تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۲۸۳۶۱

حرف اضافه!


سیدیاسر جبرائیلی
روزنامه انگلیسی زبان «گلف نیوز» که زیر نظر شیوخ حاکم بر امارات عربی متحده اداره می شود، روز دوشنبه (چهارم آبانماه) طی یک یادداشت، ضمن درج کاریکاتوری از رئیس جمهوری اسلامی ایران، کشورمان را به دخالت در امور دیگر کشورها متهم کرد، حرف هایی جالب راجع به دموکراسی زد، انتخابات خردادماه را زیر سؤال برد، کشورمان را تهدیدی برای دولت های عرب خواند و در پایان، حوادث پس از انتخابات را یک «فرصت استراتژیک» برای دشمنان ما قلمداد کرد که طی آن می توانند نظام اسلامی را تضعیف کنند! درج چنین مقاله ای- که بیشتر حاوی ناسزاست تا استدلال و استناد- البته در رسانه های تحت سلطه حاکمان خودخوانده امارات اتفاق جدیدی نیست و این رویه اتهام پراکنی تقریبا به اولویت نخست سیاست خارجی این کشور 38 ساله در قبال سرزمین کهن ایران تبدیل شده است.
هر چند ادبیات و جنس اتهام ها، تقریبا همان است که رسانه های غربی در پروژه عملیات روانی خود علیه جمهوری اسلامی از آن بهره می برند، اما تفاوت مختصری وجود دارد و آن اینکه کشورهای غربی اگر برخی ادعاها و ارزش ها را مطرح می کنند- اگر چه همان ارزش ها را زیرپا می گذارند- لااقل ماسک آن را به صورت زده اند و «حرف»اش را می زنند. اما انتشار این مطالب در روزنامه ای متعلق به یک نظام حکومتی توتالیتر و خودکامه مانند امارات، احتمالا از آن روست که شیوخ حاکم آن به سبب سرگرمی های گونه گونشان که شهره آفاق است، از تاریخ و پیشینه کوتاه و نیز وضعیت کنونی سیاسی- اجتماعی کشور خود غافل مانده اند. به نظر می رسد یادآوری هویت و ماهیت رژیم حاکم بر امارات و نیز برخی حقایق تاریخی و استدلال های عقلی و نقلی بتواند در تصحیح رفتار این همسایه کوچک و نوزاد مؤثر افتد؛
1- نخستین پرسشی که درباره هر نظام حکومتی باید پرسید مقوله «حق حاکمیت» و به تبع آن نقش مردم در آن سیستم است. از سال 1350 هجری که استعمارگران انگلیسی از ایالات شیخ نشین خارج شدند و نظام حکومتی شبه فدرالی امارات شکل گرفت، شورایی به نام «شورای عالی حکام» (متشکل از شیوخ حاکم بر هفت امارت) سلطنت آن را برعهده گرفت و به بالاترین مرجع قدرت این کشور تبدیل شد. حاکم امارات (رئیس جمهور در دولت های مردمی) توسط همین شورا انتخاب می شود و جالب اینکه کسی جز شیوخ هفت گانه نمی تواند بر این مسند بنشیند. البته «مشروعیت» این نظام سلطنتی هیچ گاه از سوی رسانه های امارات مورد سؤال قرار نمی گیرد و این قضیه نیز علت روشنی دارد: مسئولان تمامی رسانه ها مستقیماً توسط شیوخ حاکم منصوب می شوند!
مردم مظلوم این کشور برای نخستین بار در طول تاریخ آن در سال 2006 به پای صندوق های رأی کشیده شدند تا یک «مجمع» را انتخاب کنند. اگر چه هیچ گاه گفته نشد بالاخره «مجمع» می خواهد چه کاری انجام دهد، اما این جمعیت برخاسته از انتخابات هیچ گونه حق قانونگذاری ندارد و در نظر و عمل بود و نبود آن در احوال مردم مؤثر نیست. نارضایتی های عمومی از نظام سلطنتی به تحلیلگر این جرئت را می دهد تا با شجاعت ادعا کند در صورت برگزاری یک انتخابات آزاد، شیوخ حاکم جایی در نظام حکومتی امارات نخواهند داشت. این حقیقت بر خود آنها نیز چون روز روشن بوده و به همین دلیل است که اساسا دوست نمی دارند به چیزهایی مثل «حق حاکمیت» بیندیشند. لذا به نظر می رسد حتی استفاده از واژه هایی چون «انتخابات»، «دموکراسی»، «مشروعیت» و مانند اینها در رسانه های وابسته به شیوخ چون گلف نیوز «اشتباهی لپی» باشد، چرا که علاقمند شدن مردم به این مقوله ها بی تردید انتظاراتی- هر چند حداقلی- ایجاد کرده و نظام حاکم را با بحران های ویرانگری مواجه خواهد ساخت.
2- مسئله دیگری که درباره امارات بحث های فراوانی را برانگیخته، مقوله حقوق انسانی است. مهاجران، مخصوصاً مهاجران کارگر، قریب به 80درصد جمعیت امارات و 90درصد نیروی کار آن را تشکیل می دهند و سابقه حضور بسیاری از آنان در این کشور به بیش از دو دهه می رسد؛ اما نظام حکومتی این کشور آنان را از کمترین حقوق انسانی چون حق شهروندی یا حقوق کارگری محروم ساخته است. سپتامبر 2004 شبکه بی بی سی در گزارشی دردناک به اوضاع اسفبار نیروی کار در امارات پرداخت و تأکید کرد که اگرچه ماجرای استثمار کارگران توسط کارفرمایان بعضاً در روزنامه های محلی به چاپ می رسد، اما این رسانه ها جرئت ندارند نام شرکت های ظالم را ذکر کنند چرا که اشخاص پرقدرتی در رأس این شرکت ها قرار دارند. منظور از اشخاص پرقدرت همان شیوخ حاکم و خانواده های آنان است که به سبب برخورداری از مصونیت قضایی پولادین اساساً در هیچ دادگاهی برای پاسخگویی حاضر نمی شوند و «هرکه با آنها در افتد، ور می افتد».
فاحشه گری، تجارت انسان و سوءاستفاده از کودکان توسط ایادی حکومت امارات موضوعی است که از پرده رسانه های مستقل هیچ گاه پائین نیامده و نهادهای حقوق بشری به طور پیوسته این اعمال را محکوم کرده اند. 23 آوریل 2009 یک حلقه فیلم ویدئویی که به صورت قاچاقی از این کشور خارج شد، به دست شبکه تلویزیونی ای.بی.سی افتاد تا مخاطبانش را در جریان نمونه ای از رفتار خاندان شیوخ حاکم بگذارد: فیلم، شیخ عیسی بن زاید آل نهیان پسر رئیس سابق امارات را در حال شلاق زدن به مردم، وارد کردن شوک الکتریکی مخصوص گاو به یک انسان، ریختن نمک روی زخم مخالفان و خاک در دهان آنان، و سرانجام زیر گرفتن یک مجروح توسط مرسدس بنز شخصی خود نشان می داد. مقامات امارات تصاویر را تائید کردند، اما اتفاقی برای شیخ زاده نیافتاد!
3- رسانه های وابسته به حکومت امارات اگر فرض خود را بر این نهاده اند که از طریق حمله به حکومت های مردمی همسایه، می توانند خلاء های مشروعیتی نظام سلطنتی و موروثی آن را برطرف کنند، سخت در اشتباهند. در رویکرد رسانه ای امارات نکته جالب توجه آن است که دولت هایی که از سوی مطبوعاتی چون گلف نیوز مورد حمله قرار می گیرند، دو وجه مشترک دارند و آن مردمی بودن و قرار گرفتن در جبهه مقاومت در منطقه علیه رژیم صهیونیستی است. شماره روز گذشته گلف نیوز کاریکاتور و مطلب دیگری نیز داشت که به رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلام گرای ترکیه و دولت وی اختصاص یافته بود. گلف نیوز سعی کرد جبهه گیری اردوغان در برابر رژیم صهیونیستی را نه یک اقدام انسانی و اسلامی، که حرکتی مزورانه با هدف نشان دادن اهمیت آنکارا در منطقه به اتحادیه اروپا و در نتیجه تسهیل عضویت ترکیه در این اتحادیه نشان دهد.
حکومت امارات به خوبی می داند که ساختار افکار عمومی مردم عرب و غیرعرب اما مسلمان خاورمیانه باعث شده است دولت های حامی جریان مقاومت فلسطین محبوب، و غیر آنها منفور باشند. برخی کشورهای عربی از جمله امارات اگرچه ادعای حمایت از فلسطین را دارند، اما در عمل نشان داده اند که یک متحد استراتژیک برای رژیم صهیونیستی به شمار می روند و همین امر بر دردسرهای نظام های توتالیتر افزوده و فاصله میان آنها و مردم را افزایش داده است.
برای نمونه، پیشتر کسانی که گذرنامه اسرائیلی داشتند یا حتی مهر ورود به سرزمین های اشغالی در گذرنامه شان وجود داشت، حق سفر به امارات را نداشتند، اما با بهبود روابط ابوظبی- تل آویو حتی این محدودیت جزیی نیز از سوی شیوخ برداشته شده است. از این رو رسانه های حکومتی امارات بر اقدامات حمایتی ایران از جریان مقاومت برچسب «مداخله» زده و حرکت اعتراض آمیز مردم ترکیه را «مزورانه» می خوانند تا ضمن به حاشیه راندن روابط گرم خود با تل آویو، از طریق عملیات روانی، در مقابل حمایت افکار عمومی خود از دولت های ضداشغالگر چون ایران و ترکیه بایستند. نظرسنجی های معتبری که از مردم عرب انجام شده و محبوبیت بالای محمود احمدی نژاد و سید حسن نصرالله در میان این مردم، نشان دهنده این است که سیاست رسانه ای اماراتی ها در داخل نیز نتیجه عکس داده است.
امارات با این دست ادعانامه ها علیه دیگران نمی تواند همه کس و همه چیز را در داخل خاک خود تبرئه کند. براساس اخبار متعدد و متواتر لفاظی هایی چون مطلب اخیر گلف نیوز بیش از آنکه مورد توجه قرار گیرد اسباب تمسخر می شود. باید منتظر ماند و دید که آیا رسانه های کوچک امارات باز هم می خواهند به این نوع تبلیغات خود ادامه دهند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات