روز سهشنبه، 14 مهرماه 1388، سالن همایش آفتاب مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام میزبان جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزههای تاریخ، تاریخ اندیشه، علوم سیاسی و جامعهشناسی بود. این اساتید و پژوهشگران به دعوت این مرکز و برای ارائه مقاله و سخنرانی در همایش «آیندهشناسی هویتهای جمعی در ایران» حضور به هم رسانده بودند. اساتیدی چون دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، ناصر فکوهی، حمید احمدی، احمد گلمحمدی، مسعود عالمی، سیدرحیم ابوالحسنی و... همایش بر طبق برنامه از پیش اعلام شده قرار بود در ساعت 8:15 صبح آغاز به کار کند، اما طبق عرف برگزاری همایشها در ایران نشست کار خود را با نزدیک به یک ساعت تاخیر آغاز کرد و این تاخیر باعث شد تا دکتر ابوالحسنی در بخش دوم از پنل اول همایش مرکز تحقیقات استراتژیک را به بررسی چرایی عدم وقتشناسی نزد ایرانیان دعوت کند.
سخنران نخست همایش دکتر حسن روحانی بود که معتقد بود دنیای امروز از یکی بودن هویت ایرانی و اسلامی ایرانیان نگران است و ما باید به سمتی حرکت کنیم که این دو هویت جدای از هم تلقی نشوند و هرکدام مکمل دیگری و وسیلهای برای پیشرفت کشور واقع شوند. وی در ادامه به مسائل سیاسی روز هم اشارهای کرد و خطاب به عدهای گفت: «جامعه ما را تکهتکه نکنید.»
وی همچنین با اشاره به لزوم وحدت در شرایط کنونی کشور گفت: «عدهای در صددند تا مانع این وحدت شوند.» در ادامه و طبق برنامه از پیش اعلام شده قرار بود محسن رضایی به ایراد سخنرانی بپردازد که مجری برنامه اعلام کرد بهدلیل کسالت امکان حضور در همایش را ندارد. با منتفی شدن سخنرانی دکتر محسن رضایی، همایش وارد بخش سخنرانیهای علمی شد؛ اولین سخنران بخش علمی همایش دکتر محمدعلی اسلامیندوشن، استاد دانشگاه تهران بود. عنوان مقاله دکتر ندوشن «مبادی هویت ایرانی» بود. وی سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: «برای بررسی هویت ایرانی» باید به سپیدهدم تاریخ رفت. ما با نوعی مداومت تاریخی روبهروییم که تحت سه عامل شکل گرفته است؛
1 - جغرافیا و موقعیت طبیعی 2 - تاریخ، یعنی حوادثی که بر این کشور گذشته و 3 - اقلیم یعنی آبوهوا که گرایش به کمبارانی داشته است.»
وی در ادامه گفت: «موقعیت جغرافیایی تاثیر درجه اول در سرنوشت ایران داشته، زیرا این کشور را در مرکز جهان شناختهشده قرار داده؛ حائل میان شرق و غرب، محصور میان حوزههای تمدنی عظیم مانند هند و چین و محاط در میان سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا.»
دکتر ندوشن ادامه داد: «از اینرو تمدن ایران جنبه تلفیقی و ترکیبی به خود گرفته و بهعلت وضع جغرافیایی حساس خود، ناگزیر بوده جنبه دفاعی قوی داشته باشد. این دفاع در دوران پیش از اسلام از طریق نیروی نظامی تامین میشد و در دوران بعد از اسلام از طریق فرهنگ.»
دکتر ندوشن گفت: «مهمترین عاملی که ماهیت ایرانی را رقم زده است، جغرافیاست.»
ندوشن ادامه داد: «در مورد تاریخ، ما در این کشور با دو نوع تاریخ مواجهیم، اول تاریخ ناظر بر خاک و دوم تاریخ ناظر بر قوم. تاریخ ناظر بر خاک آن است که اقوامی از چندهزار سال پیش در سرزمینی که ایران نام گرفت، ساکن شدند و تاریخ ناظر بر قوم مربوط به زمانی است که آریاییها در این سرزمین حضور یافتند و با بومیها درآمیختند.»
استاد دانشگاه تهران افزود: «در دوران بعد از اسلام، ایرانی این چاره را اندیشید که اسلامیت و ایرانیت را در کنار یکدیگر بنشاند ولی بعدها و در عصر تجدد یعنی از 100 سال پیش به اینسو مقوله دیگری بهنام علم جدید نیز به این دو مساله اضافه شد و بدینترتیب ما با یک ترکیب سه مقولهای شامل اسلامیت، ایرانیت و تجدد روبهرو هستیم که هویت امروز ایرانی را شکل میدهند و مطلوب آن است که میان این سه موازنه برقرار شود.»
سردبیر فصلنامه هستی افزود: «ایران توانسته است در مدت سههزار سال تحت همین نام باقی بماند و مانند برخی از همسایههایش دستبهدست نچرخد، پس باید نیرویی زنده و پویا در آن بوده باشد؟ ایران در دورههایی از عمر خود در تنگناهای زیادی قرار داشته است، پس باید در مورد مردمی که این کشور را حفظ کردهاند با احتیاط بیشتری تحلیل و برخورد کرد.»
دکتر اسلامیندوشن در ادامه گفت: «یک جامعه با اخلاق، قانون و ایمان زندگی میکند و اگر هرکدام از اینها، بهویژه اخلاق کمرنگ شود، جامعه را بهسوی نابودی میکشاند.»
وی ادامه داد: «نقصان اخلاقی آثار سویی پدید میآورد و متاسفانه اخلاق در ایران از 60 سال پیش تاکنون بعضا رو به شیب نهاده است.» این شاهنامهشناس معاصر افزود: «امروز اکثریت مردم این کشور جوانان هستند، همگی این جوانان یا اکثریت آنها در طول 30 سال گذشته بهدنیا آمدهاند. این جوانان با ابزار ارتباطی جدید نظیر ماهواره و اینترنت سروکار دارند و بدینترتیب از دنیای پیرامونی خود خبردار هستند، ولی باید دید که این جوانان دنیا را با چه دیدی نظاره میکنند، با حسرت، عبرت یا چشم باز؟ این جوانان باید بدانند ایران کشوری با منابع بسیار وسیع است که همواره در طول تاریخ حسد دیگران را برانگیخته.»
دکتر ندوشن در پایان گفت: «ایران هیچگاه مانند امروز بر لبه تصمیم قرار نگرفته بوده است. جوان امروز نباید تردید داشته باشد که این کشور، وسیع و با منابع پربار است و باید بداند که نیاکان او تلاش خود را کردهاند و امروز وظیفه اوست که این راه را ادامه دهد.»
سخنران بعدی همایش دکتر ناصر فکوهی، استاد انسانشناسی دانشگاه تهران بود، عنوان مقاله او «آیندهپژوهی هویتهای جمعی در ایران، هویتهای جماعتی – فرهنگی: واگرایی و همگرایی» بود. وی گفت: «هویت به معنی تصویر و تصور یک فرد یا یک گروه از خود و تصویر و تصور دیگران از آن فرد یا گروه است که از خلال مولفههای بسیار زیادی نظیر رفتارها، اندیشهها، مناسک، ظواهر، حرکات، زبان و... خود را نشان میدهد و به تثبیت میرساند.» فکوهی ادامه داد: «برخی هویتها جنبه پایدارتر دارند و برخی عمر چندانی ندارند و صرفا بهصورت مقطعی بهوجود میآیند که در این میان هویتهای جماعتی – فرهنگی، هویتهایی عموما پایدار هستند که تعدادی از افراد را درون نوعی همبستگی با یکدیگر قرار میدهند، بهگونهای که امتیازات را میان خود تقسیم میکنند و در برابر یورشها و خطرات بیرونی واکنشهای تدافعی از خود بروز میدهند.»
نویسنده کتاب پارههای انسانشناسی ادامه داد: «در فرآیند مدرنیته و جهانی شدن در دنیای امروز، افزایش شمار و تنوع هویتی امری بسیار رایج محسوب میشود، در دنیای امروز، ما همواره با دو جریان همزمان و متناقض سروکار داریم، از یکسو با روند هویتیابی جدید، یعنی ایجاد تنوع بیشتر در سلایق افراد و شکل گرفتن گروههای جماعتی جدید و از طرف دیگر فشار و نیاز جامعه به ایجاد یکدستی و یکپارچگی برای شکل دادن به مخرج مشترکهای یکسان با هدف امکانپذیر کردن سازماندهی، هدایت و ایجاد هماهنگی میان اعضای یک جامعه، برای زیستن در کنار هم مواجهیم که این دو روند را از یکسو همگرایی و از سوی دیگر واگرایی مینامیم.»
فکوهی ادامه داد: «جامعه ایران بهدلایل گوناگون یکی از پویاترین جوامع کنونی در جهان را تشکیل میدهد و همین امر سبب شده فرآیند ایجاد هویتهای جمعی در آن گسترش، عمق و شدت زیادی بهخود بگیرد و این روند بهصورت روزافزونی افزایش یابد. دلایل اصلیای که میتوانند این فرآیند را در کشور ما توجیه کنند و تقریبا همگی به انقلاب اسلامی و روند تحول 30 ساله آن مربوط میشوند، عبارتند از: «افزایش شدید حضور اجتماعی زنان، گسترش عظیم نظام آموزش عالی در کشور و بالا رفتن شدید نرخ شهرنشینی و فرهنگ شهری در جامعه ما.» وی افزود: «هریک از این عوامل بهتنهایی برای ایجاد تحولاتی بزرگ در یک جامعه کافی بود اما ما در جامعه خودمان هر سه عامل را با یکدیگر و در کنار عوامل فرهنگی بیشمار دیگر تجربه کرده و میکنیم.»
فکوهی گفت: «ما در جامعهای زندگی میکنیم که از لحاظ سبکهای زندگی رویکردهای فرهنگی، سلایق، افکار و عقاید بهشدت تفاوت یافته و متنوع است. این تفاوتها عموما براساس فرآیندهای شناختهشده جامعهشناختی و انسانشناختی به ایجاد هویتهای جمعی منجر میشوند.» مترجم کتاب قومشناسی سیاسی افزود: «جامعه ایران بهدلیل قرار گرفتن در فرآیند یک انقلاب بزرگ اجتماعی از یک طرف و داشتن بنمایههای ذاتی تنوع (نظیر زبانها، قومیتها، اقلیمهای متفاوت و...) از طرف دیگر، دارای توان و ظرفیت بسیار بالایی برای ایجاد فرآیندهای واگرایی است. اما همین جامعه از منابعی غنی و دستنخورده یا کمتر بهرهبرداری شده برای ایجاد همگرایی نیز برخوردار است.»
فکوهی ادامه داد: «همهچیز بدان برمیگردد که اولا این رابطه دوگانه و بسیار پیچیده را در پیچیدگی خاص آن درک کنیم و تلاش نداشته باشیم آن را از طریق ایدئولوژی یا ابزارهای مکانیکی تقلیل دهیم و ثانیا پس از درک آن، مرحله سختتری را که همان مدیریت و هماهنگ ساختن این روندها با هدف بهبود زندگی اجتماعی است را آغاز کنیم. بهنظر ما جامعه ایرانی دارای چنین امکانی است. تاریخ گذشته ما نشان میدهد که تمدن ایرانی توانسته است فرآیندهای بسیار سختواگرایانه را پشتسر بگذارد و خود را در هویتهایی در عینحال متنوع و هماهنگ با یکدیگر در قالبهای بزرگتر تعریف کند. امروز نیز این امر ممکن است به شرط آنکه برای این کار بهدنبال مدل بیرونی نباشیم. در حقیقت نه تاریخ گذشته اروپا و آمریکا و نه بسیاری از مدلهای دیگر کشورهای درحال توسعه بهتنهایی نمیتوانند به ما الگویی مناسب برای ایجاد مدرنیتههای ایرانی برای مدیریت کردن فرآیندهای پیچیده واگرایی و همگرایی عرضه کند.» فکوهی یادآور شد: «ما بیش از هرچیز نیاز به ابتکار و اندیشمندی در این زمینه داریم، بدون آنکه هیچ تجربهای را در کشورهای دیگر نادیده انگاریم.»
فکوهی در پایان گفت: «جامعه ایرانی بدینترتیب میتواند نه فقط جامعهای آزاد و مستقل و متنوع از لحاظ فرهنگی باشد بلکه از اینرو خلاقیت و ابتکارهای فردی و جمعی را تشویق و گسترش دهد و شرایط یک جامعه مقتدر که همگرایی در بسیاری از جنبههای زندگی اجتماعی بهویژه در بعد سیاسی است، را نیز تامین کند.»
در ادامه همایش «آیندهشناسی هویتهای جمعی در ایران» مسعود عالمی، دانشجوی دکترای جامعهشناسی توسعه در دانشگاه تهران مقاله خود تحت عنوان «آیندهنگاری برجستگی هویت ایرانی – اسلامی تحت تاثیر جهانی شدن» را ارائه داد. وی گفت: «جهانی شدن عنصری اساسی در شکلدهی هویتهای جمعی در دنیای معاصر است.» عالمی ادامه داد: «براساس نظریهها و واقعیتهای موجود، سه عامل اساسی وجود دارند که جهانی شدن به واسطه آنها بر هویت ملی تاثیر میگذارد و این سه عامل عبارتند از؛ 1 - نقش بازیگران فراملی 2 - توسعه ملی 3 - هویتهای فراملی.»
وی گفت: «در مورد کشور ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و فرهنگی از میان هویتهای فراملی، هویت اسلامی بیشتر حائز اهمیت است.» وی در ادامه براساس این سه عامل به ارائه هشت سناریو پرداخت که در هریک وضعیت آینده هویت و توسعه در ایران مورد بررسی قرار گرفته بود و گفت: «برخی سناریوها تنها هویت دینی را تقویت میکنند، برخی هویت ملی و برخی دیگر هم هستند که هویت ا سلامی را تضعیف و هویت ایرانی را تقویت میکنند.» وی ادامه داد: «سناریویی که کشور از طریق آن پیشرفت میکند سناریویی است که هویت اسلامی و ایرانی در آن تواما قوی باشند.»
وی در ادامه به بررسی وضعیت کنونی کشور و هشت سناریوی مطرحشده در مقاله خود پرداخت و گفت: «متاسفانه با وضعیت فعلی نمیتوان انتظار داشت که هویت دینی و ایرانی بتوانند تعاملی مناسب با هم برقرار کنند و کشور بتواند وضعیت مناسبی برای مقابله با جریانهای واگرایانه هویتی داشته باشد.»
سخنران بعدی همایش، دکتر رحیم ابوالحسنی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران بود، مقاله وی تحتعنوان «گرایش یا جهتگیری هویت ملی در آینده» اینگونه آغاز شد: «هویت ملی از بهترین انواع هویت اجتماعی است که به اعتقاد بسیاری از متفکران پدیدهای نسبی، سیال و درحال تحول است، بنابراین تعریفی که اعضای یک جامعه ملی از «خود» بهعنوان عضو این جامعه میکنند و بهلحاظ ارزشها، نگرشها، اعتقادات، هنجارها و نمادها نسبت به ابعاد جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، جامعهای و سیاسی متفاوت خواهد بود.» وی گفت: «سوال اصلی پژوهش وی این است که محتوا و عرصههای هویت ملی و ایرانی در آینده چگونه خواهد بود؟» این استاد علوم سیاسی گفت: «هرچند آیندهنگری امری دشوار و غیرعلمی است، اما باید تلاش کرد براساس چارچوبی نظری – کارکردگرایی، اندکی به این پرسش پاسخ داده شود.» وی گفت: «بهنظر میرسد هویت ملی آینده ایرانی ترکیبی از هویت مدرنیته جهانی و اسلام عقلانی و ایرانی دموکراتیک باشد.»
دکتر علی کریمیمله، سخنان خود تحت عنوان «پیشبینی تحولات هویت قومی در ایران» را اینگونه آغاز کرد: «آیندهشناسی در عصر تحولات ژرف، گسترده و شتابان برای سیاستگذاران و مجریان ضرورتی حیاتی است و تصمیمگیری بدون توجه به روندهای محتمل آینده میسر و معقول نیست، چه تصمیمگیری و سیاستگذاری عاقلانه مستلزم آن است که پیامدهای آتی اقدامات و کنشهای خود و دیگران را بشناسیم و نیروهای کنترلناپذیر را شناسایی و راههای مهار آنها را درک کنیم. زیرا انسانها عموما و سیاستگذاران خصوصا در برخورد با محیط پیرامون خود رهیافتی مسالهمحور دارند و براساس انتظاراتی که نسبت به شرایط و پیشبینی آینده در محیط دارند، تواناییهای بالقوه و بالفعل و ذهنی و عینی خود را برای پیشینهسازی منافع متصور و شانس بقای خویش را ارتقا میدهند و مساعی خود را برای برساختن آینده مرجح و مطلوب به کار میگیرند.» استاد علوم سیاسی دانشگاه مازندران ادامه داد: «نیل به این مهم جز با اتخاذ دیدگاه سیستمی و جامعنگر در آیندهشناسی و قبول فرض به هم پیوستگی جهان و روابط تعاملی محیطها میسر نیست.»
وی ادامه داد: گسترش روند جهانی مردمسالاری، تحول گفتمان حقوق بشر دوران جنگ سرد به گفتمان حقوق اقلیتها در عصر پساجنگ سرد، شکلگیری جهان شبکهای و جهانی شدن محلیگراییها، تغییر نقش و کارکرد هویتسازی دولتها، انقلاب اطلاعات و افزایش ضریب اثرگذاری و تسهیل تبادل اطلاعات برای کنشگران اجتماعی، تسریع جابهجایی فرهنگی نوین و خلق و اشاعه نظامهای ارزشی خاص، باز خیزش قبیلهگراییهای نوین و تحول در هویت و وفاداریهای شهروندان و... همگی به شدت زندگی فردی و جمعی ایرانیان را تحت تاثیر قرار داده است. کریمی مله ادامه داد: با این ملاحظات به نظر میرسد یکی از جدیترین و مهمترین مساله فردای قابل پیشبینی ایران، موضوع پویشهای قومی و سوگیری آن نسبت به نظام سیاسی و ساحت اجتماعی ایران و برجسته شدن هویتهای قومی خواهد بود. وی ادامه داد: «در این راستا و با توجه به هژمونیک شدن گفتمانشناسی و جانشینی آن با گفتمان توزیع، مساله مطالبات فرهنگی– هویتی قومی بیش از گذشته در ساحت سیاسی ایران رخ خواهد نمود و تراکم چنین مطالباتی در کنار تداوم نابرابری اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و منزلتی در داخل به انضمام محیط، منفعتمحور و ابزار انگار سیاسی به انباشت نارضایتی و مآلاً سیاسی شدن، و حتی امنیتی شدن موضوع قومیتها در ایران خواهد شد.»
کریمی افزود: توجه به قرائن و شواهد مدعای این پژوهش، مانند تشدید گسست میان هویت ملی و قومی، تصاعد مطالبات اجتماعی– منزلتی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، رشد فزاینده سازمانها، نهادها، انجمنها و مراکز قومی، رشد فزاینده تمایلات تشکیلاتی در قالب انجمنهای ادبی و هنری قومی دانشجویی و غیردانشجویی، تکوین احساسات قومگرایانه افراطی در میان نخبگان، روشنفکران و احزاب سیاسی، قومی، افزایش بیگانگی سیاسی و ایجاد فاصله میان اقوام و نظام سیاسی، بروز و ظهور مطالبات هویتخواهانه قومی در فرصتهای انبساط سیاسی مانند انتخاباتهای ملی و محلی، چنین به نظر میرسد که تشدید هویتها و پویشهای قومی یکی از بارزترین مظاهر دینامیسم سیاسی و اجتماعی ایران در آینده خواهد بود و با توجه به حضور ابرساختارهای پیونددهنده جامعه ایران مانند دین، روحیه استقلالطلبی دیرین، سنتهای تاریخی و پیشینه زیست مسالمتآمیز بین اقوام ایرانی و ... از بین سناریوهای محتمل؛ 1 - افزایش ملیگرایی و ارتقای نیروهای مرکزگرا در مناطق قومی. 2 - تشدید ناسیونالیسم قومی جداییخواه 3 - افزایش هویت خواهان قومی بدون گرایش به تجزیهطلبی. 4 - هویتجویی قومی با تقاضای فدرالیسم در چارچوب تمامیت سرزمینی ایران 5 - غیرقومی شدن جامعه و اقبال بیشتر به سمت حقوق شهروندی بدون تمایل به هویتجویی قومی. وی در پایان افزود: با توجه به وضعیت کنونی کشور سناریوهای سوم و چهارم بیشتر محتمل خواهند بود.