرج نشد و این علاقه شدید و اشتیاق دیدار مردم با امام(ره) را می‌رساند که مسیر را با وجود طولانی بودن گلریزان کرده بودند.
* چه مشکلی موجب قطع شدن پخش مستقیم برنامه استقبال از حضرت امام(ره) از طریق تلویزیون شد؟
** تمام دستورات از طریق رژیم شاه اعمال می‌شد زیرا آنها تمایل نداشتند مراسم استقبال باشکوه از امام امت از تلویزیون پخش سراسری شود بنابراین دستور داده بودند شبکه قطع شود تا برنامه کمیته استقبال به هم بریزد و به خواسته خود هم رسیدند.
* با چه مشکلاتی در طول مسیر مواجه شدید؟
** یکی از مشکلات، مخالفت رژیم با تظاهرات و اجتماعات مردمی بود و ما هم با وجود اینکه همه این موارد را می‌دانستیم اما پنهانی و به دور از چشم نیروهای امنیتی رژیم مانند مردم عادی به فرودگاه و بهشت زهرا(س) رفتیم و به محض اینکه امام(ره) آمدند ما هم ظاهر شدیم و سیل جمعیت هم با شوق ما را همراهی کردند و به لطف و یاری حق، مراسم همان‌طور که برنامه‌ریزی شده بود اجرا شد اما یکی از بارزترین مشکلات روز قبل از ورود امام(ره) به وطن این بود که رژیم با تیراندازی‌های شدید خیلی از مردم را به شهادت رساند و عده‌ای هم برای نجات جان خود در جوی‌ها مخفی شدند و نجات یافتند، اما تسلیم نشده و به راه خود ادامه دادند.
* کدام روزنامه‌ها برای اطلاع‌رسانی برنامه با کمیته همکاری داشتند؟
** روزنامه‌ای که من در خاطر دارم روزنامه «مرد امروز» بود که خبرهای ما را منتشر می‌کرد و با ما همکاری داشت ولی روزنامه اطلاعات به دلیل اینکه کاملاً دولتی بود اجازه نشر هیچ‌گونه اخباری از برنامه کمیته را نداشت و با ما همکاری نمی‌کرد و بعضاً روزنامه کیهان هم خبرهایی را چاپ می‌کرد.
* کل هزینه مراسم استقبال بر عهده چه کسانی بود؟
** همه هزینه‌ها برعهده کسبه بازار و مردم خیر و دوستدار امام(ره) بود که هزینه‌ها را پرداخت می‌کردند.
* فعالیت کمیته استقبال چه بود؟
** آنها وظیفه آماده‌سازی مراسم را داشتند، با اعزام نیرو به همراه وسایل، برنامه‌ها را مهیا می‌کردند، جایگاه امام(ره) را در قطعه شهدای 17 شهریور بر پا کردند، برنامه‌ای حساب شده برای حفاظت از امام(ره) داشتند، وسایل جابه‌جایی امام(ره) را تهیه کردند و مردم هم به طرز عجیبی یاری و کمک می‌کردند، حتی زنان هم نقش بسیار موثری در شکوهمندی مراسم داشتند. آنها با شجاعت در عرصه حضور داشتند و یکی از عوامل موثر در پیروزی بودند ولی من نقش خدا را در اجرای مراسم بدون مشکل بسیار موثر می‌دانم و معتقدم که فقط خدا ما را پشتیبانی کرد، چه در اجرای برنامه‌هایمان و چه در رسیدن اهداف‌مان مقابل رژیم شاه.
* برپایی تریبون امام(ره) در قطعه شهدای 17 شهریور دلیل خاصی داشت؟
** بله، در قطعه 17 شهریور، شهدایی مدفون شده بودند که به وسیله رژیم در خیابان‌ها به شهادت رسیده بودند و به احترام خون این شهدا جایگاه سخنرانی امام(ره) در این قطعه بنا شده بود.
* آیا حضور حضرت امام(ره) در بیمارستان قلب با برنامه قبلی بود؟ اگرنه، به درخواست چه کسی پیشنهاد و اجرا شد؟
** پس از سخنرانی ایشان، با برنامه‌ریزی‌هایی که در کمیته استقبال انجام داده بودیم قرار بود حضرت امام(ره) به مدرسه رفاه تشریف بیاورند، اما پس از گذشت ساعت‌ها خبری از معظم‌له نشد. ساعت 8 شب شده بود، اما هیچ خبری از امام(ره) نبود و کم‌کم شائبه و شایعه احتمال ربوده شدن ایشان یا حادثه‌ای ناخواسته در اذهان همه کسانی که در کمیته استقبال در مدرسه رفاه بودیم شکل گرفت و در آن میان، آیت‌الله خلخالی بیش از دیگران ناراحت و متاثر بود. مقداری از ساعت 8 گذشته بود که امام(ره) تشریف آوردند و همه ما از خوشحالی اشک شوق ریختیم اما آیت‌الله خلخالی آنقدر خوشحال بود و حرکاتی انجام داد که حضرت امام خمینی(ره) وقتی این منظره را دیدند، از کار آقای خلخالی حسابی خنده‌شان گرفت و فضای کل مدرسه عوض شد. امام(ره) در مسیر بازگشت می‌خواهند که ایشان را به بیمارستانی که مجروحان و تیرخوردگان حوادث انقلاب بیش از همه در آنجا باشند ببرند و به همین منظور، ایشان را به بیمارستان هزار تختخوابی امام خمینی(ره) فعلی و قلب سابق می‌برند و رهبر کبیر انقلاب از بیماران دلجویی و عیادت می‌کنند و سپس به منزل یکی از اقوام خود که در آن محدوده زندگی می‌کرده تشریف می‌برند و پس از نماز مغرب و عشا به سمت مدرسه رفاه حرکت می‌کنند اما بعد از گذشت سه روز حضور در مدرسه رفاه به علت محدودیت فضای مناسب، امام(ره) را به مدرسه علوی در خیابان ایران بردیم، این مدرسه بسیار بزرگ بود به طوری که اتاقی برای امام(ره) مهیا شده بود و ایشان مدرسه را ترک نمی‌کردند و بهترین حسن آن، این بود که مدرسه یک در، در خیابان ایران داشت و در دیگر آن در خیابان سرچشمه بود و همه کسانی که برای دیدار از امام(ره) می‌آمدند از در خیابان ایران وارد و از در خیابان سرچشمه خارج می‌شدند و این خود موجب جلوگیری از بی‌نظمی می‌شد. اما امام(ره) به محض اطلاع از تلاش ملی‌گرایان برای تعطیل کردن دیدارهای عمومی تاکید کردند که دیدارهای روزانه، هم برای آقایان و هم برای بانوان حتماً ادامه پیدا کند.
* شما جزو کسانی هستید که افتخار عضویت در کمیته استقبال حضرت امام(ره) و همچنین ستاد تشییع حضرت امام(ره) را داشتید، یعنی یک خاطره تا سرحد امکان خوشحال‌کننده و یک خاطره بسیار تلخ، چه شد که جمعیت استقبال‌کننده از حضرت امام(ره) 6 میلیون نفر و جمعیت مشایعت‌کنندگان 11 میلیون نفر بودند آن هم با توجه به گذراندن جنگی 8 ساله با خسارت فراوان مالی و اقتصادی ... در کل حضرت امام(ره) چه خصوصیاتی داشتند که پس از 10 سال نه تنها علاقه‌مندان ایشان کمتر نشد بلکه حدود دو برابر مستقبلان با ایشان وداع کردند؟
** علاقه‌مندی به امام امت در خون مردم جای داشت و اینکه جمعیت مشایعت‌کنندگان حدود دو برابر مستقبلان بود را می‌توان این چنین گفت که در زمان استقبال از امام(ره)، رژیم سختگیری‌های بسیاری داشت و ترسی در دل مردم از حضور در مراسم استقبال بود اما زمان وداع با امام(ره) اوضاع دیگر فرق می‌کرد و همه ملت حتی از شهرستان‌ها هم که زمانی آرزوی استقبال داشتند و به دلیل ترس از رژیم نتوانسته بودند بیایند، در زمان وداع حضور پیدا کردند زیرا دیگر امام(ره) دنیا را ترک کرده بود و این بزرگ‌ترین غم ملت بود و باید در فراغ رهبرشان همه با هم بزرگ‌ترین عزا را بر پا می‌کردند.
* با توجه و عنایت مسئولان نسبت به شما قبل و بعد از انقلاب چطور بود؟
** مسئولان مردمی برخلاف مسئولان دولتی من توجه زیادی داشتند. مسئولان دولتی مخالف افرادی مثل من بودند. من در آن دوران خیلی مورد عنایت مرحوم آیت‌الله طالقانی بودم.
* آقای مرتضایی فر! با وجود عوامل رژیم شما علت اصلی پیروزی انقلاب اسلامی را به عنوان کسی که در کمیته استقبال بودید، چه می‌دانید؟
** به نظرم با توجه به حرف خودتان، علت اصلی پیروزی علاوه بر همبستگی مردم، یاری خداوند بود زیرا اگر او نبود با وجود هزاران نیروی نظامی و همبستگی قادر به پیروزی نبودیم زیرا رژیم زورگویانه کار خود را پیش می‌برد، بدون آنکه به کودک، جوان و پیر رحمی کند، و مطمئنا هم به هدف خود می‌رسید. پس یقیناً خداوند بود که همه موانع را از مسیر برداشت و عوامل پیروزی هم به خواست خداوند متعال و همت مردم فراهم شد.
* آیا قصد دارید خاطرات خود را مکتوب کنید؟
** بله، دوست دارم اما تا به حال این کار را نکره‌ام، خیلی پیش آمده که دوستان شما زحمت کشیدند، آمدند و با من مصاحبه‌ای داشتند و همین مصاحبه‌ها تبدیل به خاطرات مکتوب من شده است ولی به صورت شخصی، کتابی یا... نه، هنوز این کار را نکرده‌ام.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات